←جاذبه و حلاوت ویژه قرآن
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
#قرآن به خاطر برخورداری از روح حیاتبخش و پویایی، همصدایی با فطرت، ایجاد شور و انگیزش غیرقابلمقایسه با هر کتاب فلسفی، کلامی و یا عرفانی دیگر است. به این معنا که این دست از کتابها را باید صرفاً حاوی مجموعهای از آموزهها دانست، بیآنکه قادر باشند شور، امید، پویایی و در یک کلمه حیات را در مخاطبان خود پدیدآورند. ازاینجهت میتوان برای قرآن تمدن سازی قائل شد. | #قرآن به خاطر برخورداری از روح حیاتبخش و پویایی، همصدایی با فطرت، ایجاد شور و انگیزش غیرقابلمقایسه با هر کتاب فلسفی، کلامی و یا عرفانی دیگر است. به این معنا که این دست از کتابها را باید صرفاً حاوی مجموعهای از آموزهها دانست، بیآنکه قادر باشند شور، امید، پویایی و در یک کلمه حیات را در مخاطبان خود پدیدآورند. ازاینجهت میتوان برای قرآن تمدن سازی قائل شد. | ||
#خداوند در قرآن جذبه و جذبهای قرار داده که قابلمقایسه با هیچ پدیدهای دیگر نیست. از اینرو قرآن را نباید با هیچیک از دستاوردهای هنری زیبای بشر مقایسه کرد. سیریناپذیری انسان از تلاوت قرآن و تأثیر شگفت تلاوت و یا شنیدن آوای تلاوت بر روح و روان آدمی را میتوان بهعنوان شاهدی بر مدعای خود برشمرد. | #خداوند در قرآن جذبه و جذبهای قرار داده که قابلمقایسه با هیچ پدیدهای دیگر نیست. از اینرو قرآن را نباید با هیچیک از دستاوردهای هنری زیبای بشر مقایسه کرد. سیریناپذیری انسان از تلاوت قرآن و تأثیر شگفت تلاوت و یا شنیدن آوای تلاوت بر روح و روان آدمی را میتوان بهعنوان شاهدی بر مدعای خود برشمرد. | ||
==جاذبه و حلاوت ویژه قرآن== | ==نخست: جاذبه و حلاوت ویژه قرآن== | ||
باید اذعان کنم که خود بهشدت تحت تأثیر این جاذبه قرآنی قرار دارم بهگونهای که لذت و سیریناپذیری از تلاوت قرآن را با هیچ کتاب دیگری قابلمقایسه نمیدانم. حدود هشت سال است که واقعاً معنایی در قرآن احساس میکنم که در غیر قرآن احساس نمیکنم.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص ۵۶۰.</ref> این مدعا را طه حسین نیز مورد تأیید قرار داده است او دراینباره میگوید: | باید اذعان کنم که خود بهشدت تحت تأثیر این جاذبه قرآنی قرار دارم بهگونهای که لذت و سیریناپذیری از تلاوت قرآن را با هیچ کتاب دیگری قابلمقایسه نمیدانم. حدود هشت سال است که واقعاً معنایی در قرآن احساس میکنم که در غیر قرآن احساس نمیکنم.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص ۵۶۰.</ref> این مدعا را طه حسین نیز مورد تأیید قرار داده است او دراینباره میگوید: | ||
پس از اختراع رادیو، پخش قرآن بهوسیله خوانندگان خوشآواز در کشورهای اسلامی و کشورهای بیگانهای که به منظورهای سیاسی و غیرسیاسی برای مسلمانان برنامهای دارند فراوان گردید. اکنون قرآن در رادیوهای اروپا و آمریکا بیشتر برای شنوندگان، آن را در درجه اول برای خودش و ثانیاً به خاطر آوازهایی که در تلاوت آن است و طربی که در شنوندگان پدید میآورد میشنوند. گاه بعضی قسمتهای ادبی از زبانهای زنده در رادیوپخش میشود لکن هرگز پخش آنها مانند قرآن پیوسته و منظم نیست<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص ۵۵۸.</ref> از سوی دیگر، باید راز این جذبه و جاذبه قرآن را ازآنجهت دانست که قرآن کتاب دل است و دلها و فطرتهای پاک مردم را مورد خطاب قرار داده است. این مطلب مورد پذیرش همگان است. قرآن زبان دیگری نیز دارد که مخاطب آن عقل نیست بلکه دل است و این زبان دوم ((احساس)) نام دارد. کسی که زبان دل را بداند و با آن انسان از مخاطب قرار دهد، او را از اعماق هستی و کنه وجودش به حرکت درمیآورد. آنوقت دیگر تنها فکر و مغز انسان تحت تأثیر نیست بلکه سراسر وجودش تحت تأثیر قرار میگیرد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص ۳۵</ref> | پس از اختراع رادیو، پخش قرآن بهوسیله خوانندگان خوشآواز در کشورهای اسلامی و کشورهای بیگانهای که به منظورهای سیاسی و غیرسیاسی برای مسلمانان برنامهای دارند فراوان گردید. اکنون قرآن در رادیوهای اروپا و آمریکا بیشتر برای شنوندگان، آن را در درجه اول برای خودش و ثانیاً به خاطر آوازهایی که در تلاوت آن است و طربی که در شنوندگان پدید میآورد میشنوند. گاه بعضی قسمتهای ادبی از زبانهای زنده در رادیوپخش میشود لکن هرگز پخش آنها مانند قرآن پیوسته و منظم نیست<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[نبوت ۱(کتاب)|نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۴، ص ۵۵۸.</ref> از سوی دیگر، باید راز این جذبه و جاذبه قرآن را ازآنجهت دانست که قرآن کتاب دل است و دلها و فطرتهای پاک مردم را مورد خطاب قرار داده است. این مطلب مورد پذیرش همگان است. قرآن زبان دیگری نیز دارد که مخاطب آن عقل نیست بلکه دل است و این زبان دوم ((احساس)) نام دارد. کسی که زبان دل را بداند و با آن انسان از مخاطب قرار دهد، او را از اعماق هستی و کنه وجودش به حرکت درمیآورد. آنوقت دیگر تنها فکر و مغز انسان تحت تأثیر نیست بلکه سراسر وجودش تحت تأثیر قرار میگیرد<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[آشنایی با قرآن(کتاب)|آشنایی با قرآن]]، ج ۱، ص ۳۵</ref> | ||