پرش به محتوا

نظریه بلوغ عقلی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ساده' به 'ساده'
جز (جایگزینی متن - 'ساده' به 'ساده')
 
خط ۱۷۸: خط ۱۷۸:
[[خداوند سبحان]]، محمد{{صل}} را به [[رسالت]] [[مبعوث]] کرد تا جهانیان را [[بیم]] دهد و [[امین وحی]] خویش باشد. این در حالی بود که شما [[ملت]] [[عرب]]، بدترین [[دین]] و [[آیین]] را داشتید و در بدترین [[سرزمین‌ها]]، در میان سنگ‌های [[خشن]] و مارهایی که فاقد [[شنوایی]] بودند [[زندگی]] می‌کردید. آب‌های [[آلوده]] را می‌نوشیدید و غذاهای ناگوار را می‌خوردید و [[خون]] یکدیگر را می‌ریختید و [[خویشاوندی]] دیرین یکدیگر را نابود می‌نمودید. [[پرستش]] [[بت]]، [[شیوه]] و آیین شما شده بود و بدان [[ارج]] می‌نهادید و [[گناه]] و [[خیانت]]، سراسر وجود شما را فرا گرفته بود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۶.</ref>.
[[خداوند سبحان]]، محمد{{صل}} را به [[رسالت]] [[مبعوث]] کرد تا جهانیان را [[بیم]] دهد و [[امین وحی]] خویش باشد. این در حالی بود که شما [[ملت]] [[عرب]]، بدترین [[دین]] و [[آیین]] را داشتید و در بدترین [[سرزمین‌ها]]، در میان سنگ‌های [[خشن]] و مارهایی که فاقد [[شنوایی]] بودند [[زندگی]] می‌کردید. آب‌های [[آلوده]] را می‌نوشیدید و غذاهای ناگوار را می‌خوردید و [[خون]] یکدیگر را می‌ریختید و [[خویشاوندی]] دیرین یکدیگر را نابود می‌نمودید. [[پرستش]] [[بت]]، [[شیوه]] و آیین شما شده بود و بدان [[ارج]] می‌نهادید و [[گناه]] و [[خیانت]]، سراسر وجود شما را فرا گرفته بود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۶.</ref>.
و در جای دیگر، وضعیت اسف‌بار [[جهان]] آن [[روز]] و فرهنگ [[منحط]] آنان و درهم ریختگی درونی و [[فساد]] [[جامعه]] را چنین ترسیم می‌کند:
و در جای دیگر، وضعیت اسف‌بار [[جهان]] آن [[روز]] و فرهنگ [[منحط]] آنان و درهم ریختگی درونی و [[فساد]] [[جامعه]] را چنین ترسیم می‌کند:
... و [[خداوند]]، او [محمد{{صل}}] را در زمانی فرستاد که [[مردم]] در [[حیرت]] و [[گمراهی]] [[سرگردان]] بودند و در [[فتنه]] [[جهل]] و فساد غوطه‌ور شده هوس‌های [[سرکش]]، آنان را مجذوب خود ساخته و بر آنها [[حکومت]] می‌کرد. تعصب‌های بی‌اساس از ناحیه جهل، آنان را سبک [[مغز]] بار آورده و در کارهای خود مضطرب و [[حیران]] بودند. آنها گرفتار [[جهل و نادانی]] شدیدی شده، به طوری که تصور نجاتشان از [[بدبختی‌ها]] [[ساده]] نبود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۵.</ref>.
... و [[خداوند]]، او [محمد{{صل}}] را در زمانی فرستاد که [[مردم]] در [[حیرت]] و [[گمراهی]] [[سرگردان]] بودند و در [[فتنه]] [[جهل]] و فساد غوطه‌ور شده هوس‌های [[سرکش]]، آنان را مجذوب خود ساخته و بر آنها [[حکومت]] می‌کرد. تعصب‌های بی‌اساس از ناحیه جهل، آنان را سبک [[مغز]] بار آورده و در کارهای خود مضطرب و [[حیران]] بودند. آنها گرفتار [[جهل و نادانی]] شدیدی شده، به طوری که تصور نجاتشان از [[بدبختی‌ها]] ساده نبود<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۵.</ref>.


۲. حاکمیت و رواج فرهنگ‌های منحط و دور از [[ارزش‌های الهی]] و انسانی در دنیای به ظاهر [[متمدن]] آن روز ([[امپراتوری]] [[ایران]] و [[روم]])<ref>ر.ک: محمد جواد باهنر و علی اکبر هاشمی رفسنجانی، جهان در عصر بعثت، دفتر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۶.</ref>؛
۲. حاکمیت و رواج فرهنگ‌های منحط و دور از [[ارزش‌های الهی]] و انسانی در دنیای به ظاهر [[متمدن]] آن روز ([[امپراتوری]] [[ایران]] و [[روم]])<ref>ر.ک: محمد جواد باهنر و علی اکبر هاشمی رفسنجانی، جهان در عصر بعثت، دفتر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۶.</ref>؛
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش