ابورفاعه عدوی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ابورفاعه عدوی در تراجم و رجال]] - [[ابورفاعه عدوی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ابورفاعه عدوی در تراجم و رجال]] - [[ابورفاعه عدوی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


==مقدمه==
== مقدمه ==
از [[بنی عدی بن عبد مناة بن أدبن طابخه]]<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۸.</ref> و در اصل از [[مضر بن معد بن عدنان]] بود<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۱۹۸.</ref>. وی از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} به شمار می‌آمد و پس از [[رحلت]] آن [[حضرت]] در [[بصره]] سکونت گزید<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۸.</ref>. از این رو، او را در شمار بصریان آورده‌اند<ref>بخاری، ج۲، ص۱۵۱؛ ابن ابی حاتم، ج۲، ص۴۴۰.</ref>. البته برخی او را از [[تابعان]] دانسته و کنیه‌اش را [[ابوقتاده]] آورده‌اند<ref>مغلطای، ج۱، ص۱۱۷.</ref>، اما به نظر می‌رسد [[اشتباه]] باشد؛ چون ابوقتاده [[عدوی]]، شخص دیگری است که گرچه برخی نام و کنیه‌اش را با [[ابو رفاعه]] یکی دانسته‌اند، ولی با توجه به روایاتی که از آنان نقل شده و برخی از مشخصات دیگر، احتمال یکی بودنشان اندک است.
از [[بنی عدی بن عبد مناة بن أدبن طابخه]]<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۸.</ref> و در اصل از [[مضر بن معد بن عدنان]] بود<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۱۹۸.</ref>. وی از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} به شمار می‌آمد و پس از [[رحلت]] آن [[حضرت]] در [[بصره]] سکونت گزید<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۸.</ref>. از این رو، او را در شمار بصریان آورده‌اند<ref>بخاری، ج۲، ص۱۵۱؛ ابن ابی حاتم، ج۲، ص۴۴۰.</ref>. البته برخی او را از [[تابعان]] دانسته و کنیه‌اش را [[ابوقتاده]] آورده‌اند<ref>مغلطای، ج۱، ص۱۱۷.</ref>، اما به نظر می‌رسد [[اشتباه]] باشد؛ چون ابوقتاده [[عدوی]]، شخص دیگری است که گرچه برخی نام و کنیه‌اش را با [[ابو رفاعه]] یکی دانسته‌اند، ولی با توجه به روایاتی که از آنان نقل شده و برخی از مشخصات دیگر، احتمال یکی بودنشان اندک است.


خط ۸: خط ۸:
[[زمان]] [[اسلام آوردن]] وی روشن نیست. از او نقل کرده‌اند که گفت: روزی حضور [[رسول خدا]]{{صل}} رسیدم و ایشان در حال ایراد [[خطبه]] بود. گفتم: ای رسول خدا{{صل}}! مردی غریبم که از دینش چیزی نمی‌داند. آن حضرت پایین آمد، دینم را آموخت و برگشت و خطبه‌اش را تمام کرد<ref>ابن ابی عاصم، ج۲، ص۴۲۵؛ ابن قانع، ج۱، ص۱۱۳؛ طبرانی، ج۲، ص۵۹.</ref>. این رخداد باید در [[مدینه]] باشد نیز از وی نقل شده است که گفت: از زمانی که [[رسول خدا]]{{صل}} [[سوره بقره]] را به من آموخت، این [[سوره]] از من جدا نشد و آنچه از [[قرآن]] آموختم، به همراه آن آموختم و هرگز پشت من از [[قیام]] در شب به درد نیامد<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ ابن ابی شیبه، ج۸، ص۲۹۵.</ref>.
[[زمان]] [[اسلام آوردن]] وی روشن نیست. از او نقل کرده‌اند که گفت: روزی حضور [[رسول خدا]]{{صل}} رسیدم و ایشان در حال ایراد [[خطبه]] بود. گفتم: ای رسول خدا{{صل}}! مردی غریبم که از دینش چیزی نمی‌داند. آن حضرت پایین آمد، دینم را آموخت و برگشت و خطبه‌اش را تمام کرد<ref>ابن ابی عاصم، ج۲، ص۴۲۵؛ ابن قانع، ج۱، ص۱۱۳؛ طبرانی، ج۲، ص۵۹.</ref>. این رخداد باید در [[مدینه]] باشد نیز از وی نقل شده است که گفت: از زمانی که [[رسول خدا]]{{صل}} [[سوره بقره]] را به من آموخت، این [[سوره]] از من جدا نشد و آنچه از [[قرآن]] آموختم، به همراه آن آموختم و هرگز پشت من از [[قیام]] در شب به درد نیامد<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ ابن ابی شیبه، ج۸، ص۲۹۵.</ref>.


نیز از وی نقل شده است که می‌گفت: من در [[زمان جاهلیت]] همزادی از [[جن]] داشتم. هنگامی که [[اسلام]] آوردم، او را ندیدم تا اینکه در [[عرفات]] صدایش را شنیدم که گفت: آیا فهمیدی که پس از تو من هم [[مسلمان]] شدم؟ و چون صدای [[مردم]] را که بسیار بلند بود شنید، گفت: از فریاد زدن بپرهیز که در فریاد بلند خیر نیست<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ نیز ر.ک: ذهبی، سیر، ج۳، ص۱۴-۱۵.</ref>، نیز نقل کرده‌اند که مردی گفت: در [[خواب]] دیدم به من گفته شد برخیز که مرد توانا برخاسته است {{عربی |"قم فقد قام مطیق"}}. هنگامی که برخاستم، صدای [[ابو رفاعه]] را شنیدم که در [[دل]] شب [[نماز]] می‌خواند<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۸.</ref>.
نیز از وی نقل شده است که می‌گفت: من در [[زمان جاهلیت]] همزادی از [[جن]] داشتم. هنگامی که [[اسلام]] آوردم، او را ندیدم تا اینکه در [[عرفات]] صدایش را شنیدم که گفت: آیا فهمیدی که پس از تو من هم [[مسلمان]] شدم؟ و چون صدای [[مردم]] را که بسیار بلند بود شنید، گفت: از فریاد زدن بپرهیز که در فریاد بلند خیر نیست<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ نیز ر. ک: ذهبی، سیر، ج۳، ص۱۴-۱۵.</ref>، نیز نقل کرده‌اند که مردی گفت: در [[خواب]] دیدم به من گفته شد برخیز که مرد توانا برخاسته است {{عربی |"قم فقد قام مطیق"}}. هنگامی که برخاستم، صدای [[ابو رفاعه]] را شنیدم که در [[دل]] شب [[نماز]] می‌خواند<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۸.</ref>.


ابو رفاعه نماز و [[دعا]] می‌خواند و آخرین دعای او چنین بود: خدایا! تا هنگامی که [[زندگی]] برای من خیر است، مرا زنده بدار و هرگاه مرگم فرا رسید، [[پاک]] و پاکیزه‌ام بمیران؛ چنانکه هرکس از [[برادران دینی]] من بشنود، بر من از خوبی و [[پاکی]] و [[پاکیزگی]] [[غبطه]] خورد. پروردگارا! [[مرگ]] مرا کشته شدن در راه خودت قرار ده و مرا از نفسم باز دار {{عربی |"واخدعني عن نفسي يا واجد عني عن نفسي"}}<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ عبدالله بن مبارک، ص۱۵۰.</ref>.
ابو رفاعه نماز و [[دعا]] می‌خواند و آخرین دعای او چنین بود: خدایا! تا هنگامی که [[زندگی]] برای من خیر است، مرا زنده بدار و هرگاه مرگم فرا رسید، [[پاک]] و پاکیزه‌ام بمیران؛ چنانکه هرکس از [[برادران دینی]] من بشنود، بر من از خوبی و [[پاکی]] و [[پاکیزگی]] [[غبطه]] خورد. پروردگارا! [[مرگ]] مرا کشته شدن در راه خودت قرار ده و مرا از نفسم باز دار {{عربی |"واخدعني عن نفسي يا واجد عني عن نفسي"}}<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ عبدالله بن مبارک، ص۱۵۰.</ref>.


گفته‌اند ابو رفاعه برای یارانش آب گرم میکرد و به آنان می‌گفت از آن [[نیکو]] [[وضو]] بسازند که او نیز از آن وضو خواهد ساخت، سپس با آب سرد وضو می‌ساخت<ref>طبرانی، ج۲، ص۵۹.</ref>. وی را از فضلای<ref>به خطا: فصحاء؛ ر.ک: ابن حجر، تهذیب، ج۱۲، ص۱۰۵.</ref>، [[صحابه]]<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۱.</ref> و [[اهل عبادت]] و [[شب زنده داری]] دانسته‌اند<ref>ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۳، ص۱۵.</ref>. او در سال ۴۴ در کابل<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۱.</ref> یا [[سجستان]] کشته شد<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۸۳.</ref>. برخی گفته‌اند آنکه کشته شد، [[ابوقتاده عدوی]] بود<ref>خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۱۵۵.</ref>.
گفته‌اند ابو رفاعه برای یارانش آب گرم میکرد و به آنان می‌گفت از آن [[نیکو]] [[وضو]] بسازند که او نیز از آن وضو خواهد ساخت، سپس با آب سرد وضو می‌ساخت<ref>طبرانی، ج۲، ص۵۹.</ref>. وی را از فضلای<ref>به خطا: فصحاء؛ ر. ک: ابن حجر، تهذیب، ج۱۲، ص۱۰۵.</ref>، [[صحابه]]<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۱.</ref> و [[اهل عبادت]] و [[شب زنده داری]] دانسته‌اند<ref>ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۳، ص۱۵.</ref>. او در سال ۴۴ در کابل<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۱.</ref> یا [[سجستان]] کشته شد<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۸۳.</ref>. برخی گفته‌اند آنکه کشته شد، [[ابوقتاده عدوی]] بود<ref>خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۱۵۵.</ref>.


در علت [[مرگ]] او گفته‌اند که وی با سپاهی به [[فرماندهی]] [[عبدالرحمان بن سمره]] خارج شد. [[شب]] در کنار قلعه [[دشمن]] که در محاصره بود [[نماز]] میخواند تا آنکه در پایان شب خوابید؛ دشمن او را دید و به [[قتل]] رساند<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ حاکم، ج۳، ص۴۳۲.</ref>. [[عبدالله بن سمره]] در این باره گفت: [[ابو رفاعه]] تا هنگامی که [[شهادت]] به سراغش آمد، متوجه شهادتش نشد<ref>عبدالله بن مبارک، ص۱۵۱.</ref>. بنا بر [[نقلی]] دیگر، وی در [[فتح]] سجستان با ابن سمره همراه بود که در آخر شب برخاست، سپس افتاد و درگذشت. [[قبر]] او در [[بیهقی]] است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۷، ص۱۱۸.</ref>.
در علت [[مرگ]] او گفته‌اند که وی با سپاهی به [[فرماندهی]] [[عبدالرحمان بن سمره]] خارج شد. [[شب]] در کنار قلعه [[دشمن]] که در محاصره بود [[نماز]] میخواند تا آنکه در پایان شب خوابید؛ دشمن او را دید و به [[قتل]] رساند<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ حاکم، ج۳، ص۴۳۲.</ref>. [[عبدالله بن سمره]] در این باره گفت: [[ابو رفاعه]] تا هنگامی که [[شهادت]] به سراغش آمد، متوجه شهادتش نشد<ref>عبدالله بن مبارک، ص۱۵۱.</ref>. بنا بر [[نقلی]] دیگر، وی در [[فتح]] سجستان با ابن سمره همراه بود که در آخر شب برخاست، سپس افتاد و درگذشت. [[قبر]] او در [[بیهقی]] است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۷، ص۱۱۸.</ref>.
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش