۶۴٬۶۴۲
ویرایش
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۳) |
جز (جایگزینی متن - '↵::::::' به ' ') |
||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
«{{عربی|وَالْأَمَانَةُ الْمَحْفُوظَةُ}} | «{{عربی|وَالْأَمَانَةُ الْمَحْفُوظَةُ}} | ||
'''بار امانت بر دوش انسان:''' به امانتی که حفظ شده یا به حفظ آن دستور داده شده، امانت محفوظ میگویند. [[ائمه]] {{عم}} امانتهای محفوظ هستند. شاید برای بسیاری از کسانی که با قرآن سر و کار دارند، مجهولی وجود داشته باشد: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا}}<ref>«ما امانت الهى و بار تكليف را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند و[لى] انسان آن را برداشت راستى او ستمگرى نادان بود»؛ سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref> آیه نشان میدهد که ارزش انسان در آفرینش بیش از آسمان و زمین و کوههاست؛ چون موجودی که در نهایت پذیرای این امانت شد (درست یا غلط) انسان بود. اینها همه نمادین است و امر غلطی در اصل آفرینش اتفاق نمیافتد. به هر حال از اینکه این امانت را قبول کرد، میشود فهمید انسان ظرفیت دریافتهایی دارد که عظمتهای ظاهری این عالم مثل آسمان و زمین و کوه، ظرفیت دریافتش را نداشتند. در دیدگاه اسلام، انسان ظرفیت دریافت و پذیرش و تحمل امانت را دارد و این امانت به قدری سنگین است که مخلوقات دیگر نمیتوانند آن را تحمل کنند. امانت الهی رابطه خاص بین انسان و خداست. پس این امانت را به دست هر کس میتوان سپرد. خداوند قدرت و کلیدی را در اختیار انسان قرار میدهد. این امانت و کلید دست هر کس باشد، میتواند دنیا را با آن زیر و رو کند. | |||
'''امانت همان ولایت است:''' وقتی از [[امام رضا]] {{ع}} سؤال کردند که آن امانت چیست. فرمودند: {{عربی|اَلْأَمَانَةُ الْوَلاَيَةُ مَنِ ادَّعَاهَا بِغَيْرِ حَقٍّ فَقَدْ كَفَرَ}}<ref>عيون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۳۰۶</ref> امانتی که در این آیه ذکر شده، ولایت است و هر فردی که آن را به غیر حق ادعا کند کافر است. پس مسئله بسیار بزرگ است. گاهی کسی علم ندارد، اما ادعا میکند که در فلان جا تدریس میکند. او دروغگو است، اما کافر نیست. چیزی که ادعای دروغ آن، کفر است، ادعای رابطه خاصی است که تنها بعضی از انسانها با خدا دارند و در متن و درون آن، توحید نهفته است. ولایت، قدرت تصرف و اختیاری است که خداوند در اختیار انسان گذاشته است. انسانهایی که صاحب ولایت هستند، صاحب تأثير و اثرند و امر و نهی آنها امر و نهی خدا محسوب میشود. جداسازی امر تکوین و تشریع، موضوع زائدی است که عالمان برای فهم بهتر مطلب ایجاد کردهاند. در مورد خدا واقعاً تکوین و تشريع وجود ندارد. یک امر بیشتر نیست: {{متن قرآن|وَمَا أَمْرُنَا إِلاَّ وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ}}<ref>سوره قمر، آیه ۵۰</ref> امر این افراد تکوینی است و از درون آن تشريع هم فهمیده میشود. بین تکوین و تشریع، مرزی وجود ندارد. این ولایت آن امانتی است که قرنها محفوظ مانده است. این فراز از زیارت جامعه کبیره میگوید که ممکن است حوادثی که در طول تاریخ بشریت اتفاق افتاده، گردی روی آن امانت نشانده باشد، اما امانت همچنان محفوظ است و حافظ و ضامن آن، معصومین {{عم}} هستند. اگر یک قطعه طلا در گِل یا خاک بیفتد، ممکن است از نظر ظاهری آلوده شده باشد، اما بعد از شستوشو دوباره همان طلاست. آن امانت، برتر و فراتر از این است که حوادث کوچک دنیا بتواند دگرگونش کند. امانت محفوظ، آن امانتی است که خداوند در آدم {{ع}} گذاشت و از صلب به رحم منتقل شد تا به زمان [[پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه]] {{عم}} رسید. هماکنون این امانت نزد [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}}، محفوظ است. این امانت محفوظ همیشه میتواند با انسان ارتباط برقرار کند. همیشه هست و باید باشد و مردم به آن احتیاج دارند؛ بنابراین انسان در ارتباط با امانت ولایت الهی، هرگز محدود نیست» <ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۲ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۲ ص: ۲۷۴.</ref>. | '''امانت همان ولایت است:''' وقتی از [[امام رضا]] {{ع}} سؤال کردند که آن امانت چیست. فرمودند: {{عربی|اَلْأَمَانَةُ الْوَلاَيَةُ مَنِ ادَّعَاهَا بِغَيْرِ حَقٍّ فَقَدْ كَفَرَ}}<ref>عيون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۳۰۶</ref> امانتی که در این آیه ذکر شده، ولایت است و هر فردی که آن را به غیر حق ادعا کند کافر است. پس مسئله بسیار بزرگ است. گاهی کسی علم ندارد، اما ادعا میکند که در فلان جا تدریس میکند. او دروغگو است، اما کافر نیست. چیزی که ادعای دروغ آن، کفر است، ادعای رابطه خاصی است که تنها بعضی از انسانها با خدا دارند و در متن و درون آن، توحید نهفته است. ولایت، قدرت تصرف و اختیاری است که خداوند در اختیار انسان گذاشته است. انسانهایی که صاحب ولایت هستند، صاحب تأثير و اثرند و امر و نهی آنها امر و نهی خدا محسوب میشود. جداسازی امر تکوین و تشریع، موضوع زائدی است که عالمان برای فهم بهتر مطلب ایجاد کردهاند. در مورد خدا واقعاً تکوین و تشريع وجود ندارد. یک امر بیشتر نیست: {{متن قرآن|وَمَا أَمْرُنَا إِلاَّ وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ}}<ref>سوره قمر، آیه ۵۰</ref> امر این افراد تکوینی است و از درون آن تشريع هم فهمیده میشود. بین تکوین و تشریع، مرزی وجود ندارد. این ولایت آن امانتی است که قرنها محفوظ مانده است. این فراز از زیارت جامعه کبیره میگوید که ممکن است حوادثی که در طول تاریخ بشریت اتفاق افتاده، گردی روی آن امانت نشانده باشد، اما امانت همچنان محفوظ است و حافظ و ضامن آن، معصومین {{عم}} هستند. اگر یک قطعه طلا در گِل یا خاک بیفتد، ممکن است از نظر ظاهری آلوده شده باشد، اما بعد از شستوشو دوباره همان طلاست. آن امانت، برتر و فراتر از این است که حوادث کوچک دنیا بتواند دگرگونش کند. امانت محفوظ، آن امانتی است که خداوند در آدم {{ع}} گذاشت و از صلب به رحم منتقل شد تا به زمان [[پیامبر]] {{صل}} و [[ائمه]] {{عم}} رسید. هماکنون این امانت نزد [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}}، محفوظ است. این امانت محفوظ همیشه میتواند با انسان ارتباط برقرار کند. همیشه هست و باید باشد و مردم به آن احتیاج دارند؛ بنابراین انسان در ارتباط با امانت ولایت الهی، هرگز محدود نیست» <ref>[[سید مجتبی حسینی|حسینی، سید مجتبی]]، [[مقامات اولیاء ج۲ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۲ ص: ۲۷۴.</ref>. | ||