جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
جز (جایگزینی متن - '،-' به ' -') |
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع') |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
==تعاملات [[سیاسی]]- [[اجتماعی]] [[بنی مصطلق]] در [[عصر جاهلی]]== | ==تعاملات [[سیاسی]]- [[اجتماعی]] [[بنی مصطلق]] در [[عصر جاهلی]]== | ||
===تنازعات نظامی=== | ===تنازعات نظامی=== | ||
جایگاه والای [[خزاعیها]] در منطقه موجب شد تا این [[قبیله]] و | جایگاه والای [[خزاعیها]] در منطقه موجب شد تا این [[قبیله]] و فروعش در عرصه تحولات سیاسی، نظامی و اجتماعی پیش از [[اسلام]]، جایگاه مهمی را به خود اختصاص دهند. آنان در کنار روابط مسالمتآمیزی که با دیگر [[قبایل]] و [[طوایف]] [[عرب]] داشتند، گاه بنابر برخی مقتضیات زمانه، روابط خصمانهای هم با دیگر [[قبایل عرب]] و ساکنان [[شبهجزیره عربستان]] داشتند که از جمله آن میتوان به حضور [[فرزندان]] مصطلق در [[نبرد]] این [[قوم]] با [[بنی هذیل]] در «راحة [[فروع]]» اشاره کرد. در این [[جنگ]]، [[صخر بن عبدالله خیثمی]] -که بواسطه شرارتهای بیپایانش بدو «صَخر الغَیّ» میگفتند- با گروهی از مردان قومش بر بنی مصطلق [[یورش]] آورد؛ اما [[شکست]] خورد و کشته شد<ref>عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۱۰۵؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۲۰۱.</ref>. [[یوم]] «ذات نکیف» نیز که به دنبال [[کینهتوزی]] و [[دشمنی]] میان فرزندان [[بکر بن عبد مناة]] و [[قریشیان]] درگرفت، از دیگر رخدادهای مهم [[جاهلی]] است که نام بنی مصطلقیها را در خود به ثبت رسانده است. بر اساس گزارشات موجود، [[بنی بکر بن عبد مناة بن کنانه]] بواسطه اخراجشان از [[مکه]] توسط [[قصی بن کلاب]]، همواره [[کینه]] [[قریش]] را در [[دل]] داشتند. تا این که آنان، در دوران [[زعامت]] مطلب<ref>ابنحبیب بغدادی، المحبّر، ص۲۴۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۷۶. نیز ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۱۴۸.</ref> و به [[نقلی]] [[عبدالمطلب]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۰۳؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۸۷.</ref> بر امور مکه، بر این قصد شدند که قریش را از [[حرم]] [[کعبه]] بیرون کنند و امور آن را مجدداً بهدست گیرند. در مواجهه با این اقدام، مطلب و به نقلی عبدالمطلب، میان [[مردم قریش]] و برخی طوایف منطقه که [[بنی حارث بن عبدمناة بن کنانه]] و [[بنی هون بن خزیمه]] -از کنانه- و بنی مصطلق -از [[خزاعه]]- از جمله آن بودند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۷۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۷۶.</ref>، [[پیمان]] اتحادی را به [[امضا]] رساند که بر اساس آن این [[قبایل]]، پس از گردهمایی در کنار [[کوه]] «حُبْشیّ» -در پایین دست [[شهر مکه]]- با [[قریش]] هم قسم شدند که تا شب و [[روز]] برپاست و تا کوه [[حبشی]] بر جای خود [[استوار]] است، در مقابل دیگران [[متحد]] باشند. از اینرو، آنان را به نام آن کوه «احابیش قریش» خوانده شدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۲؛ ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۶۱۶؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۱۶۴. برخی نیز احابیش را از ماده «تحبش» به معنای اجتماع دانسته آوردهاند که به جهت اجتماعشان به آنها احابیش گفتهاند. (ر.ک: ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۶۱۶؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۲، ص۳۶.)</ref>. بدین ترتیب، گروهی انبوه فراهم آمد و به [[فرماندهی]] مطلب یا [[عبدالمطلب]]، رهسپار [[پیکار]] با [[بنی بکر]] و همپیمانانشان شدند. [[سپاهیان]] [[متخاصم]] در ذات نکیف -در منطقه [[یلملم]]- به هم رسیدند. با آغاز [[جنگ]]، مردان بنی بکر و یارانشان [[شکست]] [[سختی]] خوردند و بسیاری از آنان کشته شدند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۷۵-۷۶؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۸۷-۵۸۸ و با اختلاف ابنحبیب بغدادی، المنمق، ص۱۱۳-۱۱۷.</ref>. | ||
علاوه بر این جنگ، مصطلقیها در کنار دیگر احابیش قریش، در نبردهای [[جاهلی]] دیگر، از جمله جنگهای موسوم به «[[فجار]]»، شرکت جستند. از مهمترین این [[جنگها]]، فجار بین قریش و [[کنانه]] با [[قیس عیلان]] است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۱-۱۰۲؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۹۰-۵۹۵. نیز ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>. در سبب وقوع این جنگ، -که «[[ابن اثیر]]» (م ۶۳۰ [[هجری]]) از آن تحت عنوان «فجار دوم»<ref>ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۸۹.</ref> و برخی دیگر تحت عنوان «فجار چهارم(براض)»<ref>ابنحبیب بغدادی، المنمق، ص۱۶۴-۱۶۵؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۲۷۱.</ref> از آن یاد کردهاند - چنین گفته شده که: [[نعمان بن منذر]] –پادشاه [[حیره]]- هر سال ضمن کاروانی، [[مال التجاره]] به [[عکاظ]] میفرستاد و در مقابل آن، پوست و ریسمان و پارچههای زربافت از این [[بازار]] خریداری میکرد. مردی از [[قبیله هوازن]]، به نام «[[عروة]] الرحال»، [[حفاظت]] و [[حمایت]] کاروان را در سال مورد نظر به عهده گرفت. پیشدستی عروه در بهدست گرفتن امور این کاروان، [[اعتراض]] [[براض بن قیس کنانی]] را در پی داشت. اما اعتراض او به [[نعمان بن منذر ثمری]] برایش نداشت. از اینرو، [[آتش]] [[خشم]] و [[حسد]] در درون او شعلهور شد و پیوسته مترصد فرصتی بود تا در اثناء راه، «عروة الرجال» را از پای درآورد. وضع بدین منوال بود تا این که او سرانجام موفق شد در [[سرزمین]] «[[بنی مره]]» به مقصود خود [[جامه]] عمل بپوشاند. در آن [[زمان]]، [[قبیله]] «[[قریش]]» و [[کنانه]] با هم [[متحد]] بودند، و این جریان در زمانی اتفاق افتاد که [[قبائل]] [[عرب]] در بازار [[عکاظ]] سرگرم [[داد و ستد]] بودند. مردی، [[قبیله قریش]] را از جریان [[آگاه]] ساخت، از اینرو، [[مردم]] [[قبایل قریش]] و کنانه پیش از آنکه قبیله هوازن از جریان آگاه گردند، با بهانهای، به سرعت عکاظ را ترک کرده، رو سوی [[حرم]]<ref>چهار فرسخ از چهار طرف مکه را حرم میگفتند و جنگ در آن نقطه میان عرب ممنوع بود.</ref> نهادند. ولی [[هوازنیها]] از موضوع با خبر شدند و فوراً به تعقیب آنان پرداختند و توانستند پیش از آنکه آنها به حرم برسند، به آنان دست یابند. دو گروه با هم درگیر شدند، اما طولی نکشید که بواسطه [[تاریکی]] هوا مجبور شدند دست از [[جنگ]] بکشند. قریش و کنانه با استفاده از این [[فرصت]]، در تاریکی هوا، راه حرم را پیش گرفتند و از معرکه گریختند. با [[فرار]] قریش به داخل محدوده حرم، قیسیها به ناچار از تعقیب دست برداشتند و حین بازگشت، سال [[آینده]] در عکاظ را [[وعده]] جنگ خود قرار دادند. در این مدت، [[قیس عیلان]] [[همپیمانان]] خود را گرد آورد و قریش نیز به جمعآوری [[قبایل]] [[همپیمان]] خود از جمله احابیش پرداخت. [[جنگ]] در موعد مقرر آغاز شد و علیرغم [[پیروزی]] اولیه قیسیها در ساعات اولیه جنگ، با پیروزی [[قریش]] در پس نیمروز، همراه شد. وضع بدین منوال بود تا این که بالاخره دو طرف به [[صلح]] تن در دادند و جنگ با پرداختن خونبهای کشتگان «[[هوازن]]» -که بیش از قریش کشته داده بودند - خاتمه پذیرفت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۱-۱۰۲؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۹۰-۵۹۵. نیز ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>. | علاوه بر این جنگ، مصطلقیها در کنار دیگر احابیش قریش، در نبردهای [[جاهلی]] دیگر، از جمله جنگهای موسوم به «[[فجار]]»، شرکت جستند. از مهمترین این [[جنگها]]، فجار بین قریش و [[کنانه]] با [[قیس عیلان]] است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۱-۱۰۲؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۹۰-۵۹۵. نیز ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>. در سبب وقوع این جنگ، -که «[[ابن اثیر]]» (م ۶۳۰ [[هجری]]) از آن تحت عنوان «فجار دوم»<ref>ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۸۹.</ref> و برخی دیگر تحت عنوان «فجار چهارم(براض)»<ref>ابنحبیب بغدادی، المنمق، ص۱۶۴-۱۶۵؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۲۷۱.</ref> از آن یاد کردهاند - چنین گفته شده که: [[نعمان بن منذر]] –پادشاه [[حیره]]- هر سال ضمن کاروانی، [[مال التجاره]] به [[عکاظ]] میفرستاد و در مقابل آن، پوست و ریسمان و پارچههای زربافت از این [[بازار]] خریداری میکرد. مردی از [[قبیله هوازن]]، به نام «[[عروة]] الرحال»، [[حفاظت]] و [[حمایت]] کاروان را در سال مورد نظر به عهده گرفت. پیشدستی عروه در بهدست گرفتن امور این کاروان، [[اعتراض]] [[براض بن قیس کنانی]] را در پی داشت. اما اعتراض او به [[نعمان بن منذر ثمری]] برایش نداشت. از اینرو، [[آتش]] [[خشم]] و [[حسد]] در درون او شعلهور شد و پیوسته مترصد فرصتی بود تا در اثناء راه، «عروة الرجال» را از پای درآورد. وضع بدین منوال بود تا این که او سرانجام موفق شد در [[سرزمین]] «[[بنی مره]]» به مقصود خود [[جامه]] عمل بپوشاند. در آن [[زمان]]، [[قبیله]] «[[قریش]]» و [[کنانه]] با هم [[متحد]] بودند، و این جریان در زمانی اتفاق افتاد که [[قبائل]] [[عرب]] در بازار [[عکاظ]] سرگرم [[داد و ستد]] بودند. مردی، [[قبیله قریش]] را از جریان [[آگاه]] ساخت، از اینرو، [[مردم]] [[قبایل قریش]] و کنانه پیش از آنکه قبیله هوازن از جریان آگاه گردند، با بهانهای، به سرعت عکاظ را ترک کرده، رو سوی [[حرم]]<ref>چهار فرسخ از چهار طرف مکه را حرم میگفتند و جنگ در آن نقطه میان عرب ممنوع بود.</ref> نهادند. ولی [[هوازنیها]] از موضوع با خبر شدند و فوراً به تعقیب آنان پرداختند و توانستند پیش از آنکه آنها به حرم برسند، به آنان دست یابند. دو گروه با هم درگیر شدند، اما طولی نکشید که بواسطه [[تاریکی]] هوا مجبور شدند دست از [[جنگ]] بکشند. قریش و کنانه با استفاده از این [[فرصت]]، در تاریکی هوا، راه حرم را پیش گرفتند و از معرکه گریختند. با [[فرار]] قریش به داخل محدوده حرم، قیسیها به ناچار از تعقیب دست برداشتند و حین بازگشت، سال [[آینده]] در عکاظ را [[وعده]] جنگ خود قرار دادند. در این مدت، [[قیس عیلان]] [[همپیمانان]] خود را گرد آورد و قریش نیز به جمعآوری [[قبایل]] [[همپیمان]] خود از جمله احابیش پرداخت. [[جنگ]] در موعد مقرر آغاز شد و علیرغم [[پیروزی]] اولیه قیسیها در ساعات اولیه جنگ، با پیروزی [[قریش]] در پس نیمروز، همراه شد. وضع بدین منوال بود تا این که بالاخره دو طرف به [[صلح]] تن در دادند و جنگ با پرداختن خونبهای کشتگان «[[هوازن]]» -که بیش از قریش کشته داده بودند - خاتمه پذیرفت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۰۱-۱۰۲؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۹۰-۵۹۵. نیز ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>. | ||