بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[خانواده]] نخستین و طبیعیترین نهاد اجتماعی است که [[خداوند]] توان تشکیل آن را به شکل [[استعداد]] در نهاد و [[فطرت انسان]] قرار داده است. همه مردان و [[زنان]] طوری [[آفریده]] شدهاند که به جنس مخالف خود [[گرایش]] جدی دارند و به گونهای در پی رسیدن به اویند. این مسئله از مصادیق بارز تنوع و تفاوت در [[آفرینش]] [[حکیمانه]] [[انسان]] است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا...}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروهها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بازشناسید.».. سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. | |||
البته جفت بودن دو انسان چون دو حیوان نیز ممکن است. از این طریق، نیازهای حیوانی موجود در انسان پاسخ داده میشود و به ظاهر [[عطش]] جنسی او سیری میپذیرد. اما این عمل چون اسکناسی بیپشتوانه است که چند صباحی بیش پوشاندنی نیست. دیری نمیپاید که انسان خود به اشتباهش پی میبرد و درمییابد که برخلاف اینگونه ارتباطات جنسی حیوانی، ارضای غریزه جنسی با ازدواج و [[تشکیل خانواده]]، عملی [[مشروع]]، با پشتوانهای [[الهی]] و [[انسانی]] است. این کار نهتنها عملی [[دینی]] و الهی است، بلکه با تجارب هزاران ساله [[بشر]] و نتایج مثبت و پذیرفتهای که برای ابنای بشر طی سالیان متمادی در پی داشته، [[تأیید]] شده است. | |||
از دیدگاه [[اسلام]]، خانواده مجموعهای است که دستکم سه ویژگی «[[نظم]]»، «[[تقدس]]» و «[[احترام]]» دارد: | |||
# نظم، ضامن [[حفظ]] حقوق خانواده است. نظم، انسجام و مقررات [[حاکم]] بر خانواده موجب میشود تا هر یک از اعضای خانواده هم به [[حق]] خود برسد و هم خود را به مراعات [[حقوق دیگران]] موظف بداند. حاصل چنین [[اندیشه]] و عملکردی، تضمین [[حقوق]] همه اعضای خانواده است. | |||
# قداستِ خانواده، نشان حضور [[دین]] و توجه به [[رضامندی]] حضرت [[حقتعالی]] است. این ویژگی ضامن پیراسته ماندن خانواده از انواع آلودگیها و بیبندوباریهای آسیبزاست. | |||
# احترام، خانواده را به [[حصن]] و حریمی مجهز میکند که آن را از هرگونه [[تجاوز]] به حیطه و حریمش در [[امان]] نگاه میدارد. | |||
نهاد اجتماعی، [[خانواده]] گرچه مجموعهای از افراد با عناوین گوناگون ([[زن]] و شوهر، پدر و مادر، [[فرزندان]]، [[خویشان]] و بستگان و...) را دربردارد. این بنای عظیم و مستحکم بر دو ستون اصلی و بنیادی زن و شوهر [[استوار]] است. هر یک از آن دو، بنابر توان و ویژگیهای خدادادیشان، در کیفیت اداره خانواده نقش و [[وظایف]] مشخصی دارند. | |||
[[نهاد خانواده]] با دیگر گروهها و نهادهای اجتماعی تفاوتی جوهری و اساسی دارد. به همین دلیل، [[اسلام]] ارتباط بین اعضای خانواده را چون ارتباطی عادی بین اعضای دیگر تشکلهای [[اجتماعی]] نمیداند. [[حقوق]] هر یک از اعضای خانواده بر دیگری، وظایف فرزندان در قبال والدین و به عکس، [[ولایت]] و [[سرپرستی]] پدر که شعبهای از [[ولایت الهی]] بر فرزندان است و...، از جمله امتیازهای [[نظام]] خانواده بر دیگر [[نظامهای اجتماعی]] است. | |||
به همین دلیل، [[مکتب]] زندگیبخش اسلام، برخلاف برخی مکاتب و [[ادیان]] [[تحریف]] شده<ref>بسیاری از مکاتب مبلغ رهبانیت و ترک دنیا، مانند مسیحیت رهبانی، زناشویی و ازدواج را ناپسند و زشت میشمارند؛ تا آنجا که انسان تنها از سر ضرورت و اکراه به آن تن میدهد. از نظر آنان، تنها راه پاکدامنی و طهارت نفس، ترک چنین اموری است. از دیدگاه این گروهها همه انسانها برای رسیدن به تعالی باید مجرد بمانند؛ چراکه ازدواج موجب مشغول ساختن انسان به مادیات، رضایت همسر، خانهداری و... است. در نتیجه، مانع خدمت انسان به خداوند خواهد بود و او را از فیض خشنود ساختن پروردگار محروم خواهد ساخت. به نظر میرسد ریشه اصلی انحراف در مسیحیت و وضع قانون لزوم تجرد و ترک تأهل برای کشیشها و روحانیت مسیحی و رواج اندیشه نادرست رهبانیت، ترک زندگی اجتماعی و پناهندگی در دیرها و صومعهها، همین اندیشه افراطی بوده است. حاصل این دیدگاه افراطی و عملکرد غلط، فساد اخلاقی گستردهای است که هماکنون دامن نظام کلیسا را آلوده کرده و چهرهای زشت از آن در برابر چشم جهانیان برجای گذاشته است.</ref>، آشکارا بر [[ازدواج]] و [[تشکیل خانواده]] تأکید میکند. ترک ازدواج را نیز دارای آثار زیانبار فردی و [[اجتماعی]] میداند و همگان را به شدت از آن بازمیدارد. [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} در [[تشویق]] [[جوانان]] به ازدواج فرمودهاند: «[[جوانی]] که در آغاز جوانیاش [[ازدواج]] کند، شیطانِ خود را از دوسوم دینش [[ناامید]] کرده است، و در یکسوم باقیمانده باید [[تقوای الهی]] پیشه کند»<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} قَالَ: مَا مِنْ شَابٍّ تَزَوَّجَ فِي حَدَاثَةِ سِنِّهِ إِلَّا عَجَّ شَيْطَانُهُ يَا وَيْلَهُ يَا وَيْلَهُ عَصَمَ مِنِّي ثُلُثَيْ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ الْعَبْدُ فِي الثُّلُثِ الْبَاقِي}} (محمد بن محمد بن اشعث الکوفی، جعفریات، ص۸۹؛ سید فضل الله راوندی، النوادر، ص۱۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ابواب النکاح، باب ۱، ص۲۲۱).</ref>. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} در بیانی دیگر، خطاب به جوانانی که در سن ازدواجاند، فرمودهاند: «ای گروه [[جوانان]]، هر یک از شما که میتوانید ازدواج کنید؛ زیرا ازدواج موجب عفت چشم و [[پاکدامنی]] میشود، و هر کس امکان ازدواج ندارد، برای فرو نشاندن [[آتش]] [[شهوت]] خود [[روزه]] بگیرد»<ref>{{متن حدیث|عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} أَنَّهُ قَالَ: يَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ! مَنِ اسْتَطَاعَ مِنْكُمُ الْبَاهَ فَلْيَتَزَوَّجْ فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَ أَحْصَنُ لِلْفَرْجِ وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَلْيَصُمْ فَإِنَّ الصَّوْمَ لَهُ وِجَاءٌ}} (رضیالدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۱۹۷؛ میرزا حسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج١۴، ص١۵٧).</ref>. | |||
منابع روایی ما مملو از سخنان [[حکیمانه]] [[اهلبیت]]{{عم}} در ترغیب و [[تشویق]] به ازدواج و نکوهش عزوبت و ترک ازدواج است. این [[مقام]] را مجال پرداختن به درصدی از آن نیست<ref>به برخی از آن سخنان حکیمانه اشاره میکنیم: ۱. پیامبر مکرم اسلام{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|شِرَارُ مَوْتَاكُمْ الْعُزَّابُ}}؛ «بدترین مردگان شما کسی است که مجرد بمیرد» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۲۱)؛ ۲. همچنین فرمودند: {{متن حدیث|خِيَارُ أُمَّتِي الْمُتَأَهِّلُونَ وَ شِرَارُ أُمَّتِي الْعُزَّابُ}}؛ «بهترین افراد امت من متأهلها و بدترین افراد امت من عزبهایند» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۲۱؛ تاجالدین شعیری، جامعالأخبار، ص۱۰۲)؛ ۳. امام صادق{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ تَرَكَ التَّزْوِيجَ مَخَافَةَ الْعَيْلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ بِاللَّهِ الظَّنَّ}}؛ «کسی که به سبب ترس از فقر ازدواج نکند، به خداوند بدگمان است» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣٣٠)؛ ۴. همچنین فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ زَوَّجَ عَزَباً كَانَ مِمَّنْ يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}؛ «کسی که مجردی را متأهل کند خداوند روز قیامت با نظر رحمت به او مینگرد» (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۴٠۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۱۸)؛ ۵. امام علی بن موسی الرضا{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|أَنَّ امْرَأَةً سَأَلَتْ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} فَقَالَتْ: أَصْلَحَكَ اللَّهُ إِنِّي مُتَبَتِّلَةٌ... فَقَالَ{{ع}}: انْصَرِفِي، فَلَوْ كَانَ فِي ذَلِكَ فَضْلٌ لَكَانَتْ فَاطِمَةُ{{س}} أَحَقَّ بِهِ مِنْكِ، إِنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ يَسْبِقُهَا إِلَى الْفَضْلِ}}؛ «زنی خدمت امام باقر{{ع}} رسید و عرض کرد: «خداوند شما را جزو صالحین قرار دهد من زنی متبتله هستم». امام فرمود: «منظور تو از تبتل چیست؟»زن پاسخ داد: «هرگز قصد ازدواج ندارم و میخواهم مجرد زندگی کنم». امام باقر{{ع}} فرمود: «چرا؟»زن پاسخ داد: «میخواهم به معنویت و فضیلت دست یابم». امام باقر{{ع}} فرمود: «دست از این کارها بردار اگر تجرد فضیلت بود فاطمه زهرا{{س}} که هیچ کس در فضل بر او پیشی نگرفته است به این کار سزاوارتر بود»». (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۰۹؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۱۹)؛ و....</ref>. اینهمه، از اهمیت والای این کار عظیم حکایت دارد<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۷ ـ ۳۰.</ref>. | |||
== اهمیت [[ازدواج]] و تشکیل خانواده == | |||
با توجه به اهمیت و جایگاه ویژه [[خانواده]]، [[پیشوایان معصوم]] در تشکیل آن بسیار تأکید کردهاند. [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|تَزَوَّجُوا فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَثِيراً مَا كَانَ يَقُولُ مَنْ كَانَ يُحِبُّ أَنْ يَتَّبِعَ سُنَّتِي فَلْيَتَزَوَّجْ فَإِنَّ مِنْ سُنَّتِيَ التَّزْوِيجَ}}<ref>«تشکیل خانواده دهید؛ زیرا رسول خدا{{صل}} بسیار میفرمود: هرکه دوست دارد که از سنت من پیروی کند، تشکیل خانواده دهد که از جمله سنتهای من تشکیل خانواده است». أبوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی (الصدوق)، الخصال، صححه و علق علیه علی اکبر الغفاری، مکتبة الصدوق، طهران، ۱۳۸۹ ق. ج۲، ص۶۱۴-۶۱۵؛ وسائل الشیعة، ج۱۴، ص۶-۷؛ بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۱۸.</ref>. | با توجه به اهمیت و جایگاه ویژه [[خانواده]]، [[پیشوایان معصوم]] در تشکیل آن بسیار تأکید کردهاند. [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|تَزَوَّجُوا فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَثِيراً مَا كَانَ يَقُولُ مَنْ كَانَ يُحِبُّ أَنْ يَتَّبِعَ سُنَّتِي فَلْيَتَزَوَّجْ فَإِنَّ مِنْ سُنَّتِيَ التَّزْوِيجَ}}<ref>«تشکیل خانواده دهید؛ زیرا رسول خدا{{صل}} بسیار میفرمود: هرکه دوست دارد که از سنت من پیروی کند، تشکیل خانواده دهد که از جمله سنتهای من تشکیل خانواده است». أبوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی (الصدوق)، الخصال، صححه و علق علیه علی اکبر الغفاری، مکتبة الصدوق، طهران، ۱۳۸۹ ق. ج۲، ص۶۱۴-۶۱۵؛ وسائل الشیعة، ج۱۴، ص۶-۷؛ بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۱۸.</ref>. | ||
| خط ۳۳: | خط ۵۳: | ||
این تأکیدهای شگفت برای تشکیل خانواده به خاطر [[هدف]] والایی است که در این پیوند [[مقدس]] و در این مجموعه گرانبها وجود دارد و جز بدینوسیله نمیتوان بدان هدف دست یافت<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۴ (کتاب)| سیره نبوی ج۴]]، ص۲۶-۳۲.</ref>. | این تأکیدهای شگفت برای تشکیل خانواده به خاطر [[هدف]] والایی است که در این پیوند [[مقدس]] و در این مجموعه گرانبها وجود دارد و جز بدینوسیله نمیتوان بدان هدف دست یافت<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۴ (کتاب)| سیره نبوی ج۴]]، ص۲۶-۳۲.</ref>. | ||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||