توکل در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب')
خط ۱۱: خط ۱۱:


به نظر می‌‌رسد تفاوت معنایی [[توکل]] بر اثر تشکیک مفهومی آن باشد که بر حسب [[اختلاف]] موقعیت افراد و نوع [[بینش]] آنان درباره [[خداوند]]، گونه توکل آنان نیز فرق می‌‌کند و سرّ آن، [[وابستگی]] این صفت به [[ایمان]] و [[اعتقاد]] [[انسان]] است و طبیعی است که ایمان [[انسان‌ها]] دارای مراتب است، پس هرچه ایمان و اعتقاد قوی‌تر و راسخ‌تر باشد، توکل نیز به همان [[میزان]] بالاتر و مستحکم‌تر است.<ref>غرر الحکم، ج ۳، ص ۳۸۷.</ref> در برخی [[روایات]] نیز تصریح شده است که توکل درجاتی دارد،<ref> الکافی، ج ۲، ص ۶۵.</ref> چنان که [[عالمان]] [[اخلاق]] برای آن سه مرحله ذکر کرده اند:  
به نظر می‌‌رسد تفاوت معنایی [[توکل]] بر اثر تشکیک مفهومی آن باشد که بر حسب [[اختلاف]] موقعیت افراد و نوع [[بینش]] آنان درباره [[خداوند]]، گونه توکل آنان نیز فرق می‌‌کند و سرّ آن، [[وابستگی]] این صفت به [[ایمان]] و [[اعتقاد]] [[انسان]] است و طبیعی است که ایمان [[انسان‌ها]] دارای مراتب است، پس هرچه ایمان و اعتقاد قوی‌تر و راسخ‌تر باشد، توکل نیز به همان [[میزان]] بالاتر و مستحکم‌تر است.<ref>غرر الحکم، ج ۳، ص ۳۸۷.</ref> در برخی [[روایات]] نیز تصریح شده است که توکل درجاتی دارد،<ref> الکافی، ج ۲، ص ۶۵.</ref> چنان که [[عالمان]] [[اخلاق]] برای آن سه مرحله ذکر کرده اند:  
#[[اعتماد]] و اتکا به خداوند در حد اعتماد انسان به وکیلی عادی که در این صورت موکِّل نیز دارای [[تدبیر]] و [[اختیار]] هست؛ نه آنکه تمامی اختیار از کف او بیرون باشد.  
# [[اعتماد]] و اتکا به خداوند در حد اعتماد انسان به وکیلی عادی که در این صورت موکِّل نیز دارای [[تدبیر]] و [[اختیار]] هست؛ نه آنکه تمامی اختیار از کف او بیرون باشد.  
#روی آوردن به خداوند در حد التفات طفل به [[مادر]] که تمامی توجه [[کودک]] به مادر است و جز او نمی‌خواهد و نمی‌خواند.<ref>احیاء العلوم، ج ۳، ص ۱۸۳ - ۱۸۶؛ المحجة البیضاء، ج ۷، ص ۴۰۸ - ۴۰۹؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۲۵ - ۲۲۶.</ref>
#روی آوردن به خداوند در حد التفات طفل به [[مادر]] که تمامی توجه [[کودک]] به مادر است و جز او نمی‌خواهد و نمی‌خواند.<ref>احیاء العلوم، ج ۳، ص ۱۸۳ - ۱۸۶؛ المحجة البیضاء، ج ۷، ص ۴۰۸ - ۴۰۹؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۲۵ - ۲۲۶.</ref>
#بالاترین [[درجه]] توکل آن است که موکِّل، خودش را در حرکات و سکنات همچون مرده ای در دستان غسّال می‌‌بیند. در این مرحله به خلاف مرحله دوم، [[سخن]] از [[طلب]] و [[تضرع]] هم نیست، چنان که [[ابراهیم]]{{ع}} در برابر پیشنهاد [[جبرئیل]] مبنی بر درخواست کمک از خداوند می‌‌گوید: اینکه او [[آگاه]] به حال من است مرا کفایت می‌‌کند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۲۵؛ فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص ۲۷۳.</ref> نزدیک بودن مفهوم توکل با مفاهیم واژه‌هایی همچون [[تفویض]]، [[رضا]] و [[تسلیم]] سبب گشته است واژه پژوهان به بیان فرق بین آنها بپردازند. توکل و تفویض هر دو به معنای واگذاری کار به دیگری است، از این رو برخی [[مفسران]] در [[آیه]] {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«پس به زودی آنچه به شما می‌گویم به یاد خواهید آورد و کار خود را به خداوند وا می‌گذارم که خداوند بی‌گمان به (حال) بندگان خویش بیناست» سوره غافر، آیه ۴۴.</ref> [[تفویض]] را به [[توکل]] [[تفسیر]] کرده‌اند؛<ref> تفسیر ماوردی، ج ۵، ص ۱۵۸.</ref> اما در توکل، [[حق]] اعتبار برای موکِّل می‌‌ماند و در تفویض چنین نیست و شخص مفوَّض دارای [[اختیار]] کامل می‌‌شود و واگذار کننده هیچ گونه اعتباری را برای خودش باقی نمی‌گذارد، بنابراین تفویض در [[وظایف]] و [[تکالیف شرعی]]، [[راه]] ندارد.<ref>التحقیق، ج ۹، ص ۱۵۷، "فوض"؛ ج ۱۳، ص ۱۹۳.</ref> برخی تفویض را دقیق‌تر و گسترده‌تر از توکل دانسته است، زیرا [[انسان]] [[متوکل]] [[خداوند]] را در [[مصالح]] خویش [[وکیل]] می‌‌کند؛ ولی در تفویض، در تمامی امور حق متعالی را [[متصرف]] می‌‌داند و خود را هیچ می‌‌بیند.<ref>منازل السائرین، ص ۷۶؛ چهل حدیث، ص ۲۱۸.</ref> [[رضا]] و [[تسلیم]]، مرتبه پس از توکل و تفویض هستند؛ وقتی انسان به خداوند [[اعتماد]] می‌‌کند، از آنچه در سایه این اعتماد برایش مقدر می‌‌شود [[خشنود]] است، هر چند [[مقام تسلیم]] شامخ‌تر و والاتر از رضاست، زیرا [[بنده]] تسلیم به [[خشنودی]] و عدم خشنودی هم اعتنایی ندارد و خود را در برابر مولایش در [[وفاق]] کامل می‌‌بیند.<ref> التحقیق، ج ۱۳، ص ۱۹۳، "و کل".</ref>  
#بالاترین [[درجه]] توکل آن است که موکِّل، خودش را در حرکات و سکنات همچون مرده ای در دستان غسّال می‌‌بیند. در این مرحله به خلاف مرحله دوم، [[سخن]] از [[طلب]] و [[تضرع]] هم نیست، چنان که [[ابراهیم]]{{ع}} در برابر پیشنهاد [[جبرئیل]] مبنی بر درخواست کمک از خداوند می‌‌گوید: اینکه او [[آگاه]] به حال من است مرا کفایت می‌‌کند.<ref>جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۲۵؛ فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص ۲۷۳.</ref> نزدیک بودن مفهوم توکل با مفاهیم واژه‌هایی همچون [[تفویض]]، [[رضا]] و [[تسلیم]] سبب گشته است واژه پژوهان به بیان فرق بین آنها بپردازند. توکل و تفویض هر دو به معنای واگذاری کار به دیگری است، از این رو برخی [[مفسران]] در [[آیه]] {{متن قرآن|فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«پس به زودی آنچه به شما می‌گویم به یاد خواهید آورد و کار خود را به خداوند وا می‌گذارم که خداوند بی‌گمان به (حال) بندگان خویش بیناست» سوره غافر، آیه ۴۴.</ref> [[تفویض]] را به [[توکل]] [[تفسیر]] کرده‌اند؛<ref> تفسیر ماوردی، ج ۵، ص ۱۵۸.</ref> اما در توکل، [[حق]] اعتبار برای موکِّل می‌‌ماند و در تفویض چنین نیست و شخص مفوَّض دارای [[اختیار]] کامل می‌‌شود و واگذار کننده هیچ گونه اعتباری را برای خودش باقی نمی‌گذارد، بنابراین تفویض در [[وظایف]] و [[تکالیف شرعی]]، [[راه]] ندارد.<ref>التحقیق، ج ۹، ص ۱۵۷، "فوض"؛ ج ۱۳، ص ۱۹۳.</ref> برخی تفویض را دقیق‌تر و گسترده‌تر از توکل دانسته است، زیرا [[انسان]] [[متوکل]] [[خداوند]] را در [[مصالح]] خویش [[وکیل]] می‌‌کند؛ ولی در تفویض، در تمامی امور حق متعالی را [[متصرف]] می‌‌داند و خود را هیچ می‌‌بیند.<ref>منازل السائرین، ص ۷۶؛ چهل حدیث، ص ۲۱۸.</ref> [[رضا]] و [[تسلیم]]، مرتبه پس از توکل و تفویض هستند؛ وقتی انسان به خداوند [[اعتماد]] می‌‌کند، از آنچه در سایه این اعتماد برایش مقدر می‌‌شود [[خشنود]] است، هر چند [[مقام تسلیم]] شامخ‌تر و والاتر از رضاست، زیرا [[بنده]] تسلیم به [[خشنودی]] و عدم خشنودی هم اعتنایی ندارد و خود را در برابر مولایش در [[وفاق]] کامل می‌‌بیند.<ref> التحقیق، ج ۱۳، ص ۱۹۳، "و کل".</ref>  
خط ۵۹: خط ۵۹:


==توکل و تلاش==
==توکل و تلاش==
[[پروردگار]] والا [[راه]] [[رسیدن به کمال]] را برای [[انسان]] تنها در پرتو تلاش او می‌‌داند: {{متن قرآن|وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى}}<ref>«و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹.</ref>، بنابراین توکل و [[اعتماد به خداوند]] نباید به گونه ای معنا شود که با این [[سنت الهی]] منافات داشته باشد، بر این اساس، از یک سو به‌کارگیری اسباب و وسایط برای رسیدن به نتیجه، خود نوعی از [[ایمان به خداوند]] است، زیرا او بندگانش را به این مسیر [[هدایت]] فرموده است و از سوی دیگر نباید این اسباب را منشأ اثر دانسته، نتیجه را به آنها مستند بدانیم، بلکه [[مؤمن]]، [[خداوند]] را مؤثر واقعی می‌‌داند؛ ولی هیچ گاه از تلاش برای رسیدن به نتیجه دست بر نمی‌دارد،<ref>فی ظلال القران ج ۹، ص ۱۴۷۶.</ref> چنان که [[یعقوب]]{{ع}} برای [[حفظ]] [[سلامتی]] فرزندانش از خطر [[چشم زخم]] و امثال آن به [[تدارک]] اسباب و اینکه از درهای گوناگون وارد شوند توصیه کرد: {{متن قرآن| وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ}}<ref>«از دروازه‌های گوناگون درآیید! » سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref> و سپس [[حکم]] و تقدیر را از آنِ [[خدا]] دانسته، بر او [[توکل]] کرد: {{متن قرآن|  إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}<ref>« جز از آن خداوند نیست، بر او توکل دارم و باید توکّل کنندگان تنها بر او توکّل کنند» سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref>، همچنان که برای دستیابی [[بنی اسرائیل]] به [[پیروزی]] بر [[جباران]] [[سرزمین مقدس]] افزون بر توکل به خداوند، تلاش و حرکت ضروری است: {{متن قرآن|قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«دو مرد از کسانی که (از خداوند) می‌ترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید» سوره مائده، آیه ۲۳.</ref> در [[آموزه‌های پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز همین روش هست؛ مردی [[عرب]] با [[تمسک]] به توکل شترش را رها کرد و [[پیامبر]] می‌‌فرمود که او را ببند و سپس توکل کن،<ref> السنن الکبری، ج ۶، ص ۲۱۹؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص ۷۷، ج ۵، ص ۴۱۷؛ مشکاة الانوار، ص ۵۵۱.</ref> بر این اساس، گفته شده است که توکل حالت پیامبر{{صل}} و کسب و تلاش [[سنت]] اوست.<ref>دایرة المعارف تشیع، ج ۵، ص ۱۵۴.</ref> [[گوشه نشینی]] و [[بیکاری]] به بهانه توکل بر خداوند، خلاف سنت و [[حکمت خداوند]] و [[رسول]] اوست، بنابراین انجام دادن اموری همچون برداشتن توشه [[سفر]]، مداوای [[بیمار]]، [[آمادگی]] و تهیه [[سلاح]] برای [[مقابله با دشمن]] و... هیچ گاه خلاف توکل نیست، بلکه مهم [[دل]] نبستن به این موارد و [[اذعان]] به این [[حقیقت]] است که موثر واقعی، خداوند متعال است <ref>مدارج السالکین، ج ۲، ص ۱۲۵؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۲۸؛ معراج السعاده، ص ۷۰۱ - ۷۰۲.</ref>.<ref>[[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref>
[[پروردگار]] والا [[راه]] [[رسیدن به کمال]] را برای [[انسان]] تنها در پرتو تلاش او می‌‌داند: {{متن قرآن|وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى}}<ref>«و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹.</ref>، بنابراین توکل و [[اعتماد به خداوند]] نباید به گونه ای معنا شود که با این [[سنت الهی]] منافات داشته باشد، بر این اساس، از یک سو به‌کارگیری اسباب و وسایط برای رسیدن به نتیجه، خود نوعی از [[ایمان به خداوند]] است، زیرا او بندگانش را به این مسیر [[هدایت]] فرموده است و از سوی دیگر نباید این اسباب را منشأ اثر دانسته، نتیجه را به آنها مستند بدانیم، بلکه [[مؤمن]]، [[خداوند]] را مؤثر واقعی می‌‌داند؛ ولی هیچ گاه از تلاش برای رسیدن به نتیجه دست بر نمی‌دارد،<ref>فی ظلال القران ج ۹، ص ۱۴۷۶.</ref> چنان که [[یعقوب]]{{ع}} برای [[حفظ]] [[سلامتی]] فرزندانش از خطر [[چشم زخم]] و امثال آن به [[تدارک]] اسباب و اینکه از درهای گوناگون وارد شوند توصیه کرد: {{متن قرآن| وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ}}<ref>«از دروازه‌های گوناگون درآیید!» سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref> و سپس [[حکم]] و تقدیر را از آنِ [[خدا]] دانسته، بر او [[توکل]] کرد: {{متن قرآن|  إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ}}<ref>«جز از آن خداوند نیست، بر او توکل دارم و باید توکّل کنندگان تنها بر او توکّل کنند» سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref>، همچنان که برای دستیابی [[بنی اسرائیل]] به [[پیروزی]] بر [[جباران]] [[سرزمین مقدس]] افزون بر توکل به خداوند، تلاش و حرکت ضروری است: {{متن قرآن|قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«دو مرد از کسانی که (از خداوند) می‌ترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید» سوره مائده، آیه ۲۳.</ref> در [[آموزه‌های پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز همین روش هست؛ مردی [[عرب]] با [[تمسک]] به توکل شترش را رها کرد و [[پیامبر]] می‌‌فرمود که او را ببند و سپس توکل کن،<ref> السنن الکبری، ج ۶، ص ۲۱۹؛ سنن الترمذی، ج ۴، ص ۷۷، ج ۵، ص ۴۱۷؛ مشکاة الانوار، ص ۵۵۱.</ref> بر این اساس، گفته شده است که توکل حالت پیامبر{{صل}} و کسب و تلاش [[سنت]] اوست.<ref>دایرة المعارف تشیع، ج ۵، ص ۱۵۴.</ref> [[گوشه نشینی]] و [[بیکاری]] به بهانه توکل بر خداوند، خلاف سنت و [[حکمت خداوند]] و [[رسول]] اوست، بنابراین انجام دادن اموری همچون برداشتن توشه [[سفر]]، مداوای [[بیمار]]، [[آمادگی]] و تهیه [[سلاح]] برای [[مقابله با دشمن]] و... هیچ گاه خلاف توکل نیست، بلکه مهم [[دل]] نبستن به این موارد و [[اذعان]] به این [[حقیقت]] است که موثر واقعی، خداوند متعال است <ref>مدارج السالکین، ج ۲، ص ۱۲۵؛ جامع السعادات، ج ۳، ص ۲۲۸؛ معراج السعاده، ص ۷۰۱ - ۷۰۲.</ref>.<ref>[[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref>
==تنظیم [[آیات توکل]] به ترتیب مصحفی آن==
==تنظیم [[آیات توکل]] به ترتیب مصحفی آن==
#{{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>.
#{{متن قرآن|فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref>«پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است» سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>.
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش