ابوبکر خوارزمی: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'هارون الرشید' به 'هارون الرشید'
جز (جایگزینی متن - ']]،' به '، [[')
جز (جایگزینی متن - 'هارون الرشید' به 'هارون الرشید')
خط ۵: خط ۵:
==مقدمه==
==مقدمه==
ابوبکر خوارزمی، متوفی [[سال ۳۸۳ هجری]] قمری، از علمای برجسته [[اهل سنت]] بود. وی پیرامون احوالات [[عباسیان]] و نحوه [[رفتار]] [[حکومتی]] آنان، با [[اهل بیت]]{{عم}} و [[شیعیان]] نامه‌ای به [[مردم]] [[نیشابور]] نوشت. وی پس از یاد کردن از بسیاری از [[طالبیین]] که به دست [[امویان]] و عباسیان کشته شدند، همچون [[امام رضا]]{{ع}} که به دست [[مأمون]] [[مسموم]] گردید، می‌نویسد:
ابوبکر خوارزمی، متوفی [[سال ۳۸۳ هجری]] قمری، از علمای برجسته [[اهل سنت]] بود. وی پیرامون احوالات [[عباسیان]] و نحوه [[رفتار]] [[حکومتی]] آنان، با [[اهل بیت]]{{عم}} و [[شیعیان]] نامه‌ای به [[مردم]] [[نیشابور]] نوشت. وی پس از یاد کردن از بسیاری از [[طالبیین]] که به دست [[امویان]] و عباسیان کشته شدند، همچون [[امام رضا]]{{ع}} که به دست [[مأمون]] [[مسموم]] گردید، می‌نویسد:
«چون عباسیان این [[حریم]] را هتک کردند و این [[گناه بزرگ]] را مرتکب شدند، [[خدا]] بر آنان [[غضب]] کرده، [[سلطنت]] را از چنگشان [[بدر]] آورد و ابو [[مجرم]]، نه ابومسلم را بر جانشان مسلط کرد. این مرد، که خدا هرگز نظر [[رحمت]] بر او نیفکند، [[صلابت]] [[علویان]] و [[نرمش]] عباسیان را بنگریست. آنگاه تقوایش را رها کرد و از هوای خود [[پیروی]] نمود و با کشتن [[عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب]]{{ع}}، [[آخرت]] خویش را به [[دنیا]] فروخت. طاغوت‌های [[خراسان]]، کردهای [[اصفهان]] و [[خوارج]] [[سجستان]] را بر [[خاندان]] [[ابی‌طالب]]{{ع}} مسلط کرد، آنان را زیر هر سنگ و کلوخی و در هر دشت و کوهی که می‌یافت، تعقیب می‌کرد. سرانجام محبوب‌ترین شخص مورد نظر خود را بر خودش مسلط کرد، که او را بکشت همان‌گونه که او دیگران را می‌کشت... تازه این در [[مقام]] مقایسه با [[کشتار]] [[هارون]] الرشید و رفتار [[موسی]] [[عباسی]] با آنان چندان مهم نمی‌نماید. حتما دانستید که موسی عباسی چه بر سر [[حسن بن علی]] در فخ آورد، و هارون نیز چه فجایعی بر [[علی بن افطس حسینی]] روا داشت. خلاصه آنکه هارون در حالی مرد که [[درخت نبوت]] را از شاخ و برگ برهنه کرده و نهال [[امامت]] را از ریشه برافکنده بود.
«چون عباسیان این [[حریم]] را هتک کردند و این [[گناه بزرگ]] را مرتکب شدند، [[خدا]] بر آنان [[غضب]] کرده، [[سلطنت]] را از چنگشان [[بدر]] آورد و ابو [[مجرم]]، نه ابومسلم را بر جانشان مسلط کرد. این مرد، که خدا هرگز نظر [[رحمت]] بر او نیفکند، [[صلابت]] [[علویان]] و [[نرمش]] عباسیان را بنگریست. آنگاه تقوایش را رها کرد و از هوای خود [[پیروی]] نمود و با کشتن [[عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب]]{{ع}}، [[آخرت]] خویش را به [[دنیا]] فروخت. طاغوت‌های [[خراسان]]، کردهای [[اصفهان]] و [[خوارج]] [[سجستان]] را بر [[خاندان]] [[ابی‌طالب]]{{ع}} مسلط کرد، آنان را زیر هر سنگ و کلوخی و در هر دشت و کوهی که می‌یافت، تعقیب می‌کرد. سرانجام محبوب‌ترین شخص مورد نظر خود را بر خودش مسلط کرد، که او را بکشت همان‌گونه که او دیگران را می‌کشت... تازه این در [[مقام]] مقایسه با [[کشتار]] [[هارون الرشید]] و رفتار [[موسی]] [[عباسی]] با آنان چندان مهم نمی‌نماید. حتما دانستید که موسی عباسی چه بر سر [[حسن بن علی]] در فخ آورد، و هارون نیز چه فجایعی بر [[علی بن افطس حسینی]] روا داشت. خلاصه آنکه هارون در حالی مرد که [[درخت نبوت]] را از شاخ و برگ برهنه کرده و نهال [[امامت]] را از ریشه برافکنده بود.


چون یکی از [[پیشوایان]] [[راستین]] و سروی از سروران خاندان [[پیغمبر]] در می‌گذشت کسی جنازه‌اش را [[تشییع]] نمی‌کرد و مرقدش را با گچ نمی‌آراست. اما وقتی دلقک یا بازیگر و یا قاتلی از خودشان می‌مرد، [[علما]] و [[قضات]] بر جنازه‌اش حضور می‌یافتند و [[رهبران]] و [[حکمرانان]] بر مجالس سوگوارش می‌نشستند.
چون یکی از [[پیشوایان]] [[راستین]] و سروی از سروران خاندان [[پیغمبر]] در می‌گذشت کسی جنازه‌اش را [[تشییع]] نمی‌کرد و مرقدش را با گچ نمی‌آراست. اما وقتی دلقک یا بازیگر و یا قاتلی از خودشان می‌مرد، [[علما]] و [[قضات]] بر جنازه‌اش حضور می‌یافتند و [[رهبران]] و [[حکمرانان]] بر مجالس سوگوارش می‌نشستند.
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش