|
|
| (۲۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{ویرایش غیرنهایی}}
| | #تغییر_مسیر [[سعیر (جهنم)]] |
| {{امامت}}
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[سعیر در قرآن]] | [[سعیر در تاریخ اسلامی]]</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[سعیر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
| | |
| ==واژهشناسی لغوی==
| |
| واژه "سَعیر" فعیل به معنای مفعول،<ref>منهج الصادقین، ج۲، ص۴۳۵؛ کنز الدقائق، ج۳، ص۳۴۱؛ مواهب الرحمن، ج۷، ص۳۱۰.</ref> به معنای [[آتش]] شعلهور شده <ref>روح البیان، ج۱۰، ص۸۲؛ آلاء الرحمن، ج۲، ص۲۳؛ نمونه، ج۳، ص۲۸۱.</ref> و برگرفته از "سَعْر" به معنای شعلهور ساختن آتش <ref>مفردات، ص۴۱۱، "سعر".</ref> است و با توجه به صفت مشبهه بودن آن،<ref>روح المعانی، ج۱۱، ص۲۶۷.</ref> به معنای آتشی است که به شدت شعلهور باشد. به گفتهای اصل واژه به معنای گسترش شدید یک چیز است <ref> التبیان، ج۹، ص۴۵۲.</ref> و از این رو ویژگی شدت برای دیگر مشتقات واژه، غیر از صفت مشبهه نیز ذکر شده است، چنان که افروختن شدید آتش را "اِسعار" گویند.<ref> مجمع البیان، ج۷، ص۲۵۶؛ الاصفی، ج۲، ص۱۴۱۱؛ کنزالدقائق، ج۱۴، ص۱۵۱.</ref> برخی "سَعْر" را به "زبانه آتش" و "[[سعیر]]" را به آتش دارای زبانه معنا کردهاند.<ref> روان جاوید، ج۲، ص۲۱.</ref> [[مفسران]]، همسو با [[اهل]] لغت "سعیر" را با عبارات گوناگونی مانند آتش <ref>تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۴۴۹؛ تفسیر جلالین، ص۴۸۶؛ البحر المدید، ج۳، ص۵۱۲.</ref> وقتی به شدت شعلهور <ref>مجمع البیان، ج۳، ص۹۶؛ کنزالدقائق، ج۱۰، ص۴۴۵؛ آلاء الرحمن، ج۲، ص۱۴۲.</ref> یا به نهایت [[درجه]] حرارت رسیده باشد،<ref>ارشاد الاذهان، ص۸۳.</ref> آتش سوزنده،<ref> خلاصة المنهج، ج۳، ص۲۹۳.</ref> شعلهور <ref>التبیان، ج۳، ص۱۲۷؛ آلاء الرحمن، ج۲، ص۲۳؛ تبیین القرآن، ص۸۹.</ref> یا افروخته <ref> تفسیر هدایت، ج۲، ص۲۹؛ انوار درخشان، ج۴، ص۷۱.</ref> که زبانه میکشد،<ref> التبیان، ج۷، ص۲۹۰؛ منهج الصادقین، ج۲، ص۴۳۵؛ المیزان، ج۱۶، ص۳۴۶.</ref> [[عذاب]] سوزان،<ref> التفسیرالکاشف، ج۵، ص۳۱۰؛ اطیبالبیان، ج۱۱، ص۷.</ref>[[جهنم]] مُوقَده،<ref> جامع البیان، ج۱۷، ص۸۹.</ref> [[نار]] وَقود <ref> الدرالمنثور، ج۲، ص۱۲۴؛ مراح لبید، ج۲، ص۶۶.</ref> و وَقود <ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۱۱۵؛ جامعالبیان، ج۵، ص۹۰؛ التفسیر الکبیر، ج۱۰، ص۱۰۵.</ref> معنا کردهاند. بنابر اینکه "وَقود" (به [[فتح]] واو) اسم و به معنای شعله آتش باشد،<ref>لسان العرب، ج۳، ص۴۶۵، "وقد".</ref>مقصود از آن را آتشی دانستهاند که [[کافران]] را شعلهور ساخته و میسوزاند <ref>مجمعالبیان، ج۹، ص۱۷۴؛ روحالمعانی، ج۱۵، ص۲۶۰.</ref>. در [[ادعیه]] مأثوره [[نجات]] از [[سعیر]]،<ref> اقبال الاعمال، ج۱، ص۴۱۷.</ref> [[عذاب]] سعیر <ref>الصحیفة السجادیه، ص۱۳۰، ۲۶۵، ۵۹۳؛ مصباحالمتهجد، ص۲۶۸.</ref> یا آتشی که دارای سعیر است <ref>الکافی، ج۲، ص۵۴۶؛ مصباحالمتهجد، ص۵۴.</ref> مکرر از [[خداوند]] متعالی درخواست شده است.
| |
| | |
| مشتقات مصدر "سَعْر" ۱۹ بار در ۱۵ سوره از [[قرآن کریم]] آمدهاند که ۱۶ مورد آن به شکل "سعیر"، دو مورد آن به شکل "سُعُر" (جمع سعیر) و یک مورد به شکل "سُعِّرتْ" (فعل ماضی) است و همه موارد درباره عذاب آخرتاند، جز [[آیات]] {{متن قرآن|وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و برای سلیمان، باد را (رام کردیم) که (وزش) پگاهانش یک ماه و وزش شامگاهانش یک ماه (راه) بود و چشمه مس گداخته را برای وی روان کردیم و برخی از پریان به اذن پروردگارش پیش او کار میکردند و هر یک از آنان از فرمان ما سر میپیچید بدو از عذاب آتش میچشاندیم» سوره سبأ، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ}}<ref>«آسمان نزدیکتر را به چراغهایی آراستیم و آنها را ابزار رماندن شیطانها کردیم و عذاب آتش سوزان را برای آنان آماده ساختیم» سوره ملک، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|فَقَالُوا أَبَشَرًا مِنَّا وَاحِدًا نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ}}<ref>«(می) گفتند: آیا از بشری چون خود پیروی کنیم؟ در آن صورت در گمراهی و سرگشتگی به سر خواهیم برد» سوره قمر، آیه ۲۴.</ref>، زیرا برخی [[مفسران]] مراد از {{متن قرآن|عَذَابَ السَّعِيرِ}}}} را در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و برای سلیمان، باد را (رام کردیم) که (وزش) پگاهانش یک ماه و وزش شامگاهانش یک ماه (راه) بود و چشمه مس گداخته را برای وی روان کردیم و برخی از پریان به اذن پروردگارش پیش او کار میکردند و هر یک از آنان از فرمان ما سر میپیچید بدو از عذاب آتش میچشاندیم» سوره سبأ، آیه ۱۲.</ref> که مربوط به [[جنیان]] [[متمرد از دستور]] [[سلیمان]]{{ع}} است، عذاب سوزان در [[دنیا]] <ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۵۲۷؛ تفسیر لاهیجی، ج۳، ص۶۷۴؛ اطیب البیان، ج۱۰، ص۵۴۹.</ref> و در آیه {{متن قرآن| وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ}}<ref>«آسمان نزدیکتر را به چراغهایی آراستیم و آنها را ابزار رماندن شیطانها کردیم و عذاب آتش سوزان را برای آنان آماده ساختیم» سوره ملک، آیه ۵.</ref> تیرهای شهاب و رجوم <ref>تقریب القرآن، ج۵، ص۴۶۸؛ قاموس قرآن، ج۳، ص۲۶۷.</ref> و در آیه {{متن قرآن|فَقَالُوا أَبَشَرًا مِنَّا وَاحِدًا نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ}}<ref>«(می) گفتند: آیا از بشری چون خود پیروی کنیم؟ در آن صورت در گمراهی و سرگشتگی به سر خواهیم برد» سوره قمر، آیه ۲۴.</ref> لفظ {{متن قرآن|سُعُرٍ}}}} را جمع سعیر ندانسته، بلکه متناسب با [[سیاق آیه]]،<ref>المیزان، ج۱۹، ص۷۹.</ref> آن را مفرد <ref>لسان العرب، ج۴، ص۳۶۵، "سعر".</ref> و به معنای [[جنون]] <ref>مجمعالبیان، ج۹، ص۲۸۹؛ تبیین القرآن، ص۵۴۳.</ref> یا [[رنج]] <ref>تفسیر مقاتل، ج۴، ص۱۸۱؛ معانی القرآن، ج۳، ص۱۰۸؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۵۱.</ref> دانستهاند، گرچه برخی دیگر آن را جمع سعیر دانسته و با توجه به اینکه [[مشرکان]] [[آتش]] [[آخرت]] را قبول نداشتند، برآناند که مشرکان با این جمله از سر [[لجبازی]]، [[سخن]] [[صالح]]{{ع}} را به خودش بازگردانده، <ref>الاصفی، ج۲، ص۱۲۳۶؛ روحالبیان، ج۹، ص۲۷۷؛ روح المعانی، ج۱۴، ص۸۸.</ref> یا آنکه از لفظ سعیر به گونه مَجاز، معنای [[ذلت]] و [[بندگی]] [[اراده]] کردهاند.<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۳۰۷.</ref> در آیه {{متن قرآن|إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ}}<ref>«بیگمان گناهکاران در گمراهی و سرگشتگیاند؛» سوره قمر، آیه ۴۷.</ref> نیز احتمال هر دو معنا ([[جنون]] <ref>التبیان، ج۹، ص۴۵۲؛ تبیین القرآن، ص۵۴۳؛ تفسیر ثعالبی، ج۵، ص۳۴۰.</ref> و [[رنج]])<ref>تفسیر مقاتل، ج۴، ص۱۸۰؛ جامع البیان، ج۲۷، ص۵۹؛ تفسیر بغوی، ج۴، ص۳۳۴.</ref> داده شده است. در [[آیات]]{{متن قرآن|إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ}}<ref>«بیگمان گناهکاران در گمراهی و سرگشتگیاند؛» سوره قمر، آیه ۴۷.</ref>، {{متن قرآن|فَقَالُوا أَبَشَرًا مِنَّا وَاحِدًا نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ}}<ref>«(می) گفتند: آیا از بشری چون خود پیروی کنیم؟ در آن صورت در گمراهی و سرگشتگی به سر خواهیم برد» سوره قمر، آیه ۲۴.</ref> لفظ {{متن قرآن|سُعُرٍ}}}} در صورتی که جمع و به معنای آتشهای [[آخرت]] <ref>التبیان، ج۹، ص۴۵۲، ۴۶۰؛ الکشاف، ج۴، ص۴۳۷، ۴۴۰؛ الصافی، ج۵، ص۱۰۴.</ref> باشد، این احتمال مطرح است <ref> التفسیر الکبیر، ج۲۹، ص۳۰۷.</ref> که در [[جهنم]] درکات متعددی به نام [[سعیر]] یا در درکات متعددی از جهنم [[آتش]] سعیر وجود داشته باشد.
| |
| | |
| واژه سعیر [[مذکر]] است و بازگشت [[ضمیر]] مؤنث به آن در [[آیه]] {{متن قرآن|إِذَا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا}}<ref>«هنگامی که آنان را از دور ببیند، خشم آهنگ و خروشی از آن میشنوند» سوره فرقان، آیه ۱۲.</ref> به اعتبار معنای آتش است.<ref>مجاز القرآن، ج۲، ص۷۰؛ زاد المسیر، ج۳، ص۳۱۳؛ متشابه القرآن، ج۲، ص۲۷۸.</ref>
| |
| | |
| ==چیستی سعیر==
| |
| سعیر به نام آتش آخرت <ref>مواهب الرحمن، ج۷، ص۳۱۰.</ref> یا جهنم <ref>تقریب القرآن، ج۳، ص۵۸۰؛ اطیب البیان، ج۴، ص۲۲؛ المیزان، ج۱۷، ص۱۸.</ref> یا نام یکی از درها یا دَرَکات <ref>الدر المنثور، ج۴، ص۱۰۰؛ حجة التفاسیر، ج۴، ص۲۱۰؛ روان جاوید، ج۲، ص۲۱.</ref> و وادیهای [[دوزخ]]<ref>تفسیر ابن کثیر، ج۶، ص۸۸؛ الدر المنثور، ج۲، ص۱۲۴؛ روح المعانی، ج۲، ص۴۲۶.</ref> [[تفسیر]] شده است که با توجه به [[تقابل]] {{متن قرآن|السَّعِيرِ}}}} با {{متن قرآن|الْجَنَّةِ}} در آیه {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}}<ref>«و بدینگونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» سوره شوری، آیه ۷.</ref>، سعیر یکی از نامهای دوزخ خواهد بود و تعبیر {{متن قرآن|أَصْحَابِ السَّعِيرِ}} نیز مؤید آن است،<ref>پیام قرآن، ج۶، ص۴۰۳.</ref> چنان که برپایه روایتی از [[امام صادق]]{{ع}}<ref>الکافی، ج۱، ص۴۴۴.</ref> [[پیامبر]]{{صل}} نوشتهای را به [[اصحاب]] نشان داده، فرمودند نامهای همه [[اهل]] آتش در آن است و سپس آیه {{متن قرآن|فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}} را [[تلاوت]] فرمودند.
| |
| | |
| به نظر میرسد این تفسیر با [[تفاسیر]] پیشگفته منافاتی ندارد، زیرا بنابر اینکه سعیر نام وادیای در [[جهنم]] باشد، آنگونه که از روایتی به دست میآید، وادیای است که کانون حرارت دهی به [[دوزخ]] بوده و هرگاه از حرارت [[آتش دوزخ]] کاسته شود، [[سعیر]] جهنم گشوده میشود <ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۲۹؛ الاصفی، ج۱، ص۶۹۸.</ref> تا همواره شدت حرارت دوزخ [[ثابت]] بماند، چنان که بر پایه روایتی از [[پیامبر]]{{صل}} سعیر نام یکی از وادیهای جهنم است که چون گشوده شود، دیگر آتشها را از سر التماس و [[ترس]] به فریاد وامیدارد <ref> المهذب، ج۲، ص۴۵۴؛ دعائمالاسلام، ج۲، ص۴۰۱.</ref> و از این رو سعیر در [[قرآن]] نام دوزخ نهاده شده است. البته به نظر برخی {{متن قرآن|السَّعِيرِ}} در آیاتی مانند {{متن قرآن|وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا}}<ref>«و (برافروختن) آتش فروزان را، دوزخ بس» سوره نساء، آیه ۵۵.</ref>.<ref>قاموس قرآن، ج۳، ص۲۶۷، "سعر".</ref> و {{متن قرآن|وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا}}<ref>« در آتشی برافروخته درآیند» سوره نساء، آیه ۱۰.</ref> به عنوان [[وصف]] به کار رفته است،<ref>پیام قرآن، ج۶، ص۴۰۳.</ref> زیرا در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ}}<ref>«و آنگاه که دوزخ برافروخته شود،» سوره تکویر، آیه ۱۲.</ref> [[خداوند]] متعالی بیان داشته که [[جحیم]]، مشتعل و به شدت داغ خواهد شد و سعیر که به معنای اسم مفعول است، به ایجاد این حالت در جحیم اشاره دارد و صفت آن است<ref>جامعالبیان، ج۴، ص۱۸۵.</ref>.
| |
| | |
| ==[[خشم]] و فریاد سعیر==
| |
| آیه {{متن قرآن|إِذَا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا}}<ref>«هنگامی که آنان را از دور ببیند، خشم آهنگ و خروشی از آن میشنوند» سوره فرقان، آیه ۱۲.</ref> شدت [[عذاب]] سعیر<ref>نمونه، ج۱۵، ص۳۶.</ref> را چنین وصف میکند که چون سعیر [[منکران]] [[قیامت]] را از جایگاهی دور (به مقدار دید چشم <ref>تبیین القرآن، ص۳۷۲-۳۷۳؛ زبدة التفاسیر، ج۴، ص۵۵۲.</ref>یا از فاصله یک <ref>مجمع البیان، ج۷، ص۲۵۷.</ref> یا ۱۰۰ <ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۲۲۸.</ref> یا ۵۰۰ <ref>تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۷.</ref>[[سال]] [[راه]] ببیند، آنان خشم و زفیر ([[جوش]] و [[خروش]])<ref>تفسیر هدایت، ج۸، ص۴۰۵.</ref> سعیر را میشنوند. [[آیه شریفه]] حال سعیر را، هنگامی که محکومان به عذاب با آن [[روبه]] رو میشوند، ترسیم کرده است؛ گویی در آن حال مانند درندگانی است که طعمه و شکار خود را دیده، غرشی مخصوص کرده و بر آن میتازد.<ref>المیزان، ج۱۵، ص۱۸۸؛ انوار درخشان، ج۱۱، ص۴۴۲.</ref> با آنکه [[آیه شریفه]] به [[صراحت]] دیدن را به [[سعیر]] نسبت داده، این تعبیر استعاره بوده و مراد آن است که وقتی سعیر به مسافتی از آنان برسد که موجود [[بینا]] از آن مسافت بتواند او را ببیند.<ref>تلخیص البیان، ص۲۴۸.</ref> بعضی برآناند که در [[حقیقت]] [[کافران]] [[آتش]] را میبینند، بنابراین در این [[آیه]] از "فن [[قلب]]" (جا به جایی در [[کلام]] که از [[فنون]] [[بلاغت]] است) استفاده شده <ref>تقریب القرآن، ج۳، ص۷۳۸.</ref> و [[گزینش]] این تعبیر به سبب بلیغتر بودن آن<ref>مجمعالبیان، ج۷، ص۲۵۷؛ التبیان، ج۷، ص۴۷۵.</ref> یا ایجاد [[ترس]] بیشتر در شنونده<ref> تقریب القرآن، ج۳، ص۷۳۸.</ref> است.
| |
| | |
| به نظری، مراد از [[ضمیر]] [[مستتر]] در {{متن قرآن|رَأَتْهُمْ}}، نگهبانان [[دوزخ]]<ref> فتح القدیر، ج۴، ص۷۵.</ref> یا [[ملائکه]] <ref>التبیان، ج۷، ص۴۷۵.</ref> بوده و معنا آن است که وقتی [[فرشتگان]] [[مأمور]] آتش آنان را میبینند از سر [[حرص]] بر [[عذاب]] کردن آنان [[خشم]] و زفیر از آنان [[مشاهده]] میشود؛<ref>تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۷.</ref> ولی برخی اِسناد را [[واقعی]] دانستهاند،<ref> اطیب البیان، ج۹، ص۵۸۵.</ref> زیرا خدای متعالی میتواند در آتش، [[زندگی]] [[خلق]] کند تا بگیرد و خشم کند و بغرّد.<ref>خلاصة المنهج، ج۴، ص۲۷.</ref> [[وصف]] کردن سعیر به {{متن قرآن|تَغَيُّظًا}} و {{متن قرآن|زَفِيرًا}} نیز، استعاره برای ترسیم شدت برافروختگی و شعله کشیدن آتش است،<ref> تلخیص البیان، ص۲۴۹.</ref> زیرا [[غیظ]]، نهایت [[درجه]] خشم و {{متن قرآن|تَغَيُّظًا}} به معنای اظهار غیظ است که گاهی با سروصدا همراه است <ref>مفردات، ص۶۱۹، "غیظ"؛ نمونه، ج۱۵، ص۳۶.</ref> و زفیر تنفس عمیق<ref>التحقیق، ج۴، ص۳۳۰، "زفر".</ref> و صدایی است که بر اثر کشاندن هوا به داخل ریه از سینه بیرون میآید.<ref>مجمع البحرین، ج۳، ص۳۱۷، "زفر"؛ ج۴، ص۲۸۸، "غیظ".</ref> بعضی زفیر را به معنای آمد و شد عمیق نَفَس به گونهای که قفسه سینه بالا آید ref>مفردات، ص۳۸۰، "[[زفر]]".</ref> و به تعبیری دیگر نفس زدن شدید <ref>نمونه، ج۱۵، ص۳۶.</ref> دانسته و به نظری معنای زفیر بیرون دادن نَفَس (بازدم)<ref>العین، ج۷، ص۳۶۰، "زفر".</ref>است. معنای اخیر را روایتی از [[رسول]] گرامی{{صل}}<ref> الارشاد، ج۱، ص۱۵۸.</ref> [[تأیید]] میکند، از این رو و با توجه به آنکه [[خشم]] شنیدنی نیست، مراد از خشم [[سعیر]] یا پاره پاره شدن شعلههای [[آتش]] بر اثر شدت آن،<ref> مجمع البیان، ج۷، ص۲۵۷.</ref> یا پدیدار شدن صدایی خشمآلود از سعیر،<ref>مجمعالبیان، ج۷، ص۲۵۷؛ فتح القدیر، ج۴، ص۷۵.</ref> یا آنکه مراد از تغیّظ، جوشش و فَوَران آتش است و شنیدن، مربوط به صدای شعله کشیدن و گُر گرفتن آتش <ref>جامعالبیان، ج۱۸، ص۱۴۰؛ الموسوعة القرآنیه، ج۱۰، ص۴۱۲.</ref> و مراد از زفیر سعیر آن است که [[اهل]] [[عذاب]] را به سمت خود میکشاند،<ref>اطیب البیان، ج۹، ص۵۸۶؛ التحقیق، ج۴، ص۳۳۰، "زفر".</ref> چنان که [[انسان]] با نفس کشیدن، هوا را به ریه میفرستد.
| |
| | |
| بعضی برآناند که خشم از آتش، و فریاد از اهل آتش است؛ یعنی خشمِ آتش را میبینند و [[شیون]] و فریاد اهل آتش را میشنوند،<ref> مجمع البیان، ج۷، ص۲۵۷.</ref> بنا بر این زفیر از آتش نیست. این معنا با استناد به تعبیر {{متن قرآن|لَهَا}} رد شده است.<ref> تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۵۳۱.</ref> گفتنی است در مواردی واژه سعیر به صورت نکره آمده تا بیانگر [[عظمت]]<ref>الصافی، ج۱، ص۴۲۵؛ منهج الصادقین، ج۲، ص۴۳۵.</ref> و خوفناکی<ref>کنز الدقائق، ج۱۲، ص۲۸۳؛ مواهب الرحمن، ج۷، ص۳۱۰؛ المیزان، ج۱۸، ص۲۸۰.</ref> آن باشد، یا برساند که سعیر، آتش مخصوصی است <ref>کنزالدقائق، ج۱۲، ص۲۸۳.</ref> و چگونگی آن را جز [[خداوند]] متعالی کسی نمیداند.<ref>مواهب الرحمن، ج۷، ص۳۱۰.</ref>
| |
| | |
| ==احوال اهل سعیر==
| |
| اهل سعیر را زنجیر کرده در مکانی تنگ از سعیر میافکنند: {{متن قرآن|وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا}}<ref>«و هنگامی که در تنگنایی از آن، دست و پا بسته فرو افکنده شوند، آنجاست که واویلا سر دهند» سوره فرقان، آیه ۱۳.</ref> تنگی مکان آنان چنین [[وصف]] شده که حال آنان چونان میخ است که در دیوار کوبیده باشند.<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۲۵۷؛ الدر المنثور، ج۵، ص۶۴.</ref> این امر به عنوان عذابی مضاعف بر آنان [[تحمیل]] میشود و بر اثر کم بودن جا در [[دوزخ]] نیست،<ref> تبیین القرآن، ص۳۷۳.</ref> زیرا به [[شهادت]] [[آیه]] {{متن قرآن|يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ}}<ref>«(یاد کنید) روزی (را) که ما به دوزخ میگوییم: سیر شدی؟ و میگوید: آیا بیش هست؟» سوره ق، آیه ۳۰.</ref> [[جهنم]] وسیع است.<ref> نمونه، ج۱۵، ص۳۶.</ref> کیفیت زنجیر کردن آنان را چنین گفتهاند که هر یک از آنان را به دیگری،<ref> البرهان، ج۴، ص۱۱۵.</ref> یا دستهای آنان را به گردنهاشان، یا هر یک را با یکی از [[شیاطین]]،<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۲۵۷.</ref> یا با [[شیطانی]] که او را به [[گمراهی]] میخوانده <ref> التبیان، ج۷، ص۴۷۶.</ref>[[زنجیر]] میکنند.
| |
| | |
| [[اهل]] [[سعیر]] در همان آغاز ورود به [[دوزخ]] به [[گناه]] خود اعتراف میکنند و میپذیرند که گرفتار شدن در [[آتش]] پیامد اعمالی است که در [[دنیا]] انجام داده و نباید انجام میدادند: {{متن قرآن|فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقًا لِأَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«آری، گناه خود را میپذیرند پس لعنت بر دوزخیان باد!» سوره ملک، آیه ۱۱.</ref>.<ref>نک: المیزان، ج۱۹، ص۳۵۴.</ref> جمله {{متن قرآن|فَسُحْقًا لِأَصْحَابِ السَّعِيرِ}} [[نفرین]] بر آنان است که از [[رحمت خدا]] دور باشند.<ref> الصافی، ج۵، ص۲۰۲؛ اطیب البیان، ج۱۳، ص۹۹.</ref> به گفتهای {{متن قرآن|فَسُحْقًا}} بدین معناست که چیزی را با دست [[خرد]] کنند <ref> المیزان، ج۱۹، ص۳۵۴.</ref> و مراد آن است که آنان از شعلههای دوزخ از این سو به آن سو طرد شده و پایمال [[دوزخیان]] میشوند.<ref>انوار درخشان، ج۱۶، ص۴۹۰.</ref> فریاد {{عربی|"واثبوراه"}} از آنان بلند میشود: {{متن قرآن|دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا }} واژه {{متن قرآن|ثُبُورًا}} به "ویل" و "هلاک"<ref> المیزان، ج۱۵، ص۱۸۸.</ref> معنا شده و مفهوم فریاد {{عربی|"واثبوراه"}} ای [[مرگ]] بر من است.<ref>نمونه، ج۱۵، ص۳۷.</ref> واژه {{متن قرآن|ثُبُورًا }} (به صورت نکره) میرساند چنان واویلایی از آنان برمیخیزد که وصفپذیر نیست.<ref> المیزان، ج۱۵، ص۱۸۸.</ref> این فریاد که استغاثهای برای [[نجات]] است اثری ندارد <ref>المیزان، ج۱۵، ص۱۸۸.</ref> و [[ملائکه]] دوزخ <ref>نمونه، ج۱۵، ص۳۸.</ref> به فریادهای آنان پاسخ میدهند که فریادهای شما کم باشد یا زیاد، به حال شما سودی ندارد: {{متن قرآن|لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا}}<ref>«امروز یک بار واویلا نگویید و بسیار واویلا بگویید!» سوره فرقان، آیه ۱۴.</ref>.<ref> التبیان، ج۷، ص۴۷۶؛ المیزان، ج۱۵، ص۱۸۸.</ref>، چنانکه این معنا در [[آیات]] {{متن قرآن|اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لَا تَصْبِرُوا سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«بدان درآیید! و شکیب کنید یا نکنید بر شما یکسان است، تنها کیفر آنچه میکردهاید میبینید» سوره طور، آیه ۱۶.</ref> و {{متن قرآن|وَبَرَزُوا لِلَّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ قَالُوا لَوْ هَدَانَا اللَّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِنْ مَحِيصٍ}}<ref>«و همه نزد خداوند حضور مییابند آنگاه ناتوانان به سرکشان میگویند: ما پیروان شما بودیم، آیا چیزی از عذاب خداوند را از ما باز میدارید؟ میگویند: اگر خداوند ما را (به رهایی از عذاب) رهنمایی کرده بود ما شما را راهبری میکردیم، برای ما برابر است که بیتابی کنیم یا شکیبایی ورزیم، ما را گریزگاهی نیست» سوره ابراهیم، آیه ۲۱.</ref> آمده است، <ref>المیزان، ج۱۵، ص۱۸۸.</ref> یا آنکه انواع گوناگونی از [[عذاب]] برای شماست که باید برای هریک جداگانه فریاد کنید.<ref>تبیین القرآن، ص۳۷۳.</ref> به نظری، مراد آن است که عذاب دردناک آنها موقت نیست که با گفتن یک {{متن قرآن|"وا ثبورا"}} پایان یابد، بلکه باید در طول این مدت همواره این جمله را تکرار کنند <ref>نمونه، ج۱۵، ص۳۸.</ref> و به احتمالی چون [[اهل]] عذاب با این فریادها احیاناً [[احساس]] اندکی [[راحتی]] میکنند، این جمله را به آنان میگویند تا مانع آنان از احساس راحتی گردد.<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۴۳۸.</ref> [[قرآن کریم]] گروههایی را اهل [[سعیر]] یا عذاب سعیر دانسته یا آنان را به آن [[تهدید]] کرده است: کسانی که [[ولایت شیطان]] را بپذیرند {{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«بر او مقرّر است که هر کس او را دوست گیرد وی، گمراهش میکند و او را به عذاب آتش رهنمون میشود» سوره حج، آیه ۴.</ref> یا در شمار [[حزب شیطان]] باشند {{متن قرآن|إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«به راستی شیطان دشمن شماست پس او را دشمن بدارید! جز این نیست که او گروه خویش را فرا میخواند تا (سرانجام) از دوزخیان باشند» سوره فاطر، آیه ۶.</ref>، [[شیاطین]] ([[اشرار]] [[جن]])<ref>المیزان، ج۱۹، ص۳۵۱.</ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ}}<ref>«آسمان نزدیکتر را به چراغهایی آراستیم و آنها را ابزار رماندن شیطانها کردیم و عذاب آتش سوزان را برای آنان آماده ساختیم» سوره ملک، آیه ۵.</ref>.<ref>جامع البیان، ج۲۹، ص۴؛ الصافی، ج۵، ص۲۰۱؛ کنزالدقائق، ج۱۳، ص۳۵۲.</ref> جنّیان تحت امر [[سلیمان]]{{ع}} که از [[فرمان]] او [[سرپیچی]] کردند {{متن قرآن|وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و برای سلیمان، باد را (رام کردیم) که (وزش) پگاهانش یک ماه و وزش شامگاهانش یک ماه (راه) بود و چشمه مس گداخته را برای وی روان کردیم و برخی از پریان به اذن پروردگارش پیش او کار میکردند و هر یک از آنان از فرمان ما سر میپیچید بدو از عذاب آتش میچشاندیم» سوره سبأ، آیه ۱۲.</ref>،<ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۴۸؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۹۸؛ ارشاد الاذهان، ص۴۳۴.</ref> [[کافران]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا}}<ref>«خداوند کافران را لعنت و برای آنان آتش (دوزخ) را آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۶۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَعِيرًا}}<ref>«و هر کس به خداوند و پیامبرش ایمان نیاورده باشد (بداند) بیگمان ما برای کافران آتشی (فروزان) آماده کردهایم» سوره فتح، آیه ۱۳.</ref>؛ {{متن قرآن| إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلاسِلا وَأَغْلالا وَسَعِيرًا }}<ref>«و هر کس به خداوند و پیامبرش ایمان نیاورده باشد (بداند) بیگمان ما برای کافران آتشی (فروزان) آماده کردهایم» سوره فتح، آیه ۱۳.</ref>، کسانی که از [[تعقل]] یا گوش فرا دادن به [[تعالیم]] [[پیامبران]] [[امتناع]] کرده {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و میگویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز میبودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref> و به جای [[پیروی]] از [[وحی]]، از [[پدران]] [[گمراه]] خود [[تبعیت]] کنند {{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و چون به آنان گویند: از آنچه خداوند فرو فرستاده است پیروی کنید، میگویند: خیر، ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافتهایم پیروی میکنیم؛ آیا حتّی اگر شیطان آنان را به عذاب آتش (دوزخ) فرا میخواند؟» سوره لقمان، آیه ۲۱.</ref>، کسانی که به [[کتب آسمانی]] [[ایمان]] نیاورده و از آن روی گردانده {{متن قرآن|فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا}}<ref>«پس برخی از آنها به آن ایمان آوردند و برخی از ایشان روی از آن برتافتند و (برافروختن) آتش فروزان را، دوزخ بس» سوره نساء، آیه ۵۵.</ref> [[قیامت]] را [[تکذیب]] کنند {{متن قرآن|بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا}}<ref>«بلکه آنان رستخیز را دروغ شمردهاند و ما برای هر کس که رستخیز را دروغ شمارد آتشی فروزان آماده کردهایم» سوره فرقان، آیه ۱۱.</ref>، کسانی که به متاع [[دنیا]] شاد و در نتیجه [[آخرت]] را از یاد برده باشند {{متن قرآن| وَيَصْلَى سَعِيرًا إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ }}<ref>«و بر آتشی افروخته درمیآید بیگمان، او در میان خانوادهاش شادان بود، او میپنداشت هرگز (به پیشگاه خداوند) باز نمیگردد» سوره انشقاق، آیه ۱۲-۱۴.</ref>.<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۴۳.</ref>، [[مجرمان]] {{متن قرآن|إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ}}<ref>«بیگمان گناهکاران در گمراهی و سرگشتگیاند؛» سوره قمر، آیه ۴۷.</ref> و کسانی که به [[ستم]]، [[اموال]] [[یتیمان]] را [[تصرف]] کنند. {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا}}<ref>«آنان که داراییهای یتیمان را به ستم میخورند جز این نیست که در شکم خود آتش میانبارند و زودا که در آتشی برافروخته درآیند» سوره نساء، آیه ۱۰.</ref> برپایه روایاتی از [[رسول]] گرامی{{صل}} نیز کسانی که از [[تصدیق]] [[پیامبر]] و [[علی]] {{ع}} یا گفتار یا [[افعال]] آنان امتناع ورزند،<ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۵۶؛ بحارالانوار، ج۲۱، ص۱۲۳.</ref> [[دشمنان]] [[علی]]{{ع}}،<ref>بحارالانوار، ج۳۷، ص۲۱۳.</ref> کسانی که [[حق]] [[فاطمه]] علیهاالسلامرا گرفته و رشته [[مودّت]] ایشان را [[بریده]] باشند <ref>بحارالانوار، ج۲۲، ص۴۹۲.</ref> و به روایاتی دیگر، [[تکذیب]] کنندگان [[امیرمؤمنان]] <ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۱۱۲.</ref> و [[منکران]] [[امامان]]{{ع}}<ref> تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۴۹-۲۵۰؛ تفسیر قمی، ج۱، ص۳۷۷.</ref> و کسانی که [[مال]] آنان ([[خمس]]) را به ناحق [[تصرف]] کنند،<ref>وسائلالشیعه، ج۹، ص۵۴۱.</ref> آنانکه به [[دعوت]] [[پیشوایان]] [[گمراهی]] پاسخ مثبت دهند،<ref> الامالی، ص۲۱۷-۲۱۸؛ بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۱۳.</ref> [[قاتلان]]،<ref>دعائمالاسلام، ج۲، ص۴۰۱-۴۰۲؛ المهذب، ج۲، ص۴۵۴.</ref> [[کافران]]،<ref> الاختصاص، ص۳۶۳.</ref> [[متکبران]]<ref>ارشادالقلوب، ج۱، ص۱۷۸.</ref> و کسانی که به [[مشورت]] کننده [[خیانت]] کنند<ref>غررالحکم، ص۴۴۳.</ref> [[اهل]] سعیرند.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]]، [[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش]]، [[سعیر (مقاله)|مقاله "سعیر"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref>
| |
| | |
| ==کیفیت مسخ اصحاب سبت==
| |
| | |
| ==عبرتهای داستان [[اصحاب سبت]]==
| |
| | |
| ==منابع==
| |
| # [[پرونده:1100409.jpg|22px]] [[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی]]، [[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش]]، [[سعیر (مقاله)|مقاله "سعیر"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵''']]
| |
| | |
| ==پانویس==
| |
| {{یادآوری پانویس}}
| |
| {{پانویس2}}
| |
| | |
| [[رده:مدخل]]
| |
| [[رده:سعیر]]
| |