|
|
| (۳۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{خرد}}
| | #تغییر_مسیر [[ضرار بن ضمره ضبابی]] |
| {{امامت}}
| |
| | |
| ==مقدمه==
| |
| *'''ضرار بن ضمره ضبابی''' از [[یاران]] و ارادتمندان [[امام علی]] {{ع}} بود. پس از [[شهادت امام علی]] {{ع}} بر [[معاویه]] وارد شد. [[معاویه]] به او گفت: "[[علی]] را برای من توصیف کن." ضرار ابتدا طفره رفت و چون با اصرار [[معاویه]] روبهرو شد، اینگونه لب به سخن گشود: "گواهی میدهم در حالیکه شب پردههای [[تاریکی]] خود را آویخته بود، در یکی از جنگهایش او را در محراب عبادتش دیدم که [[ایستاده]] و ریش خود را به دست گرفته بود و چون مار گزیده به خود میپیچید و اندوهگینانه میگریست و میگفت: ای [[دنیا]]، از من دور شو، خود را به من عرضه میداری یا شیفته من شدهای؟! هرگز زمان تو نرسد، هرگز. جز من مرا [[فریب]] ده که مرا نیازی به تو نیست. تو را سه طلاقه کردهام و در آن بازگشتی نیست، عیش [[زندگی]] تو کوتاه و [[ارزش]] تو اندک و آرزوی تو کوچک و حقیر است. آه از کمی توشه و درازی راه و دوری سفر و [[سختی]] آنجا که باید در آن درآمد!"
| |
| *[[شریف رضی]] نیز در [[نهج البلاغه]] حکایت را چنین [[نقل]] کرده است: و در خبر ضرار پسر ضمره ضبابی است که چون بر [[معاویه]] درآمد وی را از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} پرسید، گفت: "گواهی میدهم او را در حالی دیدم که شبپردههای خود را افکنده بود و او در محراب خویش برپا [[ایستاده]]، [[محاسن]] را به دست گرفته و چون مارگزیده به خود میپیچید و چون اندوهگینی میگریست و میگفت: "ای [[دنیا]]، ای [[دنیا]]، از من دور شو (با [[خودنمایی]]) فرا راه من آمدهای یا شیفتهام شدهای؟! مباد که تو در [[دل]] من جای گیری، هرگز. جز مرا بفریب، مرا به تو چه نیازی است، من تو را سه بار طلاق گفتهام و بازگشتی در آن نیست. زندگانیات کوتاه است و جاهت ناچیز و آرزوی تو داشتن، [[خرد]](>نیز). آه از توشه اندک و درازی راه و دوری منزل و [[سختی]] درآمدنگاه"<ref>نهج البلاغه، حکمت ۷۷</ref>. [[معاویه]] پس از شنیدن این سخنان گریست و برای [[امام]] [[رحمت]] طلبید و از ضرار پرسید: "[[وصف]] تو در جدایی [[علی]] {{ع}} چگونه است؟" ضرار گفت: "حال غمانگیز مادری که فرزندش را از دامانش درکشند"<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 527.</ref>.
| |
| *وی از یاران باوفای [[امام علی|امیر المؤمنین]] بود. پس از شهادت آن حضرت، معاویه در برخوردی که با او داشت، از وی خواست [[امام علی|علی]]{{ع}} را برایش توصیف کند. ابتدا عذر آورد، امّا با اصرار معاویه زبان به سخن گشود و از فضایل و مناقب [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} و شبزندهداری، پارسایی، تهجّد، اشکهای شبانه، یتیمنوازی و عدالت و علمش گفت.<ref>نهج البلاغه حکمت ۷۷ مروج الذهب ج۲ص۴۲۱</ref> وی در [[شهادت]] [[امام علی|امیر مؤمنان]]{{ع}} بسیار اندوهگین شد و غم خود را در فقدان مولایش همچون اندوه مادری دانست که تنها فرزندش را در دامانش سر بریده باشند<ref>فضائل الخمسه من الصحاح السته، ج۳ ص۲۸</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۷۰.</ref>
| |
| | |
| == جستارهای وابسته ==
| |
| | |
| ==منابع==
| |
| * [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']].
| |
| * [[پرونده:13681049.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۲''']]؛
| |
| ==پانویس==
| |
| {{یادآوری پانویس}}
| |
| {{پانویس2}}
| |
| | |
| | |
| [[رده:مدخل]]
| |
| [[رده:امام علی]]
| |
| [[رده:صعصعة بن صوحان]]
| |
| [[رده:مدخل نهج البلاغه]]
| |
| [[رده:اعلام]]
| |
| [[رده:مدخل فرهنگ غدیر]]
| |