تاریخ تفسیر: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} ==مقدمه== تاریخ در لغت به معنای تعریف وقت <ref>لسان العرب، ج ۳، ص۴، «أر...» ایجاد کرد)
 
برچسب: تغییر مسیر جدید
 
(۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
#تغییر_مسیر [[تفسیر قرآن در تاریخ اسلامی]]
==مقدمه==
[[تاریخ]] در لغت به معنای تعریف وقت <ref>لسان العرب، ج ۳، ص۴، «أرخ».</ref> و تاریخ شیء عبارت از [[زمان]] حدوث آن چیز است. <ref>فرهنگ ابجدی، ص۲۰۴، «التاریخ».</ref>[[تاریخ]] [[تفسیر]] دانشی است که به سرگذشت [[تفسیر قرآن]] و [[تفاسیر]] آن و بررسی تحولات و [[سیر]] تطور و [[تکامل]] آن دو از [[زمان رسول خدا]]{{صل}} تاکنون می‌‌پردازد.
 
==اهمیت و [[ضرورت]]==
بی‌تردید [[فهم]] بخش عظیمی از [[معارف قرآن]] به تفسیر و تلاش [[علمی]] مناسب نیاز دارد. این نیاز در گذر زمان [[روز]] به روز بیشتر شده و در نتیجه علمی به نام تفسیر قرآن پدید آمده و [[کتاب‌های تفسیری]] فراوانی تدوین شده است. [[دانش]] تاریخ تفسیر ما را با [[مفسران]]، تفاسیر، فراز و فرودها و [[تغییر]] و تطورهای آن [[علم]] و احیاناً قوت و [[ضعف]] روش‌ها، مکتب‌ها و نظریات مطرح در آن آشنا می‌‌کند و [[بدیهی]] است آشنایی با این دانش نقش مؤثری در استفاده بهینه از [[علم تفسیر]] دارد و با توجه به اینکه تفسیر قرآن از [[علوم مهم]]، ضروری و اثرگذار در [[حیات دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان]] است و انسان بدون آن نمی‌تواند به [[هدف]] اعلا و [[کمال نهایی]] خود دست یابد، این دانش می‌‌تواند در [[سعادت]] و [[کمال انسان]] نقشی مؤثر داشته باشد. <ref>نک: تاریخ تفسیر، ج ۱، ص۱۳.</ref>
 
==پیشینه==
در میان پیشینیان کتاب مستقلی با عنوان «تاریخ تفسیر» نگاشته نشده و مباحث مربوط به آن در میان کتاب‌های دیگر پراکنده‌اند؛ [[رجالیان]] و فهرست‌نویسان به [[اجمال]]، به مفسران و تفاسیر آنان اشاره کرده‌اند. برخی از مفسران مانند [[شیخ طوسی]]،<ref>التبیان، ج ۱، ص۱ - ۲.</ref> [[ابن عطیه]] <ref>المحرر الوجیز، ج ۱، ص۴۱.</ref> و [[ابن عاشور]] <ref>نک: التحریر والتنویر، ج ۱، ص۱۳ - ۱۶.</ref> در مقدمه تفاسیرشان به اجمال به برخی مباحث تاریخ تفسیر اشاره کرده‌اند؛ همچنین [[مراغی]] در مقدمه تفسیرش، طبقات مختلف مفسران و افراد هر طبقه را به اجمال معرفی می‌‌کند. <ref>تفسیر المراغی، ج ۱، ص۶ ـ ۱۰.</ref> برخی از نویسندگانِ کتاب‌های [[علوم قرآن]] مانند [[سیوطی]] نیز در نوع ۸۸ [[اتقان فی علوم القرآن (کتاب)|اتقان فی علوم القرآن]] و [[زرقانی]] در مبحث ۱۲ [[مناهل العرفان فی علوم القرآن (کتاب)|مناهل العرفان فی علوم القرآن]] هرچند کوتاه به این بحث پرداخته‌اند. افزون بر این جمعی کتاب‌هایی در شناساندن [[مفسران]] و تفاسیرشان تألیف کرده‌اند.
 
[[سیوطی]] نخستین کسی بود که کتابی مستقل در طبقات المفسرین نگاشت. وی ۱۳۶ نفر از مفسران ادوار مختلف را در کتابش شناساند. <ref>نک: طبقات المفسرین، سیوطی، ص۹ - ۱۰۹.</ref> بعد از سیوطی شاگردش [[داودی]] کتابی با همین عنوان نگاشت و در آن ۷۰۴ نفر از مفسران را به ترتیب الفبایی معرفی کرد. <ref>نک: طبقات المفسرین، داودی. </ref> در همین [[زمان]] شیخ [[ابوسعید بن صنع الله الکوز کنانی]] از [[دانشمندان]] روستای کوزکنان تبریز کتابی در طبقات المفسرین تدوین کرده است <ref>کشف الظنون، ج ۲، ص۱۱۰۷؛ هدیة العارفین، ج ۱، ص۳۹۳؛ معجم المفسرین، «مقدمه».</ref> که اثری از آن نیست. در قرن ۱۱ [[احمد بن محمد بن ادنه]] وی کتابی با همین عنوان نوشت و ۶۳۸ نفر [[مفسر]] را بر اساس قرن معرفی کرد. بنا به آنچه در مقدمه کتاب آمده است وی به مفسران بعد از داودی و نیز مفسرانی پرداخت که داودی از قلم انداخته بود. <ref>نک: طبقات المفسرین، ادنه وی، ص۹، «مقدمه».</ref> دکتر [[منیع عبدالحلیم محمود]] نیز در کتاب [[مناهج المفسرین (کتاب)|مناهج المفسرین]] به معرفی جمعی از مفسران می‌‌پردازد. وی از [[سفیان ثوری]] شروع و به [[محمد محمود حجازی]] ختم می‌‌کند و ضمن معرفی [[شخصیت]] و [[کتاب‌های تفسیری]] نامبردگان و شیوه [[تفاسیر]] آنان، به نمونه‌ای از تفاسیرشان نیز اشاره می‌‌کند. <ref>نک: مناهج المفسرین، ص۱۱ - ۳۸۸.</ref> [[مذاهب التفسیر الاسلامی (کتاب)|مذاهب التفسیر الاسلامی]] نوشته [[ایگناس گلدزیهر]] خاورشناس [[یهودی]]، اثری است در [[تاریخ]] و تحلیل تفسیرنگاری در [[جهان اسلام]] که شامل مباحثی چون نخستین مرحله تفسیرنگاری و پیدایش آن، [[تفسیر مأثور]]، [[تفسیر]] در پرتو [[اعتقاد]]، تفسیر در پرتو [[تصوف اسلامی]]، تفسیر در پرتو فرقه‌های [[دینی]] و [[تفسیر]] در پرتو [[تمدن اسلامی]] است. <ref>نک: مذاهب التفسیر الاسلامی. </ref> [[التفسیر والمفسرون (کتاب)|التفسیر والمفسرون]] [[محمد حسین ذهبی]] از نگاشته‌های مشهور در این زمینه است. ذهبی کتابش را در یک مقدمه و سه باب و خاتمه تنظیم کرده است. وی در مقدمه به مباحثی چون تعریف تفسیر، [[تأویل]] و فرق آن دو و [[ترجمه قرآن]] پرداخته است و باب نخست را به اولین مرحله تفسیر یعنی تفسیر در دوران [[صحابه]] و [[تابعان]]، باب دوم را به مرحله دوم تفسیر یعنی تفسیر در [[عهد]] تابعان، باب سوم را به دوره سوم تفسیر یعنی تفسیر در عهد تدوین (دوره [[عباسیان]]) تا [[زمان]] حاضر و خاتمه را به مهم‌ترین الوان [[تفسیری]] در عصر جدید، اختصاص داده است.
 
[[دراسات فی التفسیر و رجاله (کتاب)|دراسات فی التفسیر و رجاله]] اثر [[ابوالیقظان عطیة الجبوری]]، [[معجم مصنفات القرآن الکریم (کتاب)|معجم مصنفات القرآن الکریم]] اثر [[علی شواخ]]، [[معجم المفسرین من صدر الاسلام حتی العصر الحاضر (کتاب)|معجم المفسرین من صدر الاسلام حتی العصر الحاضر]] اثر [[عادل نویهض]] که در مقدمه کتابش تفسیر به سه دوره ترسیم شده است،<ref>نک: معجم المفسرین. </ref> [[الموسوعة المیسرة فی تراجم ائمة التفسیر و الاقراء و النحو و اللغه (کتاب)|الموسوعة المیسرة فی تراجم ائمة التفسیر والاقراء والنحو واللغه]] اثر جمعی از نویسندگان، [[معجم تفاسیر القرآن الکریم (کتاب)|معجم تفاسیر القرآن الکریم]] در دو جلد، جلد اوّل تألیف جمعی از مؤلفین و جلد دوم تألیف [[محمد بوخبزة]] از کتاب‌هایی‌اند که در زمان حاضر در این خصوص نگاشته شده‌اند.
 
نیز [[طبقات مفسران شیعه (کتاب)|طبقات مفسران شیعه]] اثر [[عبدالرحیم عقیقی بخشایشی]] که به معرفی مفسران شیعه می‌‌پردازد، [[التفسیر بالمأثور و تطویره عند الشیعة الامامیه (کتاب)|التفسیر بالمأثور و تطویره عند الشیعة الامامیه]] اثر [[احسان امین]]، [[المفسرون حیاتهم و منهجهم (کتاب)|المفسرون حیاتهم و منهجهم]] و نیز [[شناخت‌نامه تفاسیر (کتاب)|شناخت‌نامه تفاسیر]] هر دو از [[سید محمد علی ایازی]]، [[نموذج من اسماء المفسرین (کتاب)|نموذج من اسماء المفسرین]] اثر [[غلام رضا مولانا بروجردی]] (شامل ۳۴۹ نفر از [[مفسران]] صدر اول تا قرن ۱۳ در مقدمه تفسیر الصراط المستقیم)، <ref>نک: تفسیر الصراط المستقیم، ج ۱، ص۱۵ - ۱۱۲.</ref> سه مقاله در [[تاریخ]] تفسیر از [[محمد باقر حجتی]]، آشنایی با [[تفاسیر قرآن]] و مفسران از [[رضا استادی]]، [[تاریخ تفسیر قرآن کریم (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن کریم]] اثر [[حبیب الله جلالیان]]، [[تاریخ تفسیر (کتاب)|تاریخ تفسیر]] از [[عبدالوهاب طالقانی]]، [[مفسران شیعه (کتاب)|مفسران شیعه]] از [[محمد شفیعی]]، [[تاریخ تفسیر قرآن کریم (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن کریم]] اثر [[سهراب مروتی]]، [[آشنایی با تاریخ تفسیر و مفسران (کتاب)|آشنایی با تاریخ تفسیر و مفسران]] تألیف [[حسین علوی مهر]] و دو کتاب [[مکاتب تفسیری (کتاب)|مکاتب تفسیری]] و [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]] از [[علی اکبر بابایی]] از جمله کتاب‌هایی‌اند که نویسندگان معاصر [[شیعه]] در این زمینه نگاشته‌اند. کتاب [[التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب (کتاب)|التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب]] تألیف [[محمد هادی معرفت]] از [[بهترین]] کتاب‌هایی است که در این زمینه نگاشته شده است. وی سعی کرده است در این کتاب [[ضعف‌ها]] و کاستی‌های [[التفسیر و المفسرون (کتاب)|التفسیر و المفسرون]] [[محمد حسین ذهبی]] را برطرف سازد. از جمله مزیت‌های این کتاب اختصاص فصلی از آن به نقش [[اهل بیت]]{{ع}} در تفسیر قرآن است. <ref>نک: التفسیر و المفسرون، معرفت، ج ۱، ص۴۵۵ - ۵۶۶.</ref>
 
==پیدایش تفسیر==
پیدایش تفسیر همزمان با فرود آمدن [[قرآن]] بر [[قلب]] [[مبارک]] [[پیامبر]]{{صل}} است. آن [[حضرت]] مواردی از قرآن را که [[صحابه]] در [[فهم]] آن دچار مشکل می‌‌شدند برای آنها تفسیر می‌‌کرد <ref>التحریروالتنویر، ج ۱، ص۱۳؛ المبادی العامة لتفسیر القرآن، ص۱۳۳ - ۱۳۹.</ref> و به آنها می‌‌آموخت. برجسته‌ترین [[شاگرد]] مدرسه تفسیر در این [[زمان]] [[امیرمؤمنان]]، علی{{ع}} بود که طبق [[روایات شیعه]] و [[سنی]] [[استعداد]]، [[همت]]، امکان فراگیری و تلاش [[رسول خدا]]{{صل}} در [[آموزش]] وی با دیگر صحابه سنجیدنی نبود. <ref>نک: المحرر الوجیز، ج ۱، ص۴۱.</ref> پیامبر{{صل}} همه تفسیر و [[دانش]] قرآن را به آن حضرت آموخت. بعد از آن حضرت صحابه آن بزرگوار به تفسیر قرآن ادامه دادند. تفسیر در این دوره بیشتر [[نقل حدیث]] بود؛ اما هنوز تدوین نشده بوده است. در این مرحله [[روایات تفسیری]] صحابه از پیامبر{{صل}} یا از صحابه دیگر نقل می‌‌شد و [[تابعان]] نیز از صحابه یا از یکدیگر نقل می‌‌کردند. رونق این مرحله حداکثر تا پایان [[قرن اول هجری]] است. <ref>التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج ۱، ص۱۴۵ - ۱۴۷؛ سه مقاله در تاریخ تفسیر، ص۳۷.</ref> برخی از این دوره تا پایان [[خلافت علی]]{{ع}} را به عنوان عصر شکل‌گیری تفسیر و از این زمان تا پایان [[قرن اول]] را به عنوان عصر گسترش [[تفسیر]] یاد کرده‌اند. در این دوره تفسیر به صورت شفاهی و شاخه‌ای از [[علم حدیث]] بوده است.
 
==[[تفسیر در عصر تدوین]]==
تفسیر تا پیش از عصر تدوین یعنی اواخر دوره [[بنی امیه]] و اوایل [[بنی عباس]] تنها به صورت شفاهی و [[نقل روایت]] آموخته می‌‌شد و [[صحابه]] و [[تابعان]] [[روایات تفسیری]] را از [[پیامبر]]{{صل}} یا از یکدیگر گزارش می‌‌کردند. همزمان با عصر تدوین (آغاز [[قرن دوم]]) مرحله دیگری در [[تفسیر قرآن]] آغاز شد. <ref>تفسیر ثعالبی، ج ۱، ص۸۱ - ۸۳؛ التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج ۱، ص۱۴۵.</ref>
===قرن دوم===
در ابتدای این دوره تألیف مستقلی نگاشته نشده که [[سوره‌ها]] و آیه‌های [[قرآن]] را به صورت [[منظم]] تفسیر کند، بلکه [[پیشوایان]] [[حدیث]] مانند [[یزید بن هارون سلمی]]، [[شعبة بن حجاج]]، [[وکیع بن جراح]] و [[سفیان بن عیینه]] ضمن تدوین [[روایات]]، بابی را به روایات تفسیری اختصاص می‌‌دادند. شاید بتوان گفت این مرحله تا اواسط [[قرن سوم]] ادامه داشته است؛ ولی تدریجاً تفسیر از [[علم الحدیث]] جدا شد و به صورت [[علم]] مستقل درآمد <ref>التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج ۱، ص۱۴۵ - ۱۴۷.</ref> و [[تفاسیر]] جامعی که به تمامی قرآن می‌‌پرداختند، تألیف شدند. [[محمد بن یزید بن ماجه]]، [[ابن جریر طبری]]، [[ابوبکر بن منذر نیشابوری]]، [[ابن ابی حاتم]]، [[ابوالشیخ بن حبان]]، [[محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری]] و گروهی دیگر این کار را تحقق بخشیده‌اند. [[ذهبی]] از این مرحله به سومین مرحله تفسیر یاد کرده است. <ref> التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج ۱، ص۱۴۶.</ref>
 
درباره نخستین نگارنده تفسیر قرآن بین [[دانشمندان]] [[اختلاف]] است؛ بنابه [[نقلی]] از [[ابن ابی ملیکه]]، [[مجاهد]] درباره تفسیر همه قرآن از [[ابن عباس]] پرسید و به دستور وی آن را نگاشت. <ref>جامع البیان، ج ۱، ص۳۱.</ref> طبق این نقل با توجه به اینکه [[ابن عباس]] در سال ۶۸ قمری از [[دنیا]] رفته است باید [[تفسیر]] تمام [[قرآن]] و تدوین آن پیش از این انجام گرفته باشد؛<ref>تاریخ بغداد، ج ۱، ص۱۸۷.</ref> ولی محققان در این [[حدیث]] تردید دارند. <ref>تاریخ تفسیر و نحو، ص۷۴.</ref> جمعی از محققان ترجیح داده‌اند که نخستین تفسیر را [[سعید بن جبیر]] نگاشته باشد. <ref>المبادی العامة لتفسیر القرآن، ص۱۳۷؛ مفاهیم القرآن، ج ۱۰، ص۳۸۴؛ سه مقاله در تاریخ تفسیر، ص۷۳.</ref> [[ابن حجر]] با رد این نظریه که اولین مدون [[ابن جریج]] یا [[فراء]] بوده است، نخستین تدوین کننده تفسیر را سعید بن جبیر می‌‌داند. <ref>تهذیب التهذیب، ج ۷، ص۱۷۹.</ref> به گفته او [[عبدالملک مروان]] از سعید بن جبیر درخواست کرد که برایش [[تفسیر قرآن]] بنویسد و سعید آن را نگاشت. [[عطاء بن دینار]] این کتاب را در [[دیوان]] یافت و چون گویا سعید را ندیده بود آن را به طور مرسل از وی [[روایت]] کرد. <ref>التفسیر و المفسرون، ذهبی، ج ۱، ص۱۰۰، ۱۳۵.</ref> این روایت صریحاً نشان می‌‌دهد سعید بن جبیر پیش از [[مرگ]] [[عبدالملک مروان]] تفسیر قرآن را نگاشته است. [[ابن ندیم]] نیز از کتاب ابن جبیر یاد کرده است. <ref>الفهرست، ص۳۷.</ref> افزون بر آنچه گذشت [[ابن ندیم]] در لیست [[تفاسیر قرآن کریم]] از تفسیر [[عکرمه]] یاد می‌‌کند <ref>الفهرست، ص۳۶.</ref> و به گفته [[ابن خلکان]] [[عمرو بن عبید]]، از سران [[معتزله]] کتابی در [[تفسیر قرآن کریم]] از [[حسن بصری]] نوشته است. <ref>وفیات الاعیان، ج ۳، ص۴۶۲.</ref> ابن ندیم نیز از تفسیر [[حسن بصری]] یاد می‌‌کند. <ref>الفهرست، ص۳۷.</ref> برخی از تفسیر بزرگی در سه جزء به عنوان تفسیر [[ابن جریج]] یاد کرده‌اند. <ref>التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج ۱، ص۱۴۹.</ref> [[احمد بن حنبل]] او را [[اولین مدون تفسیر]] دانسته است،<ref>ر. ک: تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۱۰.</ref> با این حال [[سعید بن جبیر]] در میان مدونان [[تفسیر]] در عصر [[تابعان]] از همه جلوتر است؛ همچنین از [[اسماعیل سدّی]]، [[محمد بن سائب کلبی]] صاحب [[تفسیر کبیر]]، [[ابوحمزه ثمالی]] از [[یاران خاص]] [[امام سجاد]] و [[امام باقر]]{{ع}} که [[روایات تفسیری]] وی مورد توجه مفسرانی چون [[عیاشی]]، [[طبری]]، [[طبرسی]] و [[قرطبی]] قرار گرفته است <ref>تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۱۴۳ - ۱۴۷.</ref> و [[ابوبصیر اسدی]] از [[یاران امام صادق]]{{ع}} به عنوان کسانی یاد کرده‌اند که در این دوره به [[نگارش]] [[تفسیر قرآن]] [[دست]] زده‌اند. <ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۶۹، «مقدمه».</ref>
 
[[ابن ندیم]] نقل می‌‌کند [[عمر بن بکیر]] از [[یاران]] [[فراء]] از او خواست تا اصول یا کتابی در تفسیر قرآن برای وی تدوین کند تا در موارد نیاز به آن مراجعه کند. فراء در پاسخ او کتاب [[معانی القرآن (کتاب)|معانی القرآن]] را که از [[فاتحة الکتاب]] تا پایان [[قرآن]] را دربردارد به شاگردانش [[املا]] کرد. <ref>نک: الفهرست، ص۷۳.</ref> [[احمد امین]] تفسیر فراء را نخستین [[تفسیری]] می‌‌داند که همه قرآن را به ترتیب [[آیات]] و [[سوره‌ها]] و به طور گسترده تفسیر کرده است و [[تفاسیر]] قبل از آن را ناپیوسته و تنها شامل آیات مشکل قرآن می‌‌داند. <ref>ضحی الاسلام، ج ۲، ص۱۴۰ - ۱۴۲.</ref> [[محمد هادی معرفت]] نیز به این نظر متمایل است؛<ref>تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۹ - ۱۱.</ref> ولی [[ذهبی]] با استناد به گزارش‌های [[تاریخی]] که به برخی از آنها اشاره شد، [[معتقد]] است تفسیر کامل و پیوسته قرآن قبل از این انجام شده است. <ref>التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج ۱، ص۱۴۵ - ۱۴۷.</ref> به هر روی تفسیر در این دوره تدوین شد و رفته رفته از مرحله نقل [[مأثور]] خارج و گسترده و فراگیر و متنوع شد،<ref>تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۹ - ۱۱.</ref> هرچند بسیاری از آثار مدون در این دوره از بین رفته‌اند. گفتنی است [[امامان شیعه]]{{ع}} در این دوران با وجود محدودیت‌های زیاد، بیشترین نقش را در گسترش، تعمیق و نشر [[تفسیر قرآن]] داشته و سعی کرده‌اند با ارائه روش صحیح در تفسیر قرآن <ref>نک: تهذیب الاحکام، ج ۱، ص۳۶۳؛ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۲۹۶؛ نورالثقلین، ج ۱، ص۳۸۰، ۵۹۶.</ref> و [[آسیب‌شناسی]] آن، از [[انحراف]] در آن جلوگیری کنند. <ref>نک: الکافی، ج ۸، ص۳۱۱؛ التوحید، ص۹۱؛ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۱۷ - ۱۸.</ref> پس از [[پیامبر]]{{صل}}، بر اساس [[حدیث متواتر ثقلین]] طریق [[اهل بیت]]{{ع}} مطمئن‌ترین راه در تفسیر قرآن است؛ زیرا در این [[روایت]] و دیگر [[روایات]] رسیده از پیامبر{{صل}} به [[صراحت]] بیانات [[خاندان پیامبر]]{{صل}} در امر [[دین]]، از جمله شرح و توضیح [[قرآن]]، معتبر شمرده شده است، بر این اساس، [[تفسیر اهل بیت]]{{ع}} که منشأ شکل‌گیری [[تفسیر مأثور]] [[شیعی]] بوده [[حجیت]] دارد.
 
=== قرن سوم===
[[تفسیر]] از قرن سوم به بعد تحت تأثیر انواع [[دانش‌ها]] و [[معارف]] و فرهنگ‌های رایج، متنوع و متحول شد <ref>نک: تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۱۱؛ ترجمه بیان السعاده، ج ۱، ص۵۳ - ۵۴، «مقدمه».</ref> و [[استقلال]] خود را به دست آورد. [[روایات تفسیری]] [[ائمّه]]{{ع}} و [[صحابه]] گسترش یافت و با [[شکوفا شدن]] [[علوم]] مختلف، [[تفاسیر]] زیادی با رویکردهای گوناگون [[روایی]]، ادبی، لغوی، [[فقهی]] و [[عرفانی]] تدوین شدند. [[مجاز القرآن (کتاب)|مجاز القرآن]] اثر [[ابوعبیده]]، [[معانی القرآن (کتاب)|معانی القرآن]] اثر [[فراء]]، [[نظم القرآن (کتاب)|نظم القرآن]] اثر [[جاحظ]]، [[تأویل مشکل القرآن (کتاب)|تأویل مشکل القرآن]] اثر [[ابن قتیبه]]، [[احکام القرآن (کتاب)|احکام القرآن]] اثر [[هشام بن محمد بن سائب کلبی]] و [[احکام القرآن (کتاب)|احکام القرآن]] اثر [[شافعی]] از مهم‌ترین نگاشته‌های این دوره‌اند <ref>برای دیدن نگاشته‌های تفسیر شیعه در این دوره نک: طبقات مفسران شیعه، ج ۱، ص۴۵۲ - ۵۵۶.</ref>. برخی این قرن را در مقایسه با دو قرن پیشین، عصر [[شکوفایی]] و [[بالندگی]] تفسیر و [[مفسران]] دانسته‌اند. <ref>طبقات مفسران شیعه، ج ۱، ص۴۵۲.</ref>
 
=== قرن چهارم===
در قرن چهارم همزمان با شکوفایی [[اندیشه]] و گسترش [[دانش]] و فروکش کردن درگیری‌های [[سیاسی]]، تدوین [[تفاسیر]] زیادی از جمله [[تفاسیر روایی]] آغاز شد. [[تفسیر]] [[علی بن ابراهیم قمی]]، [[تفسیر قمی (کتاب)|تفسیر قمی]] اثر [[ علی بن ابراهیم قمی]]، [[تفسیر عیاشی (کتاب)|تفسیر عیاشی]] اثر [[ارزشمند]] [[محمد بن مسعود بن عیاش]] از [[محدثان]] بزرگ [[شیعه]]،<ref>معجم رجال الحدیث، ج ۱۸، ص۲۳۷ - ۲۳۹، ۲۴۲.</ref> تفسیر منسوب به [[امام عسکری]]{{ع}} تألیف [[محمد بن قاسم استرآبادی]] و [[تفسیر نعمانی (کتاب)|تفسیر نعمانی]] از مهم‌ترین [[تفاسیر شیعه]] در این دوران‌اند و مهم‌ترین [[تفاسیر اهل سنت]] در این دوره عبارت‌اند از: [[جامع البیان عن تأویل القرآن (کتاب)|جامع البیان عن تأویل القرآن]] تألیف [[ محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبری]] که [[نگارش]] آن نقطه عطفی در [[تاریخ]] تفسیرنگاری بود و از [[جامع‌ترین]] و ارزشمندترین [[تفاسیر نقلی]] موجود به شمار می‌‌رود که اقوال [[سلف]] را با ذکر سند ذکر می‌‌کند، هرچند نقل [[روایات ضعیف]] و [[اسرائیلیات]] از ضعف‌های عمده این تفسیر به شمار می‌‌آید،<ref>نک: تفسیر و مفسران، ج ۱، ص۱۶۲ - ۱۷۶، ۱۸۳.</ref> تفسیر المسند اثر [[ابوحاتم]] [[محمد بن ادریس]] و تفسیر بحرالعلوم تألیف [[نضر بن محمد سمرقندی]].
 
البته در این [[زمان]] تفسیرهای دیگری با رویکرد ادبی لغوی مانند [[معانی القرآن (کتاب)|معانی القرآن]] اثر [[زجاج]]، بیانی مانند [[تفسیر القرآن الکریم (کتاب)|تفسیر القرآن الکریم]] اثر [[رمانی]] و [[کلامی]] مانند [[تأویلات القرآن (کتاب)|تأویلات القرآن]] اثر [[ماتریدی]] نیز نگاشته شده‌اند. تدوین [[علوم]] گوناگون، مانند لغت و صرف و نحو، ترجمه کتب [[فلسفی]]، [[ظهور]] [[اختلافات]] [[فقهی]] و کلامی و رواج [[تعصبات]] [[فرقه]] ای و مذهبی و ورود [[اجتهاد]] در [[تفسیر قرآن]]، از جمله عوامل مؤثر در [[رشد]] و بسط تفسیر در این زمان شمرده شده‌اند. <ref>نک: طبقات مفسران شیعه، ج ۱، ص۵۵۸ - ۶۳۴.</ref> در این عصر بیش از هر عصر دیگر، [[تفاسیر قرآن]] رونق و رواج داشته‌اند. <ref> نک: طبقات مفسران شیعه، ج ۱، ص۵۶۴.</ref>
 
===قرن پنجم===
قرن پنجم نیز عصر ترجمه و [[شکوفایی]] دانش‌های مختلف و [[رویارویی]] [[مذاهب اسلامی]] در [[جهان اسلام]] است. <ref>تاریخ آداب اللغه، ج ۳، ص۹ - ۱۴.</ref> [[حقایق التأویل فی متشابه التنزیل (کتاب)|حقایق التأویل فی متشابه التنزیل]] اثر [[سید رضی]]، [[الامالی (کتاب)|الامالی]] اثر [[سید مرتضی]] و [[التبیان (کتاب)|التبیان]] اثر [[شیخ طوسی]] که نخستین [[تفسیر اجتهادی]] و جامع [[شیعه]] است، مهم‌ترین [[تفاسیر شیعی]] نگاشته شده در این قرن‌اند. [[الکشف و البیان فی تفسیر القرآن (کتاب)|الکشف و البیان فی تفسیر القرآن]] اثر [[احمد بن محمد ثعلبى نيشابورى]]، [[لطائف‌ الاشارات (کتاب)|لطائف‌ الاشارات]] اثر [[ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن قشیری]]، [[النکت و العیون (کتاب)|النکت و العیون]] اثر [[ماوردی]] [[الوسیط فی تفسیر القرآن (کتاب)|الوسیط فی تفسیر القرآن]] اثر [[واحدی]] و [[المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز (کتاب)|المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز]] اثر [[ ابن عطیه اندلسی]] مهم‌ترین [[تفاسیر سنی]] نگاشته شده در این زمان‌اند. <ref>برای آشنایی با تفاسیر در این قرن، نک: طبقات المفسرین، ادنهوی، ص۱۴۸ - ۲۱۰؛ طبقات مفسران شیعه، ج ۲، ص۴۰ - ۱۰۶.</ref>
 
===قرن ششم===
لیست [[تفاسیر]] نگاشته شده در قرن ششم حکایت از [[بالندگی]] و [[پیشرفت]] [[دانش]] تفسیر در این دوران دارد. [[مجمع البیان (کتاب)|مجمع البیان]] اثر [[طبرسی]]، [[متشابه القرآن (کتاب)|متشابه القرآن]] اثر [[ابن شهر آشوب]]، [[روض الجنان و روح الجنان (کتاب)|روض الجنان و روح الجنان]] اثر [[ ابوالفتوح رازی]] و [[فقه القرآن (کتاب)|فقه القرآن]] [[قطب‌الدین راوندی]] مهم‌ترین [[تفاسیر شیعه]] در این زمان‌اند که البته به [[باور]] برخی در این تفاسیر به [[روایات تفسیری]] بدان جهت که بیشتر آنها [[ضعف سند]] دارند توجهی نشده است. <ref>آشنایی با تفاسیر قرآن، ص۸۰. </ref> [[معالم التنزیل فی تفسیر القرآن (کتاب)|معالم التنزیل فی تفسیر القرآن]] [[حسین بن مسعود بغوی]]، [[کشف الاسرار و عدةالابرار (کتاب)|کشف الاسرار و عدةالابرار]] [[ابوالفضل رشیدالدین میبدى]]، [[تفسیر الکشاف (کتاب)|تفسیر الکشاف]] [[زمخشری]] که تاکنون به سبب جایگاهش در محافل [[تفسیری]] ده‌ها حاشیه بر آن نگاشته شده است و [[زادالمسیر (کتاب)|زادالمسیر]] [[ابن جوزی]] نیز مهم‌ترین تفاسیر سنی تألیف شده در این زمان‌اند. <ref>برای آشنایی با تفاسیر در این قرن، نک: طبقات المفسرین، ادنه وی، ص۱۴۸ - ۲۰۰؛ طبقات مفسران شیعه، ج ۲، ص۱۰۷ - ۱۸۹.</ref>
 
===قرن هفتم و هشتم===
[[نگارش]] تفسیر به شیوه [[روایی]] و [[اجتهادی]] در قرن هفتم و هشتم، با گرایش‌های مختلف ادامه یافت، هرچند [[سیر]] نگارش تفاسیر شیعی در این دوران به علت [[اوضاع نابسامان]] [[سیاسی]] ([[حمله]] [[مغول]] و [[جنگ‌های صلیبی]]) و توجه [[دانشمندان شیعه]] به [[فقه]] دچار نوعی کندی بوده است،<ref>نک: طبقات مفسران شیعه، ج ۲، ص۱۹۲ - ۲۹۰.</ref> از این رو با وجود [[تفاسیر]] فراوانی که به قلم دانشمندان شیعه نگاشته شده‌اند در آنها [[تفسیر]] جامع کمتر دیده می‌‌شود. [[نهج البیان عن کشف معانی القرآن (کتاب)|نهج البیان عن کشف معانی القرآن]] تألیف [[محمد بن حسن شیبانی]] از تفاسیر [[ارزشمند]] [[شیعه]] در این [[زمان]] است. <ref>تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۳۲۸.</ref>
 
[[مفسران اهل سنت]] در این دو قرن تفاسیر [[ارزشمندی]] از خود باقی گذاشته‌اند <ref>برای آشنایی با تفاسیر در این مدت، نک: طبقات المفسرین، ادنه وی، ص۲۱۱ - ۳۰۴.</ref> که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: [[مفاتیح الغیب]] یا [[تفسیر فخر رازی (کتاب)|تفسیر فخر رازی]] تألیف [[فخر رازی]] که [[تفسیری]] گسترده و به [[روش اجتهادی]] [[عقلی]] و با [[گرایش]] [[کلامی]] [[فلسفی]] است، [[الجامع لاحکام القرآن (کتاب)|الجامع لاحکام القرآن]] اثر [[ابوعبدالله محمد بن احمد بن ابوبکر بن فرح انصاری خزرجی اندلسی]] مشهور به [[محمد بن احمد قرطبی]] که از [[بهترین]] تفاسیری شمرده شده است که در آن همه آرا و اقوال را جمع و به لغت، [[ادب]]، فقه، [[کلام]] و... توجه و حتی المقدور از ذکر [[اسرائیلیات]] [[پرهیز]] کرده است،<ref>تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۲۹۴ - ۲۹۵.</ref> [[تفسیر انوار التنزیل و اسرار التاویل (کتاب)|تفسیر انوار التنزیل و اسرار التاویل]] نوشته [[عبدالله بن عمر بيضاوى]] که دارای سبکی شیوا، عباراتی ظریف و موجز، و [[قدرت]] بیانی شگفت و همانند [[تفسیر الکشاف (کتاب)|تفسیر الکشاف]] [[زمخشری]] از معدود تفاسیری است که مورد توجه مجامع [[علمی]] شیعه و [[سنی]] قرار گرفته و ده‌ها شرح و حاشیه بر آن نگاشته شده است،<ref> تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۲۹۵ - ۲۹۹.</ref> [[البحر المحیط فی التفسیر (کتاب)|البحر المحیط فی التفسیر]] تألیف [[ابوحیان اندلسی]] که تأکید بر مباحث ادبی و بیانی برای [[اثبات اعجاز قرآن]] و [[اثبات]] [[ارتباط]] میان [[سوره‌ها]] از ویژگی‌های آن‌اند،<ref> تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۳۲۲ - ۳۲۳.</ref> تفسیر [[غرائب‌ القرآن و رغائب‌ الفرقان (کتاب)|غرائب‌ القرآن و رغائب‌ الفرقان]] اثر [[نظام نیشابوری]] که در [[مذهب]] وی [[شک]] و تردیدهایی شده است،<ref>دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۷۲۵؛ ج ۲، ص۲۲۹۰.</ref> [[تفسیر ابن کثیر (کتاب)|تفسیر ابن کثیر]] از [[ابن کثیر]] که از مهم‌ترین [[تفاسیر روایی]] است که در کنار [[نقل روایات]] به [[نقد]]، تحلیل، بررسی و [[جرح و تعدیل]] آنها می‌‌پردازد. <ref>تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۱۹۷ - ۱۹۸.</ref>
 
===قرن نهم===
[[سیر]] [[نگارش]] تفسیر در قرن نهم نیز ادامه یافت. [[منهاج الهدایه (کتاب)|منهاج الهدایه]] اثر [[ابن متوج بحرانی]]، [[کنز العرفان (کتاب)|کنز العرفان]] اثر [[فاضل مقداد]] و [[شفاء العلیل فی شرح خمسمأة آیة من التنزیل (کتاب)|شفاء العلیل فی شرح خمسمأة آیة من التنزیل]] تألیف [[عبدالله بن محمد  ابی القاسم زیدی نجری]] که هر سه [[آیات الاحکام]] و [[احکام عملی]] و [[اجتماعی]] [[اسلام]] را مورد توجه قرار داده‌اند از [[تفاسیر شیعی]] نگاشته شده در این قرن‌اند. <ref>ر. ک: تفسیر الصراط المستقیم، ج ۱، ص۹۵؛ طبقات مفسران شیعه، ج ۲، ص۲۹۳، ۳۲۵.</ref> [[ الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن (کتاب)| الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن]] تألیف [[عبدالرحمن بن محمد ثعالبى]] و [[نظم الدرر فی تناسب الآیات و السور (کتاب)|نظم الدرر فی تناسب الآیات و السور]] [[برهان‌الدین ابوالحسن بقاعی]] نیز از مهم‌ترین نگاشته‌های [[تفسیری]] [[سنی]] در این دوران‌اند. <ref>دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۶۹۳، ۷۷۱.</ref>
 
===قرن دهم===
از قرن دهم به عنوان دوران [[پویایی]] و تحرک [[تفسیر قرآن]] یاد شده است. [[جواهر التفسیر (کتاب)|جواهر التفسیر]] با رویکرد اجتماعی [[تربیتی]] و [[المواهب العلیه (کتاب)|المواهب العلیّه]] با رویکرد ادبی [[عرفانی]] هر دو از کاشفی [[سبزواری]] <ref>طبقات مفسران شیعه، ج ۲، ص۳۵۴ - ۳۵۶.</ref>، تفسیر [[فارسی]] [[جلاء الاذهان و جلاءالاحزان (کتاب)|جلاء الاذهان و جلاءالاحزان]] معروف به [[تفسیر گازر]] از [[حسین بن حسن جرجانی]] که در [[تاریخ]] ۹۶۸ قمری از نگارش آن فارغ شده است و بیشتر برگرفته از [[تفسیر ابوالفتوح رازی]] است، [[تفسیر میرابوالفتح حسینی]] یا [[تفسیر شاهی (کتاب)|تفسیر شاهی]] تألیف [[میر سید ابوالفتح حسینی]]، [[زبدة البیان فی آیات الاحکام (کتاب)|زبدة البیان فی آیات الاحکام]] نگاشته [[احمد بن محمد اردبیلی]] که دو مورد اخیر تنها به تفسیر آیات الاحکام پرداخته‌اند،<ref>دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۷۰۵.</ref>[[منهج الصادقین (کتاب)|منهج الصادقین]] تألیف ملا [[فتح الله کاشانی]] و حاشیه‌های فراوانی که بر [[تفسیر بیضاوی]] نگاشته شده‌اند بخشی از [[آثار تفسیری]] [[دانشمندان شیعه]] در این قرن‌اند. <ref>نک: طبقات مفسران شیعه، ج ۲، ص۳۶۸، ۴۱۱ - ۴۱۵.</ref> [[الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور (کتاب)|الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور]] از [[جلال الدین سیوطی]]، حاشیه شیخ زاده بر تفسیر بیضاوی و [[ارشاد العقل السلیم (کتاب)|ارشاد العقل السلیم]] تألیف [[ابوالسعود محمد بن محمد العمادی]] نیز از [[تفاسیر]] مشهور [[اهل سنت]] در این زمان‌اند. <ref>نک: دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۶۶۲، ۶۶۹ - ۶۷۰، ۶۹۹ - ۷۰۰.</ref>
 
===قرن یازدهم===
از سده یازدهم آثار تفسیری زیادی از بزرگان [[شیعه]] به جا مانده است، هرچند شیوه [[غالب]] در این تفاسیر[[شیوه]] [[روایی]] (محض و غیر محض) است؛ زیرا [[تفکر]] [[اخباریگری]] [[تفکر]] غالب این دوران بوده است؛ ولی تفاسیر زیادی به سبک [[اجتهادی]] نیز حاوی همه یا بخش‌هایی از [[قرآن]] در این دوران تألیف شده‌اند. مهم‌ترین تفاسیر این دوران عبارت‌اند از [[تفسیر آیات الاحکام]] تألیف [[محمد بن علی بن استرآبادی]]، [[تفسیر القرآن الکریم (کتاب)|تفسیر القرآن الکریم]] [[ملاصدرا]]، تفسیر [[مسالک الافهام الی آیات الاحکام (کتاب)|مسالک الافهام الی آیات الاحکام]] [[فاضل الجواد الکاظمی]]، [[تفسیر شریف لاهیجی]] اثر شیخ [[محمد بن شیخ علی لاهیجانی]] و [[تفسیر صافی (کتاب)|تفسیر صافی]] ملا [[فیض کاشانی|محسن فیض کاشانی]] <ref>نک: طبقات مفسران شیعه، ج ۳، ص۲۶ - ۲۷۸.</ref> که سه تفسیر از تفاسیر یاد شده همان گونه که از نام آنها پیداست درباره [[آیات]] الاحکام‌اند.
 
===قرن دوازدهم===
فضای غالب در سده دوازدهم نیز فضای اخباری‌گری بوده است، از این رو [[شاهد]] تدوین معروف‌ترین [[تفاسیر روایی]] شیعه در این دوره هستیم. [[البرهان فی تفسیر القرآن (کتاب)|البرهان فی تفسیر القرآن]] تألیف [[سید هاشم بحرانی]]، [[تفسیر المعین (کتاب)|تفسیر المعین]] از [[نورالدین محمد بن مرتضی کاشانی]]، [[تفسیر نورالثقلین (کتاب)|تفسیر نورالثقلین]] اثر [[عبد علی بن جمعه]]، [[فسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب (کتاب)|فسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب]] نگاشته میرزا [[محمد بن محمد رضا قمی مشهدی]] و [[الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز (کتاب)|الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز]] نوشته شیخ [[علی بن حسین آملی]] در این قرن نگاشته شده‌اند؛<ref> نک: طبقات مفسران شیعه، ج ۳، ص۲۸۱ - ۴۶۶.</ref> ولی در این [[زمان]] [[تفاسیر]] زیادی از [[اهل سنت]] در دست نیستند. [[روح البیان فی تفسیر القرآن (کتاب)|روح البیان فی تفسیر القرآن]] از [[اسماعیل حقی بروسوی]] از تفاسیر خوب اهل سنت در این دوره است.
 
===قرن سیزدهم===
هرچند [[عالمان شیعه]] در قرن سیزدهم تفاسیر زیادی نگاشته‌اند؛ ولی تفسیر جامعی که به همه مباحث مورد نیاز بپردازد نگاشته نشده است. سه تفسیر بزرگ، متوسط، کوچک از [[سید عبدالله شبر]] به نام‌های [[صفوة التفاسیر (کتاب)|صفوة التفاسیر]]، [[الجوهر الثمین (کتاب)|الجوهر الثمین]]، و [[الوجیز (کتاب)|الوجیز]] از تفاسیر نگاشته شده در این دوره‌اند که البته تفسیر بزرگ شُبَّر (صفوة التفاسیر) تاکنون به صورت خطی مانده است. <ref>نک: تفسیر و مفسران، ج ۴، ص۱۲ - ۷۳.</ref> [[تفسیر الصراط المستقیم (کتاب)|تفسیر الصراط المستقیم]] تألیف [[سید حسین بروجردی]] که در ۵ جلد منتشر شده و حاوی ۱۴ مقدمه و تفسیر [[سوره حمد]] و بخشی از [[سوره بقره]] تا [[آیة الکرسی]] است؛<ref>نک: تفسیر الصراط المستقیم، ج ۱، ص۶.</ref> همچنین تفسیر [[الدر النظیم فی تفسیر القرآن العظیم (کتاب)|الدر النظیم فی تفسیر القرآن العظیم]] تألیف [[محمد رضا]] معروف به [[کوثر علیشاه]] و [[کوثر همدانی]] به [[زبان فارسی]] به سبک موضوعی و با [[گرایش]] [[عرفانی]] [[فلسفی]] <ref>نک: دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۷۰۰.</ref> و تفسیر بزرگ [[بحر العرفان و معدن الایمان (کتاب)|بحر العرفان و معدن الایمان]] از شیخ [[محمد صالح برغانی]] به شیوه [[روایی]]، ادبی و [[کلامی]] <ref> نک: دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۶۷۱. </ref> از دیگر تفاسیر شیعه‌اند. البته مؤلف تفسیر اخیر ۴ اثر [[تفسیری]] دیگر نیز دارد. <ref>آشنایی با تاریخ تفسیر و مفسران، ص۳۲۲ - ۳۲۶.</ref> برخلاف [[قرن دوازدهم]]، در این قرن [[شاهد]] پدیدار شدن چند تفسیر [[ارزشمند]] در [[جهان اهل سنت]] هستیم که [[تفسیر المظهری (کتاب)|تفسیر المظهری]] تألیف [[قاضی]] [[محمد ثناءالله المظهری]]، [[روح المعانی (کتاب)|روح المعانی]] اثر [[شهاب الدین سید محمود آلوسی]] و [[فتح البیان (کتاب)|فتح البیان]] نگاشته [[محمد صدیق حسن خان القنوجی]] از آن جمله‌اند؛ همچنین [[تفسیر فتح القدیر (کتاب)|تفسیر فتح القدیر]] تألیف [[محمد بن علی بن محمد شوکانی]] [[زیدی]] که گرایش‌های [[سلفی]] داشته است از [[تفاسیر]] مختصر و جامع این قرن است که به قول مؤلفش میان [[روایت]] و [[درایت]] جمع کرده است. <ref>شناخت نامه تفاسیر، ص۲۱۱ - ۲۱۲.</ref>
 
==[[تفسیر]] در عصر جدید==
آنچه بیان شد گزارشی از فراز و فرود تفسیر در ادوار پیشین بود. به [[باور]] [[محمد هادی معرفت]] تفسیر در این دوران همگام با [[پیشرفت]] [[ادب]] و [[علوم]] و [[معارف]] گسترش یافت و جوانب مختلف [[فهم]] [[معانی قرآن]] در همه زمینه‌ها شکوفاتر گردید. البته دیری نپایید که با رکود [[علم]] در [[جهان اسلام]] و افول [[تمدن اسلامی]] به ویژه پس از [[فتنه]] [[مغول]]، تفسیر نیز از حرکت باز ایستاد و بیشتر تفاسیر به تلخیص یا شرح یا حاشیه تفاسیر پیشین تبدیل و فاقد هرگونه [[ابتکار]] و [[نوآوری]] قابل ذکری شدند، هرچند برخی از این اقتباس‌ها با ذوق لطیف و افزودن نکات ظریف انجام گرفته است. وی سپس نمونه‌هایی از هر دو نوع را یاد می‌‌کند. <ref>نک: تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۴۴۶ - ۴۴۹.</ref>
 
[[گسترش علم]] و [[فلسفه]]، نیازهای پیچیده [[جوامع]] برای راهیابی به [[معنویت]] و [[سعادت]]، دگرگون شدن لوازم و ابزار [[زندگی]]، درخواست از [[دین]] برای [[پاسخگویی]] به نیازهای [[بشر]] و [[جامعه]] و باور به توان [[قرآن]] برای پاسخگویی به نیازمندی‌های بشر در همه اعصار از ویژگی‌های عصر حاضرند که از [[قرن چهاردهم]] شروع می‌‌شود،<ref> تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۴۴۹ - ۴۵۱.</ref> از این رو در عصر جدید تحولی بزرگ و همه جانبه در شیوه‌های [[تفسیری]] و سبک‌های مختلف آن و روش‌های جدید در [[تفسیر موضوعی]] پدیدار شد. <ref> الفکر الدینی فی مواجهة العصر، ص۹۲ - ۹۳.</ref>
 
[[تاریخ]] تفسیر در یک قرن اخیر با نهضت‌های [[اجتماعی]]، به ویژه نهضت‌های [[اصلاح]] [[دینی]] در سراسر جهان اسلام همراه بوده است. [[نهضت]] نوخواهی و نواندیشی در عالم [[اسلام]]، خاستگاه و خواسته‌های دینی و نیز [[دنیوی]] داشته است. [[سلسله]] جنبان نهضت‌های [[اصلاح‌طلبی]] در جهان اسلام، مواجهه گسترده با [[فرهنگ]] [[غرب]] بوده است که به شیوه مستقیم و غیرمستقیم بر [[ارزش‌ها]] و نگرش‌های [[جامعه اسلامی]] به ویژه و در درجه اول بر تحصیل کرده‌ها و [[روشنفکران]] اثر نهاده است. خصوصیت اصلی این [[نهضت‌ها]] در این بوده است که [[اسلام]] را [[دین]] پویا و یک [[نظام]] کامل [[دینی]] و [[دنیوی]] و [[اخلاقی]]، [[سیاسی]]، [[عبادی]] و [[اجتماعی]] می‌‌دیده‌اند. <ref> نک: تفسیر و تفاسیر جدید، ص۱۵ - ۱۷.</ref> تفسیرنگاری در قرن اخیر نه فقط به سبب انبوه [[تفاسیر]] با مکتب‌ها و مشرب‌های متفاوت بلکه به علت یاد شده و [[تحول]] دیدگاه تفسیرنویسی از دیدگاه فردی و [[اخروی]] به دیدگاه اجتماعی از هر قرن دیگر ممتاز است. بازگشت به [[قرآن]] و [[نهضت]] [[عظیم]] تفسیرنویسی در این دوره بارزترین مشخصه [[انقلاب]] اصلاحی فراگیر است؛<ref>تفسیر و تفاسیر جدید، ص۹ - ۱۰.</ref> برای نمونه [[سید جمال الدین اسدآبادی]] و [[شیخ محمد عبده]] مقالات پرشور و برانگیزاننده خود را در نشریه العروة الوثقی به [[آیات قرآن]] و [[تفسیر]] آیاتی مستند می‌‌کردند که اهمیت اجتماعی بیشتری داشت. <ref> نمونه‌های دیگر، نک: تفسیر و تفاسیر جدید، ص۲۱ ـ ۵۱.</ref> شیخ [[محمد عبده]] [[مکتب]] جدیدی در [[تفسیر قرآن]] و متفاوت از مکتب تفسیرنویسی قدیم با دو ویژگی [[ابداع]] کرد:
#[[اعتماد]] بسیار به [[عقل]] در [[فهم]] مراد [[خداوند]].
#[[کوشش]] برای توافق دادن اسلام با [[تمدن]] [[غرب]] یا ارزش‌ها و معیارهای جدید [[زندگی]]. <ref>اتجاهات التفسیر، ص۲۱۷ - ۲۱۸.</ref> گفتنی است [[انکار]] [[معجزات]] و توجیه مادی آنها از ضعف‌های تفسیر اوست. <ref> نک: التفسیر والمفسرون، ذهبی، ج ۲، ص۵۶۷ - ۵۶۹.</ref> [[رشید رضا]] [[شاگرد]] وی درس‌های تفسیر او را از ابتدای قرآن تا [[آیه]] ۱۲۶ [[سوره نساء]] دقیقاً مطابق نظر استاد در [[تفسیر المنار]] گرد آورد. سپس به همان سبک و [[سیاق]]، [[نگارش]] آن را تا آیه ۱۰۱ [[سوره یوسف]] پیش برد. البته تفاوت عمده ای بین آرای رشیدرضا و [[عبده]] دیده نمی‌شود، جز اینکه وی [[معتقد]] به [[اصلاح]] نظام [[خلافت اسلامی]] به شکل [[صدر اسلام]] و [[گرایش]] [[افراطی]] به [[سلفی]] گری و [[دشمنی]] با [[شیعه]] بود. <ref> نک: تفسیر و تفاسیر جدید، ص۷۶ - ۹۰.</ref> [[طنطا‌وی بن‌ جوهری]] [[شاگرد]] دیگر [[عبده]] [[تفسیر]] [[الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم (کتاب)|الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم]] را با گرایش افراطی به [[علم]] و [[قیاس]] [[حقایق]] [[قرآن]] با [[علوم]] جدید تدوین کرد. <ref> تفسیر و تفاسیر جدید، ص۱۰۵ - ۱۱۱.</ref>[[احمد مصطفی مراغی]] در [[تفسیر مراغی (کتاب)|تفسیر المراغی]] هرچند در سبک [[تفسیری]] و خطوط اصلی تابع [[مکتب تفسیری]] عبده است، برخلاف وی به آرای [[مفسران]] قدیم و [[احادیث]] [[رسول اکرم]]{{صل}} و [[سلف صالح]] آگاه‌تر و متعهدتر است و از تفسیر و توجیه [[آیات]] بر مبنای یافته‌های علوم جدید خودداری می‌‌کند. <ref> اتجاهات التفسیر، ص۲۱۱ - ۲۱۲.</ref> [[محمد جمال الدین قاسمی]] نیز در تفسیر مهم و مفصل خود [[محاسن التأویل (کتاب)|محاسن التأویل]] متأثر از عبده است و از او به «الاستاذ الحکیم» یاد و حتی در مقدمه تفسیرش ۱۰ صفحه از مقدمه تفسیر عبده را نقل می‌‌کند. <ref> نک: اتجاهات التفسیر، ص۴۳ ـ ۵۴.</ref> قاسمی هرچند نگرش سلفی دارد؛ ولی به علت فضل فراوانش [[تمایلات]] وهابی‌گری در او چندان ظاهر نیست، بلکه بیشتر اشعری‌گرا و [[اهل حدیث]] است و در کنار گرایش‌های [[نقلی]] او گرایش‌های [[عقلی]] نیز مشهودند. [[غالب]] منابع [[فکری]] و موارد نقل و [[نقد]] او آثار قدماست و از معاصران تنها به عبده توجه دارد و تفسیرش به سبک و [[سیاق]] [[تفاسیر]] قدیم است. <ref>تفسیر و تفاسیر جدید، ص۹۵ - ۹۶.</ref> [[سید قطب]] نیز از مصلحانی است که به قصد اصلاحگری به قرآن و تفسیر آن پرداخت و [[فی ظلال القرآن (کتاب)|تفسیر فی ظلال القرآن]] را نگاشت.
 
[[محمود شلتوت]] نیز از مفسران [[مصری]] همین دوره است که نمی‌توان او را پیرو تفسیر عبده دانست و خود دارای سبک و سیاق مستقل و متفاوت از عبده است و در آثار تفسیریش از جمله [[تفسیر القرآن الکریم]] در برابر گرایش [[علمی]] ـ عقلی عبده گرایش سنتی ـ نقلی بارزی دارد. <ref> تفسیر و تفاسیر جدید، ص۲۹ - ۳۰.</ref> در همین دوره [[طالقانی]] از [[مفسران]] و [[مصلحان]] [[مبارز]] [[شیعه]] نیز [[تفسیر]] [[فارسی]] خود پرتوی از [[قرآن]] (شامل [[سوره حمد]] تا [[آیه]] ۲۸ [[سوره نساء]] و جزء آخر قرآن) را با [[عنایت]] به مباحث [[اجتماعی]] و اصلاحی با [[گرایش]] [[هدایتی]] ـ [[تربیتی]] و توجه به مسائل [[علمی]] و [[اعجاز قرآن]] تدوین کرد. <ref>نک: تفسیر و تفاسیر جدید، ص۱۳۶ - ۱۴۸.</ref> [[علامه]] [[سید محمدحسین طباطبایی]] از مفسران بزرگ معاصر نیز تفسیر کم نظیر [[ المیزان فی تفسیر القرآن (کتاب)| المیزان فی تفسیر القرآن]] را به روش [[تفسیر قرآن به قرآن]] و با گرایش ادبی ـ اجتماعی تدوین کرده است. جمع بین دو روش [[تفسیر موضوعی]] و ترتیبی، توجه به [[وحدت]] موضوعی و [[انسجام]] سور <ref> تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۴۹۸.</ref> و وحدت کلی [[حاکم]] بر همه قرآن <ref> تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۴۹۸.</ref> از ویژگی‌های این تفسیرند.
 
