←=انباء حضرت اسماء در مقام واحدیت
(←منابع) |
|||
| خط ۱۴۸: | خط ۱۴۸: | ||
مرتبه دیگر آن است که از حضرت، عین ثابت محمدی(صلی الله علیه و آله) برای اعیان ثابته رخ داد. امام خمینی بر این اعتقاد است که بعد از مقام واحدیت توسط تجلی اسم اعظم الهی «عین ثابت» انسان کامل یعنی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) ظاهر و خلق شد که آن عین ثابت مظهر و تجلی اسم اعظم الهی است. وجود آن، اولین ظهور در نشئه اعیان ثابته است که در حقیقت به تعبیر امام، عین ثابت پیامبر اسلام کلید کلیدهای خزائن الهی است. | مرتبه دیگر آن است که از حضرت، عین ثابت محمدی(صلی الله علیه و آله) برای اعیان ثابته رخ داد. امام خمینی بر این اعتقاد است که بعد از مقام واحدیت توسط تجلی اسم اعظم الهی «عین ثابت» انسان کامل یعنی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) ظاهر و خلق شد که آن عین ثابت مظهر و تجلی اسم اعظم الهی است. وجود آن، اولین ظهور در نشئه اعیان ثابته است که در حقیقت به تعبیر امام، عین ثابت پیامبر اسلام کلید کلیدهای خزائن الهی است. | ||
===انباء حضرت اسماء در مقام واحدیت== | ===انباء حضرت اسماء در مقام واحدیت=== | ||
مرتبه برتر از دو مرتبۀ قبلی برای حضرت اسماء در مقام «واحدیت» و نشئه علمیه جمعیه از حضرت اسم الله اعظم به مقام ظهورش رخ داد و بالاتر از این مرتبه، دیگر انباء و ظهوری نیست بلکه هرچه هست بطون و کمون است. <ref> نبوت از دیدگاه امام خمینی(ره)، ص 29 </ref> | مرتبه برتر از دو مرتبۀ قبلی برای حضرت اسماء در مقام «واحدیت» و نشئه علمیه جمعیه از حضرت اسم الله اعظم به مقام ظهورش رخ داد و بالاتر از این مرتبه، دیگر انباء و ظهوری نیست بلکه هرچه هست بطون و کمون است. <ref> نبوت از دیدگاه امام خمینی(ره)، ص 29 </ref> | ||
بالاترین مرتبه نبوت در مقام واحدیت و نشئه علمیه حضرت جمعی صورت می گیرد که با ظهور اسم اعظم «الله» در این مقام تحقق پیدا می کند. توضیح اینکه: اسم اعظم «الله» دو وجه دارد؛ یکی وجه غیبی و کمون آن است که از این وجه رخ به سوی ذات حق دارد و منزه از ظهور است که «لن ترانی» گویای این وجه است. و وجه دیگر آن، ظهور و تجلی آن در مقام واحدیت است، بنابراین، اسم اعظم «الله» با وجه غیبی خود، حقایق را از حضرت ذات می گیرد و در مقام واحدیت ظاهر می نماید البته ابناء و خبر دادن در هر مرتبه به حسب خودش می باشد: «واژۀ «نبی» به اسم اعظم اطلاق نمی شود. نبی مطلق که با تکلم ذاتی در حضرت واحدیت سخن گفته و حقایق هویت غیبی را در آینه اسماء منعکس نموده، اسم اعظم «الله» است و معنای «انباء» در این مقام عبارت از اظهار حقایق مستور در هویت غیبی، در مرائی(آینه ها) صیقل یافته مستعد اسماء است.» <ref> مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص40 </ref> | بالاترین مرتبه نبوت در مقام واحدیت و نشئه علمیه حضرت جمعی صورت می گیرد که با ظهور اسم اعظم «الله» در این مقام تحقق پیدا می کند. توضیح اینکه: اسم اعظم «الله» دو وجه دارد؛ یکی وجه غیبی و کمون آن است که از این وجه رخ به سوی ذات حق دارد و منزه از ظهور است که «لن ترانی» گویای این وجه است. و وجه دیگر آن، ظهور و تجلی آن در مقام واحدیت است، بنابراین، اسم اعظم «الله» با وجه غیبی خود، حقایق را از حضرت ذات می گیرد و در مقام واحدیت ظاهر می نماید البته ابناء و خبر دادن در هر مرتبه به حسب خودش می باشد: «واژۀ «نبی» به اسم اعظم اطلاق نمی شود. نبی مطلق که با تکلم ذاتی در حضرت واحدیت سخن گفته و حقایق هویت غیبی را در آینه اسماء منعکس نموده، اسم اعظم «الله» است و معنای «انباء» در این مقام عبارت از اظهار حقایق مستور در هویت غیبی، در مرائی(آینه ها) صیقل یافته مستعد اسماء است.» <ref> مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ص40 </ref> | ||
انبیاء هر کدام در کشف و بسط حقایق قوی تر باشد مرتبه اش عالی تر خواهد بود: «... انبیای سلف، هم کشف داشتند، هم بسط. اما نه به طور اطلاق، بلکه فی الجمله چون در این معنی مختلف بودند؛ چنانکه اولی العزم، کشف و بسط حقایق را بیشتر داشتند و وجود نازنین احمدی(صلی الله علیه و آله) که کشف تام و بسط تمام و تام داشت، خاتم شد و خاتم پیامبران گردید؛ یعنی به آن نحوی که ممکن است حقیقت کشف شود، برای حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) کشف بود و به آن مقداری که ممکن است حقایق بسط شود برای حضرت بسط نمود و لذا دیگر ممکن نیست کشف و بسط اتمّ از این باشد تا نبوت دیگری حاصل آید، چون صرف الشیء لایتکرّر.» <ref> تقریرات فلسفه، ج3، ص351 </ref> | انبیاء هر کدام در کشف و بسط حقایق قوی تر باشد مرتبه اش عالی تر خواهد بود: «... انبیای سلف، هم کشف داشتند، هم بسط. اما نه به طور اطلاق، بلکه فی الجمله چون در این معنی مختلف بودند؛ چنانکه اولی العزم، کشف و بسط حقایق را بیشتر داشتند و وجود نازنین احمدی(صلی الله علیه و آله) که کشف تام و بسط تمام و تام داشت، خاتم شد و خاتم پیامبران گردید؛ یعنی به آن نحوی که ممکن است حقیقت کشف شود، برای حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) کشف بود و به آن مقداری که ممکن است حقایق بسط شود برای حضرت بسط نمود و لذا دیگر ممکن نیست کشف و بسط اتمّ از این باشد تا نبوت دیگری حاصل آید، چون صرف الشیء لایتکرّر.» <ref> تقریرات فلسفه، ج3، ص351 </ref> | ||
==ولایت و نبوت== | ==ولایت و نبوت== | ||