اصم عامری بکائی: تفاوت میان نسخهها
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
وی از تیره بنی البکاء از [[عامر بن صعصعه]]<ref>ابن سعد، ج۱، ص۲۳۱؛ سمعانی، ج۱، ص۳۸۲.</ref> از [[قیس عیلان]]<ref>ابن حزم، ص۲۷۲.</ref> بود و به همین سبب او را بکائی نیز خواندهاند<ref>ابن سعد، ج۱، ص۲۳۱.</ref>. نام اصم را «عبد عمرو» گفتهاند<ref>ابن سعد، ج۱، ص۲۳۱؛ ابن حجر، ج۱، ص۲۴۳.</ref>. وی در سال نهم در قالب هیئتی سه<ref>یا سی، ر.ک: ابن کثیر، ج۴، ص۱۷۵.</ref> نفره از بنی البکاء [[خدمت]] [[رسول خدا]]{{صل}} رسید. آن [[حضرت]] فرمود تا آنان را [[منزل]] دهند و [[پذیرایی]] کنند. سپس به آنان جوایزی داد و آنها به [[قبیله]] خود بازگشتند. [[رئیس]] این هیئت، [[معاویة بن ثور]] بود که حدود صد سال عمر داشت. رسول خدا{{صل}} به درخواست او، به صورت وی و پسرش دست کشید و با آنان [[مهربانی]] کرد. به گفته [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، ج۱، ص۲۳۲.</ref>، رسول خدا{{صل}} نام «اصم» را که عبد عمرو بود، به عبدالرحمان [[تغییر]] داد و آبی که در ذوالقصه به آن حضرت داده بودند، به او بخشید. وی را در شمار [[اصحاب صفه]] آوردهاند<ref>ابن سعد، ج۱، ص۲۳۲.</ref>. | وی از تیره بنی البکاء از [[عامر بن صعصعه]]<ref>ابن سعد، ج۱، ص۲۳۱؛ سمعانی، ج۱، ص۳۸۲.</ref> از [[قیس عیلان]]<ref>ابن حزم، ص۲۷۲.</ref> بود و به همین سبب او را بکائی نیز خواندهاند<ref>ابن سعد، ج۱، ص۲۳۱.</ref>. نام اصم را «عبد عمرو» گفتهاند<ref>ابن سعد، ج۱، ص۲۳۱؛ ابن حجر، ج۱، ص۲۴۳.</ref>. وی در سال نهم در قالب هیئتی سه<ref>یا سی، ر.ک: ابن کثیر، ج۴، ص۱۷۵.</ref> نفره از بنی البکاء [[خدمت]] [[رسول خدا]]{{صل}} رسید. آن [[حضرت]] فرمود تا آنان را [[منزل]] دهند و [[پذیرایی]] کنند. سپس به آنان جوایزی داد و آنها به [[قبیله]] خود بازگشتند. [[رئیس]] این هیئت، [[معاویة بن ثور]] بود که حدود صد سال عمر داشت. رسول خدا{{صل}} به درخواست او، به صورت وی و پسرش دست کشید و با آنان [[مهربانی]] کرد. به گفته [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، ج۱، ص۲۳۲.</ref>، رسول خدا{{صل}} نام «اصم» را که عبد عمرو بود، به عبدالرحمان [[تغییر]] داد و آبی که در ذوالقصه به آن حضرت داده بودند، به او بخشید. وی را در شمار [[اصحاب صفه]] آوردهاند<ref>ابن سعد، ج۱، ص۲۳۲.</ref>. | ||
[[همسر]] اصم، [[برزه]] دختر [[عزه]] دختر [[حارث بن حزن]] و [[مادر]] [[یزید بن اصم]] بود. یزید با [[عبدالله بن عباس]] (صاحب) [[دوست]] بوده است<ref>ابن سعد، ج۸، ص۲۱۹.</ref> | [[همسر]] اصم، [[برزه]] دختر [[عزه]] دختر [[حارث بن حزن]] و [[مادر]] [[یزید بن اصم]] بود. یزید با [[عبدالله بن عباس]] (صاحب) [[دوست]] بوده است<ref>ابن سعد، ج۸، ص۲۱۹.</ref><ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «اصم عامری بکائی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص:۱۰۴.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۱:۴۴
مقدمه
وی از تیره بنی البکاء از عامر بن صعصعه[۱] از قیس عیلان[۲] بود و به همین سبب او را بکائی نیز خواندهاند[۳]. نام اصم را «عبد عمرو» گفتهاند[۴]. وی در سال نهم در قالب هیئتی سه[۵] نفره از بنی البکاء خدمت رسول خدا(ص) رسید. آن حضرت فرمود تا آنان را منزل دهند و پذیرایی کنند. سپس به آنان جوایزی داد و آنها به قبیله خود بازگشتند. رئیس این هیئت، معاویة بن ثور بود که حدود صد سال عمر داشت. رسول خدا(ص) به درخواست او، به صورت وی و پسرش دست کشید و با آنان مهربانی کرد. به گفته ابن سعد[۶]، رسول خدا(ص) نام «اصم» را که عبد عمرو بود، به عبدالرحمان تغییر داد و آبی که در ذوالقصه به آن حضرت داده بودند، به او بخشید. وی را در شمار اصحاب صفه آوردهاند[۷].
همسر اصم، برزه دختر عزه دختر حارث بن حزن و مادر یزید بن اصم بود. یزید با عبدالله بن عباس (صاحب) دوست بوده است[۸][۹]