شایان ذکر است افزون بر [[تفاسیر]] یاد شده در این دوره تفاسیر فراوان دیگری نیز در [[جهان اسلام]] [[نگارش]] شده‌اند که به برخی از مهم‌ترین آنها اشاره می‌‌شود.
#[[اضواء البیان فی ایضاح القرآن بالقرآن (کتاب)|اضواء البیان فی ایضاح القرآن بالقرآن]] تألیف [[محمد امین بن محمد مختار جکنی شنقیطی]] [[فقیه]] [[مالکی]] موریتانیایی متمایل به [[ابن تیمیه]] و وهابی گری که به مدت ۳۰ سال در [[مسجد النبی]] [[تفسیر قرآن]] [[تدریس]] می‌‌کرده و تفسیرش را به روش قرآن به قرآن از ابتدای قرآن تا [[سوره حشر]] تدوین کرده و سپس شاگردش [[عطیه سالم]] آن را تا پایان قرآن به همان سبک مؤلف ادامه داده است. <ref> نک: دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۶۶۶ - ۶۶۷؛ شناخت نامه تفاسیر، ص۲۹ - ۳۰.</ref>
#[[ التحریر و التنویر من التفسیر (کتاب)| التحریر و التنویر من التفسیر]] نگاشته [[ابن عاشور ]] از فقهای مالکی که در تونس [[منصب]] افتا را برعهده داشت. وی از داعیان [[اصلاح اجتماعی]] [[دینی]] در آنجا به شمار می‌‌رفت و در این زمینه نوشته‌های فراوانی دارد. تفسیر وی که در ۳۰ جزء با رویکرد اجتماعی، تربیتی، [[اخلاقی]] و [[سیاسی]] نگاشته شده از [[بهترین]] [[تفاسیر]] عصری و روزآمد به شمار می‌‌رود. <ref> نک: تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۵۰۶؛ دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۶۸۵. </ref>
#[[الاساس فی التفسیر (کتاب)|الاساس فی التفسیر]] اثر [[سعید حوی]] از [[روشنفکران]] اسلام‌گرا که [[تفسیر]] خود را در مسیر [[اهداف تربیتی]]، [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]] و با توجه به نکات ادبی و بلاغی نگاشت. وی مسئله [[وحدت]] موضوعی سور و [[آیات]] را مطرح کرد و از این راه [[آفاق]] گسترده ای را در تفسیر گشود. این تفسیر در نوع خود کم نظیر است و افزون بر نکات یاد شده به مسائل [[علمی]] ای پرداخته که گاه در [[قرآن]] بدان‌ها اشاره شده است. <ref>نک: تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۵۰۶.</ref>
#[[تفسیر القرآن و هو الهدی و الفرقان (کتاب)|تفسیر القرآن و هو الهدی و الفرقان]] تألیف [[سید احمد خان هندی]] که نخستین [[تفسیری]] است که راه [[تأویل]] به شیوه عصری را در تبیین مفاهیم قرآن گشود. وی با این [[پندار]] نادرست که [[معجزه]] نقض و خرق [[قوانین طبیعی]] است آن را نمی‌پذیرد و [[معجزات]] [[پیامبران در قرآن]] را تأویل می‌‌کند؛ برای نمونه شکافته شدن دریا برای [[حضرت موسی]]{{ع}} را جزر و مد تأویل می‌‌کند. او همچنین با این توجیه که قوانین طبیعی تخطی ناپذیرند، تأثیر [[دعا]] را رد می‌‌کند. <ref>نک: تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۵۰۹ - ۵۱۵.</ref>
#[[الهدایة و العرفان فی تفسیر القرآن بالقرآن (کتاب)|الهدایة و العرفان فی تفسیر القرآن بالقرآن]] که تقریباً خلاصه‌ای از تفسیر سید احمد خان و به [[تقلید]] از او <ref>نک: تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۵۱۶.</ref> و بر اساس [[تفسیر قرآن به قرآن]] تألیف شده است. مؤلف سعی کرده است قرآن را تنها از راه مراجعه به متن آن تفسیر کند، بر این اساس [[روایات]] را به کلی کنار نهاده و از این رهگذر بخشی از مطالب مسلم میان [[مسلمانان]] را [[انکار]] و ادعاهای عجیبی را به قرآن نسبت داده است. <ref>مبانی و روش‌های تفسیر قرآن، ص۳۶۴ - ۳۶۵.</ref>
#دو تفسیر بیان المعانی <ref> دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۶۷۹.</ref> اثر [[سید عبدالقادر ملاحویش آل غازی]] <ref>بیان المعانی، ج ۱، ص۲ - ۵.</ref> و [[التفسیر الحدیث (کتاب)|التفسیر الحدیث]] تألیف [[عزة دروزه]] <ref>التفسیر الحدیث، ج ۱، ص۹ - ۱۰.</ref> که بر اساس [[ترتیب نزول]] تدوین شده‌اند.
#[[التفسیر المنیر (کتاب)|التفسیر المنیر]] تألیف [[وهبه زحیلی]] که [[تفسیری]] جامع معقول و منقول و متناسب با [[اندیشه]] و [[فرهنگ]] و [[ادب]] معاصر است و با سبکی شیوا نوشته شده است. <ref>تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۵۰۶.</ref>
#[[آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن (کتاب)|آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن]] تألیف [[علامه]] [[محمد جواد بلاغی]] که شامل [[تفسیر قرآن]] از آغاز تا [[آیه]] ۵۷ [[سوره نساء]] و مقدمه‌ای در مباحث [[علوم قرآن]] است که در [[شناخت قرآن]] و [[دفاع]] از آن مطالب [[ارزشمندی]] را به روش تحلیلی و استدلالی ارائه کرده است. <ref>دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۶۵۸.</ref>
#[[تقریب القرآن الی الاذهان (کتاب)|تقریب القرآن الی الاذهان]] اثر [[سید محمد شیرازی]] که با قلمی شیوا و روان افزون بر شرح و بسط لغوی و ادبی به مناسبت به مسائل [[کلامی]]، [[فقهی]]، [[اجتماعی]] و [[اخلاقی]] [[قرآن]] می‌‌پردازد. <ref>تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۵۰۰.</ref>
#[[من هدی القرآن (کتاب)|من هدی القرآن]] از [[سید محمد تقی مدرسی]] که تفسیری است تحلیلی و [[تربیتی]]، به روش قرآن به قرآن و پیراسته از مباحث جدلی و [[اسرائیلیات]]. <ref>من هدی القرآن، ج ۱، ص۷۰ - ۷۳.</ref>
#[[تفسیر من وحی القرآن (کتاب)|تفسیر من وحی القرآن]] تألیف [[سید محمد حسین فضل الله]] که تفسیری تربیتی ـ اجتماعی است. به گفته [[معرفت]] این تفسیر به سبب داشتن سبک جالب ادبی و امتزاج آن با سبک [[علمی]]، ممتاز و برجسته است و خواننده را به خود جذب می‌‌کند <ref> تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۵۰۱ - ۵۰۲.</ref>.
#[[تفسیر نمونه (کتاب)|تفسیر نمونه]] اثر [[آیة الله]] [[ناصر مکارم شیرازی]] با [[همکاری]] جمعی از فضلای [[حوزه علمیه قم]] که تفسیری است با [[گرایش]] عصری و اجتماعی که به زبان روان و برای [[پاسخگویی]] به نیازهای [[نسل]] کنونی تألیف شده است. این تفسیر با نام [[الامثل (کتاب)|الامثل]] به [[زبان عربی]] ترجمه شده است.
#[[التفسیر الکاشف (کتاب)|التفسیر الکاشف]] نگاشته شیخ [[محمد جواد مغنیه]] که [[تفسیری]] است [[اجتهادی]] با سبکی جدید و متناسب با نیازهای [[جامعه]] در عصر کنونی این [[تفسیر]] مفاهیم [[قرآن]] را موجز و متناسب با [[مقتضیات زمان]] و با عباراتی [[زیبا]] و محکم و ادله‌ای [[متین]] و معقول بیان کرده و تفسیری جامع، کامل و پاسخگو به پرسش‌های [[نسل]] جدید است. <ref> تفسیر و مفسران، ج ۲، ص۵۰۴ - ۵۰۵.</ref>
#[[الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه (کتاب)|الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه]] اثر [[محمد صادقی]] که در ۳۰ مجلد و به روش [[تفسیر قرآن به قرآن]] تدوین شده است، هرچند در آن از [[روایات]] و تحلیل و [[استدلال‌های عقلی]] و [[علمی]] نیز [[غفلت]] نشده است. <ref>نک: الفرقان، ج ۱، ص۵ - ۶، «مقدمه».</ref>
#[[مخزن العرفان (کتاب)|مخزن العرفان]] تألیف بانو [[امین اصفهانی]] که تفسیری است اجتهادی جامع و کامل و به سبکی [[تربیتی]] ـ [[اخلاقی]] و [[عرفانی]] و مبتنی بر [[تهذیب نفس]] و [[تزکیه اخلاق]] به گونه ای [[نیکو]] نوشته شده است.
#[[تفسیر نوین (کتاب)|تفسیر نوین]] نوشته [[محمد تقی شریعتی]] از [[پیشگامان]] تفسیرنگاری به شیوه عصری که با [[انگیزه]] [[اصلاح‌طلبی]] [[فکری]] و [[اجتماعی]] و [[دینی]] به تدوین تفسیر جزء سی ام قرآن پرداخته است.
#[[التفسیر الاثری الجامع (کتاب)|التفسیر الاثری الجامع]] تألیف [[محمد هادی معرفت]] که در نوع خود از [[بهترین]] [[تفاسیر]] تدوین شده در سال‌های اخیر است، هرچند مؤلف به تکمیل آن موفق نشد. روش وی در این تفسیر، [[روایی]] ـ تحلیلی است. این تفسیر مقدمه‌ای دقیق و عمیق درباره تفسیر و [[فهم قرآن]] دارد و مؤلف کوشیده تا روایات صحیح را از ناصحیح [[شناسایی]] کند.
#[[تسنیم (کتاب)|تسنیم]] تألیف [[آیة الله جوادی آملی]] که با محوریت روش تفسیر قرآن به قرآن و بهره‌گیری از روش‌های [[تفسیر قرآن به سنت]] و [[عقل]] با [[هدف]] [[پاسخگویی]] به نیازهای [[زمان]] در حال [[نگارش]] است. این تفسیر که [[گرایش]] اخلاقی، تربیتی، [[معرفتی]] و اجتماعی دارد تاکنون ۱۹ جلد آن منتشر شده است. <ref>ر.ک: اسراء، ش ۱، ص۱۰۵ - ۱۲۸، «تسنیم، سنام معرفت قرآن».</ref>
 
افزون بر موارد یاد شده [[دانشمندان شیعه]] و [[سنی]] [[تفاسیر]] فراوانی را با روش‌ها و گرایش‌های مختلف در این دوره نگاشته‌اند. <ref>برای آشنایی با تفاسیر در دوره‌های مختلف و تفاسیر معاصر، نک: دانشنامه قرآن، ج ۱، ص۶۵۶ - ۷۹۵؛ دایرة المعارف تشیع، ج ۴، ص۵۴۹ - ۵۸۲.</ref> از ویژگی‌های این دوره [[رشد]] و [[بالندگی]] [[نگارش]] [[تفسیر]] به سبک موضوعی است که در نگاشته‌های [[تفسیری]] [[سلف]] کمتر به چشم می‌‌خورد، هرچند مشابه آن در برخی آثار گذشته نظیر تفسیر [[آیات الاحکام]] [[شیعه]] [[مشاهده]] می‌‌شود.<ref>[[سید عبدالرسول حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید عبدالرسول]]، [[تاریخ تفسیر (مقاله)|مقاله «تاریخ تفسیر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref>
 
{{تفسیر}}
 
== منابع ==
{{منابع}}
* [[پرونده:1233456.jpg|22px]] [[سید عبدالرسول حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید عبدالرسول]]، [[تاریخ تفسیر (مقاله)|مقاله «تاریخ تفسیر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۸''']]
{{پایان منابع}}
 
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
 
[[رده:تفسیر]]
[[رده:تاریخ تفسیر]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۸:۲۵