←اعدام
(←اعدام) |
|||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
[[دولت]] محمد شاه قاجار برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند، در صفر ۱۲۶۴ وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه و در اواخر [[سلطنت]] [[محمد]] شاه به تبریز بردند و [[مجلسی]] با حضور [[ناصر]] الدین میرزا "که در آن وقت [[ولیعهد]] بود" و چند تن از [[علما]] ترتیب دادند. [[سید علی محمد]] را در آن مجلس حاضر کردند. سید علی محمد در آنجا آشکارا از [[مقام]] [[مهدویت]] خود سخن گفت؛ ولی در پاسخ اشکالات و پرسشهای علمای حاضر فروماند. پس از آشکار شدن [[عجز]]سید علی محمد در [[اثبات]] ادعای خود، وی را چوب زده [[تنبیه]] نمودند. او از دعاوی خویش [[تبری]] جست و اظهار [[پشیمانی]] کرد و خطاب به ولیعهد توبهنامه رسمی نوشت. صورت توبهنامه سید علی محمد را یکی از مریدانش در کتاب خود آورده است. بدینسان سید علی محمد از دعاوی خود بازگشت؛ ولی [[توبه]] او صوری بود، چنانکه قبلا در [[شیراز]] نیز بر فراز [[منبر]] و برابر [[مردم]] [[نیابت]] و [[بابیت]] خود را [[انکار]] کرد؛ اما چیزی نگذشت که ادعاهای بالاتری را به میان آورد و از [[پیامبری]] و [[رسالت]] خویش سخن گفت<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۸۹-۱۹۲؛ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۵۳.</ref>. | [[دولت]] محمد شاه قاجار برای آنکه پیوند او را با مریدانش قطع کند، در صفر ۱۲۶۴ وی را از قلعه ماکو به قلعه چهریق در نزدیکی ارومیه و در اواخر [[سلطنت]] [[محمد]] شاه به تبریز بردند و [[مجلسی]] با حضور [[ناصر]] الدین میرزا "که در آن وقت [[ولیعهد]] بود" و چند تن از [[علما]] ترتیب دادند. [[سید علی محمد]] را در آن مجلس حاضر کردند. سید علی محمد در آنجا آشکارا از [[مقام]] [[مهدویت]] خود سخن گفت؛ ولی در پاسخ اشکالات و پرسشهای علمای حاضر فروماند. پس از آشکار شدن [[عجز]]سید علی محمد در [[اثبات]] ادعای خود، وی را چوب زده [[تنبیه]] نمودند. او از دعاوی خویش [[تبری]] جست و اظهار [[پشیمانی]] کرد و خطاب به ولیعهد توبهنامه رسمی نوشت. صورت توبهنامه سید علی محمد را یکی از مریدانش در کتاب خود آورده است. بدینسان سید علی محمد از دعاوی خود بازگشت؛ ولی [[توبه]] او صوری بود، چنانکه قبلا در [[شیراز]] نیز بر فراز [[منبر]] و برابر [[مردم]] [[نیابت]] و [[بابیت]] خود را [[انکار]] کرد؛ اما چیزی نگذشت که ادعاهای بالاتری را به میان آورد و از [[پیامبری]] و [[رسالت]] خویش سخن گفت<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۸۹-۱۹۲؛ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۵۳.</ref>. | ||
=== | ===اعدام=== | ||
در اواخر سلطنت محمد شاه و پس از [[مرگ]] او، از سوی مریدان سید علی محمد آشوبهایی در [[کشور]] پدید آمد و آنان چنین میپنداشتند که [[یاران مهدی]] موعودند و به زودی [[جهان]] را در [[تسخیر]] خود خواهند گرفت و بر [[شرق]] و [[غرب]] [[فرمانروایی]] میکنند. میان ایشان و نیروی دولتی، [[جنگ]] درگرفت و [[فتنه]] آنان با [[پیروزی]] قوای [[دولت]] و کشته شدن ملا محمد علی بارفروشی در [[جمادی الثانی]] ۱۲۶۵ پایان گرفت. در زنجان نیز [[شورشی]] به سرکردگی ملا محمد علی زنجانی پدید آمد که به [[شکست]] [[بابیان]] انجامید. در [[تهران]] نیز گروهی از بابیان به [[رهبری علی]] ترشیزی بر آن شدند تا [[ناصر الدین شاه]] و [[امیر]] کبیر و [[امام جمعه]] تهران را به [[قتل]] رسانند؛ اما نقشه آنان [[کشف]] شد و ۳۸ تن از سران بابیان دستگیر و هفت تن از آنها کشته شدند. شگفت آنکه مریدان [[سید علی محمد]] در جنگهای [[قلعه]] [[طبرسی]] و زنجان، از [[مسلمانی]] دم میزدند و [[نماز]] میگزاردند و از "[[بابیت]]" سید علی محمد جانبداری میکردند. ظاهرا در آن هنگام هنوز [[ادعای مهدویت]] و [[نبوت]] وی به آنها نرسیده بود؛ ازاینرو به اعتراف وقایع نگاران بابی برخی از بابیان به محض اینه در "بدشت" از ادعای مهدویت سید علی محمد و [[تغییر]] [[احکام اسلام]] باخبر شدند، به شدت از او روی گرداندند<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۸۹-۱۹۲؛ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۵۳و ۷۲۲.</ref>. | در اواخر سلطنت محمد شاه و پس از [[مرگ]] او، از سوی مریدان سید علی محمد آشوبهایی در [[کشور]] پدید آمد و آنان چنین میپنداشتند که [[یاران مهدی]] موعودند و به زودی [[جهان]] را در [[تسخیر]] خود خواهند گرفت و بر [[شرق]] و [[غرب]] [[فرمانروایی]] میکنند. میان ایشان و نیروی دولتی، [[جنگ]] درگرفت و [[فتنه]] آنان با [[پیروزی]] قوای [[دولت]] و کشته شدن ملا محمد علی بارفروشی در [[جمادی الثانی]] ۱۲۶۵ پایان گرفت. در زنجان نیز [[شورشی]] به سرکردگی ملا محمد علی زنجانی پدید آمد که به [[شکست]] [[بابیان]] انجامید. در [[تهران]] نیز گروهی از بابیان به [[رهبری علی]] ترشیزی بر آن شدند تا [[ناصر الدین شاه]] و [[امیر]] کبیر و [[امام جمعه]] تهران را به [[قتل]] رسانند؛ اما نقشه آنان [[کشف]] شد و ۳۸ تن از سران بابیان دستگیر و هفت تن از آنها کشته شدند. شگفت آنکه مریدان [[سید علی محمد]] در جنگهای [[قلعه]] [[طبرسی]] و زنجان، از [[مسلمانی]] دم میزدند و [[نماز]] میگزاردند و از "[[بابیت]]" سید علی محمد جانبداری میکردند. ظاهرا در آن هنگام هنوز [[ادعای مهدویت]] و [[نبوت]] وی به آنها نرسیده بود؛ ازاینرو به اعتراف وقایع نگاران بابی برخی از بابیان به محض اینه در "بدشت" از ادعای مهدویت سید علی محمد و [[تغییر]] [[احکام اسلام]] باخبر شدند، به شدت از او روی گرداندند<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۸۹-۱۹۲؛ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۵۳و ۷۲۲.</ref>. | ||