۳۳٬۷۵۱
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن') |
||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
::::::آیت الله '''[[سید احمد خاتمی|سید احمد خاتمی]]''' در کتاب ''«[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::آیت الله '''[[سید احمد خاتمی|سید احمد خاتمی]]''' در کتاب ''«[[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«عصمت [[امامان]]{{عم}} از اعتقادات مسلّم پیروان مکتب [[اهل بیت]]{{عم}} است. در گذشته به تفصیل، در این زمینه سخن گفتیم. اینجا بهطور خلاصه میگوییم که [[امامان معصوم]]{{عم}} همانند پیامبران، معصوماند. در سخنی از حضرت [[امام سجاد]]{{ع}} میخوانیم:"امامان از ما -دوازده [[امام]]- همگی معصوماند"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً "}}؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص:۱۹۴.</ref> زیربنای "عصمت"، عنایت ذات مقدّس ربوبی است که این انوار الهی به اوج قلّه باور میرسند؛ باوری که زشتی گناه را میبینند، آیا آدم عاقلی حاضر میشود خاکروبه و کثافات را از زبالهدان برداشته و بخورد؟! هیچ آدم باشعوری پیدا میکنید که دست خود را در آتش سوزان کرده و قطعات آتش را با دست خود بردارد و در میان دهان بگذارد؟! بیتردید نه، چرا؟! بنابراین، تمام عقلا در برابر اینگونه کارها یک نوع "مصونیّت"، یا به تعبیر دیگر، "عصمت" دارند، البتّه اینها در حوزهای محدود است، پیامبران و امامان، در برابر تمام گناهان چنین حالتی دارند، آنان به چشم، زشتی گناه را دیده و لمس میکنند، به این ترتیب، عوامل گناه در وجود معصومین{{عم}} محکوم به شکست است. بیاطّلاعی و جهل نسبت به مفاسد کارهای بیارزش، لذّات و منافع آنی در نظر انسان، عدم توجّه به عواقب شوم اعمال زشت و عدم تسلّط بر نفس و محکوم بودن قدرت عقل در برابر نیروی شهوات، اینها عوامل گناه هستند، این عوامل در وجود آنان راهی ندارد. در آیات قرآن کریم و سخنان پیشوایان این معنا به تفصیل نقل شده است، بهعنوان نمونه، یک آیه و یک روایت محضرتان تقدیم میداریم. | ::::::«عصمت [[امامان]]{{عم}} از اعتقادات مسلّم پیروان مکتب [[اهل بیت]]{{عم}} است. در گذشته به تفصیل، در این زمینه سخن گفتیم. اینجا بهطور خلاصه میگوییم که [[امامان معصوم]]{{عم}} همانند پیامبران، معصوماند. در سخنی از حضرت [[امام سجاد]]{{ع}} میخوانیم:"امامان از ما -دوازده [[امام]]- همگی معصوماند"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً "}}؛ بحارالأنوار، ج۲۵، ص:۱۹۴.</ref> زیربنای "عصمت"، عنایت ذات مقدّس ربوبی است که این انوار الهی به اوج قلّه باور میرسند؛ باوری که زشتی گناه را میبینند، آیا آدم عاقلی حاضر میشود خاکروبه و کثافات را از زبالهدان برداشته و بخورد؟! هیچ آدم باشعوری پیدا میکنید که دست خود را در آتش سوزان کرده و قطعات آتش را با دست خود بردارد و در میان دهان بگذارد؟! بیتردید نه، چرا؟! بنابراین، تمام عقلا در برابر اینگونه کارها یک نوع "مصونیّت"، یا به تعبیر دیگر، "عصمت" دارند، البتّه اینها در حوزهای محدود است، پیامبران و امامان، در برابر تمام گناهان چنین حالتی دارند، آنان به چشم، زشتی گناه را دیده و لمس میکنند، به این ترتیب، عوامل گناه در وجود معصومین{{عم}} محکوم به شکست است. بیاطّلاعی و جهل نسبت به مفاسد کارهای بیارزش، لذّات و منافع آنی در نظر انسان، عدم توجّه به عواقب شوم اعمال زشت و عدم تسلّط بر نفس و محکوم بودن قدرت عقل در برابر نیروی شهوات، اینها عوامل گناه هستند، این عوامل در وجود آنان راهی ندارد. در آیات قرآن کریم و سخنان پیشوایان این معنا به تفصیل نقل شده است، بهعنوان نمونه، یک آیه و یک روایت محضرتان تقدیم میداریم. | ||
::::::در جریان عشق آتشین [[زلیخا]] نسبت به [[حضرت یوسف]]{{ع}} و خلوتگاه عجیبی که برای انحراف فکر [[حضرت یوسف]]{{ع}} فراهم ساخته بود، قرآن میگوید:{{عربی|اندازه= | ::::::در جریان عشق آتشین [[زلیخا]] نسبت به [[حضرت یوسف]]{{ع}} و خلوتگاه عجیبی که برای انحراف فکر [[حضرت یوسف]]{{ع}} فراهم ساخته بود، قرآن میگوید:{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ }}﴾}}<ref> و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد؛ سوره یوسف، آیه:۲۴.</ref> "برهان" در لغت و در بسیاری از آیات قرآن به معنای "علم و دانش، یا چیزی که به علم و دانش بازگشت میکند" آمده است. در حقیقت علم خداداد یوسف بود که او را از این عمل بازداشت؛ بنابراین، سرچشمه "عصمت" در این آیه، همان "برهان پروردگار" است. | ||
::::::[[محمد بن ابی عمیر]] میگوید: "عالیترین سخنی که در طول دوره همنشینیام با [[هشام بن حکم]] از وی شنیدم این بود که روزی از او پرسیدم: آیا [[امام]]، معصوم است؟ هشام جواب داد: آری. گفتم: عصمت چیست و چگونه امامان معصوماند؟ گفت: برای اینکه سرچشمه گناهان چند چیز است: حرص، حسد، شهوت و غضب و هیچیک از این عوامل در وجود امام راه ندارد؛ چرا حریص باشد؟ با اینکه بر همه چیز قدرت دارد حتّی بیت المال مسلمین در اختیار اوست، چگونه ممکن است حسود باشد، در حالی که حسد از آن کسی است که بالاتر از خود را ببیند، از مقام [[امام]] چه مقامی بالاتر، ممکن نیست [[امام]] در امور دنیا خشم کند؛ زیرا خداوند کاری به دست او سپرده که با چنان غضبی، هرگز سازگار نیست و آن اجرای حدود الهی است و اگر غضب مربوط به امور آخرت و جزا باشد که عیب نیست و بسیار خوب است، چطور ممکن است [[امام]] در چنگال شهوت و هوسها اسیر گردد با اینکه او به خوبی میداند لذّات این جهان زودگذر است، در برابر آنچه خداوند در سرای دیگر برای کسانی که از شهوات و هوسها چشم بپوشند، معیّن فرموده، قابل مقایسه نیست"<ref>الأمالی، ص:۵۰۵.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص: ۱۴۵ تا ۱۴۷.</ref>. | ::::::[[محمد بن ابی عمیر]] میگوید: "عالیترین سخنی که در طول دوره همنشینیام با [[هشام بن حکم]] از وی شنیدم این بود که روزی از او پرسیدم: آیا [[امام]]، معصوم است؟ هشام جواب داد: آری. گفتم: عصمت چیست و چگونه امامان معصوماند؟ گفت: برای اینکه سرچشمه گناهان چند چیز است: حرص، حسد، شهوت و غضب و هیچیک از این عوامل در وجود امام راه ندارد؛ چرا حریص باشد؟ با اینکه بر همه چیز قدرت دارد حتّی بیت المال مسلمین در اختیار اوست، چگونه ممکن است حسود باشد، در حالی که حسد از آن کسی است که بالاتر از خود را ببیند، از مقام [[امام]] چه مقامی بالاتر، ممکن نیست [[امام]] در امور دنیا خشم کند؛ زیرا خداوند کاری به دست او سپرده که با چنان غضبی، هرگز سازگار نیست و آن اجرای حدود الهی است و اگر غضب مربوط به امور آخرت و جزا باشد که عیب نیست و بسیار خوب است، چطور ممکن است [[امام]] در چنگال شهوت و هوسها اسیر گردد با اینکه او به خوبی میداند لذّات این جهان زودگذر است، در برابر آنچه خداوند در سرای دیگر برای کسانی که از شهوات و هوسها چشم بپوشند، معیّن فرموده، قابل مقایسه نیست"<ref>الأمالی، ص:۵۰۵.</ref><ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۲ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۲، ص: ۱۴۵ تا ۱۴۷.</ref>. | ||
== پاسخهای دیگر== | == پاسخهای دیگر== | ||