نیایش سی و پنجم: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
این [[نیایش]] [[حضرت سجاد]] {{ع}} است در [[رضا]] به [[تقدیر الهی]]، زمانی که به دنیاداران نظر می‌کرد. در [[نظام هستی]] حساب دقیق در کار است: {{متن قرآن|إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ}}<ref>«ما هر چیزی را به اندازه‌ای آفریده‌ایم» سوره قمر، آیه ۴۹.</ref>. [[انسان]] نیز تقدیرات و اندازه‌هایی دارد. [[عمر]] او، [[رزق]] او و حوادث پیش‌روی او همه از پیش از سوی خدای علیم و [[حکیم]] مشخص شده است. ممکن است کسی با تقدیر خود بجنگد، می‌تواند به [[ناامیدی]] تن دهد و نیز می‌تواند با [[رضایت]] [[تسلیم]] تقدیرات [[الهی]] شود. بعضی [[مردم]] از تقدیرات خود ناشادند و معترض که چرا فلانی موفق است و من [[شکست]] خورده؟ چرا فلانی داراست و من نادار؟ چرا فلانی سرشناس است و من ناشناس؟
این [[نیایش]] [[حضرت سجاد]] {{ع}} است در [[رضا]] به [[تقدیر الهی]]، زمانی که به دنیاداران نظر می‌کرد. در نظام هستی حساب دقیق در کار است: {{متن قرآن|إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ}}<ref>«ما هر چیزی را به اندازه‌ای آفریده‌ایم» سوره قمر، آیه ۴۹.</ref>. [[انسان]] نیز تقدیرات و اندازه‌هایی دارد. [[عمر]] او، [[رزق]] او و حوادث پیش‌روی او همه از پیش از سوی خدای علیم و [[حکیم]] مشخص شده است. ممکن است کسی با تقدیر خود بجنگد، می‌تواند به [[ناامیدی]] تن دهد و نیز می‌تواند با [[رضایت]] [[تسلیم]] تقدیرات [[الهی]] شود. بعضی [[مردم]] از تقدیرات خود ناشادند و معترض که چرا فلانی موفق است و من [[شکست]] خورده؟ چرا فلانی داراست و من نادار؟ چرا فلانی سرشناس است و من ناشناس؟


بدیهی است که این اعتراضات تأثیری در گردونه تقدیرات ندارد و فقط باعث [[آزار]] [[فرد]] و تباه‌شدن [[اجر]] او می‌شود. اما در مقابل، [[بندگان]] با [[معرفت خدا]] در همه حال، چه [[خوشی]] و چه ناخوشی، به داده او [[راضی]] و به [[حکم]] او تسلیم‌اند. آنان در عین اینکه [[اهل تلاش]] و تدبیرند، هیچ‌گاه برای رسیدن به مقاصد خویش [[رضای الهی]] را زیر پا نمی‌گذارند و همین امر سبب [[آرامش روح]] آنان و [[خرسندی]] [[خدا]] از ایشان است.
بدیهی است که این اعتراضات تأثیری در گردونه تقدیرات ندارد و فقط باعث [[آزار]] [[فرد]] و تباه‌شدن [[اجر]] او می‌شود. اما در مقابل، [[بندگان]] با [[معرفت خدا]] در همه حال، چه [[خوشی]] و چه ناخوشی، به داده او [[راضی]] و به [[حکم]] او تسلیم‌اند. آنان در عین اینکه [[اهل تلاش]] و تدبیرند، هیچ‌گاه برای رسیدن به مقاصد خویش [[رضای الهی]] را زیر پا نمی‌گذارند و همین امر سبب [[آرامش روح]] آنان و [[خرسندی]] [[خدا]] از ایشان است.


[[امام]] [[زین العابدین]] {{ع}} [[راه]] و رسم [[رضامندی]] را به ما می‌آموزد: {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ رِضًى‏ بِحُكْمِ‏ اللَّهِ‏...}}؛ «[[حمد]] [[خداوند]] را، رضاییم به قضای خداوندی. [[شهادت]] می‌دهم که [[خدای یکتا]]، روزی‌های بندگانش را به [[عدالت]] تقسیم کرده و با همه بندگانش به [[فضل]] و [[احسان]] [[رفتار]] کند. بارخدایا، [[درود]] بفرست بر [[محمد و خاندان او]] و مرا به آنچه [[توانگران]] را [[عطا]] کرده‌ای [[مفتون]] منمای و آنان را به آنچه مرا نداده‌ای به [[عُجب]] میفکن، تا مباد بر آفریدگانت [[رشک]] برم و تقدیر تو حقیر شمارم».
[[امام]] [[زین العابدین]] {{ع}} [[راه]] و رسم [[رضامندی]] را به ما می‌آموزد: {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ رِضًى‏ بِحُكْمِ‏ اللَّهِ‏...}}؛ «[[حمد]] [[خداوند]] را، رضاییم به قضای خداوندی. [[شهادت]] می‌دهم که [[خدای یکتا]]، روزی‌های بندگانش را به [[عدالت]] تقسیم کرده و با همه بندگانش به [[فضل]] و [[احسان]] [[رفتار]] کند. بارخدایا، [[درود]] بفرست بر محمد و خاندان او و مرا به آنچه [[توانگران]] را [[عطا]] کرده‌ای [[مفتون]] منمای و آنان را به آنچه مرا نداده‌ای به [[عُجب]] میفکن، تا مباد بر آفریدگانت [[رشک]] برم و تقدیر تو حقیر شمارم».
«بارخدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او و خاطر من به قضای خود شاد دار و آنجا که تقدیر توست سینه من بگشای و همتی بلند [[عطا]] کن و دلم را اطمینانی چنان بخش که به [[پایمردی]] آن [[اقرار]] کنم که قضای تو جز به خیر و [[نیکی]] روان نگشته است. ای [[خداوند]]، سپاسِ مرا به درگاهت بر آنچه مرا نداده‌ای افزون‌تر نمای از [[سپاس]] من به درگاهت بر آنچه مرا عطا کرده‌ای».
«بارخدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او و خاطر من به قضای خود شاد دار و آنجا که تقدیر توست سینه من بگشای و همتی بلند [[عطا]] کن و دلم را اطمینانی چنان بخش که به [[پایمردی]] آن [[اقرار]] کنم که قضای تو جز به خیر و [[نیکی]] روان نگشته است. ای [[خداوند]]، سپاسِ مرا به درگاهت بر آنچه مرا نداده‌ای افزون‌تر نمای از [[سپاس]] من به درگاهت بر آنچه مرا عطا کرده‌ای».


«ای خداوند، مرا در [[امان]] دار از اینکه به درویشی [[گمان]] [[فرومایگی]] برم یا به [[توانگری]] گمان [[فضل]] و [[شرف]]؛ زیرا [[شریف]] کسی است که [[فرمانبرداری]] تو شرافتش بخشیده باشد و [[عزیز]] کسی است که از [[پرستش]] تو [[عزت]] یافته باشد».
«ای خداوند، مرا در [[امان]] دار از اینکه به درویشی [[گمان]] [[فرومایگی]] برم یا به [[توانگری]] گمان [[فضل]] و [[شرف]]؛ زیرا [[شریف]] کسی است که [[فرمانبرداری]] تو شرافتش بخشیده باشد و [[عزیز]] کسی است که از [[پرستش]] تو [[عزت]] یافته باشد».


«پس بر [[محمد و خاندان او]] [[درود]] بفرست و ما را از خواسته‌ای بهره‌مند گردان که پایان نپذیرد و به عزتی [[یاری]] ده که زوال نگیرد و ما را به آن [[ملک]] [[ابدی]] روانه فرمای که تو آن خدای یکتایی هستی که به کس نیازت نیست، [[فرزندی]] نیاورده‌ای و فرزند کس نبوده‌ای و تو را هیچ همتا و همسری نیست».
«پس بر محمد و خاندان او [[درود]] بفرست و ما را از خواسته‌ای بهره‌مند گردان که پایان نپذیرد و به عزتی [[یاری]] ده که زوال نگیرد و ما را به آن [[ملک]] ابدی روانه فرمای که تو آن خدای یکتایی هستی که به کس نیازت نیست، فرزندی نیاورده‌ای و فرزند کس نبوده‌ای و تو را هیچ همتا و همسری نیست».


در این [[دعا]] آموزه‌های [[ارزشمندی]] وجود دارد که به آنها اشاره می‌شود:
در این [[دعا]] آموزه‌های [[ارزشمندی]] وجود دارد که به آنها اشاره می‌شود:
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش