سیاست در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = سیاست | عنوان مدخل  = [[سیاست]] | مداخل مرتبط = [[سیاست در لغت]] - [[سیاست در حدیث]] - [[سیاست در نهج البلاغه]] - [[سیاست در فقه سیاسی]] - [[سیاست در معارف دعا و زیارات]] - [[سیاست در معارف و سیره نبوی]] - [[سیاست در معارف و سیره علوی]] - [[سیاست در معارف و سیره سجادی]] - [[سیاست در سیره معصوم]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = سیاست | عنوان مدخل  = [[سیاست]] | مداخل مرتبط = [[سیاست در لغت]] - [[سیاست در حدیث]] - [[سیاست در نهج البلاغه]] - [[سیاست در فقه سیاسی]] - [[سیاست در معارف دعا و زیارات]] - [[سیاست در معارف و سیره نبوی]] - [[سیاست در معارف و سیره علوی]] - [[سیاست در معارف و سیره سجادی]] - [[سیاست در سیره معصوم]]| پرسش مرتبط  = }}


خط ۱۷: خط ۱۶:
== کاربری سیاست در روایات ==
== کاربری سیاست در روایات ==
در اینجا به نمونه‌هایی از کاربری واژۀ [[سیاست]] در متون [[اسلامی]] اشاره می‌کنیم:
در اینجا به نمونه‌هایی از کاربری واژۀ [[سیاست]] در متون [[اسلامی]] اشاره می‌کنیم:
#[[کلینی]] به [[سند صحیح]] از [[فضیل بن یسار]] [[نقل]] می‌کند: شنیدم [[امام صادق]]{{ع}} به بعضی از [[اصحاب]] [[قیس ماصر]] می‌فرماید: همانا [[خدای عزوجل]] [[پیامبر]] خود را [[تربیت]] کرد و خوب [[تربیت]] کرد پس آنگاه که تربیتش را به کمال رسانید بدو گفت: {{متن قرآن|إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۴.</ref>. سپس امر [[دین]] و [[امت]] را بدو واگذار کرد تا بندگانش را [[سیاست]] کند، پس چنین فرمود: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}}<ref>«آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید» سوره حشر، آیه ۷.</ref>. همانا [[رسول]]{{صل}} از سوی [[خداوند]] مورد [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] و [[تأیید]] [[روح‌القدس]] بود در آنچه [[مردم]] را [[سیاست]] و [[تدبیر]] می‌کرد [[لغزش]] و خطایی از او سر نمی‌زد. سپس مجموعه‌ای از [[دستورات]] الزامی [[رسول خدا]]{{صل}} و نیز [[احکام]] ترخیصی آن [[حضرت]] را بیان می‌فرماید تا آنجا که می‌گوید: پس [[امر و نهی]] [[رسول الله]]{{صل}} با [[امر و نهی]] [[خداوند]] موافق و مطابق بود و بر [[بندگان]] [[واجب]] شد که همانگونه که [[تسلیم]] [[امر]] خدایند [[تسلیم]] [[امر]] [[رسول]] باشند<ref>{{متن حدیث|قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ لِبَعْضِ أَصْحَابِ قَيْسٍ الْمَاصِرِ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَالَ: {{متن قرآن|إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}. ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ الدِّينِ وَ الْأُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}} وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَانَ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَيَّداً بِرُوحِ الْقُدُسِ لَا يَزِلُّ وَ لَا يُخْطِئُ فِي شَيْ‏ءٍ مِمَّا يَسُوسُ بِهِ الْخَلْقَ}}.{{متن حدیث|فَوَافَقَ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} أَمْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَهْيُهُ نَهْيَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجَبَ عَلَى الْعِبَادِ التَّسْلِيمُ لَهُ كَالتَّسْلِيمِ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۲۶۶-۲۶۷.</ref>. از این [[روایت]] -به ویژه از [[تفریع]] استشهاد به آیۀ {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ...}} بر جملۀ {{متن حدیث|لِيَسُوسَ عِبَادَهُ}}- رابطۀ بنیادین مفهوم [[سیاست]] با [[امر و نهی]] استفاده می‌شود.
# [[کلینی]] به [[سند صحیح]] از [[فضیل بن یسار]] [[نقل]] می‌کند: شنیدم [[امام صادق]]{{ع}} به بعضی از [[اصحاب]] [[قیس ماصر]] می‌فرماید: همانا [[خدای عزوجل]] [[پیامبر]] خود را [[تربیت]] کرد و خوب [[تربیت]] کرد پس آنگاه که تربیتش را به کمال رسانید بدو گفت: {{متن قرآن|إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و به راستی تو را خویی است سترگ» سوره قلم، آیه ۴.</ref>. سپس امر [[دین]] و [[امت]] را بدو واگذار کرد تا بندگانش را [[سیاست]] کند، پس چنین فرمود: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}}<ref>«آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید» سوره حشر، آیه ۷.</ref>. همانا [[رسول]]{{صل}} از سوی [[خداوند]] مورد [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] و [[تأیید]] [[روح‌القدس]] بود در آنچه [[مردم]] را [[سیاست]] و [[تدبیر]] می‌کرد [[لغزش]] و خطایی از او سر نمی‌زد. سپس مجموعه‌ای از [[دستورات]] الزامی [[رسول خدا]]{{صل}} و نیز [[احکام]] ترخیصی آن [[حضرت]] را بیان می‌فرماید تا آنجا که می‌گوید: پس [[امر و نهی]] [[رسول الله]]{{صل}} با [[امر و نهی]] [[خداوند]] موافق و مطابق بود و بر [[بندگان]] [[واجب]] شد که همانگونه که [[تسلیم]] [[امر]] خدایند [[تسلیم]] [[امر]] [[رسول]] باشند<ref>{{متن حدیث|قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ لِبَعْضِ أَصْحَابِ قَيْسٍ الْمَاصِرِ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَالَ: {{متن قرآن|إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ}}. ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ الدِّينِ وَ الْأُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}} وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَانَ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَيَّداً بِرُوحِ الْقُدُسِ لَا يَزِلُّ وَ لَا يُخْطِئُ فِي شَيْ‏ءٍ مِمَّا يَسُوسُ بِهِ الْخَلْقَ}}.{{متن حدیث|فَوَافَقَ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} أَمْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَهْيُهُ نَهْيَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجَبَ عَلَى الْعِبَادِ التَّسْلِيمُ لَهُ كَالتَّسْلِيمِ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۲۶۶-۲۶۷.</ref>. از این [[روایت]] -به ویژه از [[تفریع]] استشهاد به آیۀ {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ...}} بر جملۀ {{متن حدیث|لِيَسُوسَ عِبَادَهُ}}- رابطۀ بنیادین مفهوم [[سیاست]] با [[امر و نهی]] استفاده می‌شود.
#همچنین [[کلینی]] از [[حضرت رضا]]{{ع}} [[روایت]] مفصلی در [[تبیین]] و [[تعریف امامت]] و [[امام]] [[نقل]] می‌کند که در ضمن آن آمده است: [[امام]] عالمی است که به هیچ چیز [[نادان]] نیست و [[سرپرستی]] است که کوتاهی نمی‌کند<ref>{{متن حدیث|الْإِمَامُ عَالِمٌ لَا يَجْهَلُ وَ رَاعٍ لَا يَنْكُلُ...}}</ref> - تا آنجا که می‌فرماید -: [[دانش]] او همواره در فزونی است، [[بردباری]] او کامل است، بار [[امامت]] را به [[شایستگی]] به دوش گرفته، به [[سیاست]] [[آگاه]] و داناست، اطاعتش [[واجب]] است به [[امر خداوند]] [[قیام]] نموده، [[خیرخواه]] [[بندگان خدا]] و [[نگهبان دین]] خداست... تا آخر [[روایت]]<ref>{{متن حدیث|نَامِي الْعِلْمِ كَامِلُ الْحِلْمِ مُضْطَلِعٌ بِالْإِمَامَةِ عَالِمٌ بِالسِّيَاسَةِ مَفْرُوضُ الطَّاعَةِ قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ نَاصِحٌ لِعِبَادِ اللَّهِ حَافِظٌ لِدِينِ اللَّهِ... إلی آخر الحديث}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۲۰۲.</ref>. در این [[روایت]] نیز از عطف دو جملۀ {{متن حدیث|مَفْرُوضُ الطَّاعَةِ}} و {{متن حدیث|قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}} بر جملۀ {{متن حدیث|عَالِمٌ بِالسِّيَاسَةِ}} که [[ظهور]] در [[تفسیر]] و [[تطبیق]] مفهوم [[سیاست]] بر مفروض الطاعة بودن و [[قائم]] بأمر [[الله]] بودن [[امام]] دارد، رابطۀ بنیادین مفهوم [[سیاست]] با [[امر و نهی]] استفاده می‌شود.
#همچنین [[کلینی]] از [[حضرت رضا]]{{ع}} [[روایت]] مفصلی در [[تبیین]] و [[تعریف امامت]] و [[امام]] [[نقل]] می‌کند که در ضمن آن آمده است: [[امام]] عالمی است که به هیچ چیز [[نادان]] نیست و [[سرپرستی]] است که کوتاهی نمی‌کند<ref>{{متن حدیث|الْإِمَامُ عَالِمٌ لَا يَجْهَلُ وَ رَاعٍ لَا يَنْكُلُ...}}</ref> - تا آنجا که می‌فرماید -: [[دانش]] او همواره در فزونی است، [[بردباری]] او کامل است، بار [[امامت]] را به [[شایستگی]] به دوش گرفته، به [[سیاست]] [[آگاه]] و داناست، اطاعتش [[واجب]] است به [[امر خداوند]] [[قیام]] نموده، [[خیرخواه]] [[بندگان خدا]] و [[نگهبان دین]] خداست... تا آخر [[روایت]]<ref>{{متن حدیث|نَامِي الْعِلْمِ كَامِلُ الْحِلْمِ مُضْطَلِعٌ بِالْإِمَامَةِ عَالِمٌ بِالسِّيَاسَةِ مَفْرُوضُ الطَّاعَةِ قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ نَاصِحٌ لِعِبَادِ اللَّهِ حَافِظٌ لِدِينِ اللَّهِ... إلی آخر الحديث}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۲۰۲.</ref>. در این [[روایت]] نیز از عطف دو جملۀ {{متن حدیث|مَفْرُوضُ الطَّاعَةِ}} و {{متن حدیث|قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}} بر جملۀ {{متن حدیث|عَالِمٌ بِالسِّيَاسَةِ}} که [[ظهور]] در [[تفسیر]] و [[تطبیق]] مفهوم [[سیاست]] بر مفروض الطاعة بودن و [[قائم]] بأمر [[الله]] بودن [[امام]] دارد، رابطۀ بنیادین مفهوم [[سیاست]] با [[امر و نهی]] استفاده می‌شود.
#در [[رسالۀ حقوق]] که [[صدوق]] آن را به [[سند صحیح]] از [[امام سجاد]]{{ع}} [[روایت]] کرده، آمده است: "و اما [[حق]] [[سیاست]]‌کنندۀ تو از راه [[مالکیت]]، این است که او را [[اطاعت]] کنی و [[معصیت]] نکنی مگر در آنجا که موجب [[خشم خدا]] گردد؛ زیرا مخلوق را در آنچه [[معصیت]] خداست اطاعتی نیست"<ref>{{متن حدیث|وَ أَمَّا حَقُّ سَائِسِكَ بِالْمِلْكِ فَأَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ إِلَّا فِيمَا يُسْخِطُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّهُ لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ}}وسائل الشیعه، ج۱۵، ابواب جهاد النفس، باب۳، ح۱، ص۱۷۴.</ref>. [[شاهد]] ما از مقطعی که از این رساله در بالا ذکر کردیم، این است که عبارت {{متن حدیث|وَ أَمَّا حَقُّ سَائِسِكَ بِالْمِلْكِ فَأَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ}} صریح در این است که اساس [[سیاست]] بالملک، [[امر و نهی]] است.  
#در [[رسالۀ حقوق]] که [[صدوق]] آن را به [[سند صحیح]] از [[امام سجاد]]{{ع}} [[روایت]] کرده، آمده است: "و اما [[حق]] [[سیاست]]‌کنندۀ تو از راه [[مالکیت]]، این است که او را [[اطاعت]] کنی و [[معصیت]] نکنی مگر در آنجا که موجب [[خشم خدا]] گردد؛ زیرا مخلوق را در آنچه [[معصیت]] خداست اطاعتی نیست"<ref>{{متن حدیث|وَ أَمَّا حَقُّ سَائِسِكَ بِالْمِلْكِ فَأَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ إِلَّا فِيمَا يُسْخِطُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّهُ لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ}}وسائل الشیعه، ج۱۵، ابواب جهاد النفس، باب۳، ح۱، ص۱۷۴.</ref>. [[شاهد]] ما از مقطعی که از این رساله در بالا ذکر کردیم، این است که عبارت {{متن حدیث|وَ أَمَّا حَقُّ سَائِسِكَ بِالْمِلْكِ فَأَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ}} صریح در این است که اساس [[سیاست]] بالملک، [[امر و نهی]] است.  
خط ۲۵: خط ۲۴:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:11123.jpg|22px]] [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|'''فقه نظام سیاسی اسلام ج۱''']]
# [[پرونده:11123.jpg|22px]] [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|'''فقه نظام سیاسی اسلام ج۱''']]
#[[پرونده:1100520.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|'''سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه''']]
# [[پرونده:1100520.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه (کتاب)|'''سیره سیاسی معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۳۲: خط ۳۱:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:سیاست]]
[[رده:سیاست]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش