←پاسخ نخست
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
:::::# [[ابوحامد غزالی]] مینویسد: وظيفه رسول آن است که تبلیغ و ارشاد کند.<ref>شأن الرسول أن يبلغ ويرشد؛ [[ابوحامد محمد غزالی|غزالی، ابوحامد محمد]]، الاقتصاد فی الاعتقاد، ص۱۲۰.</ref> مرحوم [[علامه حلی]] مینویسد: و وظیفه امام به كمال رساندن مردم است.<ref>ومن شأن الإمام تکمیل الرعيّة؛ حسنبنیوسف حلی، منهاج الكرامة، ص۱۷۹.</ref> | :::::# [[ابوحامد غزالی]] مینویسد: وظيفه رسول آن است که تبلیغ و ارشاد کند.<ref>شأن الرسول أن يبلغ ويرشد؛ [[ابوحامد محمد غزالی|غزالی، ابوحامد محمد]]، الاقتصاد فی الاعتقاد، ص۱۲۰.</ref> مرحوم [[علامه حلی]] مینویسد: و وظیفه امام به كمال رساندن مردم است.<ref>ومن شأن الإمام تکمیل الرعيّة؛ حسنبنیوسف حلی، منهاج الكرامة، ص۱۷۹.</ref> | ||
::::::درباره رابطه میان دو مفهوم وظیفه و شأن میتوان گفت امر و کار از معانی لغوی [[شأن]] بودند. وظیفه نیز به این دو معنا نزدیک است؛ ازاینرو، فارسی زبانان نیز وظیفه را معادل معنای کار قرار دادهاند؛<ref>محمد معین، فرهنگ معین، ج۴، ص۵۰۳۹؛ حسن عميد، فرهنگ فارسی عمید، ج۲، ص۱۹۵۲، گروهی از نویسندگان، فرهنگنامه فارسی، ج۳، ص۲۸۴۲.</ref> اگرچه لغتدانان عرب از آن بهعنوان یکی از معانی لغوی برای واژه شأن یاد نکردهاند. دلیل آن نیز این است که وظیفه در زبان عرب، در اصل بهمعنای مقرّریای است که روزانه برای کسی در نظر گرفته میشود.<ref>الوَظِيفَةُ: ما يُقَدَّرُ للإنسان فی كلِّ يوم من طَعامٍ أو رِزْق (اسماعيلبنحماد جوهری، الصحاح، ج۴، ص۱۴۳۹؛ صاحببنعباد، المحيط فی اللغة، ج۱۰، ص۴۳).</ref> با وجود این، وظیفه در زبان فارسی آنگاه بهکار میرود که فردی از جانب فرد دیگری یا حتی خودش، ملزم به انجام کاری باشد.<ref>محمد معین، فرهنگ فارسی، ج۴، ص۵۰۳۹.</ref> از همین جا میتوان گفت اگرچه وظیفه و کار نزدیک به هم بهنظر میرسند، تفاوتی نیز میان آن دو وجود دارد و آن این است که در معنای کار و امر الزام از جانب کسی تعبیه نشده است.<ref>البته در زبان عربی نیز بهطور فراوان، مفهوم وظیفه به همان معنای متبادر در زبان فارسی بهکار رفته است. مثلاً غزالی پس از بیان امور لازم برای انسان مینویسد: فهذه سبع وظائف اعتقد كافة السلف وجوبها على كل العوام... (ابوحامد محمد غزالی، رسائل الغزالی، ص۳۰۲).</ref> با وجود این، چنانکه گذشت، واژه شأن گاه در مورد کارهایی بهکار میرود که دیگری بر عهده کننده کار گذاشته است. بنابراین، با این تحلیل میتوان گفت ترجمه واژه شأن به وظیفه خارج از معانی لغوی نیست. | ::::::درباره رابطه میان دو مفهوم وظیفه و شأن میتوان گفت امر و کار از معانی لغوی [[شأن]] بودند. وظیفه نیز به این دو معنا نزدیک است؛ ازاینرو، فارسی زبانان نیز وظیفه را معادل معنای کار قرار دادهاند؛<ref>محمد معین، فرهنگ معین، ج۴، ص۵۰۳۹؛ حسن عميد، فرهنگ فارسی عمید، ج۲، ص۱۹۵۲، گروهی از نویسندگان، فرهنگنامه فارسی، ج۳، ص۲۸۴۲.</ref> اگرچه لغتدانان عرب از آن بهعنوان یکی از معانی لغوی برای واژه شأن یاد نکردهاند. دلیل آن نیز این است که وظیفه در زبان عرب، در اصل بهمعنای مقرّریای است که روزانه برای کسی در نظر گرفته میشود.<ref>الوَظِيفَةُ: ما يُقَدَّرُ للإنسان فی كلِّ يوم من طَعامٍ أو رِزْق (اسماعيلبنحماد جوهری، الصحاح، ج۴، ص۱۴۳۹؛ صاحببنعباد، المحيط فی اللغة، ج۱۰، ص۴۳).</ref> با وجود این، وظیفه در زبان فارسی آنگاه بهکار میرود که فردی از جانب فرد دیگری یا حتی خودش، ملزم به انجام کاری باشد.<ref>محمد معین، فرهنگ فارسی، ج۴، ص۵۰۳۹.</ref> از همین جا میتوان گفت اگرچه وظیفه و کار نزدیک به هم بهنظر میرسند، تفاوتی نیز میان آن دو وجود دارد و آن این است که در معنای کار و امر الزام از جانب کسی تعبیه نشده است.<ref>البته در زبان عربی نیز بهطور فراوان، مفهوم وظیفه به همان معنای متبادر در زبان فارسی بهکار رفته است. مثلاً غزالی پس از بیان امور لازم برای انسان مینویسد: فهذه سبع وظائف اعتقد كافة السلف وجوبها على كل العوام... (ابوحامد محمد غزالی، رسائل الغزالی، ص۳۰۲).</ref> با وجود این، چنانکه گذشت، واژه شأن گاه در مورد کارهایی بهکار میرود که دیگری بر عهده کننده کار گذاشته است. بنابراین، با این تحلیل میتوان گفت ترجمه واژه شأن به وظیفه خارج از معانی لغوی نیست. | ||
::::::استاد شهید مرتضی مطهری نیز در برابر کسی که میگوید: بنده نمیتوانم وظایف دیگری غیر از حکومت برای امامت توجیه کنم؛ زیرا حکومت آنها بر همه اعمال امامت توجیه خواهد شد، میفرماید: امامت در میان شیعه در سطحی بالاتر از حکومت مطرح است که حکومت، یکی از شئون امامت خواهد بود و آن سطح بالاتر، سطح بیان و توضیح اسلام و مرجع بودن برای احکام دین است در سطح عصمت و خطاناپذیری. ما میگوییم یکی از شئون پیغمبر اکرم{{صل}} حکومت بود.<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۸۴؛ نیز ر.ک: [[سید محسن خرازی|خرازی، سید محسن]]، بداية المعارف الالهية، ج۲، ص۲۳.</ref> در این عبارت نیز استاد شهید، شان را بهمعنای وظیفه بهکار برده است. | ::::::[[مرتضی مطهری|استاد شهید مرتضی مطهری]] نیز در برابر کسی که میگوید: بنده نمیتوانم وظایف دیگری غیر از حکومت برای امامت توجیه کنم؛ زیرا حکومت آنها بر همه اعمال امامت توجیه خواهد شد، میفرماید: امامت در میان شیعه در سطحی بالاتر از حکومت مطرح است که حکومت، یکی از شئون امامت خواهد بود و آن سطح بالاتر، سطح بیان و توضیح اسلام و مرجع بودن برای احکام دین است در سطح عصمت و خطاناپذیری. ما میگوییم یکی از شئون پیغمبر اکرم{{صل}} حکومت بود.<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۴، ص۸۸۴؛ نیز ر.ک: [[سید محسن خرازی|خرازی، سید محسن]]، بداية المعارف الالهية، ج۲، ص۲۳.</ref> در این عبارت نیز استاد شهید، شان را بهمعنای وظیفه بهکار برده است. | ||
:::::*'''تحلیل و جمعبندی:''' با توجه به آنچه گذشت، چند نکته بهدست میآید: | :::::*'''تحلیل و جمعبندی:''' با توجه به آنچه گذشت، چند نکته بهدست میآید: | ||
:::::# واژۀ [[شأن]] خود دارای چهار معنای لغوی (امر، قصد، حال و قسمتهای اصلی سر) بود؛ | :::::# واژۀ [[شأن]] خود دارای چهار معنای لغوی (امر، قصد، حال و قسمتهای اصلی سر) بود؛ | ||