←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امی| عنوان مدخل = امی| مداخل مرتبط = [[امی در قرآن]] - [[امی در حدیث]] - [[امی در نهج البلاغه]] - [[امی در کلام اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امی| عنوان مدخل = امی| مداخل مرتبط = [[امی در قرآن]] - [[امی در حدیث]] - [[امی در نهج البلاغه]] - [[امی در کلام اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
«اُمّی» به معنای نانویسا و ناخوانا،<ref>مفردات، ص۸۷؛ لسان العرب، ج ۱، ص۲۲۰؛ لغتنامه، ج ۲، ص۲۹۰۱، «امّی».</ref> منسوب به امّ ([[مادر]]) است؛ یعنی کسی که [[نوشتن]] را فرا نگرفته و بر وضع [[تولد]] خویش باقی است.<ref> لسانالعرب، ج ۱، ص۲۲۰؛ فرهنگ اصطلاحات عرفانی، ص۱۳۵؛ التحقیق، ج ۱ ـ ۲، ص۱۳۴.</ref> برخی آن را منسوب به [[امت]] به معنای عامّه دانستهاند؛ زیرا بیشتر [[مردم]] در [[زمان]] [[بعثت پیامبر]] و [[نزول قرآن]] نمیتوانستند بنویسند <ref>بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۱۵۹.</ref> یا منسوب به امت و به معنای کسی است که بر اصل [[خلقت]] امت که [[خواندن و نوشتن]] نمیدانند، باقی بوده و خواندن و نوشتن را فرا نگرفته باشد.<ref>لسانالعرب، ج۱،ص۲۲۰؛ لغتنامه، ج۱، ص۲۹۰۲.</ref> | |||
موسوم شدن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به امّی نیز ازاینروست که خواندن و نوشتن را از کسی نیاموخته بود.<ref>فرهنگ اصطلاحات عرفانی، ص۱۳۵؛ لغتنامه، ج ۲، ص۲۹۰۲.</ref> [[امّی بودن]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} از نظر [[تاریخی]] روشن و [[قطعی]] است؛ [[تاریخ]] [[گواه]] است که آن [[حضرت]] چه قبل و چه بعد از [[مبعوث]] شدن به [[رسالت]] نزد هیچ استادی خواندن و نوشتن نیاموخته بود؛ زیرا از یک سو بیشتر مردم [[سرزمین حجاز]] در [[زمان پیامبر]]{{صل}} خواندن و نوشتن را نمیدانستند، و از سوی دیگر [[تعلیم]] و [[تعلّم]] به صورت یک [[صنعت]] و [[حرفه]] در میان آنان جایگاهی نداشته است، ازاینرو تنها شمار اندکی در میان آنها (۱۷ نفر) از این [[هنر]] برخوردار بودهاند، بنابراین اگر پیامبر اسلام{{صل}} در آن [[جامعه]] خواندن و نوشتن را از کسی آموخته بود یقیناً در میان مردم [[شهرت]] مییافت.<ref>فتوح البلدان، ص۴۵۹.</ref> افزون بر آن، با توجّه به وجود مخالفانی که درصدد بودند تا هرگونه اتهامی را به آن حضرت وارد کنند، اگر چنین مسئلهای وجود داشت [[مخالفان]] از آن [[غافل]] نمیماندند.<ref>مجموعه آثار، ج ۳، ص۲۰۵ ـ ۲۰۶، «پیامبر امّی»</ref> حوادث تاریخی بیانگر آن است که پیامبر اکرم{{صل}} حتی در [[مدینه]] پس از [[مبعوث]] شدن به [[رسالت]] نیز نه نوشتهای را میخواند و نه با دست خویش چیزی مینگاشت و رخداد [[صلح حدیبیه]] از معروفترین این حوادث است.<ref>مجموعه آثار، ج ۳، ص۲۱۹.</ref> | موسوم شدن [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به امّی نیز ازاینروست که خواندن و نوشتن را از کسی نیاموخته بود.<ref>فرهنگ اصطلاحات عرفانی، ص۱۳۵؛ لغتنامه، ج ۲، ص۲۹۰۲.</ref> [[امّی بودن]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} از نظر [[تاریخی]] روشن و [[قطعی]] است؛ [[تاریخ]] [[گواه]] است که آن [[حضرت]] چه قبل و چه بعد از [[مبعوث]] شدن به [[رسالت]] نزد هیچ استادی خواندن و نوشتن نیاموخته بود؛ زیرا از یک سو بیشتر مردم [[سرزمین حجاز]] در [[زمان پیامبر]]{{صل}} خواندن و نوشتن را نمیدانستند، و از سوی دیگر [[تعلیم]] و [[تعلّم]] به صورت یک [[صنعت]] و [[حرفه]] در میان آنان جایگاهی نداشته است، ازاینرو تنها شمار اندکی در میان آنها (۱۷ نفر) از این [[هنر]] برخوردار بودهاند، بنابراین اگر پیامبر اسلام{{صل}} در آن [[جامعه]] خواندن و نوشتن را از کسی آموخته بود یقیناً در میان مردم [[شهرت]] مییافت.<ref>فتوح البلدان، ص۴۵۹.</ref> افزون بر آن، با توجّه به وجود مخالفانی که درصدد بودند تا هرگونه اتهامی را به آن حضرت وارد کنند، اگر چنین مسئلهای وجود داشت [[مخالفان]] از آن [[غافل]] نمیماندند.<ref>مجموعه آثار، ج ۳، ص۲۰۵ ـ ۲۰۶، «پیامبر امّی»</ref> حوادث تاریخی بیانگر آن است که پیامبر اکرم{{صل}} حتی در [[مدینه]] پس از [[مبعوث]] شدن به [[رسالت]] نیز نه نوشتهای را میخواند و نه با دست خویش چیزی مینگاشت و رخداد [[صلح حدیبیه]] از معروفترین این حوادث است.<ref>مجموعه آثار، ج ۳، ص۲۱۹.</ref> | ||