|
|
| (۲۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{ویرایش غیرنهایی}}
| | #تغییر_مسیر [[حکومت اسلامی]] |
| {{امامت}}
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[حاکم اسلامی در قرآن]] | [[حاکم اسلامی در حدیث]] | [[حاکم اسلامی در کلام اسلامی]] | [[حاکم اسلامی در نهج البلاغه]]</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[حاکم اسلامی (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
| | |
| ==مقدمه==
| |
| *[[جامعه]] برای ادامه [[حیات]] به [[حکومت]] نیاز دارد و [[اسلام]] برای اداره [[جامعه]] و [[نظام حکومتی]] [[قانون]] قرار داده است و میدانیم هرکس که عهدهدار [[امور جامعه]] شود باید [[امر و نهی]] کند و [[دستور]] دهد و [[مردم]] [[دستورات]] او را [[اجرا]] کنند. به عبارت دیگر باید دارای [[ولایت]] بر [[مردم]] باشد تا بتواند [[فرمان]] بدهد و دیگران نیز [[اطاعت]] کنند و تنها [[رب]] و مالک [[انسان]] دارای یک چنین حقی است و هیچ کس - در هر درجهای که از [[مقام]] مادی یا [[معنوی]] باشد - از این [[حق]] برخوردار نیست و نمیتواند به دیگران [[فرمان]] دهد و [[اطاعت]] او نیز بر [[مردم]]، [[واجب]] نیست و [[مردم]] موظف بر انجام [[دستورات]] آنها نیستند.
| |
| *پس [[رئیس حکومت]] در [[جامعه اسلامی]] کسی است که [[حق]] [[حکومت]] خود را از [[خدا]] گرفته باشد و [[خدا]] به او اجازه داده باشد که بین [[مردم]] [[حکم]] کند و [[خدا]] به [[پیامبران]] خود چنین اجازهای داده است: {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کردهایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند» سوره ص، آیه ۲۶.</ref>؛ {{متن قرآن|فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}}<ref>«پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>.
| |
| *این دو [[آیه]] واگذاری [[حکومت]] را به [[داوود]] و به [[پیامبر اسلام]] نشان میدهد. در [[آیات]] دیگر نیز این مسأله [[تأیید]] و تأکید شده است. [[مردم]] نیز [[وظیفه]] دارند که از [[پیامبر]] [[اطاعت]] کنند و کسانی که از [[پیامبر]] [[اطاعت]] نکنند و یا در مسائل [[حکومت]] و [[داوری]] نزد دیگران بروند از [[راه خدا]] بدور هستند.
| |
| *[[تاریخ]] [[انبیاء الهی]] از جمله [[پیامبر اسلام]] بزرگترین [[دلیل]] بر این سخن است که [[پیامبران]]، [[حاکمان]] بر [[حق]] [[جامعه]] هستند و آنها [[تشکیل حکومت]] میدهند چنانکه [[پیامبر]] [[اسلام در مدینه]] [[تشکیل حکومت]] داد و خود به اداره آن پرداخت و برای [[جنگ]] و [[جهاد]] [[لشکر]] [[بسیج]] میکرد و [[مالیاتها]] را جمعآوری میکرد و به [[اجرای حدود]] و [[قضاوت]] بین افراد میپرداخت. پس اولین [[حاکمان]] [[الهی]] [[پیامبران]] هستند که از طرف [[خدا]] برای این کار [[برگزیده]] شدهاند؛ و اولین [[حکومت]] را در [[تاریخ]] تشکیل دادهاند.
| |
| *در [[اسلام]] [[رئیس حکومت]]، [[پیامبر]] است و در زمان [[پیامبر]] نهتنها [[مقام]] [[دینی]] با [[رهبری سیاسی]] یکی بود، بلکه [[رهبری دینی]] پایه و اساس [[رهبری سیاسی]] به شمار میرفت. [[مقام]] [[سیاسی]] در [[اسلام]] از آن کسی است که به [[مقام]] "[[وَلایت]]" برسد و "ولی [[الله]]" باشد تا [[شایستگی]] "[[وِلایت]]" را پیدا کند.
| |
| *در [[اسلام]] کسی میتواند عهدهدار [[مقام حکومت]] بشود و [[رهبری سیاسی]] را بر عهده بگیرد که به [[مقام]] "[[ولایت]]" رسیده باشد و ولی [[الله]] باشد. لذا پس از [[پیامبر]]{{صل}} [[علی]]{{ع}} دارای این [[مقام]] است از اینرو [[پیامبر]]{{صل}} درباره او فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ}}. "هرکس که من [[سرپرست]] و مولای او هستم [[علی]]{{ع}} [[سرپرست]] و مولای او است".
| |
| *این [[مقام]] پس از [[علی]]{{ع}} از آن [[فرزندان]] او که همه "[[اولیاء]] [[الله]]" هستند میباشد و [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]] از آنان عین [[اطاعت از خدا]] است:
| |
| {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>.
| |
| *به همین [[دلیل]] بود که همه [[امامان شیعه]] و [[پیروان]] [[راستین]] آنها هرگاه که شرایط به آنان اجازه میداد برای [[تشکیل حکومت اسلامی]] [[اقدام]] میکردند. چنانکه [[علی]]{{ع}} عهدهدار [[حکومت]] شد و پس از او پسرانش [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} نیز مدتی این [[مقام]] را عهدهدار شدند و دیگر [[ائمه]] نیز اگر شرایط به آنها اجازه میداد این [[مسؤولیت]] را میپذیرفتند چنانکه در سخنان خود به آن اشاره میکردند و خود را [[حاکمان]] بر [[حق الهی]] معرفی مینمودند<ref>ناصر مکارم شیرازی، ولایت در قرآن، ص۲۰۲.</ref>.
| |
| *از سال ۲۶۰ ه.ق که [[امام عسکری]]{{ع}} به [[شهادت]] رسید فرزندش [[امام مهدی|حجة بن الحسن]]{{ع}} به [[فرمان خدا]] [[غیبت]] آغاز کرد و دوره جدیدی از [[تاریخ اسلام]] آغاز شد. از ابتدای این دوره تا سال ۳۲۹ که [[دوران غیبت صغری]] نامیده میشود چهار نفر از بزرگان [[شیعه]] از طرف [[امام زمان]] به عنوان [[نایب]] [[برگزیده]] شدند که بین [[شیعیان]] و [[امام]] رابطه باشند. این چهار نفر [[عثمان بن سعید]]، [[محمد بن عثمان]]، [[حسین بن روح]] و [[علی بن محمد سمری]] بودند و با درگذشت [[نایب چهارم]] در سال ۳۲۹ به [[فرمان امام]] عصر{{ع}} دوران [[نیابت خاصه]] پایان یافته اعلام شد و [[دوران غیبت کبری]] شروع گشت که تا [[ظهور امام]] ادامه دارد<ref>محمد بن علی بن بابویه، کمال الدین و تمام النعمه، تحقیق: علیاکبر غفاری، ج۲، ص۵۱۶.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۰۶-۱۰۹.</ref>
| |
| | |
| ==اختیارات ویژه [[حاکم اسلامی]]==
| |
| *از نظر [[اسلام]]، [[حاکم]] باید [[اسلامشناس]]، [[عادل]]، مدیر و [[بصیر]] باشد و برای تحقق اهداف [[دین]] از اختیارات کامل برخوردار باشد. بر همین اساس [[حاکم]] میتواند با توجه به [[روح]] کلی [[اسلام]]، [[قانون]] جدید وضع کند؛ ثانیاً در موارد تزاحم [[تکلیف]] اهم را مقدم بدارد. و همه [[مردم]] موظفاند از [[قوانین]] وضعشده از سوی [[حاکم اسلامی]] [[تبعیت]] کنند. لذا هرگز [[اسلام]] به بنبست نمیرسد و ملاک برای تشخیص [[وظیفه]] وجود دارد<ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص۱۹۰.</ref>.
| |
| | |
| ==منابع==
| |
| * [[پرونده:1379780.jpg|22px]] [[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|'''بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان''']]
| |
| * [[پرونده:1368921.jpg|22px]] [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|'''انسانشناسی''']]
| |
| ==پانویس==
| |
| {{پانویس2}}
| |
| | |
| [[رده:مدخل]]
| |
| [[رده:حاکم اسلامی]]
| |