جز
جایگزینی متن - 'دانش رجال' به 'دانش رجال'
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == == منابع ==' به '== منابع ==') |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
[[همسر]] [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} و از [[اصحاب امام رضا]]{{ع}}. این بانوی [[شایسته]] و با [[فضیلت]] در [[بیت]] [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} راه یافت و در آنجا با نشاندادن [[لیاقت]]، [[امانتداری]] و فضیلتهایش به جایگاه خاصی دست یافت تا آنجا که [[مرحوم مجلسی]] دربارهاش مینویسد: «ام [[احمد]] [[داناترین]]، با تقویترین و ارجمندترین همسر امام موسی بن جعفر{{ع}} بوده است»<ref>مرآة العقول، ج۳، ص۳۶۷.</ref>. از نام ایشان، نام و شرح [[زندگی]] [[پدر]]، [[مادر]] و دیگر اعضای خانوادهاش هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها میدانیم در [[خانه امام]] موسی بن جعفر{{ع}} بوده و به او «ام احمد» میگفتهاند، همانطور که از [[تاریخ]] ولادتش نیز اطلاعی نداریم. او همسر [[امام کاظم]]{{ع}} و به اندازهای مورد [[اعتماد]] آن [[حضرت]] بود که ودیعههای [[امامت]] را به ایشان سپرده و فرموده بود هر کس از شما آنها را [[طلب]] کرد، امام و [[حجت خدا در زمین]]، پس از من است. [[کلینی]] در اینباره چنین [[روایت]] کرده است: امام [[ابو الحسن]]، موسی بن جعفر{{ع}} هنگامی که [[زندانی]] شد به فرزندش [[علی بن موسی]]{{ع}} [[دستور]] داد تا زمانی که خبر [[آزادی]] و بازگشت او میرسد در دهلیزخانه (ام احمد) بخوابد. از اینرو ما هر شب رختخواب [[امام رضا]]{{ع}} را در دهلیزخانه میانداختیم و او هر شب به آنجا آمده و در آنجا میخوابید؛ چون صبح میشد به منزلش میرفت و چهار سال این حالت ادامه یافت اما در یکی از شبها او برخلاف [[عادت]] گذشته به [[خانه]] پدرش نیامد. [[خانواده]] امام موسی بن جعفر{{ع}} بسیار نگران شدند و [[ترس]] و [[نگرانی]] عظیمی بر ما وارد شد. فردای آن شب آن حضرت نزد خانواده پدرش و نزد ام احمد آمد و گفت: امانتهایی که پدرم نزد تو نهاده است را به من برگردان. ام احمد نالهای زد، بر صورتش سیلی زد و گریبان چاک کرد و گفت: [[سوگند]] به [[خدا]] آقایم و مولایم موسی بن جعفر{{ع}} از [[دنیا]] رفت. [[حضرت رضا]]{{ع}} جلو او را گرفت و به ایشان فرمود: در این باره تا زمانی که خبر [[شهادت]] پدرم به [[والی مدینه]] نرسیده چیزی نگو. ام [[احمد]] صندوقچهای و دو هزار [[دینار]] یا چهار هزار دینار به آن [[حضرت]] داد و همه اینها را فقط به آن حضرت و نه هیچکس دیگر تحویل داد. ام احمد گفت: در گفت و شنودهای خصوصی و محرمانهای که میان من و همسرم [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} بود، به من فرمود: این [[امانتها]] را [[حفظ]] کن و تا من نمردهام به هیچکس درباره آن چیزی نگو. و چون از [[دنیا]] رفتم هر کدام از فرزندانم که آمد و آنها را از تو خواست، آنها را به او بده و بدان که من از این دنیا رفتهام. ام احمد ادامه داد: [[سوگند]] به [[خدا]] نشانهای که مولایم [[موسی بن جعفر]]{{ع}} به من داد، همین است که میبینم، [[امام رضا]]{{ع}} امانتهای [[پدر]] را از ام احمد گرفت و همه [[خانواده]] را [[دستور]] داد در اینباره تا زمانی که خبر شهادت پدر بزرگوارش نرسیده است چیزی نگویند. و دیگر هرگز برای خوابیدن مانند گذشته به آنجا نیامد. مدت کمی نگذشت که خبر شهادت آن حضرت رسید و ما با دقت فاصله رسیدن خبر روزی که امام رضا{{ع}} امانتها را خواست بررسی کردیم و متوجه شدیم دقیقاً در همان زمانی که امام رضا{{ع}} امانتها را از ام احمد خواسته است، پدر بزرگوارش به شهادت رسیده است»<ref>الکافی، ج۱، ص۳۸۱ - ۳۸۲؛ مرآة العقول، ج۴، ص۲۴۱.</ref>. | [[همسر]] [[امام]] [[موسی بن جعفر]]{{ع}} و از [[اصحاب امام رضا]]{{ع}}. این بانوی [[شایسته]] و با [[فضیلت]] در [[بیت]] [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} راه یافت و در آنجا با نشاندادن [[لیاقت]]، [[امانتداری]] و فضیلتهایش به جایگاه خاصی دست یافت تا آنجا که [[مرحوم مجلسی]] دربارهاش مینویسد: «ام [[احمد]] [[داناترین]]، با تقویترین و ارجمندترین همسر امام موسی بن جعفر{{ع}} بوده است»<ref>مرآة العقول، ج۳، ص۳۶۷.</ref>. از نام ایشان، نام و شرح [[زندگی]] [[پدر]]، [[مادر]] و دیگر اعضای خانوادهاش هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها میدانیم در [[خانه امام]] موسی بن جعفر{{ع}} بوده و به او «ام احمد» میگفتهاند، همانطور که از [[تاریخ]] ولادتش نیز اطلاعی نداریم. او همسر [[امام کاظم]]{{ع}} و به اندازهای مورد [[اعتماد]] آن [[حضرت]] بود که ودیعههای [[امامت]] را به ایشان سپرده و فرموده بود هر کس از شما آنها را [[طلب]] کرد، امام و [[حجت خدا در زمین]]، پس از من است. [[کلینی]] در اینباره چنین [[روایت]] کرده است: امام [[ابو الحسن]]، موسی بن جعفر{{ع}} هنگامی که [[زندانی]] شد به فرزندش [[علی بن موسی]]{{ع}} [[دستور]] داد تا زمانی که خبر [[آزادی]] و بازگشت او میرسد در دهلیزخانه (ام احمد) بخوابد. از اینرو ما هر شب رختخواب [[امام رضا]]{{ع}} را در دهلیزخانه میانداختیم و او هر شب به آنجا آمده و در آنجا میخوابید؛ چون صبح میشد به منزلش میرفت و چهار سال این حالت ادامه یافت اما در یکی از شبها او برخلاف [[عادت]] گذشته به [[خانه]] پدرش نیامد. [[خانواده]] امام موسی بن جعفر{{ع}} بسیار نگران شدند و [[ترس]] و [[نگرانی]] عظیمی بر ما وارد شد. فردای آن شب آن حضرت نزد خانواده پدرش و نزد ام احمد آمد و گفت: امانتهایی که پدرم نزد تو نهاده است را به من برگردان. ام احمد نالهای زد، بر صورتش سیلی زد و گریبان چاک کرد و گفت: [[سوگند]] به [[خدا]] آقایم و مولایم موسی بن جعفر{{ع}} از [[دنیا]] رفت. [[حضرت رضا]]{{ع}} جلو او را گرفت و به ایشان فرمود: در این باره تا زمانی که خبر [[شهادت]] پدرم به [[والی مدینه]] نرسیده چیزی نگو. ام [[احمد]] صندوقچهای و دو هزار [[دینار]] یا چهار هزار دینار به آن [[حضرت]] داد و همه اینها را فقط به آن حضرت و نه هیچکس دیگر تحویل داد. ام احمد گفت: در گفت و شنودهای خصوصی و محرمانهای که میان من و همسرم [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} بود، به من فرمود: این [[امانتها]] را [[حفظ]] کن و تا من نمردهام به هیچکس درباره آن چیزی نگو. و چون از [[دنیا]] رفتم هر کدام از فرزندانم که آمد و آنها را از تو خواست، آنها را به او بده و بدان که من از این دنیا رفتهام. ام احمد ادامه داد: [[سوگند]] به [[خدا]] نشانهای که مولایم [[موسی بن جعفر]]{{ع}} به من داد، همین است که میبینم، [[امام رضا]]{{ع}} امانتهای [[پدر]] را از ام احمد گرفت و همه [[خانواده]] را [[دستور]] داد در اینباره تا زمانی که خبر شهادت پدر بزرگوارش نرسیده است چیزی نگویند. و دیگر هرگز برای خوابیدن مانند گذشته به آنجا نیامد. مدت کمی نگذشت که خبر شهادت آن حضرت رسید و ما با دقت فاصله رسیدن خبر روزی که امام رضا{{ع}} امانتها را خواست بررسی کردیم و متوجه شدیم دقیقاً در همان زمانی که امام رضا{{ع}} امانتها را از ام احمد خواسته است، پدر بزرگوارش به شهادت رسیده است»<ref>الکافی، ج۱، ص۳۸۱ - ۳۸۲؛ مرآة العقول، ج۴، ص۲۴۱.</ref>. | ||
چند نکته درباره این [[روایت]] اهمیت دارد: ۱. [[سند]] این روایت معتبر است و روایت را «[[حسن]]»<ref>مرآة العقول، ج۴، ص۲۴۱.</ref> دانستهاند؛ چون روایت را [[کلینی]] از استادش [[علی بن ابراهیم]] و او از [[محمد بن عیسی]] و او از مسافر، نقل کرده است. «مسافر» را [[خادم]] و از [[موالی]] [[امام کاظم]]{{ع}} دانستهاند. او از مسائل داخلی [[بیت]] حضرت اطلاع داشته و مورد [[اعتماد]] ایشان و [[امام رضا]]{{ع}} بوده است. [[موسی بن جعفر]]{{ع}} و مورد [[اعتماد]] ایشان بوده و گروهی از [[عالمان]] [[دانش | چند نکته درباره این [[روایت]] اهمیت دارد: ۱. [[سند]] این روایت معتبر است و روایت را «[[حسن]]»<ref>مرآة العقول، ج۴، ص۲۴۱.</ref> دانستهاند؛ چون روایت را [[کلینی]] از استادش [[علی بن ابراهیم]] و او از [[محمد بن عیسی]] و او از مسافر، نقل کرده است. «مسافر» را [[خادم]] و از [[موالی]] [[امام کاظم]]{{ع}} دانستهاند. او از مسائل داخلی [[بیت]] حضرت اطلاع داشته و مورد [[اعتماد]] ایشان و [[امام رضا]]{{ع}} بوده است. [[موسی بن جعفر]]{{ع}} و مورد [[اعتماد]] ایشان بوده و گروهی از [[عالمان]] [[دانش رجال]] او را [[مدح]] کردهاند و برخی او را [[موثق]] دانستهاند<ref>مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۷، ص۴۰۱.</ref> و در صورت پذیرش قول توثیق [[روایت]] صحیحه خواهد بود. | ||
٢. مسافر درباره ام [[احمد]] میگوید: {{متن حدیث| وَ كَانَتْ أَثِيرَةً عِنْدَهُ}} واژه {{متن حدیث| أَثِيرَة}} به معنای [[برگزیده]] و انتخابشده است<ref>لسان العرب، ج۴، ص۷.</ref>. مصطفوی جمله یادشده را اینگونه ترجمه کرده است: «و ام احمد که برگزیده و [[محرم]] [[راز]] [[امام هفتم]] بود»<ref>اصول کافی، ترجمه مصطفوی، ج۲، ص۲۱۹.</ref>؛ و [[مولی]] [[صالح مازندرانی]] شارح [[اصول کافی]] در شرح جمله یادشده نوشته است: «ام احمد نزد [[امام کاظم]]{{ع}} برگزیده و ارجمند بود و از [[خواص]] و محرم اسرارش بود که بر او اعتماد داشت و در برخی نسخهها به جای «أثیرة» عنوان «أمیرة» آمده است و «[[امیر]]» به کسی میگویند که دارای امر و [[فرمان]] است ([[فرماندهی]] و [[مدیریت]] میکند) و مؤنث آن با «ة» آورده میشود»<ref>شرح أصول الکافی، مازندرانی، ج۶ ص۳۴۷.</ref>. [[فیض کاشانی]] در توضیح این جمله مینویسد: «ام احمد نزد امام کاظم{{ع}}، ارجمند و دارای شأنی [[عظیم]] بود، او از [[همسران امام کاظم]]{{ع}} بود»<ref>کتاب الوافی، ج۳ ص۶۶۴.</ref>. [[علامه مجلسی]] در توضیح جمله یاد شده مینویسد: «جمله {{متن حدیث| وَ كَانَتْ أَثِيرَةً}} معترضه و [[کلام]] مسافر میباشد. «أثیرة» به معنای برگزیده است، در القاموس المحیط آمده: {{عربی|فلانٌ أَثِيري، أي مِن خُلَصَائِي}}، یعنی آن شخص از [[دوستان]] مورد اعتماد من است<ref>مرآة العقول، ج۴، ص۲۴۱.</ref>. | ٢. مسافر درباره ام [[احمد]] میگوید: {{متن حدیث| وَ كَانَتْ أَثِيرَةً عِنْدَهُ}} واژه {{متن حدیث| أَثِيرَة}} به معنای [[برگزیده]] و انتخابشده است<ref>لسان العرب، ج۴، ص۷.</ref>. مصطفوی جمله یادشده را اینگونه ترجمه کرده است: «و ام احمد که برگزیده و [[محرم]] [[راز]] [[امام هفتم]] بود»<ref>اصول کافی، ترجمه مصطفوی، ج۲، ص۲۱۹.</ref>؛ و [[مولی]] [[صالح مازندرانی]] شارح [[اصول کافی]] در شرح جمله یادشده نوشته است: «ام احمد نزد [[امام کاظم]]{{ع}} برگزیده و ارجمند بود و از [[خواص]] و محرم اسرارش بود که بر او اعتماد داشت و در برخی نسخهها به جای «أثیرة» عنوان «أمیرة» آمده است و «[[امیر]]» به کسی میگویند که دارای امر و [[فرمان]] است ([[فرماندهی]] و [[مدیریت]] میکند) و مؤنث آن با «ة» آورده میشود»<ref>شرح أصول الکافی، مازندرانی، ج۶ ص۳۴۷.</ref>. [[فیض کاشانی]] در توضیح این جمله مینویسد: «ام احمد نزد امام کاظم{{ع}}، ارجمند و دارای شأنی [[عظیم]] بود، او از [[همسران امام کاظم]]{{ع}} بود»<ref>کتاب الوافی، ج۳ ص۶۶۴.</ref>. [[علامه مجلسی]] در توضیح جمله یاد شده مینویسد: «جمله {{متن حدیث| وَ كَانَتْ أَثِيرَةً}} معترضه و [[کلام]] مسافر میباشد. «أثیرة» به معنای برگزیده است، در القاموس المحیط آمده: {{عربی|فلانٌ أَثِيري، أي مِن خُلَصَائِي}}، یعنی آن شخص از [[دوستان]] مورد اعتماد من است<ref>مرآة العقول، ج۴، ص۲۴۱.</ref>. | ||