←منابع
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
*'''مرتبه بعد''' که از آن به [[مقام]] "اَحَدیت" تعبیر میشود آن است که عارف [[خداوند]] را به عنوان حقیقتی یکپارچه و عاری از هرگونه کثرت میبیند؛ ولی در عین حال هنوز نمیتواند برای آن هیچ اسم و وصفی تصور کند؛ جز آنکه بگوید او خدای [[احد]] است: {{متن قرآن|قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد}}<ref>"بگو او خداوند یگانه است" سوره اخلاص، آیه ۱.</ref> [[احد]] در این [[آیه]] به [[حضرت]] احدیت که از آن به مرتبه جمع الجمع، حقیقة الحقایق، [[برزخ]] البرازخ، [[مقام]] أو أدنی و ... نیز تعبیر میشود اشاره دارد، همانگونه که [[الله]] در عبارت مذکور [[الله]] ذاتی<ref>شرح فصوص الحكم، ص ۷۰۴ ـ ۷۰۵؛ توحيد ربانى، ص ۲۸.</ref> است و بر [[ظهور]] ذات برای ذات دلالت میکند. | *'''مرتبه بعد''' که از آن به [[مقام]] "اَحَدیت" تعبیر میشود آن است که عارف [[خداوند]] را به عنوان حقیقتی یکپارچه و عاری از هرگونه کثرت میبیند؛ ولی در عین حال هنوز نمیتواند برای آن هیچ اسم و وصفی تصور کند؛ جز آنکه بگوید او خدای [[احد]] است: {{متن قرآن|قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد}}<ref>"بگو او خداوند یگانه است" سوره اخلاص، آیه ۱.</ref> [[احد]] در این [[آیه]] به [[حضرت]] احدیت که از آن به مرتبه جمع الجمع، حقیقة الحقایق، [[برزخ]] البرازخ، [[مقام]] أو أدنی و ... نیز تعبیر میشود اشاره دارد، همانگونه که [[الله]] در عبارت مذکور [[الله]] ذاتی<ref>شرح فصوص الحكم، ص ۷۰۴ ـ ۷۰۵؛ توحيد ربانى، ص ۲۸.</ref> است و بر [[ظهور]] ذات برای ذات دلالت میکند. | ||
*'''مرتبه سوم''' که از آن به مرتبه واحدیت یاد میشود آن است که عارف [[خدا]] را به اوصاف کمال چون [[علم]]، حیات، [[قدرت]]، [[اراده]]، خلق، [[رزق]] و... [[وصف]] میکند، از اینرو این مرتبه را [[حضرت]] اسما و صفات مینامند، از اینرو [[خداوند]] در سوره [[توحید]] بعد از آنکه فرمود: {{متن قرآن|قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد}} دوباره کلمه "[[الله]]" را به معنای دیگری که [[الله]] وصفی باشد<ref> توحيد ربانى، ص ۲۸.</ref> ذکر کرده و فرموده است: {{متن قرآن|اللَّهُ الصَّمَد}}. [[الله]] وصفی به [[ظهور]] ذات به صور اسما و صفات اشاره دارد<ref>شرح فصوص الحكم، ص ۲۲.</ref>.<ref>[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص 178- 188.</ref>. | *'''مرتبه سوم''' که از آن به مرتبه واحدیت یاد میشود آن است که عارف [[خدا]] را به اوصاف کمال چون [[علم]]، حیات، [[قدرت]]، [[اراده]]، خلق، [[رزق]] و... [[وصف]] میکند، از اینرو این مرتبه را [[حضرت]] اسما و صفات مینامند، از اینرو [[خداوند]] در سوره [[توحید]] بعد از آنکه فرمود: {{متن قرآن|قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد}} دوباره کلمه "[[الله]]" را به معنای دیگری که [[الله]] وصفی باشد<ref> توحيد ربانى، ص ۲۸.</ref> ذکر کرده و فرموده است: {{متن قرآن|اللَّهُ الصَّمَد}}. [[الله]] وصفی به [[ظهور]] ذات به صور اسما و صفات اشاره دارد<ref>شرح فصوص الحكم، ص ۲۲.</ref>.<ref>[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص 178- 188.</ref>. | ||
== الله در دانشنامه معاصر قرآن کریم == | |||
[[الله]]، اسم [[عَلَم]] و نام ویژه و نشان دهنده [[ذات خداوند]] است. عربزبانان - چه [[مسلمان]] و چه غیر مسلمان - [[خداوند]] را به این نام میشناسند. الله مقدترین، مهمترین و محوریترین واژه در [[قرآن کریم]] و به طور گسترده در متون [[اسلامی]] است. اهمیت این واژه موجب آن شده است که لغتشناسان و ادیبان [[عرب]] مباحثی را درباره آن طرح کنند. برخی از این مباحث عبارتند از: | |||
۱. آیا واژه الله از ریشه [[عربی]] است یا برگرفته از زبانهای دیگر است؟ [[ابوحیان اندلسی]] از [[ابوزید بلخی]] نقل میکند که ریشه واژه الله، واژه [[سریانی]] لاها است. ابوحیان این سخن را [[غریب]] (شگفت) میشمرد<ref>البحر المحیط، ج۱، ص۲۸.</ref>. [[محمد فیروزآبادی]] [[اِلّ]] را یکی از [[نامهای خداوند]] میشمارد و بر این [[باور]] است که هر نامی که به اِلّ یا ایل پایان پذیرفته باشد به [[خدا]] نسبت داده شده است<ref>قاموس المحیط، ج۳، ص۵۱.</ref>. [[رشید رضا]] پس از نقل قول این سخن اضافه مینماید که اِلّ در [[فرهنگ]] و زبان کلدانی، سریانی، [[عبری]] و عربی (مجموع زبانهای سامی) به معنای خدا است<ref>المنار، ج۱۰، ص۱۶۶.</ref>. [[محمد تقیالدین هلالی]] نیز هرچند بر تقارب [[نام خداوند]] در زبانهای سامی بهویژه سریانی و عبری و عربی، (الّ، لاها، اِلاها، ایل، الوهیم، اللْه) تأکید مینماید، اما بر این باور است که این تقارب دلیل برآن نیست که این واژهها را اصلی ندانیم. پس نمیتوان گفت که یکی از این واژهها از دیگری گرفته شده است<ref>ما وقع فی القرآن، ج۱، ص۲۷.</ref>. پیش از این نیز [[فخر رازی]] پس از تأکید بر نزدیکی زبانهای سریانی، عبری و عربی متذکر میشود که این تقارب دلیل بر آن نمیشود که واژه الله را عربی ندانیم<ref>التفسیر الکبیر، ج۱، ص۱۴۸.</ref>. | |||
۲. آیا واژه الله، مشتق است یا جامد (عَلَم مُرتَجَل)؟ اسم در [[زبان عربی]] به دو گروه تقسیم میشود: مشتق و جامد. اسم مشتق آن است که از مادهای ریشه گرفته و بنابر ساختهای صرفی شکل گرفته باشد. اسم جامد آن است که از ریشه خاصی برگرفته نشده، بلکه یکجا و مستقل بر چیزی وضع شده است. یکی از اقسام اسم جامد، [[عَلَم]] مُرتَجَل است. [[علم]] مرتجل، اسمی است که بدون لحاظ ریشه و یا مناسبتی دیگر، بر شخص یا چیزی نهاده میشود. برخی بر این باورند که واژه [[الله]] مشتق نیست، بلکه علم مرتجل است. از جمله [[فخر رازی]] بر این [[باور]] است و سه دلیل برای [[اثبات]] آن اقامه میکند و [[ادله]] قائلان به اشتقاق را پاسخ میگوید<ref>التفسیر الکبیر، ج۱، ص۱۴۴.</ref>. | |||
محمد فیروزآبادی این نظریه را به بیشتر [[فقهاء]]، اصولیان و دیگر [[دانشمندان]] [[مسلمان]] نسبت میدهد<ref>بصائر ذوی التمییز، ج۲، ص۱۲.</ref>. برخی نیز بر این باورند که واژه الله، مشتق و برگرفته از اِلاه است. [[ابن سیده]]<ref>المخصص، ج۵، ص۲۰۸.</ref> و [[زمخشری]]<ref>الکشاف، ج۱، ص۲.</ref> بر این باورند. [[احمد فیومی]] نیز این باور را از سیبویه نقل میکند<ref> المصباح المنیر، ج۱، ص۱۹.</ref>. | |||
روایاتی نیز بر آن دلالت دارد که واژه الله مشتق است. [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|اللَّهُ مَعْنَاهُ الْمَعْبُودُ الَّذِي يَأْلَهُ فِيهِ الْخَلْقُ وَ يُؤْلَهُ إِلَيْهِ}}، «الله معنایش [[پرستش]] شوندهای است که [[آفریدگان]] دربارهاش سرگردانند و بدو توجه کنند». [[امام باقر]]{{ع}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|اللَّهُ مَعْنَاهُ الْمَعْبُودُ الَّذِي أَلِهَ الْخَلْقُ عَنْ دَرْكِ مَاهِيَّتِهِ وَ الْإِحَاطَةِ بِكَيْفِيَّتِهِ}}، «الله معنایش پرستش شوندهای است که آفریدگان از [[درک]] چیستی و دانستن چگونگی وی در پرده و سرگردانند» <ref>بحارالانوار، ج۳، ص۲۲۲.</ref>. | |||
هشام از [[امام صادق]]{{ع}} درباره اشتقاق واژه الله میپرسد و [[امام]] به [[صراحت]] میفرماید: {{متن حدیث|اللَّهُ مُشْتَقٌ مِنْ إِلَهٍ}}<ref>بحارالانوار، ج۴، ص۱۵۷.</ref>. بنابر نظر اشتقاق، واژه الله ترکیب یافته از [[آل]] (تعریف) و اِلاه است که مجموع این دو واژه، اسم علم برای [[خداوند]] قرار داده شده است و بر دیگری اطلاق نمیشود. بر اساس این دیدگاه، تمامی اقوال و سخنانی که در ریشه اِله مطرح شده، درباره واژه الله نیز مطرح میشود. فخر رازی هشت نظریه در اشتقاق واژه الله بیان میکند: اِلَهَ به معنی [[پرستش]]، اَلِهَ به معنای علاقه و نیاز شدید، اَلِهَ به معنای [[پناه]] آوردن، اَلَه به معنای سکون و [[آرامش]]، اَلِهَ و وَلِهَ به معنای [[تحیر]] و [[سرگردانی]]، لاهَ به معنای والا شدن و [[برتری]] یافتن، لاهَ به معنای در پرده شدن و پنهان بودن. [[فخر رازی]] برای تک تک این احتمالات، وجوهی ذوقی و مطالبی [[عرفانی]] بیان میکند که البته نمیتوان اشتقاق لغوی را بدانها [[اثبات]] نمود<ref>التفسیر الکبیر، ج۱، ص۱۴۵-۱۴۷.</ref>. این احتمالات در دیگر کتب [[تفسیری]] نیز بیان شده است، ولی نمیتوان برای اشتقاق واژه [[الله]] از بسیاری از آنها دلیل یا قرینهای در لغت و [[ادب عربی]] یافت. ادیبان [[عرب]] در این جهت [[اختلاف]] دارند که اَعْرَف معارِف (شناختهترین شناخته شدهها) چیست. برخی [[ضمیر]] و بهویژه ضمیر [[متکلم]] وحده (اَنا) را اعرف میدانند و برخی دیگر اسم [[علم]] را اعرف میشمرند. [[سمین حلبی]] از [[سیبویه]] نقل میکند که اعرف [[معارف]] الله است<ref>الدر المصون، ج۱، ص۲۴.</ref>. [[سیوطی]] اختلاف ادیبان در اعرف معارف را پس از [[اسم جلاله]] الله میشمرده [[معتقد]] است، همگان [[اجماع]] دارند که الله اعرف معارف است<ref>همع الهوامع، ج۱، ص۱۳۳.</ref>. [[محمد بن عاشور]] دلیلی بر این مطلب ذکر میکند. به بیان وی هر ضمیری برای شناخته شدن به [[مرجع]] نیاز دارد و هَر نام عَلَمی ممکن است نام چند نفر باشد (تعدد تسمیه)، [[ولی الله]] نام [[عَلَم]] برای [[خداوند]] است و بر فرد دیگری اطلاق نمیشود، از این روی اعرف معاّرف «الله» است<ref> التحریر، ج۳، ص۱۷.</ref>. [[پیامبر اکرم]] و [[ائمه اطهار]] و به [[پیروی]] از آنان عموم [[مسلمانان]]، [[نام الله]] را همراه با جمله معترضه احترامی به کار میبردهاند؛ مانند: {{عربی|تَبارَکَ و تَعالی، جَلَّ ثَناوُه جَلَّ جَلالُه}}. از این روی، واژه الله را اسم «الجلاله» یا لفظ «الجلاله» مینامند. | |||
واژه الله، پیش از [[اسلام]] نیز، در میان عربزبانان رواج داشته است. [[عرب جاهلی]] به الله [[سوگند]] یاد میکرده است. [[امرؤالقیس]]، در قصیده معروف خویش میسراید: {{عربی|"فقالت يمين الله مالك حيلة"}} آن [[زن]] گفت: به [[الله]] [[سوگند]] تو را چارهای نیست<ref>اشعار الشعراء الستة الجاهلیین، ج۱، ص۱۰.</ref>، و الله را [[برتر]] از [[بتها]] میدانستند. [[اوس بن حجر]] میسراید: {{عربی|"وباللات والعزى ومن دان دينها و بالله ان الله منهن أكبر"}} و به [[لات]] و عُزّی و هر آن کس که بدانها [[متدین]] است، سوگند و به الله سوگند که الله از آنها بزرگتر است<ref>فی تاریخ الأدب الجاهلی، ج۱، ص۱۸۹.</ref>. | |||
[[تصور]] برخی از [[شاعران]] [[عرب]] از الله، بسیار به خدای یکتای ابراهیمی نزدیک است. [[زهیر بن ابی سلمی]] میسراید: | |||
{{شعر}} | |||
{{ب|''فَـلاَ تَكْتُمُنَّ اللهَ مَا فِي نُفُوسِكُـمْ''|2=''لِيَخْفَـى وَمَهْمَـا يُكْتَمِ اللهُ يَعْلَـمِ''}} | |||
{{ب|''يُؤَخَّـرْ فَيُوضَعْ فِي كِتَابٍ فَيُدَّخَـرْ''|2=''لِيَـوْمِ الحِسَـابِ أَوْ يُعَجَّلْ فَيُنْقَـمِ''}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
:«آنچه که در جانهایتان است بر [[خدا]] نپوشانید تا پنهان شود که هر چه پوشانده شود، [[خداوند]] (الله) میداند. (کردارهای شما را) به تأخیر میاندازد و در کتابی قرار میدهد تا به [[روز]] حسابی آن را دور میسازد یا [[تعجیل]] میکند و [[انتقام]] میگیرد»<ref>اشعار الشعراء الستة الجاهلیین، ج۱، ص۴۵.</ref>. | |||
از [[پیامبر اکرم]] نقل شده است که راستترین سخن عرب، [[سخن]] [[لبید بن ربیعه]] است: {{عربی|"ألا كل شيء ما خلا الله باطل"}}، «همانا هر چیزی جز خداوند[[باطل]] (زوالپذیر) است»<ref>صحیح مسلم، ح۲۲۵۶.</ref>. | |||
[[قرآن کریم]] نیز بر آن دلالت دارد که [[عرب پیش از اسلام]]، الله را [[آفریدگار]] [[آسمانها]] و [[زمین]]، فروفرستاننده [[باران]] و زنده کننده زمین در بهاران میدانستند {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>«و اگر از آنان بپرسید که چه کسی آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را رام کرده است خواهند گفت: خداوند؛ پس چگونه (از حق) باز گردانده میشوند؟» سوره عنکبوت، آیه ۶۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و اگر از آنان بپرسی چه کسی از آسمان، آبی فرو فرستاد و بدان زمین را پس از آنکه مرده بود زنده گردانید؟ خواهند گفت: خداوند؛ بگو: سپاس خداوند را؛ بلکه بیشتر آنان خرد نمیورزند» سوره عنکبوت، آیه ۶۳.</ref>، {{متن قرآن|وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ میگویند: خداوند، بگو: سپاس، خداوند راست اما بیشتر آنان نمیدانند» سوره لقمان، آیه ۲۵.</ref>ز | |||
یکی از [[بتهای عرب]] [[جاهلی]]، لات نام دارد. نام این [[بت]] ارتباطی با واژههای اِلاه و اللِه ندارد. این بت را از این روی لات نامیدند که فردی نزد آن سَویق ([[حلوا]]، آرد جو یا گندم بریان شده) را با روغن مخلوط میکرد و این کار را به [[زبان عربی]] لتّ گویند که اسم فاعلش لات میشود<ref>تهذیب اللغه، ج۱۴، ص۱۷۹.</ref>. در قرآن کریم و دیگر متون [[اسلامی]]، واژه {{متن حدیث|اللَّهُمَّ}} به کار میرود. این واژه، پیش از [[اسلام]] نیز بسیار به کار میرفته است، چنان که [[بتپرستان]]، [[معاهده]] [[حصر]] [[بنیهاشم]] و [[صلحنامه]] [[حدیبیه]] را با جمله {{متن حدیث|بِاسْمِكَ اللَّهُمَّ}} آغاز کردند<ref>السیرة النبویة، ج۱، ۳۷۶؛ ج۲، ۳۱۷.</ref>. | |||
{{متن حدیث|اللَّهُمَّ}} در اصل یا [[الله]] است، «یاء» ندا حذف شده و به جای آن میم مشدد آمده است. [[ابواسحاق زجاج]] این سخن را به [[خلیل بن احمد]]، سیبویه و همه نحویان نسبت میدهد و خود نیز، آن را میپذیرد<ref>معانی القرآن و اعرابه، ج۱، ص۳۹۴.</ref>. [[یحیی بن زیاد فراء]] بر این [[باور]] است که {{متن حدیث|اللَّهُمَّ}} در اصل {{عربی|"يَا أللَّهُ أُمَّنا بخَيْرٍ"}} «خداوندا خوبی را برای ما تقدیر کن» میباشد و به تدریج به این صورت در آمده است<ref>معانی القرآن و اعرابه، ج۱، ص۲۰۳.</ref>. | |||
با در نظر گرفتن [[آیه]] {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} در آغاز همه [[سورهها]]، واژه الله ۲۸۱۱ بار در [[قرآن]] آمده است. به این صورت که در مجموع ۸۶ [[سوره مکی]]، ۱۰۵۵ بار و در مجموع ۲۸ [[سوره مدنی]]، ۱۷۵۶ بار. پنج بار نیز، واژه {{متن حدیث|اللَّهُمَّ}} در قرآن تکرار شده است. | |||
برخی از ویژگیهای الله در قرآن از این قرارند: برخی ویژگیهای [[خداوند]] در سی ویک مورد، با تعبیر {{متن قرآن|اللَّهِ الَّذِي...}} بیان شده است. این ویژگیها در واقع [[تصور]] [[مؤمن]] را از الله شکل میدهد و برخی صفات و [[افعال]] آشکار خداوند را بیان میکند، مانند: [[آفرینش]] [[آسمانها]] و [[زمین]] و [[چیرگی]] بر آنها، آفرینش [[آدمیان]]، فرو فرستادن [[کتاب آسمانی]]، وزاندن بادها، [[میراندن]] و...؛ در یک مورد الله به غیر از صفات و کردارهایش تعریف میشود: {{متن قرآن|اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«خداوند، نور آسمانها و زمین است» سوره نور، آیه ۳۵.</ref>. | |||
[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر]] این آیه مینویسد: [[نور]] همان است که اجسام را برای چشمان ما آشکار میکند، بنابراین چیزها به واسطه نور آشکار میشود و نور به خودی خود برای ما آشکار است. واژه نور عمومیت دارد و [[عقل]] نیز نور به شمار میآید؛ زیرا به خودی خود آشکار است و معقولات به واسطه آن آشکار میشود. از آنجا که همه موجودات ممکن را [[خداوند]] هستی داده است، پس او [[برترین]] مصداق [[نور]] است، نوری که به ذات خویش [[قائم]] است و چیزها بدو پدیدار شدهاند. از این [[آیه]] استفاده میشود که خداوند برای هیچ چیز ناشناخته نیست؛ زیرا پدیداری هر چیز (برای خودش یا دیگری از پدیدارسازی (اِظهار) خداوند ناشی میشود. از این روی، خداوند به ذات خویش در برابر همگان آشکار است<ref>المیزان، ج۱۵، ص۶۳.</ref>. | |||
دو تعبیر {{متن قرآن|مِنَ اللَّهِ}} و {{متن قرآن|مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}} و مقایسه آن دو، در [[قرآن کریم]] قابل توجه است. تعبیر {{متن قرآن|مِنَ اللَّهِ}} بیشتر درباره فضل، [[نعمت]]، [[رضوان]]، [[مغفرت]] و [[رحمت]] و در موارد معدودی نیز، درباره [[سَخَط]] و غَضَب آمده است؛ در حالی که تعبیر {{متن قرآن|مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}} بیشتر درباره [[نزول وحی]] و [[کتاب آسمانی]]، [[پاداش الهی]] و [[یاری]] خداوند به کار میرود. از این موارد میتوان برداشت نمود که آنچه که از سوی خداوند با وسایطی به [[آدمی]] میرسد با تعبیر {{متن قرآن|مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}} آمده و درباره آنچه مستقیم و بیواسطه از خداست، تعبیر {{متن قرآن|مِنَ اللَّهِ}} به کار رفته است. [[راغب اصفهانی]] نقل میکند که تفاوت این دو تعبیر از این قرار است که هر آنچه به [[رضایت]] و [[فرمان خداوند]] انجام گیرد، {{متن قرآن|مِنَ اللَّهِ}} است و آنچه که به پسند یا ناپسندی ولی همراه با [[اذن خداوند]] روی میدهد، {{متن قرآن|مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}} است<ref>تفسیر الراغب، ج۳، ص۱۳۳۷.</ref>. این بیان در تفاوت {{متن قرآن|مِنَ اللَّهِ}} و {{متن قرآن|مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}، میتواند تناقض [[بدوی]] بین [[آیات]] {{متن قرآن| أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلٌّ مِّنْ عِندِ اللَّهِ فَمَا لِهَؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا }}<ref>«هر جا باشید هر چند در دژهای استوار، مرگ شما را در مییابد و اگر نیکییی به ایشان رسد میگویند این از سوی خداوند است و اگر بدییی به آنان رسد میگویند این از سوی توست بگو همه (چیز) از سوی خداوند است؛ بر سر این گروه چه آمده است که بر آن نیستند تا سخنی را دریابند» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref> و {{متن قرآن|مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}<ref>«(ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است و هر بدی به تو رسد از خود توست. و (ای محمّد!) ما تو را برای مردم، پیامبر فرستادهایم و خداوند، (شما را) گواه بس» سوره نساء، آیه ۷۹.</ref> [[سوره نساء]] را پاسخ دهد. تعبیر {{متن قرآن|مِنْ دُونِ اللَّهِ}} نیز که هفتاد بار در [[قرآن]] بهکار رفته، قابل توجه است. این تعبیر به این معانی: در برابر [[خدا]]، به جز خدا و بدون [[رضایت خداوند]] به کار رفته است. | |||
ترکیبهای [[قرآنی]] بسیاری بر محور [[الله]] شکل گرفته که در مجموع شبکهای از معانی به هم پیوسته را ایجاد میکند. برخی از این ترکیبها عبارتند از: {{متن قرآن|سَبِيلِ اللَّهِ}} ([[راه خدا]]، ۷۰ بار)، {{متن قرآن|ذِكْرِ اللَّهِ}} ([[یاد خدا]] و بار)، {{متن قرآن|شَعَائِرِ اللَّهِ}} (۴بار)، {{متن قرآن|صِبْغَةَ اللَّهِ}} (رنگ [[خدا]]، ۲ بار)، {{متن قرآن|كِتَابَ اللَّهِ}} (۹ بار)، {{متن قرآن|دِينِ اللَّهِ}} (۳بار)، {{متن قرآن|حِزْبَ اللَّهِ}} (۳ بار)، {{متن قرآن|مَرْضَاتِ اللَّهِ}} (پسندهای خدا، ۳ بار). [[اللّه]] گروههایی را [[دوست]] دارد: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«که خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره بقره، آیه ۱۹۵.</ref> ([[نیکوکاران]])، {{متن قرآن|الْمُتَّقِينَ}} ([[پرهیزکاران]])، {{متن قرآن|الْمُتَوَكِّلِينَ}} (متوکلان)، {{متن قرآن|الْمُتَطَهِّرِينَ}} ([[پاکان]])، {{متن قرآن|الْمُقْسِطِينَ}} (دادگران)، {{متن قرآن|الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ}} (آنان که در راهش [[پیکار]] میکنند)، {{متن قرآن|الصَّابِرِينَ}}(بردباران). و گروههایی را دوست ندارد: {{متن قرآن|وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ}} ([[ستمکاران]])، {{متن قرآن|الْمُفْسِدِينَ}} ([[تباهکاران]])، {{متن قرآن|كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ}} (هر [[ناسپاس]] [[گنهکاری]])، {{متن قرآن|كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}} (هر [[خودپسند]] [[فخرفروشی]]). | |||
[[الله]] را بر اساس نشانههایش میتوان [[شناخت]]. در سرتاسر [[قرآن]]، همواره [[آیه]] و [[آیات]] [[خداوند]] بیان شده است. از [[آفرینش]] [[آسمانها]] و [[زمین]] تا چندگانگی زبان و [[نژاد]] [[آدمیان]] نشانههای خدا است. ترکیب آیات الله، ۴۲ بار در قرآن تکرار شده است. | |||
ویژگیهای [[اسم الله]] از این قرارند: مشهورترین نام خداست، بر همه [[اسمای الهی]] مقدم است، اسم ذات خداست، ویژه کلمه [[توحید]] و [[شهادتین]] است، کسی را نمیتوان به این نام خواند، بیش از همه اسمای الهی در قرآن و [[روایات]] تکرار شده است، تثنیه و جمع ندارد، در حالت پیش نصبی و پیش رفعی با تفخیم (بزرگی) تلفظ میشود، قسم و [[عهد]] ([[سوگند]] و [[پیمان]]) [[شرعی]] تنها به این نام منعقد میشود. [[محمد فیروزآبادی]] ۱۲۳ ویژگی [[قرآنی]] برای [[نام الله]] شمرده است<ref>بصائر ذوی التمییز، ج۲، ص۳۰-۱۲.</ref>. | |||
[[امام علی]]{{ع}} درباره اسم الله میفرماید: الله [[بزرگترین نام خداوند]] است، نامی که [[شایسته]] نیست جز خدا به آن نامیده شود و نام هیچ آفریدهای قرار نگیرد. الله هموست که همه [[آفریدگان]] در نیازها و [[سختیها]] و به هنگام [[قطع امید]] از همه کس و همه چیز و [[گسستن]] همه اسباب (جز [[خدا]])، بدو [[پناه]] میبرند<ref>بحارالانوار، ج۸۹، ص۲۳۳.</ref>. | |||
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[الله]] از الاه برگرفته شده است و هر الاهی (معبودی) پرستندهای میخواهد. و اسم غیر از نامدار است؛ پس هر کس نام را به جای نامدار بپرستد، [[کافر]] شده و چیزی را نپرستیده است. و هر کس نام و معنا را بپرستد، [[مشرک]] شده و دو تن را پرستیده است. و هر کس معنا (نامدار) را به جای نام بپرستد، این کار [[یکتاپرستی]] است<ref>بحارالانوار، ج۴، ص۱۵۷.</ref>. | |||
[[مفسران]]، بیشتر در [[تفسیر آیات]] اول و دوم [[سوره فاتحه]]، ۲۵۵ [[سوره بقره]] ([[آیةالکرسی]])، ۱۸ [[سوره آل عمران]] و [[آیه]] سوم انعام، مباحثی را درباره [[اسم الله]] طرح میکنند. مفسران، واژه الله را نام [[عَلَم]] (شناسه) بر [[ذات خداوند]] که همه صفات جمالی و جلالی در آن جمع است، میدانند<ref>برای نمونه: انوارالتنزیل، ج۵، ص۳۴۷؛ المیزان، ج۱۹، ص۱۲۲.</ref>. | |||
با توجه به پرشماری آیاتی که درباره الله، صفات و [[افعال]] او سخن گفتهاند، نمیتوان به همه مباحث [[تفسیری]] مربوط به الله پرداخت. پس از آنکه [[بتپرستان]] و [[یهودیان حجاز]] از [[پیامبر اکرم]] خواستند که الله را به آنان بشناساند، [[سوره توحید]] در پاسخ آنان و به عنوان شناسنامه [[خداوند]] نازل شد. در آغاز [[سوره]]، [[ضمیر]] غایب مفرد آمده است: {{متن قرآن|قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ}}<ref>«بگو او خداوند یگانه است» سوره اخلاص، آیه ۱.</ref> بنابر یک [[تفسیر]]، این ضمیر به خداوند باز میگردد. | |||
در [[فرهنگ اسلامی]]، ضمیر مفرد غایب (هُوَ) در حالت مطلق خویش، یادآور خداوند است. [[وصف]] اَحَد هر گونه ترکیب را از خداوند [[نفی]] میکند و بر آن دلالت دارد که الله یکتایی است که دومی نمیپذیرد. بر این اساس، [[طوسی]]، وصف اَحَد را دلیل بر آن میداند که الله [[جسم]] نیست؛ زیرا جسم مرکب است<ref>التبیان، ج۱۰، ص۴۰۹.</ref>. [[فخر رازی]] وصف [[احد]] را جامع همه [[صفات سلبی]] خداوند میداند. همچنین وی، {{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ}} را بیانگر سه مرحله [[معرفت خداوند]] ذکر میکند. به گفته وی، [[مقربان]] که در هستی جز [[خداوند]] نمیبینند با [[ضمیر]] «هو» [[خدا]] را میشناسند. [[اصحاب یمین]] ([[نیکان]]) که موجودات دیگر را نیز میبینند، ولی تنها خدا را [[بندگی]] میکنند؛ خدا را با [[نام الله]] میشناسند. و [[وصف]] «[[احد]]» پاسخ به [[پندار]] [[اصحاب شمال]] ([[دوزخیان]]) است که خدا را [[یکتا]] نمیدانند<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۲، ص۳۶۱.</ref>. دو وصف اَحَد و [[صَمَد]] تنها در این [[سوره]] در توصیف [[الله]] آمده و جامع و عمیقترین توصیفات آن است. | |||
[[ملاصدرا]] در [[تفسیر]] [[آیة الکرسی]] مباحثی را درباره [[اسم الله]] طرح میکند. وی بر این [[باور]] است که [[آدمی]] نمیتواند بر [[ذات خداوند]]، بدون در نظر گرفتن صفات و وابستهها، نامی وضع کند؛ از آن روی که آدمی نمیتواند آن ذات [[غیبی]] را [[تصور]] کند، ذاتی که رسم و حد و اشاره نمیپذیرد، پس نمیتواند بر آن نامی قرار دهد. از سویی دیگر نمیتوان گفت که واژه الله بر یک یا مجموعه [[صفات ثبوتی]] یا سلبی خداوند وضع شده و ذات خداوند نامی ندارد. بنابراین واژه الله [[عَلَم]] جنس است بر ذاتی که همه [[صفات کمال]] را دارا باشد و از همه صفات [[نقص]] امکانی [[پاک]] باشد و این مفهوم منحصر در ذات [[واجب]] الوجود است<ref>تفسیر القرآن الکریم، ج۴، ص۱۰.</ref>.<ref>[[محمد سلطانی|سلطانی، محمد]]، [[الله - سلطانی (مقاله)|مقاله «الله»]]، [[ دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)| دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 289- 293.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
#[[پرونده:000055.jpg|22px]] [[رضا رمضانی|رمضانی، رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴''']] | #[[پرونده:000055.jpg|22px]] [[رضا رمضانی|رمضانی، رضا]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴''']] | ||
#[[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد سلطانی|سلطانی، محمد]]، [[الله - سلطانی (مقاله)|مقاله «الله»]]، [[ دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||