راز خلافت الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-==منابع== +== منابع ==))
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
خط ۱۲: خط ۱۲:
*در دومین بخش از [[آیات]]، [[قرآن کریم]] از [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] یاد می‌کند که [[فرمان خدا]] را در جهت یادگیری و اتصاف به [[صفات الهی]] به گوش [[جان]] شنیدند و با همه وجود به آنها عمل کردند. یعنی به سوی [[حیات]] [[حقیقی]] رفتند و [[حی]] شدند. به سوی [[قدرت]] صادق شتافتند و [[قادر]] شدند. در مسیر [[عدالت]]، حرکت کردند و [[عادل]] شدند و...؛ آنگاه همه [[انسان‌ها]] را به [[اطاعت]] و اقتدای آنان فرامی‌خواند و این‌گونه، پروردگاری خویش را نسبت به [[آدمی]] [[اعمال]] می‌فرماید.
*در دومین بخش از [[آیات]]، [[قرآن کریم]] از [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] یاد می‌کند که [[فرمان خدا]] را در جهت یادگیری و اتصاف به [[صفات الهی]] به گوش [[جان]] شنیدند و با همه وجود به آنها عمل کردند. یعنی به سوی [[حیات]] [[حقیقی]] رفتند و [[حی]] شدند. به سوی [[قدرت]] صادق شتافتند و [[قادر]] شدند. در مسیر [[عدالت]]، حرکت کردند و [[عادل]] شدند و...؛ آنگاه همه [[انسان‌ها]] را به [[اطاعت]] و اقتدای آنان فرامی‌خواند و این‌گونه، پروردگاری خویش را نسبت به [[آدمی]] [[اعمال]] می‌فرماید.
*در بخش سوم از [[آیات قرآن]] نیز، نسبت به انسان‌های عادی همین‌گونه عمل می‌کند. یعنی [[فرمان]] فراگیری اسما و صفات را بیان میدارد. سپس به کسانی که بیرون از حلقه [[انبیا]]، [[اولیا]] و [[معصومان]] بودند و این [[فرمان]] را [[اطاعت]] کردند، اشاره و دیگران را نیز به پیمودن راه آنان، [[ترغیب]] می‌فرماید.
*در بخش سوم از [[آیات قرآن]] نیز، نسبت به انسان‌های عادی همین‌گونه عمل می‌کند. یعنی [[فرمان]] فراگیری اسما و صفات را بیان میدارد. سپس به کسانی که بیرون از حلقه [[انبیا]]، [[اولیا]] و [[معصومان]] بودند و این [[فرمان]] را [[اطاعت]] کردند، اشاره و دیگران را نیز به پیمودن راه آنان، [[ترغیب]] می‌فرماید.
*البته همان‌گونه که فاصله میان [[خدای سبحان]] با [[پیامبران]] و [[امامان]]، بسیار زیاد است، میان [[انبیا]] و [[اولیا]] با انسان‌های عادی نیز فاصله‌ای ناپیمودنی وجود دارد و در اتصاف به صفات علیا و اسمای حسنا نیز چنین است. یعنی نه مقایسه [[علم]] [[خدا]] با [[علم]] [[انبیا]] و [[اولیا]] صحیح است و نه [[قیاس]] [[علم]] و [[حکمت]] [[پیامبران]] و [[امامان]] با [[دانش]] انسان‌های عادی و در دیگر صفات نیز مسئله، همین‌گونه است. لیکن به هر روی، امکان اتصاف به [[اوصاف الهی]] برای همه [[انسان‌ها]] وجود دارد و هر کس به اندازه هستی خود می‌تواند به اسما و [[صفات الهی]] دسترسی داشته باشد. مثلا [[حیات]] که صفتی است [[الهی]] برای همه [[انسان‌ها]] میسر است. برخی چون [[عالمان]] [[صالح]]، چنان از این [[وصف]] [[الهی]] برخوردارند که حتی پس از [[مرگ]] هم زنده‌اند: {{متن حدیث|وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ}}؛ و در مقابل، بعضی چنان محروم‌اند که پیش از [[مرگ]] نیز مرده‌اند و [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آنان را {{متن حدیث|مَيِّتِ الْأَحْيَاءِ}}، خطاب فرمودند<ref>حسن بن محمد دیلمی، اعلام الدین فی صفات المؤمنین، ص۱۲۸.</ref>.
*البته همان‌گونه که فاصله میان [[خدای سبحان]] با [[پیامبران]] و [[امامان]]، بسیار زیاد است، میان [[انبیا]] و [[اولیا]] با انسان‌های عادی نیز فاصله‌ای ناپیمودنی وجود دارد و در اتصاف به صفات علیا و اسمای حسنا نیز چنین است. یعنی نه مقایسه [[علم]] [[خدا]] با [[علم]] [[انبیا]] و [[اولیا]] صحیح است و نه [[قیاس]] [[علم]] و [[حکمت]] [[پیامبران]] و [[امامان]] با [[دانش]] انسان‌های عادی و در دیگر صفات نیز مسئله، همین‌گونه است. لکن به هر روی، امکان اتصاف به [[اوصاف الهی]] برای همه [[انسان‌ها]] وجود دارد و هر کس به اندازه هستی خود می‌تواند به اسما و [[صفات الهی]] دسترسی داشته باشد. مثلا [[حیات]] که صفتی است [[الهی]] برای همه [[انسان‌ها]] میسر است. برخی چون [[عالمان]] [[صالح]]، چنان از این [[وصف]] [[الهی]] برخوردارند که حتی پس از [[مرگ]] هم زنده‌اند: {{متن حدیث|وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ}}؛ و در مقابل، بعضی چنان محروم‌اند که پیش از [[مرگ]] نیز مرده‌اند و [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آنان را {{متن حدیث|مَيِّتِ الْأَحْيَاءِ}}، خطاب فرمودند<ref>حسن بن محمد دیلمی، اعلام الدین فی صفات المؤمنین، ص۱۲۸.</ref>.
*نتیجه آن‌که [[خلافت]] [[انسان]] از راه [[تعلیم]] اسما به دست می‌آید و حداقل [[خلافت]] الهی آن است که [[آدمی]] [[امیر]] نفس خویش باشد، نه [[اسیر]] آن و اگر در دیگران نتواند نفوذی داشته باشد و خلیفه‌ای بپروراند، لااقل در نفس خویش [[نفوذ]] داشته و بر او مسلط باشد. اما چون اوج [[خلافت]] [[انسان]]، [[تعلیم]] همه اسما و صفات خداست و از جمله این اسما و صفات، صفت [[خلیفه]] پروری است، [[برترین]] [[جانشین خدا]] کسی است که به [[خلیفه]] پروری نیز [[همت]] گمارد و چنین حقیقتی را در آیینه وجود [[مقدس]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} میتوان یافت که محور [[خلافت]] الهی بر [[ملک]] و [[ملکوت]] است و همه [[جانشینان]] [[خدا]] از ازل تا ابد، نه تنها از پرتو [[خلافت]] او [[خلیفه]] شدند که اساساً از [[برکت]] وجود او هستی یافته و از عدم تا به وجود، این همه راه آمده‌اند<ref>عبدالله جوادی آملی، انسان از آغاز تا انجام، ص۱۴۹.</ref>.
*نتیجه آن‌که [[خلافت]] [[انسان]] از راه [[تعلیم]] اسما به دست می‌آید و حداقل [[خلافت]] الهی آن است که [[آدمی]] [[امیر]] نفس خویش باشد، نه [[اسیر]] آن و اگر در دیگران نتواند نفوذی داشته باشد و خلیفه‌ای بپروراند، لااقل در نفس خویش [[نفوذ]] داشته و بر او مسلط باشد. اما چون اوج [[خلافت]] [[انسان]]، [[تعلیم]] همه اسما و صفات خداست و از جمله این اسما و صفات، صفت [[خلیفه]] پروری است، [[برترین]] [[جانشین خدا]] کسی است که به [[خلیفه]] پروری نیز [[همت]] گمارد و چنین حقیقتی را در آیینه وجود [[مقدس]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} میتوان یافت که محور [[خلافت]] الهی بر [[ملک]] و [[ملکوت]] است و همه [[جانشینان]] [[خدا]] از ازل تا ابد، نه تنها از پرتو [[خلافت]] او [[خلیفه]] شدند که اساساً از [[برکت]] وجود او هستی یافته و از عدم تا به وجود، این همه راه آمده‌اند<ref>عبدالله جوادی آملی، انسان از آغاز تا انجام، ص۱۴۹.</ref>.
*علاوه بر [[تعلیم اسماء]] و [[اسرار الهی]] به [[انسان]]، می‌توان به [[فلسفه]] و [[علل]] دیگر [[شایستگی]] [[انسان]] در کسب این [[مقام]] از [[زبان قرآن]] توجه داشت. در این زمینه دو بُعدی بودن و دمیده شدن [[روح الهی]] در او، داشتن [[عقل]]، [[اختیار]] و [[آزادی]] از مهم‌ترین [[علل]] [[شایستگی]] او برای چنین منزلتی است که به‌طور مختصر بررسی می‌شود، همان‌طور که گفته شد [[انسان]] موجودی دو بُعدی است که [[حقیقت]] وجودی او از دو بعد جسمانی و [[روحانی]] سرشته شده است لذا از اولین ویژگی‌های ذاتی [[انسان]] این است که او نه تنها [[آفریده]] [[خداوند]] است بلکه در [[طبیعت]] [[آفریده]] او، [[خداوند]] از [[روح الهی]] خود دمیده است: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ}}<ref>«که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریده‌ایم،» سوره تین، آیه ۴.</ref>؛ {{متن قرآن|ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ}}<ref>«سپس نطفه را خونی بسته و آنگاه خون بسته را گوشتپاره‌ای و گوشتپاره را استخوان‌هایی آفریدیم پس از آن بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس بزرگوار است  خداوند که نیکوترین آفریدگاران است» سوره مؤمنون، آیه ۱۴.</ref>.
*علاوه بر [[تعلیم اسماء]] و [[اسرار الهی]] به [[انسان]]، می‌توان به [[فلسفه]] و [[علل]] دیگر [[شایستگی]] [[انسان]] در کسب این [[مقام]] از [[زبان قرآن]] توجه داشت. در این زمینه دو بُعدی بودن و دمیده شدن [[روح الهی]] در او، داشتن [[عقل]]، [[اختیار]] و [[آزادی]] از مهم‌ترین [[علل]] [[شایستگی]] او برای چنین منزلتی است که به‌طور مختصر بررسی می‌شود، همان‌طور که گفته شد [[انسان]] موجودی دو بُعدی است که [[حقیقت]] وجودی او از دو بعد جسمانی و [[روحانی]] سرشته شده است لذا از اولین ویژگی‌های ذاتی [[انسان]] این است که او نه تنها [[آفریده]] [[خداوند]] است بلکه در [[طبیعت]] [[آفریده]] او، [[خداوند]] از [[روح الهی]] خود دمیده است: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ}}<ref>«که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریده‌ایم،» سوره تین، آیه ۴.</ref>؛ {{متن قرآن|ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ}}<ref>«سپس نطفه را خونی بسته و آنگاه خون بسته را گوشتپاره‌ای و گوشتپاره را استخوان‌هایی آفریدیم پس از آن بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس بزرگوار است  خداوند که نیکوترین آفریدگاران است» سوره مؤمنون، آیه ۱۴.</ref>.
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش