جز
جایگزینی متن - 'امیرالمؤمنان' به 'امیرالمؤمنین'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'امیرالمؤمنان' به 'امیرالمؤمنین') |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
{{عربی|اندازه=155%|"أما والله، لقد تقمصّها ابن أبیقحافة أخوتیم و أنّه لیعلم أنّ محلّی منها محلّ القطب من الرحی... فما راعنی إلّا والناس إلیّ کعرف الضبع قد انثالوا علی من کلّ جانب حتّی لقد وطیء الحسنان و شقّ عطفای..."}}؛<ref>علل الشرائع: ۱ / ۱۵۰ و ۱۵۱، معانی الأخبار: ۳۶۱، بحار الأنوار: ۲۹ / ۴۹۷ – ۴۹۹، حدیث ۱.</ref> | {{عربی|اندازه=155%|"أما والله، لقد تقمصّها ابن أبیقحافة أخوتیم و أنّه لیعلم أنّ محلّی منها محلّ القطب من الرحی... فما راعنی إلّا والناس إلیّ کعرف الضبع قد انثالوا علی من کلّ جانب حتّی لقد وطیء الحسنان و شقّ عطفای..."}}؛<ref>علل الشرائع: ۱ / ۱۵۰ و ۱۵۱، معانی الأخبار: ۳۶۱، بحار الأنوار: ۲۹ / ۴۹۷ – ۴۹۹، حدیث ۱.</ref> | ||
آگاه باشید به خدا سوگند! پسر ابوقحافه (ابابکر)، جامۀ خلافت را به زور بر تن کرد، در حالی که میدانست جایگاه من نسبت به خلافت و جانشینی، چون محور آسیاب است به آسیاب که دور آن حرکت میکنند... روز بیعت، فراوانی مردم چون یالهای پرپشت کفتار بود، از هر طرف مرا احاطه کردند تا آنکه نزدیک بود حسن و حسین {{عم}} را لگدمال کنند و ردای من از دو طرف پاره شد... . | آگاه باشید به خدا سوگند! پسر ابوقحافه (ابابکر)، جامۀ خلافت را به زور بر تن کرد، در حالی که میدانست جایگاه من نسبت به خلافت و جانشینی، چون محور آسیاب است به آسیاب که دور آن حرکت میکنند... روز بیعت، فراوانی مردم چون یالهای پرپشت کفتار بود، از هر طرف مرا احاطه کردند تا آنکه نزدیک بود حسن و حسین {{عم}} را لگدمال کنند و ردای من از دو طرف پاره شد... . | ||
مردم در آغاز این گونه با حضرت علی {{ع}} بیعت کردند، بعد از بیعت آمدند و گفتند: ای | مردم در آغاز این گونه با حضرت علی {{ع}} بیعت کردند، بعد از بیعت آمدند و گفتند: ای امیرالمؤمنین! مهلتی بدهید و با معاویه کاری نداشته باشید، تا فعلاً مدینه آرام بشود و سلطنت، ریاست، خلافت و امامت شما در بلاد حجاز مستقر بشود. | ||
{{عربی|اندازه=155%|"أتأمرونی أن أطلب النصر بالجور؟ لا والله! ولا أفعل ما طلعت شمس ولاح فی السماء نجم، لو کان مالهم لی لواسیت بینهم و إنّما هو أموالهم..."}}؛<ref>الأمالی، شیخ مفید: ۱۷۶، حدیث ۶، الغارات: ۱ / ۷۵، بحار الأنوار: ۴۱ / ۱۰۸ – ۱۰۹، حدیث ۱۵، وسائل الشیعه: ۱۵ / ۱۰۷، حدیث ۳۰. این سخن زیبا در شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید: ۲ / ۲۰۳، الإمامة و السیاسه: ۱ / ۱۳۲ با اندکی تفاوت نقل شده است.</ref> | {{عربی|اندازه=155%|"أتأمرونی أن أطلب النصر بالجور؟ لا والله! ولا أفعل ما طلعت شمس ولاح فی السماء نجم، لو کان مالهم لی لواسیت بینهم و إنّما هو أموالهم..."}}؛<ref>الأمالی، شیخ مفید: ۱۷۶، حدیث ۶، الغارات: ۱ / ۷۵، بحار الأنوار: ۴۱ / ۱۰۸ – ۱۰۹، حدیث ۱۵، وسائل الشیعه: ۱۵ / ۱۰۷، حدیث ۳۰. این سخن زیبا در شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید: ۲ / ۲۰۳، الإمامة و السیاسه: ۱ / ۱۳۲ با اندکی تفاوت نقل شده است.</ref> | ||
آیا به من میگویید با ظلم و ستم بر مسلمانانی که به آنها مسلّط شدهام، پایههای حکومتم را استوار سازم و بر دشمنانم پیروز شوم؟ نه، به خدا سوگند! هرگز چنین نخواهد شد تا روزگار باقی است و تا وقتی که ستارهای در آسمان میبینم. | آیا به من میگویید با ظلم و ستم بر مسلمانانی که به آنها مسلّط شدهام، پایههای حکومتم را استوار سازم و بر دشمنانم پیروز شوم؟ نه، به خدا سوگند! هرگز چنین نخواهد شد تا روزگار باقی است و تا وقتی که ستارهای در آسمان میبینم. | ||