دهری: تفاوت میان نسخه‌ها

(تغییرمسیر به دهریه)
برچسب: تغییر مسیر جدید
 
(۵ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
 
#تغییر_مسیر [[دهریه]]
{{امامت}}
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[دهری در قرآن]]</div>
 
==مقدمه==
[[دهری]]، منسوب به «دهر» و به کسی که به قِدَم دهر [[اعتقاد]] داشته و به [[بعث]] [[ایمان]] ندارد،<ref>التحقیق، ج ۳، ص۲۳۹ ـ۲۴۰، «دهر».</ref> نیز به شخص مسنّ <ref>الصحاح، ج ۱، ص۵۴۳؛ التحقیق، ج ۳، ص۲۴۰، «دهر».</ref> گفته می‌شود. واژه دهر ـ که «دهور» و «اَدهر» جمع آن است ـ <ref>الصحاح، ج ۱، ص۵۴۲؛ لسان العرب، ج ۴، ص۴۲۴، «دهر».</ref> از ریشه «د ـ ه ـ ر» در لغت به معنای «ابد»،<ref>الصحاح، ج ۱، ص۵۴۲. </ref> مدت این [[جهان]] از آغاز پیدایی تا پایان آن،<ref>مفردات، ص۱۷۹؛ لغت‌نامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۶، «دهر».</ref> [[زمان]] مدید <ref>لسان العرب، ج ۴، ص۴۲۴؛ لغت‌نامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۶، «دهر».</ref> و طولانی <ref>مفردات، ص۱۷۹؛ لغت‌نامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۷، «دهر».</ref> و مدت ۱۰۰۰ سال <ref>لغت‌نامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۶، «دهر».</ref> است؛ برخلاف زمان که در مدت کم و بسیار، هر دو به [[کار]] می‌رود. <ref>مفردات، ص۱۷۹؛ لغت‌نامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۶، «دهر».</ref>
 
به گفته برخی دهر نیز بر هر زمانی و بر فصول سال و کمتر از آن اطلاق می‌گردد. <ref>التحقیق، ج ۳، ص۲۳۹، «دهر».</ref> بر پایه نظری، دهر به معنای فرود آمدن مکروهی است. <ref>لغت‌نامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۷؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱ ـ ۴۲۲، «دهر».</ref> مدّت [[زندگی]] هر کسی را دهر او خوانند، چنان که در مورد عادتی که در زندگی شخص مانده است، دهر به شکل استعاره به کار می‌رود. <ref>مفردات، ص۱۷۹. </ref> ریشه پیش گفته به معنای [[غلبه]] و [[قهر]] و [[راز]] نامگذاری دهر به این نام آن است که بر هر چیزی [[غالب]] می‌آید. <ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱ـ۴۲۲؛ التحقیق، ج ۳، ص۲۴۰. </ref>
 
دهر در اصطلاح، نسبت متغیرات به ثابت <ref>اسفار، ج ۶، ص۷۶؛ شرح المقاصد، ج ۲، ص۱۹۲ـ۱۹۳. </ref> و [[باطن]] زمان است که بدان ازل و ابد [[متحد]] می‌شوند،<ref>التعریفات، ص۱۴۰؛ لغت‌نامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۶. </ref> چنان‌که نسبت متغیرات به متغیرات، زمان و به نسبت ثابت به ثابت [[سرمد]] نام دارد <ref>شرح المقاصد، ج ۲، ص۱۹۲ـ۱۹۳؛ اسفار، ج ۳، ص۱۴۷. </ref> و هر یک از [[سرمد]] و دهر بر یکدیگر [[محیط]] است <ref>اسفار، ج ۹، ص۲۰۳. </ref> و خود دارای اصطلاحاتی؛ مانند دهر [[اسفل]] که ظرف طبایع کلی از حیث انتساب آنها به مبادی عالی، دهر اَیسر، ظرف مُثُل معلّقه، دهر ایمن، ظرف [[عقول]] طولی مترتب و عرضی متکافئ و دهر ایمن اسفل، ظرف [[نفوس]] کلی است. <ref>درر الفوائد، ص۲۵؛ فرهنگ معارف اسلامی، ص۸۷۰؛ لغت‌نامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۷، «دهر».</ref> عرفا نیز دهر را از [[اسمای الهی]] به شمار آوردند <ref>الفتوحات المکیه، ص۳۴۴؛ فیض القدیر، ج ۶، ص۵۲۳؛ لغت‌نامه، ج ۸، ص۱۱۳۰۷. </ref> ـ چنان که در [[ادعیه]] [[نبوی]] [[خدا]] به نام‌های «یا دهر یا دیهور یا دیهار» خوانده شده است <ref>اسفار، ج ۳، ص۱۴۷؛ مصباح الانس، ص۵۲۸. </ref> ـ و دهرِ زمانی را [[مظهر اسم]] مذکور دانسته <ref>الفتوحات المکیه، ص۱۳۱. </ref> و بر اساس [[حدیث]] نبویِ {{متن حدیث|اَ تَسُبُّوا اَلدَّهْرَ فَإِنَّ اَللَّهَ هُوَ اَلدَّهْرُ }}<ref>مسند احمد، ج ۲، ص۳۹۵، ۴۹۱؛ صحیح مسلم، ج ۷، ص۴۵؛ کنز الفوائد، ص۱۰. </ref> یا {{متن حدیث|فَإِنَّ اَلدَّهْرَ هُوَ اَللَّهُ }}<ref>الاستذکار، ج ۸، ص۵۵۰؛ الفائق، ج ۱، ص۳۸۷؛ فتح الباری، ج ۱۰، ص۴۶۶. </ref> معتقدند باید آن را [[تنزیه]] کرد،<ref>الفتوحات المکیه، ص۳۴۴. </ref> زیرا [[اعراب جاهلی]] با اسناد حوادث و [[مصائب]] به دهر، آن را [[دشنام]] داده و [[نکوهش]] می‌کردند. <ref>الاستذکار، ج ۸، ص۵۵۳؛ عمدة القاری، ج ۱۹، ص۱۶۷. </ref> شاید این حدیث بدین معنا باشد که دهر را از آن رو که اثر خداست و [[محبت الهی]] مستلزم [[محبت]] آثار او، باید [[دوست]] داشت و بزرگ شمرد؛<ref>اسفار، ج ۳، ص۱۴۷. </ref> یا مراد از دهر معنای اصطلاحی آن یعنی ظرف وجود عقول کلی و مفارقات است که خود نیز از سنخ آنهاست و دهر به معنای [[زمان]] را نباید دشنام داد، چون [[مظهر]] و مرتبه نازل آن است. <ref>اسفار، ج ۳، ص۱۴۷. </ref>
 
به گفته برخی شاید معنای حدیث این باشد که چون فاعل همه امور خداست، [[دشنام]] دادن به دهر که به [[اعتقاد]] شخص، فاعل آنها بوده، دشنام به [[خدا]] به شمار می‌رود،<ref>مفردات، ص۱۷۹؛ التمهید، ج ۱۸، ص۱۵۵؛ الفائق، ج ۱، ص۳۸۸. </ref> چنان‌که برخی دیگر دهر را در کاربرد دوباره آن در [[حدیث]] یاد شده، مصدر و به معنای اسم فاعل یعنی داهر دانسته و آن را به [[تصرف]] کننده، مدبّر و [[افاضه]] کننده امور معنا کرده‌اند. <ref>مفردات، ص۱۷۹؛ فتح الباری، ج ۸، ص۴۴۱، «دهر».</ref>
 
دهریه در اصطلاح [[احادیث]] و کلمات [[مفسران]] وآثار مربوط به [[ملل و نحل]]، گروهی‌اند که به قِدَم اشیا [[معتقد]] و [[منکر]] [[مبدأ و معاد]] برای آنهایند،<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۸؛ الملل و النحل، ج ۲، ص۲۳۵؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۲؛ الصافی، ج ۵، ص۷. </ref> هرچند در برخی کتاب‌های [[کلامی]] در بیان فرقه‌های گوناگون [[کافران]] چنین گفته شده‌است: [[دهری]] تنها به کسی گفته می‌شود که به قدم دهر [[باور]] دارد و حوادث را به آن اسناد می‌دهد و اگر به مبدأ نیز معتقد نباشد، معطِّل نامیده می‌شود. <ref>بلوغ الارب، ج ۲، ص۲۲۳. </ref> به گفته برخی [[طبیعت]] عنوان دیگری از دهر است و بر دهریّه، طبیعیّه نیز اطلاق می‌شود<ref> التحقیق، ج ۳، ص۲۴۱، «دهر».</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
 
==دهری از نگاه [[قرآن]]==
گرچه در [[تفاسیر]] ذیل بسیاری از [[آیات]] تبیین مبدأ و معاد، به نام و بیان [[عقاید]] دهریه تصریح گشته،<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۱۸ـ۱۹؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱؛ مجمع‌البیان، ج ۹، ص۱۱۸ـ۱۱۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۲. </ref> در قرآن تنها در یک [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و گفتند: آن (حقیقت زندگی) جز زندگانی ما در این جهان نیست: (دسته‌ای) می‌میریم و (دسته‌ای) زنده می‌شویم و جز روزگار ما را نابود نمی‌کند؛ و آنان را بدان دانشی نیست، آنها جز به پندار نمی‌گرایند» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref> واژه دهر [[ذکر]] و در آن اعتقاد [[فرقه]] یاد شده گزارش شده و در دو آیه دیگر {{متن قرآن|وَقَالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ}}<ref>«و گفتند: هیچ (زندگی دیگر) جز همین زندگی نزدیک‌تر ما (در این جهان)، نیست و ما برانگیخته نخواهیم شد» سوره انعام، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ}}<ref>«آن (زندگی) جز زندگانی این جهان ما نیست که (برخی) می‌میریم و (برخی دیگر) زنده می‌شویم و ما برانگیخته نخواهیم شد» سوره مؤمنون، آیه ۳۷.</ref> بی‌تصریح به واژه دهر، شبیه تعبیر در آیه مذکور آمده؛ [[ولی]] در هر دو آیه بر [[انکار معاد]] [[تکیه]] شده است<ref>نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref>
 
بر پایه [[روایات]] نیز دهریه دو گروه از زنادقه‌اند و اعتقادشان، یعنی [[انکار]] [[مبدأ و معاد]]، از اقسام پنج گانه کفری است که در [[قرآن]]، کفرِ [[جحود]] به [[ربوبیت]] شمرده شده و با استناد به ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و گفتند: آن (حقیقت زندگی) جز زندگانی ما در این جهان نیست: (دسته‌ای) می‌میریم و (دسته‌ای) زنده می‌شویم و جز روزگار ما را نابود نمی‌کند؛ و آنان را بدان دانشی نیست، آنها جز به پندار نمی‌گرایند» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref> اعتقادشان ساختگی، دور از تحقیق، بی‌اساس و بر پایه [[تقلید]] معرفی گشته است؛<ref>الصافی، ج ۵، ص۷؛ المیزان، ج ۱، ص۵۳؛ المنیر، ج ۲۵، ص۲۷۹ ـ ۲۸۱. </ref> البته با اینکه آیه یاد شده محور مباحث مربوط به دهریه در روایات <ref>الصافی، ج ۵، ص۷. </ref> و [[تفاسیر]] است <ref>مجمع‌البیان، ج ۹، ص۱۱۸ ـ ۱۱۹؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ ـ ۲۷۰. </ref> و جمله {{متن قرآن|مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا}} درباره [[انکار معاد]] و {{متن قرآن|وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ }} ناظر به انکار مبدأ دانسته شده است،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰؛ نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> برخی به استناد [[سیاق]]، آن را [[نقل]] قول [[مشرکان]] و [[بت پرستان]] در [[ارتباط]] با انکار معاد دانسته و معتقدند آنان به [[خدا]] [[ایمان]] داشته و [[بت‌ها]] را [[شفیعان]] درگاه وی می‌دانستند،<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۷۴؛ نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> زیرا در [[آیات]] پیشین، از [[کلام]] دهری‌هایی که وجود و عدم حوادث را به دهر نسبت داده و [[منکر]] مبدأ و معاد هر دویند، ذکری نیست. <ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۷۴. </ref>
 
به هر روی، با توجه به اینکه دهریانی که [[سخن]] آنان در زمینه انکار معاد در آیه {{متن قرآن|وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و گفتند: آن (حقیقت زندگی) جز زندگانی ما در این جهان نیست: (دسته‌ای) می‌میریم و (دسته‌ای) زنده می‌شویم و جز روزگار ما را نابود نمی‌کند؛ و آنان را بدان دانشی نیست، آنها جز به پندار نمی‌گرایند» سوره جاثیه، آیه ۲۴.</ref> نقل شده است، به [[بعث]] پس از [[مرگ]] [[اقرار]] ندارند، برخی در آیه ـ هماهنگ با بعضی [[روایات]] <ref>الصافی، ج ۵، ص۷؛ نورالثقلین، ج ۵، ص۳. </ref> ـ به تقدیم {{متن قرآن|نَحْيَا}} بر {{متن قرآن|نَمُوتُ}} [[معتقد]] شده <ref> تفسیر قمی، ج ۱، ص۸؛ التبیان، ج ۹، ص۲۶۰. </ref> و برخی دیگر احتمالات دیگری را یاد کرده و گفته‌اند: مراد [[آیه]] از {{متن قرآن|نَمُوتُ وَنَحْيَا}} [[مرگ]] خود آنها و زنده شدن اولادشان؛ یا مرگ برخی از آنان و زنده شدن عدّه‌ای دیگر است؛<ref>التبیان، ج ۹، ص۲۶۰؛ جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۹۷. </ref> یا مقصود آن است که آنان در صلب پدرانشان نطفه‌ای مُرده بوده و پس از آن زنده شده‌اند؛ یا (بدون توجه به تقدیم و تأخیر) می‌خواهند چنین بگویند که ایشان در معرض مرگ و [[حیات]] بوده و مرادشان حیات در [[دنیا]] و مرگ پس از آن است، در حالی که به [[زندگی]] پس از مرگ [[اعتقادی]] ندارند. <ref>الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱. </ref> بر اساس احتمال دیگری، چون [[خدا]] نخست حیات را در آیه یاد کرده: {{متن قرآن|مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا}} پس از آن فرموده است: {{متن قرآن|نَمُوتُ وَنَحْيَا}}؛ یعنی حیات پیش‌گفته درباره کسانی که مُرده‌اند در معرض مرگ و نابودی قرار گرفته و در مورد کسانی که هنوز زنده‌اند، حادثه مذکور رخ نداده است <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
 
==[[دهری]] و [[انکار]] مبدا==
بر اساس گزارش آیه ۲۴ جاثیه / ۴۵ دهریّه، [[طبیعت]] را [[احیا]] کننده اشیا و دهر ـ [[زمان]]، گذر آن و [[عمر]] <ref>جامع البیان، ج ۱۳، ص۱۹۸؛ الکشاف، ج ۴، ص۲۹۱. </ref> ـ را نابود کننده آنها می‌دانند. <ref>الملل والنحل، ج ۲، ص۲۳۵. </ref> آنان می‌پندارند تولّد اشخاص بر اثر حرکات افلاک است که سبب امتزاج و اختلاط طبایع و عناصر می‌شود و کیفیت اختلاط مذکور، در پیدایی زندگی و مرگ مؤثر است، بنابراین نیازی به [[اثبات]] مبدأ در این زمینه نیست. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref> خدا در [[آیات]] فراوان آنان را به [[تفکر]] در نشانه‌های [[قطعی]] [[خلقت]] [[ترغیب]] می‌کند: «اَو لَم یَتَفَکَّروا ما بِصاحِبِهِم مِن جِنَّةٍ اِن هُوَ اِلاّ نَذیرٌ مُبین * اَو لَم یَنظُروا فی مَلَکوتِ السَّمـوتِ والاَرضِ.».. ([[اعراف]] / ۷، ۱۸۴ـ۱۸۵)؛ «اَوَ لَم یَرَوا اِلی ما خَلَقَ اللّهُ» (نحل / ۱۶، ۴۸) و به [[اعتقاد]] و [[ایمان]] به [[آفریدگار]]: «اَنَّکُم لَتَکفُرونَ بِالَّذی خَلَقَ الاَرضَ فی یَومَینِ» (فصّلت / ۴۱، ۹) و [[عبادت]] وی فرا می‌خواند: «یـاَیُّهَا النّاسُ اعبُدوا رَبَّکُمُ الَّذیخَلَقَکُم» (بقره / ۲، ۲۱) <ref>الملل والنحل، ج ۲، ص۲۳۵. </ref>، چنان‌که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[آیه]] «اِیّاکَ نَعبُد» (فاتحه / ۱، ۵) را در مقابل دهریه که به قِدَم اشیا [[معتقد]] بودند، به [[پرستش خدا]] [[تفسیر]] فرمود. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۴۳. </ref> نیز در [[تفسیر آیه]] ۴۴ [[حجر]] / ۱۵ که در آن برای [[جهنم]] ۷ در بیان می‌شود که از هر دری بخشی (گروهی) معیّن وارد آن می‌شوند، دهریه را بر اثر [[غفلت]] از [[خدا]] و [[انکار]] وی، یکی از بخش‌های یاد شده معرفی: «لَها سَبعَةُ اَبوبٍ لِکُلِّ بابٍ مِنهُم جُزءٌ مَقسوم»<ref> تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۲. </ref> و در مناظره‌ای با ایشان حدوث [[عالم]] را بیان می‌کند. <ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۳۴ ـ ۵۳۷. </ref> [[حضرت صادق]]{{ع}} نیز به [[نقل]] از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} آیه نخست [[سوره انعام]] / ۶ را ردِّ سه گروه، از جمله بخش آغازین آن را که [[ستایش]] [[خالق]] است، ردّ دهریه می‌داند: «اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی خَلَقَ السَّمـوتِ والاَرضَ.»..؛ <ref> تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۵۴۲. </ref> همچنین خود آن [[حضرت]] در [[پاسخ]] این [[سخن]] مفضّل که برخی می‌پندارند «حکمت‌های موجود در اعضای [[بدن]] مربوط به [[طبیعت]] است» فرمود: از ایشان بپرس آیا طبیعت یاد شده [[علم]] و [[قدرت]] دارد یا نه؟ در فرض نخست، چرا به آفریدگار چنین طبیعتی ایمان نمی‌آورند و در صورت دوم، چگونه چنین کارهای حکیمانه‌ای را می‌توان به طبیعت فاقد [[شعور]] نسبت داد! <ref> بحارالانوار، ج ۳، ص۶۷. </ref> برخی در برابر طبیعیّه با توجه به [[اسرار]] و شگفتی‌های [[طبیعت]] گفته‌اند: اگر طبیعتی که فاعل چنین افعالی است، ذاتی دارای [[علم]]، [[قدرت]]، [[اراده]] و [[حکمت]] است، چرا اسم طبیعت بر آن نهاده و آن را [[خدا]] نمی‌نامند، و گرنه چگونه [[افعال]] یاد شده از آن صادر شود؟ برخی نیز [[اختلاف]] [[اهل]] [[عقاید]] را تنها در نامگذاری سبب اشیا به ماده، طبیعت، دهر و جز آن دانسته و معتقدند همگان با [[فطرت]] اصیل خود به وجود خدا اعتراف دارند <ref>المیزان، ج ۶، ص۲۴۲. </ref> و مدار [[هدایت]] و [[گمراهی]]، [[خواندن]] وی با اسمای حسنا و [[الحاد]] در اسمای اوست و مادّیان و [[دهریان]]، گرفتار الحاد در اسمایند و صفات خاص خدا را، مانند [[خلق]]، [[احیا]] و [[رزق]]، برای جز وی مانند مادّه یا دهر ثابت دانسته <ref>المیزان، ج ۸، ص۳۴۱. </ref> و خدا را به صفات [[نقص]] و امکان [[وصف]] می‌کنند،<ref>المیزان، ج ۶، ص۲۴۲. </ref> در حالی که اختلاف آثار در اشیا با توجه به [[وحدت]] آنها در اصل طبیعت، کاشف از استنادشان به سببی جز طبیعت است که [[مشیت]] و [[تدبیر]] وی عهده‌دار [[نظام]] موجود در آنهاست،<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۲۹۵. </ref> چنان‌که از [[سیاق آیات]] ۱ـ۴ رعد / ۱۳ برداشت می‌شود: «المر تِلکَ ءایـتُ الکِتـبِ والَّذی اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ الحَقُّ ولـکِنَّ اَکثَرَ النّاسِ لایُؤمِنون * اَللّهُ الَّذی رَفَعَ السَّمـوتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَونَها ثُمَّ استَویعَلَی العَرشِ وسَخَّرَ الشَّمسَ والقَمَرَ کُلٌّ یَجری لاَِجَلٍ مُسَمًّی یُدَبِّرُ الاَمرَ یُفَصِّلُ الأیـتِ لَعَلَّکُم بِلِقاءِ رَبِّکُم توقِنون * و هُوَ الَّذی مَدَّ الاَرضَ وجَعَلَ فیها رَوسِیَ و اَنهـرًا ومِن کُلِّ الثَّمَرتِ جَعَلَ فیها زَوجَینِ اثنَینِ یُغشِی الَّیلَ النَّهارَ اِنَّ فی ذلِکَ لَأیـتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرون * و فِی‌الاَرضِ قِطَعٌ مُتَجـوِرتٌ وجَنّـتٌ مِن اَعنـبٍ وزَرعٌ ونَخیلٌ صِنوانٌ وغَیرُ صِنوانٍ یُسقی بِماءٍ واحِدٍ ونُفَضِّلُ بَعضَها عَلی بَعضٍ فِی الاُکُلِ اِنَّ فی ذلِکَ لَأیـتٍ لِقَومٍ یَعقِلون». براین پایه، این [[آیات]]، برخلاف نظر برخی [[مفسران]]، گویای [[توحید]] ربوبی‌اند؛ نه [[اثبات]] صانع؛ زیرا با آنها [[ضد]] [[بت‌پرستان]] [[احتجاج]] گشته و ایشان با [[اثبات]] ارباب گوناگون برای اصناف [[مخلوقات]] و [[عبادت]] آنها، با اعتراف به [[توحید ذاتی]]، [[منکر]] [[توحید ربوبی]] بوده‌اند، از این رو [[آیات]] یاد شده درباره [[دهریان]] منکر وجود مبدأ نیست،<ref> المیزان، ج ۱۱، ص۲۹۵. </ref> چنان که [[فرعون]] نیز بر اساس [[اعتقادات]] بت‌پرستان، خود را [[ربّ]] قبطیان می‌دانست و منکر ربّ دیگری برای آنان بود؛ نه اینکه آنان را مخلوق [[خدا]] نمی‌دانسته است: «ما عَلِمتُ لَکُم مِن اِلـهٍ غَیری» ([[اعراف]] / ۷، ۱۲۷)، از این رو احتمال برخی [[مفسران]] که او را از دهریان منکر مبدأ دانسته‌اند، صحیح نیست. <ref>المیزان، ج ۸، ص۲۲۳ـ۲۲۴. </ref> گفتنی است برخی، [[آیه]] ۲۴ جاثیه / ۴۵ را بر کسانی تطبیق کرده که پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} به [[امیرمؤمنان]] و [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} [[ظلم]] کرده؛ [[ایمان]] آنان را تنها به زبان و بدون [[تصدیق قلبی]] و برخاسته از [[ترس]] و [[طمع]] دانسته‌اند<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۳؛ الصافی، ج ۵، ص۷. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
 
==[[دهری]] و [[انکار معاد]]==
دهریان، تنها به [[عالم]] [[طبیعت]] [[چشم]] دوخته شده‌اند: «یَعلَمونَ ظـهِرًا مِنَ الحَیوةِ الدُّنیا و هُم عَنِ‌الأخِرَةِ هُم غـفِلون» ([[روم]] / ۳۰، ۷)، «ذلِکَ مَبلَغُهُم مِنَ العِلمِ.».. ([[نجم]] / ۵۳، ۳۰)، از این رو راه ایجاد اشیا را منحصر در اسباب مادی و طبیعی، از قبیل حرکت افلاک و اختلاط و امتزاج عناصر، دانسته و [[عالم آخرت]] را [[انکار]] کرده‌اند: «ما هِیَ اِلاّ حَیاتُنَا الدُّنیا.».. (جاثیه / ۴۵، ۲۴)، در حالی که خدا در بسیاری از آیات، ایجاد موجودات [[آخرتی]] را به پدید آوردن عالم طبیعت در [[آغاز آفرینش]] تنظیر می‌فرماید: «کَما بَدَأنا اَوَّلَ خَلقٍ نُعیدُهُ» ([[انبیاء]] / ۲۱، ۱۰۴)، بنابراین همان گونه که ایجاد افلاک و عناصر در آغاز بی‌اسباب مادی و تنها با [[افاضه الهی]] انجام گرفته است، ایجاد عالم آخرت نیز چنین است. <ref>اسفار، ج ۹، ص۲۱۶. </ref>
در آیه ۲۵ جاثیه / ۴۵ یکی از بهانه جویی‌های دهریان در باره [[معاد]] یاد می‌شود، که تنها دلیلشان این است که می‌گویند: اگر راست می‌گویید [[پدران]] ما را زنده کنید و بیاورید تا بر [[صدق]] [[گفتار]] شما [[گواهی]] دهند: «و اِذا تُتلی عَلَیهِم ءایـتُنا بَیِّنـتٍ ماکانَ حُجَّتَهُم اِلاّ اَن قالوا ائتوا بِـ ٔ بانا اِن کُنتُم صـدِقین».<ref>مجمع‌البیان، ج ۹، ص۱۱۸ـ۱۱۹؛ نمونه، ج ۲۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰. </ref>
در [[پاسخ]] ایشان به زنده ساختن آنان در [[دنیا]] اشاره می‌شود؛ زیرا کسی که بر احیای ایشان در دنیا [[قدرت]] دارد، بر زنده ساختن دوباره آنان نیز تواناست: «قُلِ اللّهُ یُحییکُم ثُمَّ یُمیتُکُم ثُمَّ یَجمَعُکُم اِلی یَومِ القِیـمَة.»... (جاثیه / ۴۵، ۲۶) <ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۱۱۸ـ۱۱۹؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۲۷۰ـ۲۷۱. </ref>
در [[روایات تفسیری]] ذیل [[آیات]] فراوانی درباره [[معاد]] از دهریه نام برده شده است؛ مانند ۲۹ انعام / ۶، ۵ رعد / ۱۳، ۲ـ۳، ۳۳ احقاف / ۴۶، ۶۶ [[مریم]] / ۱۹، ۸۲ مؤمنون / ۲۳، ۶۷ نمل / ۲۷، ۳ [[سبأ]] / ۳۴، ۹ [[فاطر]] / ۳۵، ۱۷ [[هود]] / ۱۱، ۵، ۷ [[حجّ]] / ۲۲، ۱۱ [[ق]] / ۵۰، ۳۹ فصّلت / ۴۱، ۱۱ زخرف / ۴۳، ۱۶ صافّات / ۳۷، ۷۹ [[یس]] / ۳۶، ۷ تغابن / ۶۴. <ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۳۵۹؛ ج ۲، ص۵۲ـ۳۰۰. </ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref>
==منابع==
{{منابع}}
# [[پرونده:000064.jpg|22px]] [[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[دهری (مقاله)|مقاله «دهری»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم''']]
{{پایان منابع}}
 
==پانویس==
{{پانویس}}
 
[[رده:دهری]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ نوامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۴۷

تغییرمسیر به: