جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==تنظیم آیات ایثار به ترتیب مصحفی آنها== | == تنظیم آیات ایثار به ترتیب مصحفی آنها == | ||
#{{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>. | #{{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«گفتند هرگز تو را بر برهانهایی که فرا راهمان (پدید) آمده و بر آن کس که ما را آفریده است برنخواهیم گزید؛ هر چه از دستت بر میآید بکن! تو تنها در زندگی این جهان کاری میتوانی کرد» سوره طه، آیه ۷۲.</ref>. | #{{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«گفتند هرگز تو را بر برهانهایی که فرا راهمان (پدید) آمده و بر آن کس که ما را آفریده است برنخواهیم گزید؛ هر چه از دستت بر میآید بکن! تو تنها در زندگی این جهان کاری میتوانی کرد» سوره طه، آیه ۷۲.</ref>. | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
#{{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«بلکه، شما زندگی این جهان را برمیگزینید» سوره اعلی، آیه ۱۶.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۳۹.</ref>. | #{{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«بلکه، شما زندگی این جهان را برمیگزینید» سوره اعلی، آیه ۱۶.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۳۹.</ref>. | ||
==ایثار در [[تفاسیر]]== | == ایثار در [[تفاسیر]] == | ||
[[شیخ طوسی]] در تبیان فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>، فرموده: این حکایت گفته [[برادران یوسف]]{{ع}} است، هنگامی که شنیدند او اعتراف به [[یوسف]] بودن خود کرده است. پس آنان در این موقع به صورت [[سوگند]] چنین گفتند: {{متن قرآن|تالله}}: به [[خدا]] سوگند که: {{متن قرآن|تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا}}، محقّقاً [[خداوند]] تو را بر ما [[فضیلت]] داد، و ایثار، [[اراده]] [[تفضیل]] و برتریدادن یکی از دو شیء است بر دیگری، و آن، نظیر [[اختیار]] است<ref>تبیان، ج۶، ص۱۹۰.</ref>. | [[شیخ طوسی]] در تبیان فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>، فرموده: این حکایت گفته [[برادران یوسف]] {{ع}} است، هنگامی که شنیدند او اعتراف به [[یوسف]] بودن خود کرده است. پس آنان در این موقع به صورت [[سوگند]] چنین گفتند: {{متن قرآن|تالله}}: به [[خدا]] سوگند که: {{متن قرآن|تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا}}، محقّقاً [[خداوند]] تو را بر ما [[فضیلت]] داد، و ایثار، [[اراده]] [[تفضیل]] و برتریدادن یکی از دو شیء است بر دیگری، و آن، نظیر [[اختیار]] است<ref>تبیان، ج۶، ص۱۹۰.</ref>. | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ...}}، فرموده: ساحران به [[فرعون]] گفتند: هرگز تو را بر دلایلی که صحّت [[نبوّت]] [[موسی]] را [[ثابت]] کرده و [[صدق]] گفتار او را [[تأیید]] میکند، بر نمیگزینیم و اختیار نمیکنیم و نیز تو را بر آنکس که ما را [[آفریده]]، اختیار نمیکنیم، (حال) هر کاری نسبت به ما میخواهی انجام دهی، تمام و کامل انجام بده: {{متن قرآن|وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ}}، که تو تنها میتوانی با سلطهات در [[زندگی]] این [[جهان]] هر کاری را انجام دهی، نه در سرای [[آخرت]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>تبیان، ج۷، ص۱۶۹.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ...}}، فرموده: ساحران به [[فرعون]] گفتند: هرگز تو را بر دلایلی که صحّت [[نبوّت]] [[موسی]] را [[ثابت]] کرده و [[صدق]] گفتار او را [[تأیید]] میکند، بر نمیگزینیم و اختیار نمیکنیم و نیز تو را بر آنکس که ما را [[آفریده]]، اختیار نمیکنیم، (حال) هر کاری نسبت به ما میخواهی انجام دهی، تمام و کامل انجام بده: {{متن قرآن|وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ}}، که تو تنها میتوانی با سلطهات در [[زندگی]] این [[جهان]] هر کاری را انجام دهی، نه در سرای [[آخرت]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>تبیان، ج۷، ص۱۶۹.</ref>. | ||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}} فرموده: [[انصار]] کسانی از [[مهاجرین]] را که نسبت به [[مال]] بر آنان سزاوارتر بودند، بر خودشان مقدّم داشتند، گرچه خود سخت به آن [[نیازمند]] بودند<ref>تبیان، ج۹، ص۵۶۴.</ref>. | فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}} فرموده: [[انصار]] کسانی از [[مهاجرین]] را که نسبت به [[مال]] بر آنان سزاوارتر بودند، بر خودشان مقدّم داشتند، گرچه خود سخت به آن [[نیازمند]] بودند<ref>تبیان، ج۹، ص۵۶۴.</ref>. | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، فرموده: پس به آنچه در آن [[رستگار]] نمیشوید، عمل نکنید<ref>کشاف، ج۲، ص۲۴۵.</ref>. | نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، فرموده: پس به آنچه در آن [[رستگار]] نمیشوید، عمل نکنید<ref>کشاف، ج۲، ص۲۴۵.</ref>. | ||
شُبَّر در تفسیرش، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا}}، فرموده: {{عربی|فضّلک بحسن الخلق و الخلق»: [[خدای متعال]] تو ([[یوسف]]) را به واسطه [[حسن]] [[آفرینش]] و حسن اخلاقت بر ما ([[برادران]]) [[فضیلت]] و برتری داد<ref>تفسیر شبر، ص۵۱۴.</ref>. | شُبَّر در تفسیرش، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا}}، فرموده: {{عربی|فضّلک بحسن الخلق و الخلق»: [[خدای متعال]] تو ([[یوسف]]) را به واسطه [[حسن]] [[آفرینش]] و حسن اخلاقت بر ما ([[برادران]]) [[فضیلت]] و برتری داد<ref>تفسیر شبر، ص۵۱۴.</ref>. | ||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَنْ نُؤْثِرَكَ}} هم فرموده: {{عربی|لن نختارک}}.: هرگز ما (ساحران) تو ([[فرعون]]) را [[اختیار]] نمیکنیم<ref>تفسیر شبر، ص۶۵۹.</ref>. | فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَنْ نُؤْثِرَكَ}} هم فرموده: {{عربی|لن نختارک}}. : هرگز ما (ساحران) تو ([[فرعون]]) را [[اختیار]] نمیکنیم<ref>تفسیر شبر، ص۶۵۹.</ref>. | ||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}<ref>«و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.</ref>، فرموده: یعنی [[سحری]] که از قول ساحران میگویند و آن را [[روایت]] میکنند<ref>تفسیر شبر، ص۱۱۷۰.</ref>. | همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}<ref>«و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.</ref>، فرموده: یعنی [[سحری]] که از قول ساحران میگویند و آن را [[روایت]] میکنند<ref>تفسیر شبر، ص۱۱۷۰.</ref>. | ||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، فرموده: {{عربی|فاشتغل بشهواتها عن عمل الاخرة}}.: با اشتغال به بو الهوسیهای [[دنیا]]، از کار [[آخرت]] باز ماندند<ref>تفسیر شبر، ص۱۱۹۰.</ref>. | همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، فرموده: {{عربی|فاشتغل بشهواتها عن عمل الاخرة}}. : با اشتغال به بو الهوسیهای [[دنیا]]، از کار [[آخرت]] باز ماندند<ref>تفسیر شبر، ص۱۱۹۰.</ref>. | ||
[[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}، فرموده: ایثار، همان اختیار و [[تفضیل]] بوده و معنای [[آیه]] معلوم است، و در آن، اعتراف آنان ([[برادران یوسف]]) به [[خطا]] کاریشان است و این که [[خدای تعالی]] یوسف را بر آنان برتری داده است<ref>المیزان، ج۱۱، ص۲۶۰.</ref>. | [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}، فرموده: ایثار، همان اختیار و [[تفضیل]] بوده و معنای [[آیه]] معلوم است، و در آن، اعتراف آنان ([[برادران یوسف]]) به [[خطا]] کاریشان است و این که [[خدای تعالی]] یوسف را بر آنان برتری داده است<ref>المیزان، ج۱۱، ص۲۶۰.</ref>. | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، أورده که: سپس به عامل اصلی [[انحراف]]، از این برنامه [[فلاح]] و [[رستگاری]] اشاره کرده، میافزاید: بلکه شما [[حیات]] [[دنیا]] را مقدّم میدارید، و پس از [[تفسیر آیه]] بعد، به نقل از [[نورالثقلین]] (ج ۵، ص۵۵۶ – ۵۵۷)، آورده که: و این در [[حقیقت]] همان مطلبی است که در [[احادیث]] نیز آمده است: {{متن حدیث|حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ}}؛ یعنی [[محبت دنیا]] سرچشمه هر گناهی است<ref>تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۴۰۴.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۴۱-۲۴۸.</ref> | همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، أورده که: سپس به عامل اصلی [[انحراف]]، از این برنامه [[فلاح]] و [[رستگاری]] اشاره کرده، میافزاید: بلکه شما [[حیات]] [[دنیا]] را مقدّم میدارید، و پس از [[تفسیر آیه]] بعد، به نقل از [[نورالثقلین]] (ج ۵، ص۵۵۶ – ۵۵۷)، آورده که: و این در [[حقیقت]] همان مطلبی است که در [[احادیث]] نیز آمده است: {{متن حدیث|حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ}}؛ یعنی [[محبت دنیا]] سرچشمه هر گناهی است<ref>تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۴۰۴.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۴۱-۲۴۸.</ref> | ||
==ایثار در [[تفاسیر]] [[روایی]]== | == ایثار در [[تفاسیر]] [[روایی]] == | ||
ابنجمعه [[عروسی]] در [[تفسیر]] روایی نورالثقلین، و [[سید هاشم بحرانی]] در تفسیر روایی [[برهان]]، فی قوله: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ...}}، از [[جمیل]] بن درّاج آوردهاند که او گفته: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|خیارکم سمحائکم، و شرارکم بخلائکم، و من صالح الاعمال، البر بالاخوان، و السعی فی حوائجهم، و فی ذلک مرغمة الشیطان، و تزحزح عن النیران، و دخول الجنان. یا جمیل! اخبر بهذا الحدیث غرر اصحابک. قال: قلت: جعلت فداک! من غرر اصحابی؟ قال: هم البارون بالاخوان فی العسر والیسر. ثم قال: یا جمیل! أن صاحب الکثیر یهون علیه، و قد مدح الله عزوجل صاحب القلیل، فقال: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} }}: [[بهترین]] شما، سخاوتمندانتان، و بدترین شما، بخیلانتانند، و از جمله [[اعمال صالح]]، نیکینمودن به [[برادران]] [[مؤمن]] و تلاش در برآوردن [[حاجات]] آنهاست، و این امر، [[ناخشنودی]] و [[اکراه]] [[شیطان]] را در بر داشته، و دوری از [[آتش]] و دخول در [[بهشت]] را سبب میگردد. ای [[جمیل]]! این [[حدیث]] را به [[یاران]] بزرگوارت خبر بده. جمیل گوید که به آن بزرگوار گفتم: فدای شما گردم! یاران بزرگوار من چه کسانی هستند؟ آن [[حضرت]] فرمود: آنان نیکیکنندگان به برادران مؤمناند، در [[زمان]] [[سختی]] و تنگی، و در زمان [[راحتی]] و [[رفاه]]. پس از آن فرمود: ای جمیل! البته، آنکه دارای [[فراوانی نعمت]] است. این امر برایش [[سهل]] و آسان است و [[خدای عزوجل]] البته، [[صاحب نعمت]] قلیل را ستوده و فرموده است: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>نورالثقلین، ج۵۰، ص۲۸۶، حدیث ۵۴؛ برهان، ص۱۱۰۵.</ref>. | ابنجمعه [[عروسی]] در [[تفسیر]] روایی نورالثقلین، و [[سید هاشم بحرانی]] در تفسیر روایی [[برهان]]، فی قوله: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ...}}، از [[جمیل]] بن درّاج آوردهاند که او گفته: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|خیارکم سمحائکم، و شرارکم بخلائکم، و من صالح الاعمال، البر بالاخوان، و السعی فی حوائجهم، و فی ذلک مرغمة الشیطان، و تزحزح عن النیران، و دخول الجنان. یا جمیل! اخبر بهذا الحدیث غرر اصحابک. قال: قلت: جعلت فداک! من غرر اصحابی؟ قال: هم البارون بالاخوان فی العسر والیسر. ثم قال: یا جمیل! أن صاحب الکثیر یهون علیه، و قد مدح الله عزوجل صاحب القلیل، فقال: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} }}: [[بهترین]] شما، سخاوتمندانتان، و بدترین شما، بخیلانتانند، و از جمله [[اعمال صالح]]، نیکینمودن به [[برادران]] [[مؤمن]] و تلاش در برآوردن [[حاجات]] آنهاست، و این امر، [[ناخشنودی]] و [[اکراه]] [[شیطان]] را در بر داشته، و دوری از [[آتش]] و دخول در [[بهشت]] را سبب میگردد. ای [[جمیل]]! این [[حدیث]] را به [[یاران]] بزرگوارت خبر بده. جمیل گوید که به آن بزرگوار گفتم: فدای شما گردم! یاران بزرگوار من چه کسانی هستند؟ آن [[حضرت]] فرمود: آنان نیکیکنندگان به برادران مؤمناند، در [[زمان]] [[سختی]] و تنگی، و در زمان [[راحتی]] و [[رفاه]]. پس از آن فرمود: ای جمیل! البته، آنکه دارای [[فراوانی نعمت]] است. این امر برایش [[سهل]] و آسان است و [[خدای عزوجل]] البته، [[صاحب نعمت]] قلیل را ستوده و فرموده است: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>نورالثقلین، ج۵۰، ص۲۸۶، حدیث ۵۴؛ برهان، ص۱۱۰۵.</ref>. | ||
و از [[محمد بن یحیی]] با اسنادش تا جمیل، و او از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کند که: شنیدم آن بزرگوار میفرمود: {{متن حدیث|إِنَّ مِمَّا خَصَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْمُؤْمِنَ أَنْ يُعَرِّفَهُ بِرَّ إِخْوَانِهِ وَ إِنْ قَلَّ وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِالْكَثْرَةِ وَ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ:{{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}}. ثُمَّ قَالَ: {{متن قرآن|وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}، وَ مَنْ عَرَّفَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِكَ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَفَّاهُ أَجْرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِغَيْرِ حِسَابٍ ثُمَّ قَالَ يَا جَمِيلُ ارْوِ هَذَا الْحَدِيثَ لِإِخْوَانِكَ فَإِنَّهُ تَرْغِيبٌ فِي الْبِرِّ}}: البته، از جمله چیزهایی که خدای عزوجل ویژگی و اختصاصی مؤمن قرار داد، این است که او را نسبت به [[نیکی]] به برادرانش آشنا کند، هر چند که آن [[نیکی]] کم باشد، و نیکینمودن به [[کثرت]] و زیادی نیست، و آن برای این است که [[خدای عزوجل]] در کتابش میفرماید: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}}. پس از آن فرمود: {{متن قرآن|وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}، و هر کس خدای عزوجل بدو چنین [[شناختی]] را بدهد، [[خدای تعالی]] او را [[دوست]] داشته است، و هر کس خدای تعالی او را دوست بدارد، [[پاداش]] او را [[روز قیامت]] بدون حساب پرداخت میکند. پس از آن فرمود: ای [[جمیل]]! این [[حدیث]] را برای برادرانت [[روایت]] کن که آن [[ترغیب]] به نیکینمودن است<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۲۸۶، حدیث ۵۶.</ref>. | و از [[محمد بن یحیی]] با اسنادش تا جمیل، و او از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کند که: شنیدم آن بزرگوار میفرمود: {{متن حدیث|إِنَّ مِمَّا خَصَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْمُؤْمِنَ أَنْ يُعَرِّفَهُ بِرَّ إِخْوَانِهِ وَ إِنْ قَلَّ وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِالْكَثْرَةِ وَ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ:{{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}}. ثُمَّ قَالَ: {{متن قرآن|وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}، وَ مَنْ عَرَّفَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِكَ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَفَّاهُ أَجْرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِغَيْرِ حِسَابٍ ثُمَّ قَالَ يَا جَمِيلُ ارْوِ هَذَا الْحَدِيثَ لِإِخْوَانِكَ فَإِنَّهُ تَرْغِيبٌ فِي الْبِرِّ}}: البته، از جمله چیزهایی که خدای عزوجل ویژگی و اختصاصی مؤمن قرار داد، این است که او را نسبت به [[نیکی]] به برادرانش آشنا کند، هر چند که آن [[نیکی]] کم باشد، و نیکینمودن به [[کثرت]] و زیادی نیست، و آن برای این است که [[خدای عزوجل]] در کتابش میفرماید: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}}. پس از آن فرمود: {{متن قرآن|وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}، و هر کس خدای عزوجل بدو چنین [[شناختی]] را بدهد، [[خدای تعالی]] او را [[دوست]] داشته است، و هر کس خدای تعالی او را دوست بدارد، [[پاداش]] او را [[روز قیامت]] بدون حساب پرداخت میکند. پس از آن فرمود: ای [[جمیل]]! این [[حدیث]] را برای برادرانت [[روایت]] کن که آن [[ترغیب]] به نیکینمودن است<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۲۸۶، حدیث ۵۶.</ref>. | ||
و نیز از ابا [[بصیر]] روایت شده که او گفت: از یکی از آن دو بزرگوار [[امام باقر]] یا [[امام صادق]]{{عم}} سوال کردم که کدامین [[صدقه]] [[افضل]] است؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|جُهْدُ الْمُقِلِ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}}، تَرَى هَاهُنَا فَضْلًا؟}}: در حال [[فقر]] و کمیِ [[مال]]، به اندازهای که در توان دارد اعطای صدقه را [[تحمل]] کند. آیا فرموده خدای عزوجل را نشنیدی که: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}}، تا متوجه بشوی که [[فضل]] در همینجاست؟<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۲۸۷، حدیث ۶۰؛ برهان، ص۱۱۰۵.</ref>. | و نیز از ابا [[بصیر]] روایت شده که او گفت: از یکی از آن دو بزرگوار [[امام باقر]] یا [[امام صادق]] {{عم}} سوال کردم که کدامین [[صدقه]] [[افضل]] است؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|جُهْدُ الْمُقِلِ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}}، تَرَى هَاهُنَا فَضْلًا؟}}: در حال [[فقر]] و کمیِ [[مال]]، به اندازهای که در توان دارد اعطای صدقه را [[تحمل]] کند. آیا فرموده خدای عزوجل را نشنیدی که: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}}، تا متوجه بشوی که [[فضل]] در همینجاست؟<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۲۸۷، حدیث ۶۰؛ برهان، ص۱۱۰۵.</ref>. | ||
باز از ابا بصیر روایت شده که از امام باقر{{ع}} سؤال نمودم: آیا [[پیامبر خدا]]{{صل}} از [[بخل]] به خدای تعالی [[پناه]] میبرده است؟ آن [[حضرت]] در پاسخ به سؤال من فرمود: {{متن حدیث|نَعَمْ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فِي كُلِّ صَبَاحٍ وَ مَسَاءٍ وَ نَحْنُ نَتَعَوَّذُ بِاللَّهِ مِنَ الْبُخْلِ يَقُولُ اللَّهُ: {{متن قرآن|وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} }}: آری ای ابامحمد! در هر [[صبح و شام]] (آن حضرت از بخل به [[خدای متعال]] پناه میبرد)، و ما نیز از بخل به خدای تعالی پناه میبریم، به جهت اینکه خدای متعال فرمود: {{متن قرآن|وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۲۹۰، حدیث ۶۲.</ref>. | باز از ابا بصیر روایت شده که از امام باقر {{ع}} سؤال نمودم: آیا [[پیامبر خدا]] {{صل}} از [[بخل]] به خدای تعالی [[پناه]] میبرده است؟ آن [[حضرت]] در پاسخ به سؤال من فرمود: {{متن حدیث|نَعَمْ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فِي كُلِّ صَبَاحٍ وَ مَسَاءٍ وَ نَحْنُ نَتَعَوَّذُ بِاللَّهِ مِنَ الْبُخْلِ يَقُولُ اللَّهُ: {{متن قرآن|وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} }}: آری ای ابامحمد! در هر [[صبح و شام]] (آن حضرت از بخل به [[خدای متعال]] پناه میبرد)، و ما نیز از بخل به خدای تعالی پناه میبریم، به جهت اینکه خدای متعال فرمود: {{متن قرآن|وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۲۹۰، حدیث ۶۲.</ref>. | ||
و در [[مجمع البیان]] در [[حدیثی]] آمده است که: {{متن حدیث|لَا يَجْتَمِعُ الشُّحُّ وَ الْإِيمَانُ فِي قَلْبِ رجل مسلم، ولا یجتمع غبار فی سبیل الله و دخان جهنم فی جوف رجل مسلم}}.: [[بخل]] و [[ایمان]] در [[دل]] [[مرد]] [[مسلمان]] جمع نمیشود، همانگونه که گرد و غبار در [[راه]] [[خدای متعال]] و [[دود]] [[جهنم]] در درون مرد مسلمان جمع نمیگردد<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۲۹۱، حدیث ۶۳.</ref>. | و در [[مجمع البیان]] در [[حدیثی]] آمده است که: {{متن حدیث|لَا يَجْتَمِعُ الشُّحُّ وَ الْإِيمَانُ فِي قَلْبِ رجل مسلم، ولا یجتمع غبار فی سبیل الله و دخان جهنم فی جوف رجل مسلم}}. : [[بخل]] و [[ایمان]] در [[دل]] [[مرد]] [[مسلمان]] جمع نمیشود، همانگونه که گرد و غبار در [[راه]] [[خدای متعال]] و [[دود]] [[جهنم]] در درون مرد مسلمان جمع نمیگردد<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۲۹۱، حدیث ۶۳.</ref>. | ||
در [[تفسیر]] درّ المنثور آمده که: | در [[تفسیر]] درّ المنثور آمده که: | ||
# [[عبد بن حمید]]، ابنمنذر و [[ابن ابیحاتم]] درباره قوله: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، از [[عکرمه]] [[اخراج]] نمودند که او گفت: {{عربی|یعنی هذه الأمة، و انکم ستؤثرون الحیوة الدنیا}}<ref>در المنثور، ج۶، ص۳۴۰.</ref>. | # [[عبد بن حمید]]، ابنمنذر و [[ابن ابیحاتم]] درباره قوله: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، از [[عکرمه]] [[اخراج]] نمودند که او گفت: {{عربی|یعنی هذه الأمة، و انکم ستؤثرون الحیوة الدنیا}}<ref>در المنثور، ج۶، ص۳۴۰.</ref>. | ||
# [[بیهقی]] از [[حسن]] اخراج نمود که گفت: {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ}}<ref>در المنثور، ج۶، ص۳۴۱.</ref>. | # [[بیهقی]] از [[حسن]] اخراج نمود که گفت: {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ}}<ref>در المنثور، ج۶، ص۳۴۱.</ref>. | ||
درباره [[طغیان]] و [[هوای نفس]] و مسیر [[بهشت و جهنم]] | درباره [[طغیان]] و [[هوای نفس]] و مسیر [[بهشت و جهنم]] | ||
# [[یحیی بن عقیل]] گوید: [[امیر المؤمنین]]{{ع}} فرموده: {{متن حدیث|انما أخاف علیکم الاثنین: اتباع الهوی، و طول الأمل؛ اما اتباع الهوی، فانه یصدّ عن الحق، و اما طول الأمل، فینسی الاخرة}}.: البته، از دو [[أمر]] بر شما خایفم: [[پیروی از هوای نفس]]، و [[آرزوی طولانی]]، اما پیروی از هوای نفس، شما را از [[حق]] باز میدارد، و اما آرزوی طولانی، [[آخرت]] را در شما به [[نسیان]] و [[فراموشی]] میسپارد<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۰۷، ح۴۷.</ref>. | # [[یحیی بن عقیل]] گوید: [[امیر المؤمنین]] {{ع}} فرموده: {{متن حدیث|انما أخاف علیکم الاثنین: اتباع الهوی، و طول الأمل؛ اما اتباع الهوی، فانه یصدّ عن الحق، و اما طول الأمل، فینسی الاخرة}}. : البته، از دو [[أمر]] بر شما خایفم: [[پیروی از هوای نفس]]، و [[آرزوی طولانی]]، اما پیروی از هوای نفس، شما را از [[حق]] باز میدارد، و اما آرزوی طولانی، [[آخرت]] را در شما به [[نسیان]] و [[فراموشی]] میسپارد<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۰۷، ح۴۷.</ref>. | ||
# [[محمد بن یحیی]] با اسنادش تا [[حمزة بن حمران]]، و او هم از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] کند که آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكَارِهِ وَ الصَّبِرِ مَنْ صَبَرَ عَلَى الْمَكَارِهِ فِي الدُّنْيَا دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ جَهَنَّمُ مَحْفُوفَةٌ بِاللَّذَّاتِ وَ الشَّهَوَاتِ فَمَنْ أَعْطَى نَفْسَهُ لَذَّتَهَا أَوْ شَهْوَتَهَا دَخَلَ النَّارَ}}: [[بهشت]] در لابلای ناخشنودیها، [[صبر]] و [[شکیبایی]] حاصل شود؛ پس کسی که بر ناخشنودیها و ناراحتیهای [[دنیا]]، شکیبایی و [[خویشتنداری]] کند، داخل در بهشت گردد، و [[دوزخ]] در لابلای خوشیهای [[نامشروع]] و بوالهوسیها، فراهم گردد؛ پس کسی که خودش را به [[لذات]] نامشروع و بوالهوسیها بسپارد، وارد دوزخ گردد<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۰۷، حدیث ۴۶.</ref>. | # [[محمد بن یحیی]] با اسنادش تا [[حمزة بن حمران]]، و او هم از [[امام باقر]] {{ع}} [[روایت]] کند که آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكَارِهِ وَ الصَّبِرِ مَنْ صَبَرَ عَلَى الْمَكَارِهِ فِي الدُّنْيَا دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ جَهَنَّمُ مَحْفُوفَةٌ بِاللَّذَّاتِ وَ الشَّهَوَاتِ فَمَنْ أَعْطَى نَفْسَهُ لَذَّتَهَا أَوْ شَهْوَتَهَا دَخَلَ النَّارَ}}: [[بهشت]] در لابلای ناخشنودیها، [[صبر]] و [[شکیبایی]] حاصل شود؛ پس کسی که بر ناخشنودیها و ناراحتیهای [[دنیا]]، شکیبایی و [[خویشتنداری]] کند، داخل در بهشت گردد، و [[دوزخ]] در لابلای خوشیهای [[نامشروع]] و بوالهوسیها، فراهم گردد؛ پس کسی که خودش را به [[لذات]] نامشروع و بوالهوسیها بسپارد، وارد دوزخ گردد<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۰۷، حدیث ۴۶.</ref>. | ||
#در [[حدیث]] آمده است که [[امام صادق]]{{ع}} میفرمود: {{متن حدیث|لَا تَدَعِ النَّفْسَ وَ هَوَاهَا- فَإِنَّ هَوَاهَا فِي رَدَاهَا وَ تَرْكُ النَّفْسِ وَ مَا تَهْوَى أَذَاهَا وَ كَفُّ النَّفْسِ عَمَّا تَهْوَى دَوَاهَا}}: نفس را با [[هوای نفس]] رها مکن! چرا که هوای نفس در صدد [[تباهی]] و [[فساد]] نفس است، و نفس را به دست هوای نفس سپردن، [[بیماری]] آن، و خودداری نفس از هوای نفس، داروی آن میباشد<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۰۷، حدیث ۴۵.</ref>. | # در [[حدیث]] آمده است که [[امام صادق]] {{ع}} میفرمود: {{متن حدیث|لَا تَدَعِ النَّفْسَ وَ هَوَاهَا- فَإِنَّ هَوَاهَا فِي رَدَاهَا وَ تَرْكُ النَّفْسِ وَ مَا تَهْوَى أَذَاهَا وَ كَفُّ النَّفْسِ عَمَّا تَهْوَى دَوَاهَا}}: نفس را با [[هوای نفس]] رها مکن! چرا که هوای نفس در صدد [[تباهی]] و [[فساد]] نفس است، و نفس را به دست هوای نفس سپردن، [[بیماری]] آن، و خودداری نفس از هوای نفس، داروی آن میباشد<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۰۷، حدیث ۴۵.</ref>. | ||
#در [[مجمع البیان]] ذیل قوله: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، فرموده: در حدیث آمده: {{متن حدیث|من احب آخرته، اضر دنیاه، و من احب الدنیا، اضر بآخرته}}: هر کس آخرتش را [[دوست]] بدارد، دنیایش را مایه ضرر و زیان میداند، و هر کس دنیایش را دوست بدارد، آخرتش را مایه زیان میدارد<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۷۶.</ref>. | # در [[مجمع البیان]] ذیل قوله: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، فرموده: در حدیث آمده: {{متن حدیث|من احب آخرته، اضر دنیاه، و من احب الدنیا، اضر بآخرته}}: هر کس آخرتش را [[دوست]] بدارد، دنیایش را مایه ضرر و زیان میداند، و هر کس دنیایش را دوست بدارد، آخرتش را مایه زیان میدارد<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۷۶.</ref>. | ||
# [[مسلم بن عبد الله]] گوید: از [[امام]] [[علی بن حسین]]{{ع}} سؤال شد: کدامین [[اعمال]] نزد [[خدای متعال]] [[افضل]] است؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|ما من عمل بعد معرفة الله عزوجل و معرفة رسول الله{{صل}}، افضل من [[بغض]] الدنیا؛ فان لذلک شعبا کثیرة و للمعاصی شعب. فأول ما عصی [[الله]] به، الکبر، [[معصیة]] [[ابلیس]] حین ابی و استکبر و کان من الکافرین. ثم الحرص و هی معصیة [[آدم]] و [[حوا]]{{عم}} حین قال الله عزوجل لهما: {{متن قرآن|وکلا منها رغدا حیث تمتما ولا تقربا هذه الشجرة تکونا من الظالمین}}، فاخذا ما لا حاجة بهما الیه، فدخل ذلک [[علی]] ذریتهما الی [[یوم]] القیامة، و ذلک أن اکثر ما یطلب ابن آدم ما لا حاجة به الیه. ثم الحسد، و هی معصیة ابن آدم حیث [[حسد]] اخاه فقتله، فتشعب من ذلک، [[حب]] النساء و حب الدنیا و حب الریاسة و حب الراحة و حب الکلام و حب العلو و الثروة، فصرن سبع [[خصال]]، فاجتمعن کلهن فی حب الدنیا، فقالت الانبیاء و العلماء بعد معرفة ذلک: حب الدنیا رأس کل خطیئة}}: عملی بعد از [[معرفت]] [[خدای عزوجل]] و معرفت [[پیامبر]]{{صل}}، [[برتر]] از دشمنیداشتن با [[دنیا]] نیست. البته، برای چنین امری شعبههای بسیار بوده و برای [[معاصی]] نیز شعبههایی است. اول چیزی که [[خدا]] با آن [[نافرمانی]] شد، [[کبر]] بود؛ نافرمانی [[شیطان]] زمانی که از [[فرمان خدا]] [[سرپیچی]] و [[تکبر]] نمود و از [[کافران]] گردید. پس از آن، [[حرص]] است و آن نافرمانیای بود که [[آدم]] و [[حوا]] نمودند، هنگامی که [[خدای عزوجل]] به آن دو فرمود: از هر چه خواستید، تناول کنید، اما به این درخت ممنوعه نزدیک نشوید، پس آنان از [[ستمکاران]] گردیدند؛ چون چیزی را برگرفتند که مورد حاجتشان نبود. پس از آن، (این [[معصیت]]) بر [[فرزندان]] آن دو تا [[روز قیامت]] مستولی گشت. این چنین است که فرزند آدم بیشترین چیزی را که [[طلب]] میکند، چیزی است که بدان حاجتی ندارد. پس از آن، [[حسد]] است، و آن، گناهی بود که فرزند آدم مرتکب گردید؛ آنجا که نسبت به برادرش [[حسادت]] نمود و برادرش را به [[قتل]] رسانید. پس از این معصیت، [[حب]] [[زن]]، [[حب دنیا]]، [[حب ریاست]]، حب [[راحتی]] و [[آسایش]]، حب [[سخن گفتن]]، حب [[علو]] [[مقام]] و حب [[مال]] و [[ثروت]] منشعب میشود. پس اینها هفت [[خصلت]] شدند که همگی آنها در [[حبّ دنیا]] وجود دارد، و [[انبیا]] و [[علما]] همه و همه بعد از [[معرفت]] و [[شناخت]] این [[خصال]] فرمودند: {{متن حدیث|حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ}}<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۵۷، حدیث ۲۵.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۴۸.</ref> | # [[مسلم بن عبد الله]] گوید: از [[امام]] [[علی بن حسین]] {{ع}} سؤال شد: کدامین [[اعمال]] نزد [[خدای متعال]] [[افضل]] است؟ آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|ما من عمل بعد معرفة الله عزوجل و معرفة رسول الله {{صل}}، افضل من [[بغض]] الدنیا؛ فان لذلک شعبا کثیرة و للمعاصی شعب. فأول ما عصی [[الله]] به، الکبر، [[معصیة]] [[ابلیس]] حین ابی و استکبر و کان من الکافرین. ثم الحرص و هی معصیة [[آدم]] و [[حوا]] {{عم}} حین قال الله عزوجل لهما: {{متن قرآن|وکلا منها رغدا حیث تمتما ولا تقربا هذه الشجرة تکونا من الظالمین}}، فاخذا ما لا حاجة بهما الیه، فدخل ذلک [[علی]] ذریتهما الی [[یوم]] القیامة، و ذلک أن اکثر ما یطلب ابن آدم ما لا حاجة به الیه. ثم الحسد، و هی معصیة ابن آدم حیث [[حسد]] اخاه فقتله، فتشعب من ذلک، [[حب]] النساء و حب الدنیا و حب الریاسة و حب الراحة و حب الکلام و حب العلو و الثروة، فصرن سبع [[خصال]]، فاجتمعن کلهن فی حب الدنیا، فقالت الانبیاء و العلماء بعد معرفة ذلک: حب الدنیا رأس کل خطیئة}}: عملی بعد از [[معرفت]] [[خدای عزوجل]] و معرفت [[پیامبر]] {{صل}}، [[برتر]] از دشمنیداشتن با [[دنیا]] نیست. البته، برای چنین امری شعبههای بسیار بوده و برای [[معاصی]] نیز شعبههایی است. اول چیزی که [[خدا]] با آن [[نافرمانی]] شد، [[کبر]] بود؛ نافرمانی [[شیطان]] زمانی که از [[فرمان خدا]] [[سرپیچی]] و [[تکبر]] نمود و از [[کافران]] گردید. پس از آن، [[حرص]] است و آن نافرمانیای بود که [[آدم]] و [[حوا]] نمودند، هنگامی که [[خدای عزوجل]] به آن دو فرمود: از هر چه خواستید، تناول کنید، اما به این درخت ممنوعه نزدیک نشوید، پس آنان از [[ستمکاران]] گردیدند؛ چون چیزی را برگرفتند که مورد حاجتشان نبود. پس از آن، (این [[معصیت]]) بر [[فرزندان]] آن دو تا [[روز قیامت]] مستولی گشت. این چنین است که فرزند آدم بیشترین چیزی را که [[طلب]] میکند، چیزی است که بدان حاجتی ندارد. پس از آن، [[حسد]] است، و آن، گناهی بود که فرزند آدم مرتکب گردید؛ آنجا که نسبت به برادرش [[حسادت]] نمود و برادرش را به [[قتل]] رسانید. پس از این معصیت، [[حب]] [[زن]]، [[حب دنیا]]، [[حب ریاست]]، حب [[راحتی]] و [[آسایش]]، حب [[سخن گفتن]]، حب [[علو]] [[مقام]] و حب [[مال]] و [[ثروت]] منشعب میشود. پس اینها هفت [[خصلت]] شدند که همگی آنها در [[حبّ دنیا]] وجود دارد، و [[انبیا]] و [[علما]] همه و همه بعد از [[معرفت]] و [[شناخت]] این [[خصال]] فرمودند: {{متن حدیث|حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ}}<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۵۵۷، حدیث ۲۵.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۴۸.</ref> | ||
==[[تدبّر]] در [[آیات]] ایثار== | == [[تدبّر]] در [[آیات]] ایثار == | ||
{{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستادهایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>. | {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستادهایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>. | ||
پیش از این، مشتقات ایثار در آیات ششگانه، به صورت فعل ماضی و مضارع ذکر شد و سپس شرح لغوی، [[تفسیری]] و [[روایی]] آن گذشت. اینجا نیز معنا و مفهوم متنوع و نسبی ایثار را به ترتیب آیات [[مصحف]] بررسی کرده و پس از آن هم معیارهای ایثار را به ترتیب [[آیات]] نزولی [[تدبر]] مینماییم.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۳.</ref> | پیش از این، مشتقات ایثار در آیات ششگانه، به صورت فعل ماضی و مضارع ذکر شد و سپس شرح لغوی، [[تفسیری]] و [[روایی]] آن گذشت. اینجا نیز معنا و مفهوم متنوع و نسبی ایثار را به ترتیب آیات [[مصحف]] بررسی کرده و پس از آن هم معیارهای ایثار را به ترتیب [[آیات]] نزولی [[تدبر]] مینماییم.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۳.</ref> | ||
===تنوع معنا و مفهوم ایثار به ترتیب آیات [[مصحف]]=== | === تنوع معنا و مفهوم ایثار به ترتیب آیات [[مصحف]] === | ||
====معنا و مفهوم اول ایثار==== | ==== معنا و مفهوم اول ایثار ==== | ||
یکی از معانی و مفاهیم ایثار، ایثار [[خدای تعالی]] نسبت به بندهاش، [[یوسف]]{{ع}} است: {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>. | یکی از معانی و مفاهیم ایثار، ایثار [[خدای تعالی]] نسبت به بندهاش، [[یوسف]] {{ع}} است: {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>. | ||
حال این سؤال مطرح است که ایثار [[خدای متعال]] نسبت به بندهاش یوسف{{ع}} بر برادرانش در چه بوده است؟ پاسخ این سؤال را در [[آیه]] ۸۷ [[سوره انعام]] مییابیم که ایثار خدای متعال نسبت به [[بنده]] اش، یوسف{{ع}} [[برگزیدن]] او به [[پیامبری]] و هدایتش به [[راه مستقیم]] بوده است: {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷.</ref>، و اینکه وجود چه صفاتی در یوسف{{ع}} زمینه این [[گزینش]] را فراهم آورده است؟ از آیه ۲۴ [[سوره سجده]] در مییابیم که [[صبر]] و [[یقین]] به عنوان دو عامل اساسی، زمینهساز ایثار خدای متعال نسبت به [[بندگان]] صالحاند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}}<ref>«و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی میکردند» سوره سجده، آیه ۲۴.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۳.</ref> | حال این سؤال مطرح است که ایثار [[خدای متعال]] نسبت به بندهاش یوسف {{ع}} بر برادرانش در چه بوده است؟ پاسخ این سؤال را در [[آیه]] ۸۷ [[سوره انعام]] مییابیم که ایثار خدای متعال نسبت به [[بنده]] اش، یوسف {{ع}} [[برگزیدن]] او به [[پیامبری]] و هدایتش به [[راه مستقیم]] بوده است: {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷.</ref>، و اینکه وجود چه صفاتی در یوسف {{ع}} زمینه این [[گزینش]] را فراهم آورده است؟ از آیه ۲۴ [[سوره سجده]] در مییابیم که [[صبر]] و [[یقین]] به عنوان دو عامل اساسی، زمینهساز ایثار خدای متعال نسبت به [[بندگان]] صالحاند: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}}<ref>«و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی میکردند» سوره سجده، آیه ۲۴.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۳.</ref> | ||
====معنا و مفهوم دوم ایثار==== | ==== معنا و مفهوم دوم ایثار ==== | ||
یکی از معانی و مفاهیم ایثار، ایثار [[اعتقاد به توحید]] و نشانههای خدای متعال است: {{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«گفتند هرگز تو را بر برهانهایی که فرا راهمان (پدید) آمده و بر آن کس که ما را آفریده است برنخواهیم گزید؛ هر چه از دستت بر میآید بکن! تو تنها در زندگی این جهان کاری میتوانی کرد» سوره طه، آیه ۷۲.</ref>. آنجا که معیار [[حقیقی]] [[فضیلت]] به دست میآید، [[دنیا]] و ما فیها در برابر آن، [[ارزش]] و معنایی ندارد و همه چیز حتی [[حیات]] [[انسان]] تحتالشعاع آن قرار میگیرد. لذا وقتی ساحران در [[مبارزه]] با [[موسی]]{{ع}} در آن [[روز]] [[موعود]]، [[سحر]] خود را عرضه کردند و سپس بیّنات که [[معجزه]] موسی{{ع}} بود، همه مصنوعات و نتیجه کار همه آنان را بلعید و بعد به شکل اوّلیه خود؛ یعنی [[عصا]]، در دست موسی{{ع}} قرار گرفت، ساحران که در تشخیص سحر و معجزه و تفاوت آن دو [[صداقت]] نشان دادند، [[حقیقت]] فضیلت بر ایشان معلوم گردید و [[فرعون]] را با همه [[جاه]] و جلالش و با همه وعدهها و نویدهایش رها کردند؛ آنچنان رها کردنی که در مقابل او قرار گرفتند و به [[مخالفت]] با او برخاستند: {{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا}}، همه چیز فرعون را به هیچ گرفتند. بعد قدم فراتر گذاشته، و سخنی گفتند که همه ادعای فرعون را زیر سؤال برد، و در عینحال، [[پوچی]] ادعای او را به [[ثبت]] رسانیدند: {{متن قرآن|فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ}}:هر کاری از دستت بر میآید، انجام بده! یعنی ای فرعون! کاری که تو میتوانی بکنی، بسیار محدود و ناچیز و در حد یک [[بنده]] [[ظالم]] و [[ستمگر]] است؛ زیرا [[ستمگران]] در این دنیا دست خود را به [[ظلم و ستم]] [[آلوده]] میکنند و تو هم ای فرعون! فقط در این دنیاست که میتوانی از [[بغض]] و کینهای که داری، ظلمی بکنی: {{متن قرآن|إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، اما در سرای [[آخرت]]، نتیجه [[اعمال زشت]] خود را خواهی دید. این همه [[قدرت]]، جرأت و [[شجاعت]] که در ساحران فعلیت پیدا کرد، نتیجه [[شناخت]] حقیقت فضیلتی بود که با چشم خود آن را در معجزه موسی{{ع}} دیدند و با [[عقل]] خود خویش را در مسیر آن به [[تفکر]] و [[اندیشه]] واداشتند و در پی آن، جهت [[راه]] خود را آن چنان [[اصلاح]] کردند که سالکان [[راه]] [[حق]] بدان مبادرت دارند؛ یعنی نسبت به [[اعتقاد به توحید]] [[خدای متعال]] و نشانههای او ایثار نمودند.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۴.</ref> | یکی از معانی و مفاهیم ایثار، ایثار [[اعتقاد به توحید]] و نشانههای خدای متعال است: {{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«گفتند هرگز تو را بر برهانهایی که فرا راهمان (پدید) آمده و بر آن کس که ما را آفریده است برنخواهیم گزید؛ هر چه از دستت بر میآید بکن! تو تنها در زندگی این جهان کاری میتوانی کرد» سوره طه، آیه ۷۲.</ref>. آنجا که معیار [[حقیقی]] [[فضیلت]] به دست میآید، [[دنیا]] و ما فیها در برابر آن، [[ارزش]] و معنایی ندارد و همه چیز حتی [[حیات]] [[انسان]] تحتالشعاع آن قرار میگیرد. لذا وقتی ساحران در [[مبارزه]] با [[موسی]] {{ع}} در آن [[روز]] [[موعود]]، [[سحر]] خود را عرضه کردند و سپس بیّنات که [[معجزه]] موسی {{ع}} بود، همه مصنوعات و نتیجه کار همه آنان را بلعید و بعد به شکل اوّلیه خود؛ یعنی [[عصا]]، در دست موسی {{ع}} قرار گرفت، ساحران که در تشخیص سحر و معجزه و تفاوت آن دو [[صداقت]] نشان دادند، [[حقیقت]] فضیلت بر ایشان معلوم گردید و [[فرعون]] را با همه [[جاه]] و جلالش و با همه وعدهها و نویدهایش رها کردند؛ آنچنان رها کردنی که در مقابل او قرار گرفتند و به [[مخالفت]] با او برخاستند: {{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا}}، همه چیز فرعون را به هیچ گرفتند. بعد قدم فراتر گذاشته، و سخنی گفتند که همه ادعای فرعون را زیر سؤال برد، و در عینحال، [[پوچی]] ادعای او را به [[ثبت]] رسانیدند: {{متن قرآن|فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ}}:هر کاری از دستت بر میآید، انجام بده! یعنی ای فرعون! کاری که تو میتوانی بکنی، بسیار محدود و ناچیز و در حد یک [[بنده]] [[ظالم]] و [[ستمگر]] است؛ زیرا [[ستمگران]] در این دنیا دست خود را به [[ظلم و ستم]] [[آلوده]] میکنند و تو هم ای فرعون! فقط در این دنیاست که میتوانی از [[بغض]] و کینهای که داری، ظلمی بکنی: {{متن قرآن|إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}، اما در سرای [[آخرت]]، نتیجه [[اعمال زشت]] خود را خواهی دید. این همه [[قدرت]]، جرأت و [[شجاعت]] که در ساحران فعلیت پیدا کرد، نتیجه [[شناخت]] حقیقت فضیلتی بود که با چشم خود آن را در معجزه موسی {{ع}} دیدند و با [[عقل]] خود خویش را در مسیر آن به [[تفکر]] و [[اندیشه]] واداشتند و در پی آن، جهت [[راه]] خود را آن چنان [[اصلاح]] کردند که سالکان [[راه]] [[حق]] بدان مبادرت دارند؛ یعنی نسبت به [[اعتقاد به توحید]] [[خدای متعال]] و نشانههای او ایثار نمودند.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۴.</ref> | ||
====معنا و مفهوم سوم ایثار==== | ==== معنا و مفهوم سوم ایثار ==== | ||
یکی از معانی و مفاهیم ایثار، ایثار [[مؤمنین]] [[نیازمند]] است. آنان با کمالِ وسعت نظر و خالی از هر گونه [[بخل]] و [[تنگنظری]]، با آنکه خود نیازمندند، از روی [[محبت]]، [[مؤمنان]] نیازمند دیگر را بر خود مقدّم میدارند. [[آیه]] نه [[سوره حشر]]، مصداق این معنا و مفهوم از ایثار را در [[اخلاق]] و [[روحیات]] [[انصار]] بیان میفرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref>. | یکی از معانی و مفاهیم ایثار، ایثار [[مؤمنین]] [[نیازمند]] است. آنان با کمالِ وسعت نظر و خالی از هر گونه [[بخل]] و [[تنگنظری]]، با آنکه خود نیازمندند، از روی [[محبت]]، [[مؤمنان]] نیازمند دیگر را بر خود مقدّم میدارند. [[آیه]] نه [[سوره حشر]]، مصداق این معنا و مفهوم از ایثار را در [[اخلاق]] و [[روحیات]] [[انصار]] بیان میفرماید: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref>. | ||
آنان برای [[مهاجرت]] [[مسلمانان]] [[مکه]] به [[مدینه]] [[زمینهسازی]] نمودند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ}}، و پیش از این که [[مهاجرین]] به سوی آنان [[هجرت]] کنند (دوبار در [[عقبه]]؛ یعنی در محل گردنهای که نزدیک [[مکّه]] است و به دور از چشم [[مردم]]، به طور مخفیانه با [[پیامبر]] یا [[بیعت]] نمودند و [[ایمان]] آوردند: {{متن قرآن|وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ}}، و مسلمانانی که از مکه به سوی آنان مهاجرت کردند، مورد محبت آنان بودند: {{متن قرآن|يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ}}، و نسبت به آنچه بر [[سبیل]] [[ضرورت]] به [[مهاجران]] اعطا میشد، قلباً در خود [[احساس نیاز]] نمیکردند: {{متن قرآن|وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا}}، و در تقسیم [[غنایم]]، یا در اعطای [[مال]]، مهاجران را بر خود مقدّم میداشتند، گرچه خود بدان نیازمند و محتاج بودند: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}}، و این ویژگیها ملازم آنان گردیده، تا اینکه [[خدای متعال]] آنان را از بخلورزیدن، محافظت نماید: {{متن قرآن|وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ}} و این مردمند که [[اهل]] [[فلاح]] و رستگاریاند: {{متن قرآن|فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۵.</ref> | آنان برای [[مهاجرت]] [[مسلمانان]] [[مکه]] به [[مدینه]] [[زمینهسازی]] نمودند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ}}، و پیش از این که [[مهاجرین]] به سوی آنان [[هجرت]] کنند (دوبار در [[عقبه]]؛ یعنی در محل گردنهای که نزدیک [[مکّه]] است و به دور از چشم [[مردم]]، به طور مخفیانه با [[پیامبر]] یا [[بیعت]] نمودند و [[ایمان]] آوردند: {{متن قرآن|وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ}}، و مسلمانانی که از مکه به سوی آنان مهاجرت کردند، مورد محبت آنان بودند: {{متن قرآن|يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ}}، و نسبت به آنچه بر [[سبیل]] [[ضرورت]] به [[مهاجران]] اعطا میشد، قلباً در خود [[احساس نیاز]] نمیکردند: {{متن قرآن|وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا}}، و در تقسیم [[غنایم]]، یا در اعطای [[مال]]، مهاجران را بر خود مقدّم میداشتند، گرچه خود بدان نیازمند و محتاج بودند: {{متن قرآن|وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}}، و این ویژگیها ملازم آنان گردیده، تا اینکه [[خدای متعال]] آنان را از بخلورزیدن، محافظت نماید: {{متن قرآن|وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ}} و این مردمند که [[اهل]] [[فلاح]] و رستگاریاند: {{متن قرآن|فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۵.</ref> | ||
====معنا و مفهوم چهارم ایثار==== | ==== معنا و مفهوم چهارم ایثار ==== | ||
معنا و مفهوم چهارم ایثار، ایثار [[کافران]] است. این معنا و مفهوم، خاصّ [[منکران]] [[حق]] است، آنان که [[اندیشه]] خود را در [[راه]] ناصواب به کار میگیرند و آن راه ناصواب را در جهت پیشبرد نقشههای [[شیطانی]] ارزیابی کرده و سپس برای اجرای آن، طراحی و جبههگیری میکنند، سرانجام هم با [[رفتار]] خاصی که ملازم و برخاسته از آن طراحی است، [[انکار حق]] را به گونه عوامفریبانه در مسیر اندیشه ناصواب خود بیان میدارند. مصداق کامل این معنا و مفهوم، [[ولید]] بنمغیره مخزومی است که ایثار او بر اساس [[انکار]] [[مقدسات]] و حقایق و بر پایه ناحق جلوه دادن [[حقیقت وحی]] قرار دارد. او [[قرآن]] را [[سحر]] مؤثر، یا [[سحری]] که آن را ترجیح میدهند، معرفی میکند: {{متن قرآن|قَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}، اما چون این معرفی کار سادهای نبود، او با طراحی همهجانبه، این معرفی را انجام میدهد. این طراحی از [[زبان قرآن]] در [[سوره مدثر]]، [[آیات]] ۱۸ الی ۲۴، چنین بیان شده است: {{متن قرآن|إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ}}<ref>«که او اندیشید و سنجید» سوره مدثر، آیه ۱۸.</ref>: البته، او (درباره این طراحی شیطانی و [[کفرآمیز]] خود) اندیشه کرد و به دنبال آن، اندیشه خود را ارزیابی نمود. {{متن قرآن|فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ}}<ref>«و مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟» سوره مدثر، آیه ۱۹.</ref>: پس [[مرگ]] بر او باد! چگونه او این اندیشه شیطانی را ارزیابی نمود؛ ارزیابی که با حق به [[مبارزه]] و [[ستیز]] برخیزد. {{متن قرآن|ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ}}<ref>«دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟» سوره مدثر، آیه ۲۰.</ref>: سپس مرگ باد بر او در چگونگی اینگونه ارزیابی! {{متن قرآن|ثُمَّ نَظَرَ}}<ref>«سپس نگریست» سوره مدثر، آیه ۲۱.</ref>: پس از آن، ارزیابیهای خود را مورد مداقه (و دقت نظر) قرار داد. {{متن قرآن|ثم عبس وبسر}}: سپس (برای اجرای طرح شیطانیاش کار را این چنین شروع کرد) با ترشرویی، چهره در هم کشید. ثم {{متن قرآن|ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ}}<ref>«سپس پشت کرد و گردنکشی ورزید» سوره مدثر، آیه ۲۳.</ref>: پس از آن (در ادامه آن) با پشتنمودن (به حقایق امور) و با خود بزرگبینی و [[تکبر]]: {{متن قرآن|فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}<ref>«و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.</ref>: پس گفت: این ([[قرآن]]) چیزی به جز یک [[سحر]] مؤثر نیست که به خاطر جاذبهاش در [[دلها]] اثر میگذارد.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۵.</ref> | معنا و مفهوم چهارم ایثار، ایثار [[کافران]] است. این معنا و مفهوم، خاصّ [[منکران]] [[حق]] است، آنان که [[اندیشه]] خود را در [[راه]] ناصواب به کار میگیرند و آن راه ناصواب را در جهت پیشبرد نقشههای [[شیطانی]] ارزیابی کرده و سپس برای اجرای آن، طراحی و جبههگیری میکنند، سرانجام هم با [[رفتار]] خاصی که ملازم و برخاسته از آن طراحی است، [[انکار حق]] را به گونه عوامفریبانه در مسیر اندیشه ناصواب خود بیان میدارند. مصداق کامل این معنا و مفهوم، [[ولید]] بنمغیره مخزومی است که ایثار او بر اساس [[انکار]] [[مقدسات]] و حقایق و بر پایه ناحق جلوه دادن [[حقیقت وحی]] قرار دارد. او [[قرآن]] را [[سحر]] مؤثر، یا [[سحری]] که آن را ترجیح میدهند، معرفی میکند: {{متن قرآن|قَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}، اما چون این معرفی کار سادهای نبود، او با طراحی همهجانبه، این معرفی را انجام میدهد. این طراحی از [[زبان قرآن]] در [[سوره مدثر]]، [[آیات]] ۱۸ الی ۲۴، چنین بیان شده است: {{متن قرآن|إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ}}<ref>«که او اندیشید و سنجید» سوره مدثر، آیه ۱۸.</ref>: البته، او (درباره این طراحی شیطانی و [[کفرآمیز]] خود) اندیشه کرد و به دنبال آن، اندیشه خود را ارزیابی نمود. {{متن قرآن|فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ}}<ref>«و مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟» سوره مدثر، آیه ۱۹.</ref>: پس [[مرگ]] بر او باد! چگونه او این اندیشه شیطانی را ارزیابی نمود؛ ارزیابی که با حق به [[مبارزه]] و [[ستیز]] برخیزد. {{متن قرآن|ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ}}<ref>«دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟» سوره مدثر، آیه ۲۰.</ref>: سپس مرگ باد بر او در چگونگی اینگونه ارزیابی! {{متن قرآن|ثُمَّ نَظَرَ}}<ref>«سپس نگریست» سوره مدثر، آیه ۲۱.</ref>: پس از آن، ارزیابیهای خود را مورد مداقه (و دقت نظر) قرار داد. {{متن قرآن|ثم عبس وبسر}}: سپس (برای اجرای طرح شیطانیاش کار را این چنین شروع کرد) با ترشرویی، چهره در هم کشید. ثم {{متن قرآن|ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ}}<ref>«سپس پشت کرد و گردنکشی ورزید» سوره مدثر، آیه ۲۳.</ref>: پس از آن (در ادامه آن) با پشتنمودن (به حقایق امور) و با خود بزرگبینی و [[تکبر]]: {{متن قرآن|فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}<ref>«و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.</ref>: پس گفت: این ([[قرآن]]) چیزی به جز یک [[سحر]] مؤثر نیست که به خاطر جاذبهاش در [[دلها]] اثر میگذارد.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۵.</ref> | ||
====معنا و مفهوم پنجم ایثار==== | ==== معنا و مفهوم پنجم ایثار ==== | ||
این ایثار، ایثار [[طاغوتیان]] و سرکشان [[دنیاطلب]] است. اینان که دیده تنگشان به [[دنیا]] چشم دوخته است و حیاتی جز [[زندگی]] در دنیا را نشناخته و به [[لذات]] کاذب دنیا، [[دل]] خوش داشتهاند، دنیا و [[لذّات]] دنیا را [[برتری]] و ترجیح میدهند: {{متن قرآن|فَأَمَّا مَنْ طَغَى * وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}. اینان برای فرونشاندن [[هواهای نفسانی]] خویش، برای تندادن به هر کار، هر [[خطا]] و هر [[گناه]] و خیانتی فروگذار نیستند، بهخصوص اگر قدرتی هم به هم زنند و به تبع آن [[قدرت]]، عِدّه و عُدّهای هم داشته باشند که اینان علاوه بر [[اقدام]] به هر کاری، طاغیگری را نیز هم نسبت به [[خدا]]، و هم نسبت به [[خلق]] خدا، و هم نسبت به [[قوم]] خود و حتی [[اهل]] خود، انجام میدهند. اینان بدانند که [[دوزخ]] [[پناهگاه]] و مأوای آنان است: {{متن قرآن|{{متن قرآن|فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى}}، و مصداق کامل ایثار [[طاغیان]]، [[فرعون]] است که او را از [[زبان قرآن]] چنین میشناسیم: فرعون مصداق کامل [[طغیانگری]] است: {{متن قرآن|اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى}}<ref>«به سوی فرعون روان شو که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى}}<ref>«به سوی فرعون بروید که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۴۳.</ref>. | این ایثار، ایثار [[طاغوتیان]] و سرکشان [[دنیاطلب]] است. اینان که دیده تنگشان به [[دنیا]] چشم دوخته است و حیاتی جز [[زندگی]] در دنیا را نشناخته و به [[لذات]] کاذب دنیا، [[دل]] خوش داشتهاند، دنیا و [[لذّات]] دنیا را [[برتری]] و ترجیح میدهند: {{متن قرآن|فَأَمَّا مَنْ طَغَى * وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}. اینان برای فرونشاندن [[هواهای نفسانی]] خویش، برای تندادن به هر کار، هر [[خطا]] و هر [[گناه]] و خیانتی فروگذار نیستند، بهخصوص اگر قدرتی هم به هم زنند و به تبع آن [[قدرت]]، عِدّه و عُدّهای هم داشته باشند که اینان علاوه بر [[اقدام]] به هر کاری، طاغیگری را نیز هم نسبت به [[خدا]]، و هم نسبت به [[خلق]] خدا، و هم نسبت به [[قوم]] خود و حتی [[اهل]] خود، انجام میدهند. اینان بدانند که [[دوزخ]] [[پناهگاه]] و مأوای آنان است: {{متن قرآن|{{متن قرآن|فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى}}، و مصداق کامل ایثار [[طاغیان]]، [[فرعون]] است که او را از [[زبان قرآن]] چنین میشناسیم: فرعون مصداق کامل [[طغیانگری]] است: {{متن قرآن|اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى}}<ref>«به سوی فرعون روان شو که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى}}<ref>«به سوی فرعون بروید که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۴۳.</ref>. | ||
فرعون آنقدر در [[طغیانگری]] نسبت به [[خدا]]، به خود [[استعلا]] داد که پروردگاری به جز خودش را نمیشناخت: {{متن قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرِي}}<ref>«و فرعون گفت: ای سرکردگان! من خدایی جز خویشتن برای شما نمیشناسم پس ای هامان! برای من آجر بساز و کاخی (بلند) برایم برآور شاید من به خدای موسی آگاهی یابم و من او را از دروغگویان میپندارم» سوره قصص، آیه ۳۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«فرعون گفت: و «پروردگار جهانیان» چیست؟» سوره شعراء، آیه ۲۳.</ref>. | فرعون آنقدر در [[طغیانگری]] نسبت به [[خدا]]، به خود [[استعلا]] داد که پروردگاری به جز خودش را نمیشناخت: {{متن قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرِي}}<ref>«و فرعون گفت: ای سرکردگان! من خدایی جز خویشتن برای شما نمیشناسم پس ای هامان! برای من آجر بساز و کاخی (بلند) برایم برآور شاید من به خدای موسی آگاهی یابم و من او را از دروغگویان میپندارم» سوره قصص، آیه ۳۸.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«فرعون گفت: و «پروردگار جهانیان» چیست؟» سوره شعراء، آیه ۲۳.</ref>. | ||
| خط ۱۰۵: | خط ۱۰۵: | ||
و نسبت به [[خلق]] خدا، آن چنان [[طاغی]] و [[سرکش]] بود که [[بندگان خدا]] را به عناوین مختلف به میخ میکشید و به [[حیات دنیوی]] آنان خاتمه میداد: {{متن قرآن|وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ}}<ref>«و با فرعون، دارنده آن میخها» سوره فجر، آیه ۱۰.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۶.</ref> | و نسبت به [[خلق]] خدا، آن چنان [[طاغی]] و [[سرکش]] بود که [[بندگان خدا]] را به عناوین مختلف به میخ میکشید و به [[حیات دنیوی]] آنان خاتمه میداد: {{متن قرآن|وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ}}<ref>«و با فرعون، دارنده آن میخها» سوره فجر، آیه ۱۰.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۶.</ref> | ||
====معنا و مفهوم ششم ایثار==== | ==== معنا و مفهوم ششم ایثار ==== | ||
مفهوم ششم ایثار، ایثار دنیادارانی است که [[زندگی دنیا]] را بر [[آخرت]] ترجیح دادهاند: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«بلکه، شما زندگی این جهان را برمیگزینید» سوره اعلی، آیه ۱۶.</ref>. | مفهوم ششم ایثار، ایثار دنیادارانی است که [[زندگی دنیا]] را بر [[آخرت]] ترجیح دادهاند: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«بلکه، شما زندگی این جهان را برمیگزینید» سوره اعلی، آیه ۱۶.</ref>. | ||
اینان باید بدانند که زندگی دنیا به جز کالایی که [[بیهوده]] بدان امیدوارند، نیست: {{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«و زندگی دنیا جز مایه نیرنگ نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۵ و سوره حدید، آیه ۲۰.</ref>. | اینان باید بدانند که زندگی دنیا به جز کالایی که [[بیهوده]] بدان امیدوارند، نیست: {{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«و زندگی دنیا جز مایه نیرنگ نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۵ و سوره حدید، آیه ۲۰.</ref>. | ||
| خط ۱۱۷: | خط ۱۱۷: | ||
و بالاخره اینان باید باز بدانند که [[زندگی]] این [[دنیا]]، [[بازی]] و [[سرگرمی]] است و به طور قطع و [[یقین]]، زندگانی [[آخرت]]، [[زندگی حقیقی]] بوده و آن زندگی برای متّقین بهتر است: {{متن قرآن|وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر میدانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچهای نیست و بیگمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و بیگمان برای کسانی که پرهیزگاری میورزند سرای واپسین نیکوتر است؛ آیا نمیاندیشید؟» سوره انعام، آیه ۳۲.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۷.</ref> | و بالاخره اینان باید باز بدانند که [[زندگی]] این [[دنیا]]، [[بازی]] و [[سرگرمی]] است و به طور قطع و [[یقین]]، زندگانی [[آخرت]]، [[زندگی حقیقی]] بوده و آن زندگی برای متّقین بهتر است: {{متن قرآن|وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر میدانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچهای نیست و بیگمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و بیگمان برای کسانی که پرهیزگاری میورزند سرای واپسین نیکوتر است؛ آیا نمیاندیشید؟» سوره انعام، آیه ۳۲.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۷.</ref> | ||
===[[تدبّر]] در [[آیات]] ایثار به ترتیب آیات نزولی=== | === [[تدبّر]] در [[آیات]] ایثار به ترتیب آیات نزولی === | ||
در اینجا آیات ششگانه مشتقات ایثار را که با الفاظ فعل مضارع و ماضی در [[قرآن کریم]] ذکر شده، به ترتیب نزولی آنها تنظیم نموده سپس با [[استعانت]] از این ترتیب معیارهای ایثار را از آن برداشت و درباره آن بررسی و [[تدبر]] مینماییم. | در اینجا آیات ششگانه مشتقات ایثار را که با الفاظ فعل مضارع و ماضی در [[قرآن کریم]] ذکر شده، به ترتیب نزولی آنها تنظیم نموده سپس با [[استعانت]] از این ترتیب معیارهای ایثار را از آن برداشت و درباره آن بررسی و [[تدبر]] مینماییم. | ||
====تنظیم آیات ایثار به ترتیب نزولی آنها==== | ==== تنظیم آیات ایثار به ترتیب نزولی آنها ==== | ||
*'''آیات مکی''' | * '''آیات مکی''' | ||
#{{متن قرآن|فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}<ref>«و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.</ref>. | #{{متن قرآن|فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}<ref>«و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«بلکه، شما زندگی این جهان را برمیگزینید» سوره اعلی، آیه ۱۶.</ref>. | #{{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«بلکه، شما زندگی این جهان را برمیگزینید» سوره اعلی، آیه ۱۶.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«گفتند هرگز تو را بر برهانهایی که فرا راهمان (پدید) آمده و بر آن کس که ما را آفریده است برنخواهیم گزید؛ هر چه از دستت بر میآید بکن! تو تنها در زندگی این جهان کاری میتوانی کرد» سوره طه، آیه ۷۲.</ref>. | #{{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«گفتند هرگز تو را بر برهانهایی که فرا راهمان (پدید) آمده و بر آن کس که ما را آفریده است برنخواهیم گزید؛ هر چه از دستت بر میآید بکن! تو تنها در زندگی این جهان کاری میتوانی کرد» سوره طه، آیه ۷۲.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>. | #{{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|فَأَمَّا مَنْ طَغَى * وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى}}<ref>«اما آنکه سرکشی کرده باشد * و زندگی این جهان را برگزیده باشد * تنها دوزخ جایگاه اوست» سوره نازعات، آیه ۳۷-۳۹.</ref>. | #{{متن قرآن|فَأَمَّا مَنْ طَغَى * وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى}}<ref>«اما آنکه سرکشی کرده باشد * و زندگی این جهان را برگزیده باشد * تنها دوزخ جایگاه اوست» سوره نازعات، آیه ۳۷-۳۹.</ref>. | ||
*'''[[آیات]] [[مدنی]]''': {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۹.</ref> | * '''[[آیات]] [[مدنی]]''': {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۹.</ref> | ||
====معیارهای ایثار به ترتیب آیات نزولی آن==== | ==== معیارهای ایثار به ترتیب آیات نزولی آن ==== | ||
معیار ایثار، تشخیص [[خطا]] از صواب و [[برگزیدن]] [[راه]] صواب است: | معیار ایثار، تشخیص [[خطا]] از صواب و [[برگزیدن]] [[راه]] صواب است: | ||
#در دو [[آیه]] اول به ترتیب [[نزول]] که هر دو در [[مکّه]] نازل شده، مصداق خطای ایثار را در [[انسان]] ملاحظه میکنیم: یکی مصداق خطای فردی است که نسبت به [[آیات الهی]] در [[ستیز]] است: {{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا}}<ref>«هرگز! که او با آیات ما ستیزهگر است» سوره مدثر، آیه ۱۶.</ref>، و این [[بیماری]] نافرجام ستیزهخویی تا آنجاست که او همه امکانات استعدادی خود را در جهت فرونشاندن این بیماری بهکار میگیرد و نسبت به یقینیترین امور مسلّم؛ یعنی [[نزول وحی]]، که [[قرآن کریم]] و فرموده [[خدای متعال]] است، به [[مخالفت]] بر میخیزد، و آن را [[سحر]] و گفته [[انسان]] میخواند: {{متن قرآن|فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}<ref>«و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ}}<ref>«این جز گفتار آدمی نیست» سوره مدثر، آیه ۲۵.</ref>. و دوّمی هم مصداق خطای انسانهایی است که [[بیهوده]] به [[دنیا]] [[امیدوار]] بوده و به [[بازی]] و مایه سرگرمیبودن دنیا [[دل]] خوش کردهاند، و بر این خط، آنچنان استوارند که [[زندگی دنیا]] را بر [[آخرت]] ترجیح میدهند: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«بلکه، شما زندگی این جهان را برمیگزینید» سوره اعلی، آیه ۱۶.</ref> | # در دو [[آیه]] اول به ترتیب [[نزول]] که هر دو در [[مکّه]] نازل شده، مصداق خطای ایثار را در [[انسان]] ملاحظه میکنیم: یکی مصداق خطای فردی است که نسبت به [[آیات الهی]] در [[ستیز]] است: {{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا}}<ref>«هرگز! که او با آیات ما ستیزهگر است» سوره مدثر، آیه ۱۶.</ref>، و این [[بیماری]] نافرجام ستیزهخویی تا آنجاست که او همه امکانات استعدادی خود را در جهت فرونشاندن این بیماری بهکار میگیرد و نسبت به یقینیترین امور مسلّم؛ یعنی [[نزول وحی]]، که [[قرآن کریم]] و فرموده [[خدای متعال]] است، به [[مخالفت]] بر میخیزد، و آن را [[سحر]] و گفته [[انسان]] میخواند: {{متن قرآن|فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ}}<ref>«و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست» سوره مدثر، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ}}<ref>«این جز گفتار آدمی نیست» سوره مدثر، آیه ۲۵.</ref>. و دوّمی هم مصداق خطای انسانهایی است که [[بیهوده]] به [[دنیا]] [[امیدوار]] بوده و به [[بازی]] و مایه سرگرمیبودن دنیا [[دل]] خوش کردهاند، و بر این خط، آنچنان استوارند که [[زندگی دنیا]] را بر [[آخرت]] ترجیح میدهند: {{متن قرآن|بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«بلکه، شما زندگی این جهان را برمیگزینید» سوره اعلی، آیه ۱۶.</ref> | ||
#در [[آیات]] سوم و چهارم به ترتیب [[نزول]] که هر دو در [[مکه]] نازل شده، معیار ایثار، یعنی تشخیص [[خطا]] از صواب و [[برگزیدن]] [[راه]] صواب، آنچنان حاصل شده که محقّق بودن راه صواب با تأکید و [[سوگند]] بیان شده است؛ چنانکه در [[آیه]] ذکر شده در [[سوره طه]]، ساحران پس از [[درک]] [[معجزه]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و تشخیص بیهودهبودن سحر که کار برخی از انسانهای مفسدهجوست، از اعجازی که به [[مشیت]] خدای متعال و بر اساس [[حق]] به وقوع پیوسته، آنچنان راه صواب را تشخیص دادند که به عنوان معیار ایثار، آن را با تأکید [[برگزیده]] و حاضر شدند در راه این [[گزینش]]، [[جان]] خود را هم نثار کنند: {{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«گفتند هرگز تو را بر برهانهایی که فرا راهمان (پدید) آمده و بر آن کس که ما را آفریده است برنخواهیم گزید؛ هر چه از دستت بر میآید بکن! تو تنها در زندگی این جهان کاری میتوانی کرد» سوره طه، آیه ۷۲.</ref>. در [[آیه]] چهارم به ترتیب [[نزول]] هم [[برادران یوسف]]{{ع}} چون به خطای خود در مورد برادرشان، [[یوسف]]، و به [[راه]] صوابی که او طی کرده بود؛ یعنی همان راه [[تقوا]] و [[صبر]] پی بردند، [[فضل]] و [[برتری]] یوسف{{ع}} را بر خود، از جانب [[خدا]] دانسته و با [[سوگند]] آن را مورد تأکید قرار میدهد و بدان [[اقرار]] مینماید: {{متن قرآن|إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«گفتند: آیا تو همان یوسفی؟ گفت: من یوسفم و این، برادر من (بنیامین) است؛ خداوند بر ما منّت نهاد، چنین است که هر کس پرهیزگاری ورزد و شکیبایی کند بیگمان خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمیگرداند» سوره یوسف، آیه ۹۰.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>. | # در [[آیات]] سوم و چهارم به ترتیب [[نزول]] که هر دو در [[مکه]] نازل شده، معیار ایثار، یعنی تشخیص [[خطا]] از صواب و [[برگزیدن]] [[راه]] صواب، آنچنان حاصل شده که محقّق بودن راه صواب با تأکید و [[سوگند]] بیان شده است؛ چنانکه در [[آیه]] ذکر شده در [[سوره طه]]، ساحران پس از [[درک]] [[معجزه]] [[حضرت موسی]] {{ع}} و تشخیص بیهودهبودن سحر که کار برخی از انسانهای مفسدهجوست، از اعجازی که به [[مشیت]] خدای متعال و بر اساس [[حق]] به وقوع پیوسته، آنچنان راه صواب را تشخیص دادند که به عنوان معیار ایثار، آن را با تأکید [[برگزیده]] و حاضر شدند در راه این [[گزینش]]، [[جان]] خود را هم نثار کنند: {{متن قرآن|قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا}}<ref>«گفتند هرگز تو را بر برهانهایی که فرا راهمان (پدید) آمده و بر آن کس که ما را آفریده است برنخواهیم گزید؛ هر چه از دستت بر میآید بکن! تو تنها در زندگی این جهان کاری میتوانی کرد» سوره طه، آیه ۷۲.</ref>. در [[آیه]] چهارم به ترتیب [[نزول]] هم [[برادران یوسف]] {{ع}} چون به خطای خود در مورد برادرشان، [[یوسف]]، و به [[راه]] صوابی که او طی کرده بود؛ یعنی همان راه [[تقوا]] و [[صبر]] پی بردند، [[فضل]] و [[برتری]] یوسف{{ع}} را بر خود، از جانب [[خدا]] دانسته و با [[سوگند]] آن را مورد تأکید قرار میدهد و بدان [[اقرار]] مینماید: {{متن قرآن|إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«گفتند: آیا تو همان یوسفی؟ گفت: من یوسفم و این، برادر من (بنیامین) است؛ خداوند بر ما منّت نهاد، چنین است که هر کس پرهیزگاری ورزد و شکیبایی کند بیگمان خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمیگرداند» سوره یوسف، آیه ۹۰.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لَخَاطِئِينَ}}<ref>«گفتند: سوگند به خداوند که خداوند تو را بر ما برتری داده است و بیگمان ما گنهکار بودیم» سوره یوسف، آیه ۹۱.</ref>. | ||
#از [[آیات]] پنجم و ششم که اولی در [[مکه]]، و دومی در [[مدینه]] نازل شده، فرجام دو نوع [[گزینش]] را میتوان در آنها [[تدبّر]] نمود، بدین معنا که آنانی که در تشخیص معیار ایثار، راه [[خطا]] رفتند و [[زندگی دنیا]] را برگزیدند و آن را بر [[حیات اخروی]] برتری دادند، مأوا و پناهگاهشان، [[دوزخ]] است: {{متن قرآن|وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى}}. و آنان که در تشخیص معیار ایثار، راه صواب رفتند و [[اعمال]] و رفتارشان، نشانگر [[انتخاب]] راه صواب است؛ یعنی [[زندگی اخروی]] را بر [[حیات دنیوی]] برتری دادند، فرجام کارشان [[فلاح]] و [[رستگاری]] است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۹.</ref> | # از [[آیات]] پنجم و ششم که اولی در [[مکه]]، و دومی در [[مدینه]] نازل شده، فرجام دو نوع [[گزینش]] را میتوان در آنها [[تدبّر]] نمود، بدین معنا که آنانی که در تشخیص معیار ایثار، راه [[خطا]] رفتند و [[زندگی دنیا]] را برگزیدند و آن را بر [[حیات اخروی]] برتری دادند، مأوا و پناهگاهشان، [[دوزخ]] است: {{متن قرآن|وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى}}. و آنان که در تشخیص معیار ایثار، راه صواب رفتند و [[اعمال]] و رفتارشان، نشانگر [[انتخاب]] راه صواب است؛ یعنی [[زندگی اخروی]] را بر [[حیات دنیوی]] برتری دادند، فرجام کارشان [[فلاح]] و [[رستگاری]] است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشتهاند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کردهاند، دوست میدارند و در دل به آنچه به مهاجران دادهاند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمیگزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند» سوره حشر، آیه ۹.</ref><ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۵۹.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||