صراط مستقیم: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
==واژه صراط== | ==واژه صراط== | ||
*درباره معنای لغوی "صراط" و "صراط مستقیم" در قرآن کریم در مقالات و سایتها بسیار سخن به میان آمده است و تنها به ذکر مختصر این نکته اکتفا میشود که واژه "صراط" را در لغت نامههای فارسی به "راه و طریق" معنا کردهاند<ref>ر.ک؛ فرهنگ فارسی معین، ۱۳۶۴، ذیل واژه صراط.</ref> و در فرهنگهای تازی نیز به همین معنا یاد شده است: "قال الجوهری: الصراط و السراط و الزراط الطریق"<ref>جوهری، ۱۹۹۰م: الصحاح. الطبعة الرابعه ذیل واژه صرط.</ref> همچنین گفته میشود که کلمه صراط از ماده "سرط" به معنای "بلعید" است که "س" آن بدل به "صاد" شده است، گویی جاده روندهاش را میبلعد. همچنین گفته شده است که اصل در این ماده، راه آشکار و وسیع است خواه مادی باشد یا معنوی. همچنین گفته شده که این کلمه با ضم (صراط) به معنای "شمشیر بلند" و با سین (سراط) لغتی در خوردن میباشد<ref>ر.ک؛ معنا، ویژگیها و مفاهیم صراط مستقیم در قرآن کریم تفسیر و مفاهیم شماره ۶۷.</ref> در قرآن کریم نیز گاهی به همین معنای طریق و راه به کار رفته است، چنان که میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ}}﴾}}<ref>و به سوی راه دوزخ هدایتشان کنید؛ صافات/۲۳.</ref> مفسران نیز آن را با "سبیل" و "طریق" مترادف آوردهاند، به گونهای که در ترجمه تفسیر المیزان آمده است: "اما صراط، این کلمه در لغت به معنای طریق و سبیل نزدیک به همند، و اما از نظر عرف و اصطلاح قرآن کریم، باید بدانیم که خدای تعالی صراط را به وصف استقامت توصیف کرده، و آنگاه بیان کرده که این صراط مستقیم را کسانی میپیمایند که خدا بر آنان انعام فرموده.<ref>ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۱: ۴۵.</ref> در تفاوت آن دو نیز ذکر شده که "صراط" بر خلاف "سبیل" جمع بسته نمیشود و در قرآن کریم جمع سبیل به "سبل" آمده است. چنان که در فرق صراط با سبیل گفته شده است: خدای تعالی در کلام مجیدش مکرر نام صراط و سبیل را برده و آنها را صراط و سبیلهای خود خوانده، با این تفاوت که بجز یک صراط مستقیم به خود نسبت نداده، ولی سبیلهای چندی را به خود نسبت داده است. پس معلوم میشود که میان خدا و بندگان چند سبیل و یک صراط مستقیم برقرار است، مثلا درباره سبیل فرموده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا}}﴾}}<ref>سوره عنکبوت آیه ۶۹.</ref><ref>ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۱: ۴۹.</ref> بر خلاف "سبیل" و جمع آن "سبل"، جمع واژه "طریق" در قرآن کریم (الطرق) ذکر نشده است، اما واژه "طریق" به همین معنای راه و گاهی هم مترادف با "صراط" با واژه "مستقیم" یاد شده است، چنان که میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}}<ref>گفتند: ای قوم ما؛ ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده، هماهنگ با نشانههای کتابهای پیش از آن، که به سوی حق و راه راست هدایت میکند؛ أحقاف /۳۰.</ref> | |||
درباره معنای لغوی "صراط" و "صراط مستقیم" در قرآن کریم در مقالات و سایتها بسیار سخن به میان آمده است و تنها به ذکر مختصر این نکته اکتفا میشود که واژه "صراط" را در لغت نامههای فارسی به "راه و طریق" معنا کردهاند<ref>ر.ک؛ فرهنگ فارسی معین، ۱۳۶۴، ذیل واژه صراط.</ref> و در فرهنگهای تازی نیز به همین معنا یاد شده است: "قال الجوهری: الصراط و السراط و الزراط الطریق"<ref>جوهری، ۱۹۹۰م: الصحاح. الطبعة الرابعه ذیل واژه صرط.</ref> همچنین گفته میشود که کلمه صراط از ماده "سرط" به معنای "بلعید" است که "س" آن بدل به "صاد" شده است، گویی جاده روندهاش را میبلعد. همچنین گفته شده است که اصل در این ماده، راه آشکار و وسیع است خواه مادی باشد یا معنوی. همچنین گفته شده که این کلمه با ضم (صراط) به معنای "شمشیر بلند" و با سین (سراط) لغتی در خوردن میباشد<ref>ر.ک؛ معنا، ویژگیها و مفاهیم صراط مستقیم در قرآن کریم تفسیر و مفاهیم شماره ۶۷.</ref> در قرآن کریم نیز گاهی به همین معنای طریق و راه به کار رفته است، چنان که میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ}}﴾}}<ref>و به سوی راه دوزخ هدایتشان کنید؛ صافات/۲۳.</ref> مفسران نیز آن را با "سبیل" و "طریق" مترادف آوردهاند، به گونهای که در ترجمه تفسیر المیزان آمده است: "اما صراط، این کلمه در لغت به معنای طریق و سبیل نزدیک به همند، و اما از نظر عرف و اصطلاح قرآن کریم، باید بدانیم که خدای تعالی صراط را به وصف استقامت توصیف کرده، و آنگاه بیان کرده که این صراط مستقیم را کسانی میپیمایند که خدا بر آنان انعام فرموده.<ref>ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۱: ۴۵.</ref> در تفاوت آن دو نیز ذکر شده که "صراط" بر خلاف "سبیل" جمع بسته نمیشود و در قرآن کریم جمع سبیل به "سبل" آمده است. چنان که در فرق صراط با سبیل گفته شده است: خدای تعالی در کلام مجیدش مکرر نام صراط و سبیل را برده و آنها را صراط و سبیلهای خود خوانده، با این تفاوت که بجز یک صراط مستقیم به خود نسبت نداده، ولی سبیلهای چندی را به خود نسبت داده است. پس معلوم میشود که میان خدا و بندگان چند سبیل و یک صراط مستقیم برقرار است، مثلا درباره سبیل فرموده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا}}﴾}}<ref>سوره عنکبوت آیه ۶۹.</ref><ref>ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۱: ۴۹.</ref> بر خلاف "سبیل" و جمع آن "سبل"، جمع واژه "طریق" در قرآن کریم (الطرق) ذکر نشده است، اما واژه "طریق" به همین معنای راه و گاهی هم مترادف با "صراط" با واژه "مستقیم" یاد شده است، چنان که میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}}<ref>گفتند: ای قوم ما؛ ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده، هماهنگ با نشانههای کتابهای پیش از آن، که به سوی حق و راه راست هدایت میکند؛ أحقاف /۳۰.</ref> | *بنابراین، یکی از تفاوتهای صراط با طریق و سبیل در مفرد بودن و یکتایی در معنای صراط است و برخلاف آن دو واژه دیگر که هر دو جمع بسته میشوند و به راههای مختلف و بسیار اطلاق میشود. در تفاوتهای دیگر آن به مادی بودن سبیل و معنوی بودن صراط نیز اشاره شده است و گفته شده که سبیل برای خیر و شر هر دو به کار رفته، در حالی که صراط فقط برای امور خیر (امور معنوی مثبت) استعمال شده است و دیگر اینکه سبیل، متعدد و صراط، واحد است <ref>ر.ک؛ بستانی و کرئی: معنا، ویژگیها و مفاهیم صراط مستقیم در قرآن کریم تفسیر و مفاهیم. شماره ۶۷.</ref> هر چند در برخی از این گزینهها میتوان تشکیک کرد؛ همچون کاربرد صراط در امور خیر که در قرآن کریم برای جحیم نیز واژه صراط بکار رفته است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ}}﴾}}<ref>و به سوی راه دوزخ هدایتشان کنید؛ صافات/۲۳.</ref><ref>[[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانینزاده|خوانینزاده، محمد حسین]]؛ [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی]] صفحه ۲۸ و ۲۹.</ref> | ||
بنابراین، یکی از تفاوتهای صراط با طریق و سبیل در مفرد بودن و یکتایی در معنای صراط است و برخلاف آن دو واژه دیگر که هر دو جمع بسته میشوند و به راههای مختلف و بسیار اطلاق میشود. در تفاوتهای دیگر آن به مادی بودن سبیل و معنوی بودن صراط نیز اشاره شده است و گفته شده که سبیل برای خیر و شر هر دو به کار رفته، در حالی که صراط فقط برای امور خیر (امور معنوی مثبت) استعمال شده است و دیگر اینکه سبیل، متعدد و صراط، واحد است <ref>ر.ک؛ بستانی و کرئی: معنا، ویژگیها و مفاهیم صراط مستقیم در قرآن کریم تفسیر و مفاهیم. شماره ۶۷.</ref> هر چند در برخی از این گزینهها میتوان تشکیک کرد؛ همچون کاربرد صراط در امور خیر که در قرآن کریم برای جحیم نیز واژه صراط بکار رفته است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ}}﴾}}<ref>و به سوی راه دوزخ هدایتشان کنید؛ صافات/۲۳.</ref><ref>[[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانینزاده|خوانینزاده، محمد حسین]]؛ [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی]] صفحه ۲۸ و ۲۹.</ref> | |||
==اقسام صراط== | ==اقسام صراط== | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۷: | ||
==مصادیق صراط مستقیم== | ==مصادیق صراط مستقیم== | ||
*قرآن کریم دارای دو مرتبه است؛ مرتبه اول حقیقت آن است و مرتبه دوم ظاهر آیات. ظاهر قرآن همان است که قرائت میشود و معنای ظاهری و سطحی آن درک میشود.اما حقیقت قرآن تنها و تنها برای کسی که تقوا داشته باشد، آشکار است و هرکس علم و تقوایش بیشتر باشد، به مراتب والاتری از حقیقت قرآن دست مییازد. چنانکه مرتبه درک حقیقت قرآن تنها از آن از اولیاء و پیامبران و راهیافتگان به مقام [[وحی]] است. از [[امام صادق]] {{ع}} روایت است که فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«نحن الراسخون فی العلم و نحن نعلم تأویله»}}؛ ما هستیم که راسخین در علم میباشیم و ما هستیم که تأویل قرآن را میدانیم. | *قرآن کریم دارای دو مرتبه است؛ مرتبه اول حقیقت آن است و مرتبه دوم ظاهر آیات. ظاهر قرآن همان است که قرائت میشود و معنای ظاهری و سطحی آن درک میشود.اما حقیقت قرآن تنها و تنها برای کسی که تقوا داشته باشد، آشکار است و هرکس علم و تقوایش بیشتر باشد، به مراتب والاتری از حقیقت قرآن دست مییازد. چنانکه مرتبه درک حقیقت قرآن تنها از آن از اولیاء و پیامبران و راهیافتگان به مقام [[وحی]] است. از [[امام صادق]] {{ع}} روایت است که فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«نحن الراسخون فی العلم و نحن نعلم تأویله»}}؛ ما هستیم که راسخین در علم میباشیم و ما هستیم که تأویل قرآن را میدانیم. | ||
*چرا که [[ائمه اطهار]]{{عم}} علم به حقایق قرآن دارند و نفس شریف آنان در عوالم توحید و صفات و اسماء و کیفیت نزول ملائکه و تقدیرات و تدبرات عوالم راه داشته و متحقق به آن معانی هستند، به گونهای که میتوان گفت:آنها حقیقت قرآناند. | *چرا که [[ائمه اطهار]]{{عم}} علم به حقایق قرآن دارند و نفس شریف آنان در عوالم توحید و صفات و اسماء و کیفیت نزول ملائکه و تقدیرات و تدبرات عوالم راه داشته و متحقق به آن معانی هستند، به گونهای که میتوان گفت:آنها حقیقت قرآناند. | ||
*و روایات بسیاری وارد شده که قرآن درباره آنها و دشمنانشان و فرائض و سنن نازل شده است،اصبغ بن نباته نقل میکند که شنیدم [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه= | *و روایات بسیاری وارد شده که قرآن درباره آنها و دشمنانشان و فرائض و سنن نازل شده است،اصبغ بن نباته نقل میکند که شنیدم [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«نزل القرآن أثلاثا: ثلث فینا و فی عدونا و ثلث سنن و امثال و ثلث فرائض و احکام»}} قرآن بر سه بخش نازل شده است یک بخش از آن درباره ما و درباره دشمن ماست، و یک بخش دیگر در سنّت و مثالهاست،و بخش سوم در واجبات و احکام است. | ||
*منظور امام در این روایت، تأویلات قرآن در خصوص ایشان و [[اهل بیت]] {{عم}} و دشمنان آن حضرت و اهل بیت که در حقیقت دشمنان خداوند و [[پیامبر خاتم|رسول]] {{صل}} اویند، میباشد. و این معانی حتما به طریق تأویل و پی بردن به حقایق قرآن به دست میآید. و غالبا این تأویلات از سوی خود [[اهل بیت]] وارد شده است. | *منظور امام در این روایت، تأویلات قرآن در خصوص ایشان و [[اهل بیت]] {{عم}} و دشمنان آن حضرت و اهل بیت که در حقیقت دشمنان خداوند و [[پیامبر خاتم|رسول]] {{صل}} اویند، میباشد. و این معانی حتما به طریق تأویل و پی بردن به حقایق قرآن به دست میآید. و غالبا این تأویلات از سوی خود [[اهل بیت]] وارد شده است. | ||
*یکی از این مباحث که تأویلات آن از سوی [[اهل بیت]] {{عم}} در قالب روایات مختلفی وارد شده، بحث "صراط مستقیم" در قرآن است که به طریق تأویل، حقیقت آن توسط پیامبر و [[ائمه]] اطهار به کرات بیان شده است. از جمله از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} نقل است که در روز عید غدیر فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِی مِنْ بَعْدی. ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ، یَهْدونَ إِلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلونَ»}}<ref>البرهان فی تفسیرالقرآن،ج ۲،ص ۲۳۵.</ref>. ای مردم، من صراط الله المستقیم هستم که شما به پیروی از آن امر شدهاید و پس از من، علی صراط مستقیم و سپس ذریه او، امامانی که به حق هدایت میکنند. همچنین از [[امام صادق]] {{ع}} نقل است که فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«الصراط المستقیم امیرالمؤمنین علی»}}<ref>معانی الأخبار ۳۲.</ref>. و از امام زینالعابدین نیز روایت شده که فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«نحن ابواب اللّه و نحن الصراط المستقیم»}} | |||
*یکی از این مباحث که تأویلات آن از سوی [[اهل بیت]] {{عم}} در قالب روایات مختلفی وارد شده، بحث "صراط مستقیم" در قرآن است که به طریق تأویل، حقیقت آن توسط پیامبر و [[ائمه]] اطهار به کرات بیان شده است. از جمله از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} نقل است که در روز عید غدیر فرمود: {{عربی|اندازه= | |||
*و اما علت این تأویل چیست؟ خدای سبحان در سورۀ انعام صراط مستقیم را دین قیمی میداند که خود ایستاده و پیروانش را به ایستادگی فرامیخواند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}﴾}}<ref>انعام ۱۶۱.</ref>. و چون برجستهترین روش را ابراهیم خلیل نشان داده، قرآن کریم دین را به روش او نسبت میدهد و چون صراط مستقیم دین الهی است، و [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه|ائمه اطهار]] {{عم}} بیانکننده دین و قرآن ممثل و ناطق هستند، از این رو، صراط مستقیم بر [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و امام تطبیق شده است<ref>ر.ک: تفسیر تسنیم، ۴۶۷/۱.</ref>. و همانطور که گفته شد، صراط مستقیم بزرگراه آشکار و نزدیکترین راه به سوی خداوند است و اگر بر امام تطبیق شده، برای آن است که هرکس به دنبال این قرآن ناطق و ممثل حرکت کند، با سلامتی به مقصدش میرسد<ref>[[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت]] صفحه ۵۴.</ref> | *و اما علت این تأویل چیست؟ خدای سبحان در سورۀ انعام صراط مستقیم را دین قیمی میداند که خود ایستاده و پیروانش را به ایستادگی فرامیخواند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}﴾}}<ref>انعام ۱۶۱.</ref>. و چون برجستهترین روش را ابراهیم خلیل نشان داده، قرآن کریم دین را به روش او نسبت میدهد و چون صراط مستقیم دین الهی است، و [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه|ائمه اطهار]] {{عم}} بیانکننده دین و قرآن ممثل و ناطق هستند، از این رو، صراط مستقیم بر [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و امام تطبیق شده است<ref>ر.ک: تفسیر تسنیم، ۴۶۷/۱.</ref>. و همانطور که گفته شد، صراط مستقیم بزرگراه آشکار و نزدیکترین راه به سوی خداوند است و اگر بر امام تطبیق شده، برای آن است که هرکس به دنبال این قرآن ناطق و ممثل حرکت کند، با سلامتی به مقصدش میرسد<ref>[[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت]] صفحه ۵۴.</ref> | ||
==معانی صراط مستقیم در تفاسیر قرآن کریم== | ==معانی صراط مستقیم در تفاسیر قرآن کریم== | ||
*در تفاسیر قرآن کریم معانی بسیاری برای واژه صراط و ترکیب وصفی [[صراط مستقیم]] ذکر شده است که برای سهولت کار میتوان همه آنها را در سه عنوان زیر دسته بندی میشود: | |||
در تفاسیر قرآن کریم معانی بسیاری برای واژه صراط و ترکیب وصفی [[صراط مستقیم]] ذکر شده است که برای سهولت کار میتوان همه آنها را در سه عنوان زیر دسته بندی میشود: | |||
۱)'''خدا و کتاب خدا''': | ۱)'''خدا و کتاب خدا''': | ||