شبهه ابن کمونه: تفاوت میان نسخه‌ها

 
خط ۲۱: خط ۲۱:
فرض دیگر این بود که [[اختلاف]] در فصل باشد، یعنی بگوییم دو واجب داریم که در یک جهت اشتراک دارند؛ آیا ملاک وجوب وجود مابه الامتیاز است یا مابه الأشتراک؟ اگر مابه الاشتراک همان ملاک وجوب وجود است، مابه الامتیاز ملاک وجوب وجود نیست؛ آنگاه می‌‌پرسیم: پیدایش این مابه الامتیاز از کجاست؟ به بیان دیگر، وقتی می‌‌گوییم دو واجب‌الوجودی که به تمام ذات متغایرند و هیچ‌وجه مشترک ندارند، [با این امر متناقض است که وجوب وجود عین ذاتشان است] و وجه مشترک آن دو می‌‌باشد. پس، واجب‌الوجودها در این جهت با هم مشترکند. اگر در این جهت هم مشترک نباشند؛ پس چطور این دو واجب‌الوجود می‌‌باشند. بنابراین، ناچار باید بگوید که در این امر با هم مشترکند. می‌‌گوییم: خود وجوب وجود که وجه اشتراک این دو می‌‌باشد، چیست؟ آیا عارض بر این ذات‌هاست؟ یا عین ذات‌هاست؟ کسی که می‌‌گوید اینها به تمام ذات متباینند، ناچار باید بگوید اینها دو ذاتی هستند که وجوب وجود عارضشان شده است و محال است که بتوانیم وجوب وجود را به عنوان یک معنی عارضی برای ذات‌ها در نظر بگیریم، بلکه عین ذات واجب‌الوجود است.
فرض دیگر این بود که [[اختلاف]] در فصل باشد، یعنی بگوییم دو واجب داریم که در یک جهت اشتراک دارند؛ آیا ملاک وجوب وجود مابه الامتیاز است یا مابه الأشتراک؟ اگر مابه الاشتراک همان ملاک وجوب وجود است، مابه الامتیاز ملاک وجوب وجود نیست؛ آنگاه می‌‌پرسیم: پیدایش این مابه الامتیاز از کجاست؟ به بیان دیگر، وقتی می‌‌گوییم دو واجب‌الوجودی که به تمام ذات متغایرند و هیچ‌وجه مشترک ندارند، [با این امر متناقض است که وجوب وجود عین ذاتشان است] و وجه مشترک آن دو می‌‌باشد. پس، واجب‌الوجودها در این جهت با هم مشترکند. اگر در این جهت هم مشترک نباشند؛ پس چطور این دو واجب‌الوجود می‌‌باشند. بنابراین، ناچار باید بگوید که در این امر با هم مشترکند. می‌‌گوییم: خود وجوب وجود که وجه اشتراک این دو می‌‌باشد، چیست؟ آیا عارض بر این ذات‌هاست؟ یا عین ذات‌هاست؟ کسی که می‌‌گوید اینها به تمام ذات متباینند، ناچار باید بگوید اینها دو ذاتی هستند که وجوب وجود عارضشان شده است و محال است که بتوانیم وجوب وجود را به عنوان یک معنی عارضی برای ذات‌ها در نظر بگیریم، بلکه عین ذات واجب‌الوجود است.


پس یک فرض این است که بگوییم دو ذات به تمام ذات متبایند و هیچ وجه مشترک ندارند. لازمه این فرض آن است که [[وجوب وجود]] که وجه مشترک آنهاست امری عارضی باشد، و عارض ذات واجب‌الوجودها شمرده شود. فرض دیگر این است که بگوییم به تمام ذات متمایز نیستند، بلکه در بعض ذات متمایز و در بعض دیگر مشترکند.
پس یک فرض این است که بگوییم دو ذات به تمام ذات متبایند و هیچ وجه مشترک ندارند. لازمه این فرض آن است که وجوب وجود که وجه مشترک آنهاست امری عارضی باشد، و عارض ذات واجب‌الوجودها شمرده شود. فرض دیگر این است که بگوییم به تمام ذات متمایز نیستند، بلکه در بعض ذات متمایز و در بعض دیگر مشترکند.


فرض دیگر این بود که در تمام ذات با یکدیگر متحدند و هر دو دارای یک حقیقت‌اند؛ مع‌ذلک دو فرد از یک [[حقیقت]] می‌باشند. پس، در عوارض با یکدیگر [[اختلاف]] دارند، یعنی این دو در حقیقت یکی هستند، ولی دو فرد از یک حقیقت واحدند. این فرد دارای سلسله عوارض و مشخصاتی است و آن فرد دارای یک سلسله دیگر از عوارض و مشخصات.
فرض دیگر این بود که در تمام ذات با یکدیگر متحدند و هر دو دارای یک حقیقت‌اند؛ مع‌ذلک دو فرد از یک [[حقیقت]] می‌باشند. پس، در عوارض با یکدیگر [[اختلاف]] دارند، یعنی این دو در حقیقت یکی هستند، ولی دو فرد از یک حقیقت واحدند. این فرد دارای سلسله عوارض و مشخصاتی است و آن فرد دارای یک سلسله دیگر از عوارض و مشخصات.
۱۲۹٬۸۷۷

ویرایش