پرش به محتوا

خشوع در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اوت ۲۰۲۲
جز
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==تنظیم آیات خشوع به ترتیب مصحفی آن==
== تنظیم آیات خشوع به ترتیب مصحفی آن ==
#{{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref>«و بی‌گمان برخی از اهل کتاب کسانی هستند که به خداوند و به آنچه برای شما و برای آنها فرو فرستاده‌اند، ایمان دارند؛ برای خداوند فروتنی می‌ورزند و آیات خداوند را به بهای کم نمی‌فروشند؛ آنانند که پاداششان نزد پروردگار آنهاست؛ بی‌گمان خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref>«و بی‌گمان برخی از اهل کتاب کسانی هستند که به خداوند و به آنچه برای شما و برای آنها فرو فرستاده‌اند، ایمان دارند؛ برای خداوند فروتنی می‌ورزند و آیات خداوند را به بهای کم نمی‌فروشند؛ آنانند که پاداششان نزد پروردگار آنهاست؛ بی‌گمان خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}<ref>«و با روی بر زمین می‌افتند، می‌گریند و (قرآن) بر فروتنی آنان می‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۱۰۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}<ref>«و با روی بر زمین می‌افتند، می‌گریند و (قرآن) بر فروتنی آنان می‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۱۰۹.</ref>.
خط ۱۶: خط ۱۶:
#{{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}<ref>«رخساره‌هایی در آن روز خاکسارند،» سوره غاشیه، آیه ۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۷۳.</ref>
#{{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}<ref>«رخساره‌هایی در آن روز خاکسارند،» سوره غاشیه، آیه ۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۷۳.</ref>


==خشوع در [[تفاسیر]]==
== خشوع در [[تفاسیر]] ==
[[شیخ طایفه]]، [[علی بن حسن طوسی]] در [[تفسیر تبیان]]، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|خَاشِعِينَ لِلَّهِ}}، فرموده: یعنی با اطاعت و فرمانبرداری‌کردن، خاضعند؛ در حال طاعتش، [[فروتن]] و خوار و ذلیل‌اند، و ابن‌زید گفته است: خاشع؛ یعنی خوار و ذلیلی که خایف است<ref>تبیان، ج۳، ص۹۴؛ مجمع البیان، ج۲، ص۵۶۱.</ref>.
[[شیخ طایفه]]، [[علی بن حسن طوسی]] در [[تفسیر تبیان]]، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|خَاشِعِينَ لِلَّهِ}}، فرموده: یعنی با اطاعت و فرمانبرداری‌کردن، خاضعند؛ در حال طاعتش، [[فروتن]] و خوار و ذلیل‌اند، و ابن‌زید گفته است: خاشع؛ یعنی خوار و ذلیلی که خایف است<ref>تبیان، ج۳، ص۹۴؛ مجمع البیان، ج۲، ص۵۶۱.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}، فرموده: یعنی آنچه در [[قرآن]] است از [[پندها]] و عبرت‌ها فروتنی آنان را برای [[خدای تعالی]] و اطاعت او و خضوع برای او افزایش می‌دهد<ref>تبیان، ج۶، ص۵۳۲.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}، فرموده: یعنی آنچه در [[قرآن]] است از [[پندها]] و عبرت‌ها فروتنی آنان را برای [[خدای تعالی]] و اطاعت او و خضوع برای او افزایش می‌دهد<ref>تبیان، ج۶، ص۵۳۲.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}، فرموده: یعنی خضوع و فروتنی می‌کنند برای او؛ بدین معنا که آهسته هستند و صدا بلند نمی‌شود، و بنا بر قول [[ابن‌عباس]]، خشوع؛ یعنی [[خضوع]]<ref>تبیان، ج۷، ص۱۸۵.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}، فرموده: یعنی خضوع و فروتنی می‌کنند برای او؛ بدین معنا که آهسته هستند و صدا بلند نمی‌شود، و بنا بر قول [[ابن‌عباس]]، خشوع؛ یعنی [[خضوع]]<ref>تبیان، ج۷، ص۱۸۵.</ref>.


هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: یعنی در نمازشان برای [[خدای تعالی]] خضوع ذلّت‌گونه دارند، و گفته‌اند: معنایش آن است که سعی دارند، [[نماز]] را در برابر [[قبله]]، با حالت خضوع و [[ذلّت]] و [[خواری]] برای پروردگارشان به جا آوردند، و گفته‌اند: معنای آن، [[ترس]] و بیم‌دارندگان است، و [[مجاهد]] گفته است: معنایش، [[چشم‌پوشی]] کردن، [[تواضع]]، [[فروتنی]]، و [[وقار]] و آرامی است، و گفته‌اند: نگاه‌کردن [[نمازگزار]] است به موضع سجودش، و [[پیامبر]]{{صل}}، نگاهش را به طرف [[آسمان]] بالا می‌نمود، این [[آیه]] نازل گردید، و پس از آن، پیامبر{{صل}} سرش را فرود آورد و به سجده‌گاهش نظر افکند، و خشوع در نماز، عبارت است از فروتنی با جمیع [[همّت]] برای آن، روی‌گردان بودن از آنچه سوای نماز است تا آنچه را جاری می‌کند از [[تکبیر]] و [[تسبیح]] و [[تحمید]] برای خدای تعالی و [[تلاوت قرآن]]، در آن [[تدبّر]] نماید، و آن، محل خضوع و فروتنی برای [[پروردگار]] است. پس برای آن‌کس که [[رضایت]] او تعالی را طالب است، [[طاعت]] او تعالی وسیله می‌باشد<ref>تبیان، ج۷، ص۳۰۸.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: یعنی در نمازشان برای [[خدای تعالی]] خضوع ذلّت‌گونه دارند، و گفته‌اند: معنایش آن است که سعی دارند، [[نماز]] را در برابر [[قبله]]، با حالت خضوع و [[ذلّت]] و [[خواری]] برای پروردگارشان به جا آوردند، و گفته‌اند: معنای آن، [[ترس]] و بیم‌دارندگان است، و [[مجاهد]] گفته است: معنایش، [[چشم‌پوشی]] کردن، [[تواضع]]، [[فروتنی]]، و [[وقار]] و آرامی است، و گفته‌اند: نگاه‌کردن [[نمازگزار]] است به موضع سجودش، و [[پیامبر]] {{صل}}، نگاهش را به طرف [[آسمان]] بالا می‌نمود، این [[آیه]] نازل گردید، و پس از آن، پیامبر {{صل}} سرش را فرود آورد و به سجده‌گاهش نظر افکند، و خشوع در نماز، عبارت است از فروتنی با جمیع [[همّت]] برای آن، روی‌گردان بودن از آنچه سوای نماز است تا آنچه را جاری می‌کند از [[تکبیر]] و [[تسبیح]] و [[تحمید]] برای خدای تعالی و [[تلاوت قرآن]]، در آن [[تدبّر]] نماید، و آن، محل خضوع و فروتنی برای [[پروردگار]] است. پس برای آن‌کس که [[رضایت]] او تعالی را طالب است، [[طاعت]] او تعالی وسیله می‌باشد<ref>تبیان، ج۷، ص۳۰۸.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}} هم فرموده: یعنی آن مردان متواضعی که [[تکبّر]] ندارند و آن [[زنان]] فروتنی که بدون تکبّر هستند<ref>تبیان. ج۸، ص۳۰۹.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}} هم فرموده: یعنی آن مردان متواضعی که [[تکبّر]] ندارند و آن [[زنان]] فروتنی که بدون تکبّر هستند<ref>تبیان. ج۸، ص۳۰۹.</ref>.


خط ۳۱: خط ۳۱:
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}، به [[نقل]] از [[ابن‌عباس]] فرموده: یعنی صداها برای [[عظمت]] [[خدای رحمان]] به آرامی و به [[ملایمت]]، خفیف و آهسته می‌شوند<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۳۱.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}، به [[نقل]] از [[ابن‌عباس]] فرموده: یعنی صداها برای [[عظمت]] [[خدای رحمان]] به آرامی و به [[ملایمت]]، خفیف و آهسته می‌شوند<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۳۱.</ref>.


نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: یعنی خاضعند، و در حالت ذلّت‌گونه و تواضع، چشمانشان را از مواضع سجودشان به بالا نیاندازد و به سمت راست و چپ توجّهی ندارند، و [[روایت]] شده که [[پیامبر]]{{صل}} مردی را دید که در حال [[نماز]] با ریش‌های خود [[بازی]] می‌کند، آن [[حضرت]] فرمود: اگر او دلش تواضع داشت، اعضای [[بدن]] او هم تواضع داشتند، و در این، دلالتی است بر این که خشوع در نماز، هم با [[قلب]] است و هم با اعضا و جوارح، و اما خشوع با [[قلب]] به این است که از هر چه همّ او برای آن است و یا برای متفرعات آن چیز است، فارغ و آسوده باشد؛ پس در [[دل]] او جز [[عبادت]] [[الله]] و [[معبود]]، چیزی نگذرد، و اما خشوع با اعضا و جوارح، به این است که چشم را به پایین بیاندازد و به [[نماز]] اقبال داشته باشد و توجه به غیر آن یا انجام کار [[بیهوده]] را ترک نماید. [[ابن عباس]] فرمود: آنکه در حال نماز، [[خاشع]] و [[متواضع]] است، به کسی که در طرف راست او یا در طرف چپ او است، متوجه نیست، و [[روایت]] است که [[پیامبر خدا]]{{صل}} در حال نماز چشمانش را به سمت بالا، سوی [[آسمان]]، می‌انداخت. [[آیه]] مزبور نازل گردید، پس از آن، [[پیامبر]]{{صل}} سر فرود آورد و چشمش را به [[زمین]] دوخت<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۹۹.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: یعنی خاضعند، و در حالت ذلّت‌گونه و تواضع، چشمانشان را از مواضع سجودشان به بالا نیاندازد و به سمت راست و چپ توجّهی ندارند، و [[روایت]] شده که [[پیامبر]] {{صل}} مردی را دید که در حال [[نماز]] با ریش‌های خود [[بازی]] می‌کند، آن [[حضرت]] فرمود: اگر او دلش تواضع داشت، اعضای [[بدن]] او هم تواضع داشتند، و در این، دلالتی است بر این که خشوع در نماز، هم با [[قلب]] است و هم با اعضا و جوارح، و اما خشوع با [[قلب]] به این است که از هر چه همّ او برای آن است و یا برای متفرعات آن چیز است، فارغ و آسوده باشد؛ پس در [[دل]] او جز [[عبادت]] [[الله]] و [[معبود]]، چیزی نگذرد، و اما خشوع با اعضا و جوارح، به این است که چشم را به پایین بیاندازد و به [[نماز]] اقبال داشته باشد و توجه به غیر آن یا انجام کار [[بیهوده]] را ترک نماید. [[ابن عباس]] فرمود: آنکه در حال نماز، [[خاشع]] و [[متواضع]] است، به کسی که در طرف راست او یا در طرف چپ او است، متوجه نیست، و [[روایت]] است که [[پیامبر خدا]] {{صل}} در حال نماز چشمانش را به سمت بالا، سوی [[آسمان]]، می‌انداخت. [[آیه]] مزبور نازل گردید، پس از آن، [[پیامبر]] {{صل}} سر فرود آورد و چشمش را به [[زمین]] دوخت<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۹۹.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}} هم فرموده: یعنی آنان که برای [[خدای تعالی]] [[فروتن]] و خاضعند، و گفته‌اند: یعنی آن مردانی که در حال [[خوف]] و [[بیم]] هستند، و آن زنانی که در حال خوف و بیم هستند<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۸۵.</ref>.
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}} هم فرموده: یعنی آنان که برای [[خدای تعالی]] [[فروتن]] و خاضعند، و گفته‌اند: یعنی آن مردانی که در حال [[خوف]] و [[بیم]] هستند، و آن زنانی که در حال خوف و بیم هستند<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۸۵.</ref>.


خط ۵۹: خط ۵۹:
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}، فرموده: یعنی صداها پایین می‌آید، به این جهت که آنان در ذلّت، خواری و [[بیچارگی]] برای خدای تعالی هستند. پس شنونده به جز صدا‌های آهسته را نمی‌شنود<ref>المیزان، ج۱۴، ص۲۲۸.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}، فرموده: یعنی صداها پایین می‌آید، به این جهت که آنان در ذلّت، خواری و [[بیچارگی]] برای خدای تعالی هستند. پس شنونده به جز صدا‌های آهسته را نمی‌شنود<ref>المیزان، ج۱۴، ص۲۲۸.</ref>.


هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}. فرموده: خشوع، تأثر خاصی است از ناحیه [[مقهور]] در برابر [[قاهر]] به گونه‌ای که با توجّه‌نمودن به او، از غیرش [[بریده]] شود، و ظاهر این است که آن، از صفات قلب است. پس از آن، به نوعی از [[عنایت]]، به اعضا یا به غیر آنها نسبت داده شده، مانند: قول [[پیامبر]]{{صل}} بنا بر آنچه [[روایت]] شده که آن بزرگوار درباره کسی که در [[نماز]] با ریش خود [[بازی]] می‌کرد، فرمود: اگر [[دل]] او خشوع داشت، اعضایش هم خشوع داشتند، و قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}. خشوع با این معنا، جامع جمیع معانی است که خشوع را بدان [[تفسیر]] نموده‌اند، مانند قول بعضی که گفته‌اند: آن، [[ترس]] و [[آرامش]] اعضا است، و قول دیگر آنکه خشوع، فرو انداختن چشم و [[فروتنی]] و [[تواضع]]، با سر به زیر افکندن، با توجه‌نکردن به سمت راست و چپ، یا موقعیت را بزرگ و مهم دانستن و منتهای سعی و کو شش را به کار بستن، یا تذلّل و غیر آن است<ref>المیزان، ج۱۵، ص۴.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}. فرموده: خشوع، تأثر خاصی است از ناحیه [[مقهور]] در برابر [[قاهر]] به گونه‌ای که با توجّه‌نمودن به او، از غیرش [[بریده]] شود، و ظاهر این است که آن، از صفات قلب است. پس از آن، به نوعی از [[عنایت]]، به اعضا یا به غیر آنها نسبت داده شده، مانند: قول [[پیامبر]] {{صل}} بنا بر آنچه [[روایت]] شده که آن بزرگوار درباره کسی که در [[نماز]] با ریش خود [[بازی]] می‌کرد، فرمود: اگر [[دل]] او خشوع داشت، اعضایش هم خشوع داشتند، و قوله تعالی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}. خشوع با این معنا، جامع جمیع معانی است که خشوع را بدان [[تفسیر]] نموده‌اند، مانند قول بعضی که گفته‌اند: آن، [[ترس]] و [[آرامش]] اعضا است، و قول دیگر آنکه خشوع، فرو انداختن چشم و [[فروتنی]] و [[تواضع]]، با سر به زیر افکندن، با توجه‌نکردن به سمت راست و چپ، یا موقعیت را بزرگ و مهم دانستن و منتهای سعی و کو شش را به کار بستن، یا تذلّل و غیر آن است<ref>المیزان، ج۱۵، ص۴.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}}، فرموده: خشوع، تذلّل [[باطنی]] به وسیله [[قلب]] است؛ هم‌چنان که [[خضوع]]، تذلّل ظاهری به وسیله اعضا می‌باشد<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۳۲.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}}، فرموده: خشوع، تذلّل [[باطنی]] به وسیله [[قلب]] است؛ هم‌چنان که [[خضوع]]، تذلّل ظاهری به وسیله اعضا می‌باشد<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۳۲.</ref>.


خط ۷۹: خط ۷۹:
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}، فرموده: در این هنگام، دعوت‌کننده [[الهی]] [[مردم]] را به [[حیات]] و جمع در [[محشر]] و حساب [[دعوت]] می‌کند و همگی بی کم و کاست دعوت او را لبیک می‌گویند و از او [[پیروی]] می‌نمایند: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ}}. آیا این دعوت‌کننده، [[اسرافیل]] است یا [[فرشته]] دیگری از [[فرشتگان]] بزرگ [[خدا]]؟ در [[قرآن]] دقیقاً مشخص نشده است، ولی هر کس باشد، آن‌چنان فرمانش نافذ است که هیچ‌کس [[قدرت]] بر تخلّف از آن را ندارد. جمله {{متن قرآن|لَا عِوَجَ لَهُ}}: (هیچ [[انحراف]] و [[کجی]] ندارد، ممکن است توصیف برای دعوت این دعوت‌کننده بوده باشد، و یا توصیفی برای پیروی‌کردن دعوت‌شدگان و یا هر دو. جالب توجه این که: همان‌گونه که سطح [[زمین]] آن‌چنان صاف و مستوی می‌شود که کمترین اعوجاجی در آن نیست، [[فرمان الهی]] و دعوت‌کننده او نیز آن‌چنان صاف و مستقیم، و پیروی از او آن‌چنان مشخص است که هیچ انحراف و کجی در آن نیز [[راه]] ندارد. در این موقع، اصوات در برابر [[عظمت]] [[پروردگار]] [[رحمان]]، [[خاضع]] می‌گردد و جز صدای آهسته، چیزی نمی‌شنوی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}<ref>تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۳۰۳.</ref>.
هم‌چنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}، فرموده: در این هنگام، دعوت‌کننده [[الهی]] [[مردم]] را به [[حیات]] و جمع در [[محشر]] و حساب [[دعوت]] می‌کند و همگی بی کم و کاست دعوت او را لبیک می‌گویند و از او [[پیروی]] می‌نمایند: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ}}. آیا این دعوت‌کننده، [[اسرافیل]] است یا [[فرشته]] دیگری از [[فرشتگان]] بزرگ [[خدا]]؟ در [[قرآن]] دقیقاً مشخص نشده است، ولی هر کس باشد، آن‌چنان فرمانش نافذ است که هیچ‌کس [[قدرت]] بر تخلّف از آن را ندارد. جمله {{متن قرآن|لَا عِوَجَ لَهُ}}: (هیچ [[انحراف]] و [[کجی]] ندارد، ممکن است توصیف برای دعوت این دعوت‌کننده بوده باشد، و یا توصیفی برای پیروی‌کردن دعوت‌شدگان و یا هر دو. جالب توجه این که: همان‌گونه که سطح [[زمین]] آن‌چنان صاف و مستوی می‌شود که کمترین اعوجاجی در آن نیست، [[فرمان الهی]] و دعوت‌کننده او نیز آن‌چنان صاف و مستقیم، و پیروی از او آن‌چنان مشخص است که هیچ انحراف و کجی در آن نیز [[راه]] ندارد. در این موقع، اصوات در برابر [[عظمت]] [[پروردگار]] [[رحمان]]، [[خاضع]] می‌گردد و جز صدای آهسته، چیزی نمی‌شنوی: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}<ref>تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۳۰۳.</ref>.


همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: آنها کسانی هستند که در نمازشان خاشعند. در [[تفسیر]] آن چنین می‌فرماید: خاشعون، از ماده خُشُوع به معنای حالت [[تواضع]] و [[ادب]] جسمی و [[روحی]] است که در برابر شخص بزرگ یا [[حقیقت]] مهمی در [[انسان]] پیدا می‌شود و آثارش در [[بدن]] ظاهر می‌گردد، و در اینجا [[قرآن]] اقامه [[صلوة]] ([[خواندن نماز]]) را [[نشانه]] [[مؤمنان]] نمی‌شمارد، بلکه تنوع در [[نماز]] را از ویژگی‌های آنان می‌شمرد؛ اشاره به اینکه نماز آنها الفاظ و حرکاتی بی‌روح و فاقد معنا نیست؛ بلکه به هنگام نماز آن‌چنان حالت توجه به [[پروردگار]] در آنها پیدا می‌شود که از غیر او جدا می‌گردند و به او می‌پیوندند؛ چنان [[غرق]] حالت [[تفکر]] و حضور و [[راز و نیاز]] با پروردگار می‌شوند که بر تمام وجودشان اثر می‌گذارد؛ خود را ذره‌ای می‌بینند در برابر وجودی بی‌پایان، و قطره‌ای در برابر اقیانوس بیکران. لحظات این نماز، هر کدام برای او درسی است از [[خودسازی]] و [[تربیت]] [[انسانی]]، و وسیله‌ای است برای [[تهذیب روح]] و [[جان]]. در [[حدیثی]] می‌خوانیم که: [[پیامبر]]{{صل}} مردی را دید که در حال نماز با ریش خود [[بازی]] می‌کند، فرمود: {{متن حدیث|أَمَا إِنَّهُ‏ لَوْ خَشَعَ‏ قَلْبُهُ‏ لَخَشَعَتْ جَوَارِحُهُ}}: اگر او در قلبش خُشُوع بود، اعضای بدنش نیز [[خاشع]] می‌شد؛ اشاره به اینکه خُشُوع، یک حالت درونی است که در برون اثر می‌گذارد، و [[پیشوایان]] بزرگ [[اسلام]] آن‌چنان خُشُوعی در حالت نماز داشتند که به کلی از ما سوی [[اللّه]] [[بیگانه]] می‌شدند، تا آنجا که در حدیثی می‌خوانیم: [[پیامبر اسلام]]{{صل}} گاه به هنگام نماز به [[آسمان]] نظر می‌کرد، اما هنگامی‌که [[آیه]] فوق نازل شد، دگر سر بر نمی‌داشت و دائماً به [[زمین]] نگاه می‌کرد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۹۴ – ۱۹۵.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: آنها کسانی هستند که در نمازشان خاشعند. در [[تفسیر]] آن چنین می‌فرماید: خاشعون، از ماده خُشُوع به معنای حالت [[تواضع]] و [[ادب]] جسمی و [[روحی]] است که در برابر شخص بزرگ یا [[حقیقت]] مهمی در [[انسان]] پیدا می‌شود و آثارش در [[بدن]] ظاهر می‌گردد، و در اینجا [[قرآن]] اقامه [[صلوة]] ([[خواندن نماز]]) را [[نشانه]] [[مؤمنان]] نمی‌شمارد، بلکه تنوع در [[نماز]] را از ویژگی‌های آنان می‌شمرد؛ اشاره به اینکه نماز آنها الفاظ و حرکاتی بی‌روح و فاقد معنا نیست؛ بلکه به هنگام نماز آن‌چنان حالت توجه به [[پروردگار]] در آنها پیدا می‌شود که از غیر او جدا می‌گردند و به او می‌پیوندند؛ چنان [[غرق]] حالت [[تفکر]] و حضور و [[راز و نیاز]] با پروردگار می‌شوند که بر تمام وجودشان اثر می‌گذارد؛ خود را ذره‌ای می‌بینند در برابر وجودی بی‌پایان، و قطره‌ای در برابر اقیانوس بیکران. لحظات این نماز، هر کدام برای او درسی است از [[خودسازی]] و [[تربیت]] [[انسانی]]، و وسیله‌ای است برای [[تهذیب روح]] و [[جان]]. در [[حدیثی]] می‌خوانیم که: [[پیامبر]] {{صل}} مردی را دید که در حال نماز با ریش خود [[بازی]] می‌کند، فرمود: {{متن حدیث|أَمَا إِنَّهُ‏ لَوْ خَشَعَ‏ قَلْبُهُ‏ لَخَشَعَتْ جَوَارِحُهُ}}: اگر او در قلبش خُشُوع بود، اعضای بدنش نیز [[خاشع]] می‌شد؛ اشاره به اینکه خُشُوع، یک حالت درونی است که در برون اثر می‌گذارد، و [[پیشوایان]] بزرگ [[اسلام]] آن‌چنان خُشُوعی در حالت نماز داشتند که به کلی از ما سوی [[اللّه]] [[بیگانه]] می‌شدند، تا آنجا که در حدیثی می‌خوانیم: [[پیامبر اسلام]] {{صل}} گاه به هنگام نماز به [[آسمان]] نظر می‌کرد، اما هنگامی‌که [[آیه]] فوق نازل شد، دگر سر بر نمی‌داشت و دائماً به [[زمین]] نگاه می‌کرد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۹۴ – ۱۹۵.</ref>.


همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ}}، فرموده: آنها از قبرهای خود خارج می‌شوند، در حالی‌که چشم‌هایشان از شدت [[وحشت]] به زیر افتاده، و بدون [[هدف]]؛ هم چون ملخ‌های پراکنده، به هر سو می‌دوند. نسبت خشوع به [[چشم‌ها]]، به خاطر آن است که صحنه آن‌قدر هولناک است که تاب تماشای آن را ندارند. لذا چشم از آن بر می‌گیرند و به زیر می‌اندازند، و [[تشبیه]] به ملخ‌های پراکنده، به تناسب این است که [[توده]] ملخ‌ها، بر خلاف بسیاری از پرندگانی که به هنگام حرکت دسته جمعی، با [[نظم]] و ترتیب خاصی حرکت می‌کنند، هرگز نظم و ترتیبی ندارند؛ در هم فرو می‌روند و [[بی‌هدف]] به هر سو روانه می‌شوند، و به علاوه، آنها هم‌چون ملخ‌ها در آن [[روز]] موجوداتی [[ضعیف]] و ناتوانند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۲۳.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ}}، فرموده: آنها از قبرهای خود خارج می‌شوند، در حالی‌که چشم‌هایشان از شدت [[وحشت]] به زیر افتاده، و بدون [[هدف]]؛ هم چون ملخ‌های پراکنده، به هر سو می‌دوند. نسبت خشوع به [[چشم‌ها]]، به خاطر آن است که صحنه آن‌قدر هولناک است که تاب تماشای آن را ندارند. لذا چشم از آن بر می‌گیرند و به زیر می‌اندازند، و [[تشبیه]] به ملخ‌های پراکنده، به تناسب این است که [[توده]] ملخ‌ها، بر خلاف بسیاری از پرندگانی که به هنگام حرکت دسته جمعی، با [[نظم]] و ترتیب خاصی حرکت می‌کنند، هرگز نظم و ترتیبی ندارند؛ در هم فرو می‌روند و [[بی‌هدف]] به هر سو روانه می‌شوند، و به علاوه، آنها هم‌چون ملخ‌ها در آن [[روز]] موجوداتی [[ضعیف]] و ناتوانند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۲۳.</ref>.


نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}}، فرموده: آیا وقت آن نرسیده است که دل‌های افراد با [[ایمان]]، در برابر [[ذکر خدا]] و آنچه از [[حق]] نازل شده است، [[خاشع]] گردد و همانند کسانی نباشند که در گذشته، [[کتاب آسمانی]] به آنها داده شد (مانند [[یهود]] و [[نصاری]])، سپس در میان آنها و [[پیامبران]] فاصله افتاد، عمرهای طولانی یافتند و [[خدا]] را فراموش کردند و قلب‌های آنها [[قساوت]] پیدا کرد و بسیاری از آنها [[فاسق]] و [[گنهکار]] بودند. {{متن قرآن|تَخْشَعَ}}، از ماده خشوع، به معنای حالت [[تواضع]] و [[ادب]] جسمی و [[روحی]] است که در برابر [[حقیقت]] مهم یا شخص بزرگی به [[انسان]] دست می‌دهد. روشن است یاد [[خداوند]] اگر در عمق [[جان]] قرار گیرد، و هم‌چنین شنیدن آیاتی که بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است، هر گاه به [[درستی]] [[تدبر]] شود، باید مایه خشوع گردد، ولی [[قرآن]] گروهی از [[مؤمنان]] را در اینجا سخت ملامت می‌کند که چرا در برابر این امور، خاشع نمی‌شوند؟ و چرا هم چون بسیاری از [[امت‌های پیشین]]، گرفتار [[غفلت]] و بی‌خبری شده‌اند؟ همان غفلتی که نتیجه آن، قساوت [[دل]]، و همان قساوتی که ثمره آن، [[فسق]] و [[گناه]] است. آیا تنها به [[ادعای ایمان]] قناعت‌کردن و از کنار این مسایل مهم به [[سادگی]] گذشتن و تن به [[زندگی]] مرفه سپردن، در ناز و [[نعمت]] زیستن، و پیوسته مشغول [[عیش و نوش]] بودن، با [[ایمان]] سازگار است<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۳۴۱.</ref>.
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}}، فرموده: آیا وقت آن نرسیده است که دل‌های افراد با [[ایمان]]، در برابر [[ذکر خدا]] و آنچه از [[حق]] نازل شده است، [[خاشع]] گردد و همانند کسانی نباشند که در گذشته، [[کتاب آسمانی]] به آنها داده شد (مانند [[یهود]] و [[نصاری]])، سپس در میان آنها و [[پیامبران]] فاصله افتاد، عمرهای طولانی یافتند و [[خدا]] را فراموش کردند و قلب‌های آنها [[قساوت]] پیدا کرد و بسیاری از آنها [[فاسق]] و [[گنهکار]] بودند. {{متن قرآن|تَخْشَعَ}}، از ماده خشوع، به معنای حالت [[تواضع]] و [[ادب]] جسمی و [[روحی]] است که در برابر [[حقیقت]] مهم یا شخص بزرگی به [[انسان]] دست می‌دهد. روشن است یاد [[خداوند]] اگر در عمق [[جان]] قرار گیرد، و هم‌چنین شنیدن آیاتی که بر [[پیامبر]] {{صل}} نازل شده است، هر گاه به [[درستی]] [[تدبر]] شود، باید مایه خشوع گردد، ولی [[قرآن]] گروهی از [[مؤمنان]] را در اینجا سخت ملامت می‌کند که چرا در برابر این امور، خاشع نمی‌شوند؟ و چرا هم چون بسیاری از [[امت‌های پیشین]]، گرفتار [[غفلت]] و بی‌خبری شده‌اند؟ همان غفلتی که نتیجه آن، قساوت [[دل]]، و همان قساوتی که ثمره آن، [[فسق]] و [[گناه]] است. آیا تنها به [[ادعای ایمان]] قناعت‌کردن و از کنار این مسایل مهم به [[سادگی]] گذشتن و تن به [[زندگی]] مرفه سپردن، در ناز و [[نعمت]] زیستن، و پیوسته مشغول [[عیش و نوش]] بودن، با [[ایمان]] سازگار است<ref>تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۳۴۱.</ref>.


فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}} هم فرموده: چهره‌ها در آن [[روز]]، [[خاشع]] و ذلّت‌بار است، و [[ذلّت]] و [[ترس]] از [[عذاب]] و کیفرهای [[عظیم]] آن روز، تمام وجود آنها را فراگرفته، و از آنجا که حالات [[روحی]] [[انسان]]، بیش از همه‌جا، در چهره او منعکس می‌شود، اشاره به [[خوف]] و ذلّت و وحشتی می‌کند که سراسر چهره آنها را می‌پوشاند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۴۱۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۷۷-۶۸۹.</ref>
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}} هم فرموده: چهره‌ها در آن [[روز]]، [[خاشع]] و ذلّت‌بار است، و [[ذلّت]] و [[ترس]] از [[عذاب]] و کیفرهای [[عظیم]] آن روز، تمام وجود آنها را فراگرفته، و از آنجا که حالات [[روحی]] [[انسان]]، بیش از همه‌جا، در چهره او منعکس می‌شود، اشاره به [[خوف]] و ذلّت و وحشتی می‌کند که سراسر چهره آنها را می‌پوشاند<ref>تفسیر نمونه، ج۲۶، ص۴۱۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۷۷-۶۸۹.</ref>


==خشوع در [[تفاسیر]] [[روایی]]==
== خشوع در [[تفاسیر]] [[روایی]] ==
[[علامه]] [[عبد علی بن جمعه عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]]، و [[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]]، و علامه شیخ [[جلال الدین عبدالرحمن سیوطی]]، در [[تفسیر]] درّ المنثور، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، روایاتی را [[نقل]] فرموده‌اند، از جمله
[[علامه]] [[عبد علی بن جمعه عروسی]] در [[تفسیر نورالثقلین]]، و [[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]]، و علامه شیخ [[جلال الدین عبدالرحمن سیوطی]]، در [[تفسیر]] درّ المنثور، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، روایاتی را [[نقل]] فرموده‌اند، از جمله
#در [[کتاب کافی]]، [[علی بن ابراهیم]] با اسنادش از [[حلبی]]، و او از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کند که آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|اذا کنت فی صلاتک، فعلیک بالخُشُوع و الاقبال علی صلوتک؛ فان الله تعالی یقول}}: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}؛ یعنی چون در حال [[نماز خواندن]] باشی، پس همانا بر تو لازم است که خشوع کنی و به نمازت توجه داشته باشی؛ که [[خدای تعالی]] می‌فرماید: {{متن قرآن| الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸.</ref>.
# در [[کتاب کافی]]، [[علی بن ابراهیم]] با اسنادش از [[حلبی]]، و او از [[ابی‌عبدالله]]، [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کند که آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|اذا کنت فی صلاتک، فعلیک بالخُشُوع و الاقبال علی صلوتک؛ فان الله تعالی یقول}}: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}؛ یعنی چون در حال [[نماز خواندن]] باشی، پس همانا بر تو لازم است که خشوع کنی و به نمازت توجه داشته باشی؛ که [[خدای تعالی]] می‌فرماید: {{متن قرآن| الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸.</ref>.
#در [[اصول کافی]] با اسنادش تا [[مسمع بن عبد الملک]]، از ابی‌عبدالله، امام صادق{{ع}} روایت کند که آن حضرت فرموده: {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:‏ مَا زَادَ خُشُوعُ‏ الْجَسَدِ عَلَى‏ مَا فِي الْقَلْبِ فَهُوَ عِنْدَنَا نِفَاقٌ}}؛ یعنی [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: هرچه خشوع [[بدن]] بر [[خشوع قلب]] زیادتر باشد، آن زیادی در نزد ما [[نفاق]] است<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۰؛ برهان، ص۷۱۸.</ref>.
# در [[اصول کافی]] با اسنادش تا [[مسمع بن عبد الملک]]، از ابی‌عبدالله، امام صادق {{ع}} روایت کند که آن حضرت فرموده: {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}:‏ مَا زَادَ خُشُوعُ‏ الْجَسَدِ عَلَى‏ مَا فِي الْقَلْبِ فَهُوَ عِنْدَنَا نِفَاقٌ}}؛ یعنی [[پیامبر خدا]] {{صل}} فرمود: هرچه خشوع [[بدن]] بر [[خشوع قلب]] زیادتر باشد، آن زیادی در نزد ما [[نفاق]] است<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۰؛ برهان، ص۷۱۸.</ref>.
#در تفسیر [[علی ابن ابراهیم]] فی قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: از هر چه نارواست، [[چشم‌پوشی]] کن و به [[نماز]] توجه داشته باش<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۰؛ برهان، ص۷۱۸.</ref>.
# در تفسیر [[علی ابن ابراهیم]] فی قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرموده: از هر چه نارواست، [[چشم‌پوشی]] کن و به [[نماز]] توجه داشته باش<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۰؛ برهان، ص۷۱۸.</ref>.
#در [[مجمع البیان]]، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرمود: [[روایت]] شده که [[پیامبر]]{{صل}} مردی را دید که در حال به‌جا آوردن [[نماز]]، با ریشش [[بازی]] می‌کند، پس آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|أَمَا إِنَّهُ‏ لَوْ خَشَعَ‏ قَلْبُهُ‏ لَخَشَعَتْ جَوَارِحُهُ}}؛ یعنی اگر [[قلب]] و [[دل]] او [[خاشع]] بود، اعضای [[بدن]] و جوارحش خاشع بود<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۱.</ref>.
# در [[مجمع البیان]]، فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، فرمود: [[روایت]] شده که [[پیامبر]] {{صل}} مردی را دید که در حال به‌جا آوردن [[نماز]]، با ریشش [[بازی]] می‌کند، پس آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|أَمَا إِنَّهُ‏ لَوْ خَشَعَ‏ قَلْبُهُ‏ لَخَشَعَتْ جَوَارِحُهُ}}؛ یعنی اگر [[قلب]] و [[دل]] او [[خاشع]] بود، اعضای [[بدن]] و جوارحش خاشع بود<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۱.</ref>.
# روایت شده که پیامبر{{صل}} در حال نماز چشمانش را به طرف [[آسمان]] بلند می‌کرد. پس [[آیه]] مزبور نازل شد و پیامبر سرش را به زیر آورد و به [[زمین]] نگاه کرد<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۲.</ref>.
# روایت شده که پیامبر {{صل}} در حال نماز چشمانش را به طرف [[آسمان]] بلند می‌کرد. پس [[آیه]] مزبور نازل شد و پیامبر سرش را به زیر آورد و به [[زمین]] نگاه کرد<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۲.</ref>.
#در [[کتاب خصال]]، از [[امیر المؤمنین]]، [[علی]]{{ع}} است که: {{متن حدیث|لیخشع الرجل فی صلوته؛ فانه من خشع قلبه لله عزوجل، خشعت جوارحه، فلایعبث بشیء}}؛ یعنی باید [[آدمی]] در نمازش خاشع باشد. پس همانا هر کس از روی خشوع قلبش برای [[خدای عزوجل]] خشوع ورزد، اعضای بدنش هم خاشع شود، پس با چیزی بازی نکند<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۳.</ref>.
# در [[کتاب خصال]]، از [[امیر المؤمنین]]، [[علی]] {{ع}} است که: {{متن حدیث|لیخشع الرجل فی صلوته؛ فانه من خشع قلبه لله عزوجل، خشعت جوارحه، فلایعبث بشیء}}؛ یعنی باید [[آدمی]] در نمازش خاشع باشد. پس همانا هر کس از روی خشوع قلبش برای [[خدای عزوجل]] خشوع ورزد، اعضای بدنش هم خاشع شود، پس با چیزی بازی نکند<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۵۲۸، ح۱۳.</ref>.
#ابن‌جریر و [[ابن ابی‌حاتم]] از [[حسن]] درباره قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، [[اخراج]] نمودند که گفت: {{عربی|کان خُشُوعهم فی قلوبهم، فغضوا بذلک ابصارهم و خفضوا لذلک الجناح}}؛ یعنی خشوع آنان در قلب‌های آنان است. پس به واسطه آن، چشم‌هایشان را فرو پوشند و به واسطه آن، [[فروتنی]] و [[ملایمت]] کنند<ref>در المنثور، ج۵، ص۳.</ref>.
# ابن‌جریر و [[ابن ابی‌حاتم]] از [[حسن]] درباره قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، [[اخراج]] نمودند که گفت: {{عربی|کان خُشُوعهم فی قلوبهم، فغضوا بذلک ابصارهم و خفضوا لذلک الجناح}}؛ یعنی خشوع آنان در قلب‌های آنان است. پس به واسطه آن، چشم‌هایشان را فرو پوشند و به واسطه آن، [[فروتنی]] و [[ملایمت]] کنند<ref>در المنثور، ج۵، ص۳.</ref>.


نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ * عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ}}<ref>«رخساره‌هایی در آن روز خاکسارند،* کوشنده رنج کشیده (اما بی‌بهره) اند» سوره غاشیه، آیه ۲-۳.</ref>، روایاتی را [[نقل]] نموده‌اند، از جمله:
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ * عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ}}<ref>«رخساره‌هایی در آن روز خاکسارند، * کوشنده رنج کشیده (اما بی‌بهره) اند» سوره غاشیه، آیه ۲-۳.</ref>، روایاتی را [[نقل]] نموده‌اند، از جمله:
# [[محمد یعقوب]] با اسنادش تا محمد، و او از پدرش، از [[ابی عبدالله]]، [[امام صادق]]{{ع}} روایت کند که: به [[امام]]{{ع}} گفتم: {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ}}<ref>«آیا داستان (رستخیز) فراپوشنده به تو رسیده است؟» سوره غاشیه، آیه ۱.</ref>. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَغْشَاهُمُ الْقَائِمُ‏ بِالسَّيْفِ‏}}؛ یعنی [[قائم آل محمد]] به وسیله [[شمشیر]] بر آنان غالب گردیده و ایشان را فرا می‌گیرد. به آن بزرگوار گفتم: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|خاشعة لا تطیق الامتناع}}؛ یعنی آن‌چنان [[ذلیل]] خواهند شد که توان سرپیچی‌کردن ندارند. به آن بزرگوار گفتم: {{متن قرآن|عَامِلَةٌ}}. آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث| عَمِلَتْ‏ بِغَيْرِ مَا أَنْزَلَ‏ اللَّهُ}}. گفتم: {{متن قرآن|نَاصِبَةٌ}}. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|نَصَبَتْ‏ غَيْرَ وُلَاةِ الْأَمْرِ}}؛ غیر از [[والیان امر]] [[منصوب]] به امور شده‌اند. گفتم: {{متن قرآن|تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً}}<ref>«به آتشی بسیار سوزان درمی‌آیند،» سوره غاشیه، آیه ۴.</ref>. حضرت فرمود: {{متن حدیث|تَصْلى‏ نَارَ الْحَرْبِ‏ فِي‏ الدُّنْيَا عَلى‏ عَهْدِ الْقَائِمِ، وَ فِي الْآخِرَةِ نَارَ جَهَنَّمَ}}؛ یعنی در [[دنیا]] در [[عهد]] [[قائم]]، گرفتار [[آتش]] [[جنگ]] باشند، و در [[آخرت]] گرفتار آتش سوزان [[جهنم]] شوند<ref>برهان، ص۱۱۸۶؛ نورالثقلین، ج۵، ص۵۶۳، ح۳.</ref>.
# [[محمد یعقوب]] با اسنادش تا محمد، و او از پدرش، از [[ابی عبدالله]]، [[امام صادق]] {{ع}} روایت کند که: به [[امام]] {{ع}} گفتم: {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ}}<ref>«آیا داستان (رستخیز) فراپوشنده به تو رسیده است؟» سوره غاشیه، آیه ۱.</ref>. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|يَغْشَاهُمُ الْقَائِمُ‏ بِالسَّيْفِ‏}}؛ یعنی [[قائم آل محمد]] به وسیله [[شمشیر]] بر آنان غالب گردیده و ایشان را فرا می‌گیرد. به آن بزرگوار گفتم: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|خاشعة لا تطیق الامتناع}}؛ یعنی آن‌چنان [[ذلیل]] خواهند شد که توان سرپیچی‌کردن ندارند. به آن بزرگوار گفتم: {{متن قرآن|عَامِلَةٌ}}. آن [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث| عَمِلَتْ‏ بِغَيْرِ مَا أَنْزَلَ‏ اللَّهُ}}. گفتم: {{متن قرآن|نَاصِبَةٌ}}. آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|نَصَبَتْ‏ غَيْرَ وُلَاةِ الْأَمْرِ}}؛ غیر از [[والیان امر]] [[منصوب]] به امور شده‌اند. گفتم: {{متن قرآن|تَصْلَى نَارًا حَامِيَةً}}<ref>«به آتشی بسیار سوزان درمی‌آیند،» سوره غاشیه، آیه ۴.</ref>. حضرت فرمود: {{متن حدیث|تَصْلى‏ نَارَ الْحَرْبِ‏ فِي‏ الدُّنْيَا عَلى‏ عَهْدِ الْقَائِمِ، وَ فِي الْآخِرَةِ نَارَ جَهَنَّمَ}}؛ یعنی در [[دنیا]] در [[عهد]] [[قائم]]، گرفتار [[آتش]] [[جنگ]] باشند، و در [[آخرت]] گرفتار آتش سوزان [[جهنم]] شوند<ref>برهان، ص۱۱۸۶؛ نورالثقلین، ج۵، ص۵۶۳، ح۳.</ref>.
# [[عبدالرزاقی]]، [[عبد بن حمید]]، ابن‌جریر، ابن‌منذر و [[ابن ابی‌حاتم]] درباره: {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ}}، از [[قتاده]] [[اخراج]] نموده‌اند که گفت: [[حدیث]] [[قیامت]]. {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}. را گفت: ذلیل و خوارند در آتش. {{متن قرآن|عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ}} را گفت: در دنیا از [[اطاعت خدا]] [[تکبّر]] کردند، پس به آن تکبّر عمل نمودند و در آتش افکنده شدند<ref>در المنثور، ج۶، ص۳۴۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۸۹.</ref>
# [[عبدالرزاقی]]، [[عبد بن حمید]]، ابن‌جریر، ابن‌منذر و [[ابن ابی‌حاتم]] درباره: {{متن قرآن|هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ}}، از [[قتاده]] [[اخراج]] نموده‌اند که گفت: [[حدیث]] [[قیامت]]. {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}. را گفت: ذلیل و خوارند در آتش. {{متن قرآن|عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ}} را گفت: در دنیا از [[اطاعت خدا]] [[تکبّر]] کردند، پس به آن تکبّر عمل نمودند و در آتش افکنده شدند<ref>در المنثور، ج۶، ص۳۴۲.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۸۹.</ref>


==[[تدبّر]] در [[آیات]] خشوع==
== [[تدبّر]] در [[آیات]] خشوع ==
قوله تعالی: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستاده‌ایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>. با یک بررسی اجمالی در آیات و معانی، [[تفاسیر]] و روایاتی که درباره، خشوع آمده، چنین به دست می‌آید که خشوع، [[وجدان]] [[ذلّت]] و [[خواری]] توأم با [[خوف]]، در برابر [[عظمت]]، جلال و کبریایی است. و چون وجدان، امری است که از [[قلب]] نشأت می‌گیرد، بنابراین، زمینه ایجاد خشوع، قلب بوده و تجلّی آن، در [[ظواهر]] اعضا، آشکار می‌گردد و به تناسب موقعیت، این تجلّی یا در قلب و [[جسم]] است: {{متن قرآن|خَاشِعِينَ لِلَّهِ}}، و یا در حال اشک‌ریختن. بر چانه به [[خاک]] افتادن و ازدیاد خشوع است: {{متن قرآن|وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}. و یا در صداها و اصوات است: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}. و یا در کیفیت هیأت [[بدن]] در حال [[نماز]] است: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، و یا در حالات کلی است. و {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}}، و یا در چشم‌هاست: {{متن قرآن|خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ}}، و یا در چهره و صورت است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}، و لذا در این تحقیق، با [[استعانت]] از [[الطاف]] [[خدای سبحان]] و با استفاده از [[آیات قرآن کریم]]، تجلیات خشوع را زیر عنوان: “معانی و مفاهیم خشوع” [[تدبر]] می‌نماییم.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۱.</ref>
قوله تعالی: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستاده‌ایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref>. با یک بررسی اجمالی در آیات و معانی، [[تفاسیر]] و روایاتی که درباره، خشوع آمده، چنین به دست می‌آید که خشوع، [[وجدان]] [[ذلّت]] و [[خواری]] توأم با [[خوف]]، در برابر [[عظمت]]، جلال و کبریایی است. و چون وجدان، امری است که از [[قلب]] نشأت می‌گیرد، بنابراین، زمینه ایجاد خشوع، قلب بوده و تجلّی آن، در [[ظواهر]] اعضا، آشکار می‌گردد و به تناسب موقعیت، این تجلّی یا در قلب و [[جسم]] است: {{متن قرآن|خَاشِعِينَ لِلَّهِ}}، و یا در حال اشک‌ریختن. بر چانه به [[خاک]] افتادن و ازدیاد خشوع است: {{متن قرآن|وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}. و یا در صداها و اصوات است: {{متن قرآن|وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ}}. و یا در کیفیت هیأت [[بدن]] در حال [[نماز]] است: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}، و یا در حالات کلی است. و {{متن قرآن|وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ}}، و یا در چشم‌هاست: {{متن قرآن|خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ}}، و یا در چهره و صورت است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}، و لذا در این تحقیق، با [[استعانت]] از [[الطاف]] [[خدای سبحان]] و با استفاده از [[آیات قرآن کریم]]، تجلیات خشوع را زیر عنوان: “معانی و مفاهیم خشوع” [[تدبر]] می‌نماییم.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۱.</ref>


===معانی و مفاهیم خشوع به ترتیب [[آیات]] [[مصحف]]===
=== معانی و مفاهیم خشوع به ترتیب [[آیات]] [[مصحف]] ===
====معنا و مفهوم اول خشوع====
==== معنا و مفهوم اول خشوع ====
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، [[طاعت]] و [[فرمانبرداری]] [[مؤمنین]] [[اهل کتاب]] از [[اوامر]] [[وحی]] در کتب [[تورات]]، [[انجیل]] و [[قرآن کریم]]، در حال [[خوف]] [[باطنی]] توأم با [[فروتنی]] و [[تواضع]] [[جسمانی]] برای [[خدای تعالی]] است: {{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}.
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، [[طاعت]] و [[فرمانبرداری]] [[مؤمنین]] [[اهل کتاب]] از [[اوامر]] [[وحی]] در کتب [[تورات]]، [[انجیل]] و [[قرآن کریم]]، در حال [[خوف]] [[باطنی]] توأم با [[فروتنی]] و [[تواضع]] [[جسمانی]] برای [[خدای تعالی]] است: {{متن قرآن|وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}.
همه اهل کتاب یکسان نیستند
همه اهل کتاب یکسان نیستند
قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ * يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و به کارهای خیر می‌شتابند و آنان از شایستگانند * آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت می‌کنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳-۱۱۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۲.</ref>
قوله تعالی: {{متن قرآن|لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ * يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و به کارهای خیر می‌شتابند و آنان از شایستگانند * آنان برابر نیستند؛ از اهل کتاب گروهی برخاستگانند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت می‌کنند در حالی که سر به سجده دارند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۳-۱۱۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۲.</ref>


====معنا و مفهوم دوم خشوع====
==== معنا و مفهوم دوم خشوع ====
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، [[استمرار]] در افزایش [[وجدان]] تذلّل [[قلبی]] [[علما]] و [[دانشمندان]] در برابر [[عظمت]] قرآن کریم است، و در حال [[گریه]]، به خاک‌افتادن و چهره بر [[خاک]] نهادن، جلوه‌ای از آن وجدان است: {{متن قرآن|وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}.
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، [[استمرار]] در افزایش [[وجدان]] تذلّل [[قلبی]] [[علما]] و [[دانشمندان]] در برابر [[عظمت]] قرآن کریم است، و در حال [[گریه]]، به خاک‌افتادن و چهره بر [[خاک]] نهادن، جلوه‌ای از آن وجدان است: {{متن قرآن|وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا}}.
[[علما]] در برابر [[عظمت]] [[قرآن کریم]]، [[فروتنی]] و تذلّل دارند: {{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا}}<ref>«بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بی‌گمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش داده‌اند خوانده شود به سجده با روی بر زمین می‌افتند» سوره اسراء، آیه ۱۰۷.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۲.</ref>
[[علما]] در برابر [[عظمت]] [[قرآن کریم]]، [[فروتنی]] و تذلّل دارند: {{متن قرآن|قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا}}<ref>«بگو: چه بدان (آیات) ایمان آورید چه ایمان نیاورید؛ بی‌گمان چون بر کسانی که پیش از این (به آنان) دانش داده‌اند خوانده شود به سجده با روی بر زمین می‌افتند» سوره اسراء، آیه ۱۰۷.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۲.</ref>


====معنا و مفهوم سوم خشوع====
==== معنا و مفهوم سوم خشوع ====
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، خفه‌بودن و خفیف‌بودن صدا در برابر عظمت [[رحمان]] است: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}؛ یعنی در آن [[روز]] (که در [[قیامت]] است)، دعوت‌کننده را بدون [[سرپیچی]]، [[پیروی]] و [[اطاعت]] می‌کنند، و صداها در برابر عظمت و کبریایی [[خدای رحمان]]، در سینه‌ها خفه شود، پس در این حال به جز صدای خفیفی را نمی‌شنوی.
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، خفه‌بودن و خفیف‌بودن صدا در برابر عظمت [[رحمان]] است: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا}}؛ یعنی در آن [[روز]] (که در [[قیامت]] است)، دعوت‌کننده را بدون [[سرپیچی]]، [[پیروی]] و [[اطاعت]] می‌کنند، و صداها در برابر عظمت و کبریایی [[خدای رحمان]]، در سینه‌ها خفه شود، پس در این حال به جز صدای خفیفی را نمی‌شنوی.
خفیف و ملایم‌بودن صدا در محضر [[پیامبر]]{{صل}}، [[آزمایش الهی]] از [[تقوای قلب]] (و یا [[خشیت]] [[دل]]) است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان خداوند دل‌های کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو می‌دارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت» سوره حجرات، آیه ۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۳.</ref>
خفیف و ملایم‌بودن صدا در محضر [[پیامبر]] {{صل}}، [[آزمایش الهی]] از [[تقوای قلب]] (و یا [[خشیت]] [[دل]]) است: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان خداوند دل‌های کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو می‌دارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت» سوره حجرات، آیه ۳.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۳.</ref>


====معنا و مفهوم چهارم خشوع====
==== معنا و مفهوم چهارم خشوع ====
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلل [[قلب]] و [[تواضع]] [[بدن]] است در برابر عظمت و کبریایی [[خدای سبحان]] در حال [[نماز]] و به هنگام ادای [[اذکار]] و انجام [[افعال]] و ارکان مخصوص به آن: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}.
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلل [[قلب]] و [[تواضع]] [[بدن]] است در برابر عظمت و کبریایی [[خدای سبحان]] در حال [[نماز]] و به هنگام ادای [[اذکار]] و انجام [[افعال]] و ارکان مخصوص به آن: {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ}}.


موارد زیر نیز از این باب است:
موارد زیر نیز از این باب است:
#خاشعین، کسانی هستند که به [[ملاقات]] آثار [[قدرت]] [[خدای تعالی]] در قیامت و بازگشت به سوی او [[اطمینان]] دارند، و به آنان امر شده که در برخورد با [[مشکلات]]، از [[صبر]] و نماز کمک بگیرند: {{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ * الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است * همان کسان که می‌دانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز می‌گردند “ سوره بقره، آیه ۴۵.</ref> {{متن قرآن|الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«همان کسان که می‌دانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز می‌گردند» سوره بقره، آیه ۴۶.</ref>
# خاشعین، کسانی هستند که به [[ملاقات]] آثار [[قدرت]] [[خدای تعالی]] در قیامت و بازگشت به سوی او [[اطمینان]] دارند، و به آنان امر شده که در برخورد با [[مشکلات]]، از [[صبر]] و نماز کمک بگیرند: {{متن قرآن|وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ * الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید و بی‌گمان این کار جز بر فروتنان دشوار است * همان کسان که می‌دانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز می‌گردند “ سوره بقره، آیه ۴۵.</ref> {{متن قرآن|الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}<ref>«همان کسان که می‌دانند به لقای پروردگارشان خواهند رسید و به سوی او باز می‌گردند» سوره بقره، آیه ۴۶.</ref>
# [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام علی]]{{ع}} هنگام برخورد با [[مشکلات]]، از [[نماز]] (و [[روزه]]) [[استعانت]] می‌کردند. [[شیخ طایفه]] [[طوسی]] در [[تفسیر تبیان]]، و [[شیخ طبرسی]] در [[مجمع البیان]] فرموده‌اند: {{متن حدیث|و کان النبی{{صل}} اذا احزنه امر، استعان بالصلاة و الصوم}}؛ یعنی چون امری پیامبر{{صل}} را [[غمگین]] و محزون می‌ساخت، آن [[حضرت]] از نماز و روزه استعانت می‌جست<ref>تبیان، ج۱، ص۲۰۲؛ مجمع البیان. ج۱، ص۹۹.</ref>. و در [[کتاب کافی]] از [[امام صادق]]{{ع}} می‌خوانیم که: {{متن حدیث|کان علی{{ع}} اذا اهاله امر فزع، قام الی الصلوة، ثم تلا هذه الایة: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید» سوره بقره، آیه ۴۵.</ref>}}؛ یعنی هنگامی‌که مشکل مهمی برای [[علی]]{{ع}} پیش می‌آمد، او به نماز برمی‌خاست، و سپس این [[آیه]] را [[تلاوت]] می‌فرمود: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۱۹.</ref>.
# [[پیامبر]] {{صل}} و [[امام علی]] {{ع}} هنگام برخورد با [[مشکلات]]، از [[نماز]] (و [[روزه]]) [[استعانت]] می‌کردند. [[شیخ طایفه]] [[طوسی]] در [[تفسیر تبیان]]، و [[شیخ طبرسی]] در [[مجمع البیان]] فرموده‌اند: {{متن حدیث|و کان النبی {{صل}} اذا احزنه امر، استعان بالصلاة و الصوم}}؛ یعنی چون امری پیامبر {{صل}} را [[غمگین]] و محزون می‌ساخت، آن [[حضرت]] از نماز و روزه استعانت می‌جست<ref>تبیان، ج۱، ص۲۰۲؛ مجمع البیان. ج۱، ص۹۹.</ref>. و در [[کتاب کافی]] از [[امام صادق]] {{ع}} می‌خوانیم که: {{متن حدیث|کان علی {{ع}} اذا اهاله امر فزع، قام الی الصلوة، ثم تلا هذه الایة: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>«از شکیبایی و نماز یاری بجویید» سوره بقره، آیه ۴۵.</ref>}}؛ یعنی هنگامی‌که مشکل مهمی برای [[علی]] {{ع}} پیش می‌آمد، او به نماز برمی‌خاست، و سپس این [[آیه]] را [[تلاوت]] می‌فرمود: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۱۹.</ref>.
# امام صادق{{ع}} فرمود: با خواندن دو رکعت نماز از [[خدا]] بخواهید، همّ و [[غم]] شما برطرف گردد، {{متن حدیث|و روی عن الصادق أنه قال: ما یمنع احدهم اذا دخل علیه غم من غموم الدنیا. ان یتوضا ثم یدخل المسجد فیرکع رکعتین یدعو الله فیها؟ أما سمعت الله تعالی یقول}}: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}: و از امام صادق [[روایت]] شده که فرمود: چه چیز منع می‌کند یکی از آنان را، آن گاه که غمی از غم‌های [[دنیا]] به او وارد می‌شود، [[وضو]] گرفته و سپس داخل در [[مسجد]] گردد و دو رکعت نماز به جا آورد و در آن غم خدا را بخواند؟ مگر نشنیده‌ای که [[خدای تعالی]] می‌فرماید: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>تبیان، ج۱، ص۱۰۰.</ref>؟<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۳.</ref>
# امام صادق {{ع}} فرمود: با خواندن دو رکعت نماز از [[خدا]] بخواهید، همّ و [[غم]] شما برطرف گردد، {{متن حدیث|و روی عن الصادق أنه قال: ما یمنع احدهم اذا دخل علیه غم من غموم الدنیا. ان یتوضا ثم یدخل المسجد فیرکع رکعتین یدعو الله فیها؟ أما سمعت الله تعالی یقول}}: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}: و از امام صادق [[روایت]] شده که فرمود: چه چیز منع می‌کند یکی از آنان را، آن گاه که غمی از غم‌های [[دنیا]] به او وارد می‌شود، [[وضو]] گرفته و سپس داخل در [[مسجد]] گردد و دو رکعت نماز به جا آورد و در آن غم خدا را بخواند؟ مگر نشنیده‌ای که [[خدای تعالی]] می‌فرماید: {{متن قرآن|اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ}}<ref>تبیان، ج۱، ص۱۰۰.</ref>؟<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۳.</ref>


====معنا و مفهوم پنجم خشوع====
==== معنا و مفهوم پنجم خشوع ====
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلّل [[قلبی]] و [[تواضع]] بدنی توأم با [[خوف]]، در مردان و [[زنان]] است در حال [[نماز]]، در برابر [[عظمت]] و کبریایی [[خدای سبحان]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}: البته، مردان و زنان [[مسلمان]]، و مردان و زنان [[مؤمن]]، و مردان و زنان [[مطیع]] و [[خاضع]]، و مردان [[راستگو]]، و زنان راستگو، و مردان و زنان [[صابر]] و [[شکیبا]]، و مردان و زنانی که در حال نماز تذلّل قلبی و تواضع بدنی توأم با خوف دارند، و مردان و زنان صدقه‌دهنده و انفاق‌کننده، و مردان و زنان [[روزه‌دار]]، و مردانی که منافذشان را از ارتکاب به [[گناه]] [[حفظ]] کنند و زنانی که خود را از [[ارتکاب گناه]] حفظ کنند، و مردان و زنانی که [[خدا]] را بسیار یاد کنند، [[خدای تعالی]] برای آنان [[آمرزش]] و [[پاداش]] عظیمی را آماده نموده است.
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلّل [[قلبی]] و [[تواضع]] بدنی توأم با [[خوف]]، در مردان و [[زنان]] است در حال [[نماز]]، در برابر [[عظمت]] و کبریایی [[خدای سبحان]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}: البته، مردان و زنان [[مسلمان]]، و مردان و زنان [[مؤمن]]، و مردان و زنان [[مطیع]] و [[خاضع]]، و مردان [[راستگو]]، و زنان راستگو، و مردان و زنان [[صابر]] و [[شکیبا]]، و مردان و زنانی که در حال نماز تذلّل قلبی و تواضع بدنی توأم با خوف دارند، و مردان و زنان صدقه‌دهنده و انفاق‌کننده، و مردان و زنان [[روزه‌دار]]، و مردانی که منافذشان را از ارتکاب به [[گناه]] [[حفظ]] کنند و زنانی که خود را از [[ارتکاب گناه]] حفظ کنند، و مردان و زنانی که [[خدا]] را بسیار یاد کنند، [[خدای تعالی]] برای آنان [[آمرزش]] و [[پاداش]] عظیمی را آماده نموده است.
[[مؤمنین]]، آنان که در نمازشان در برابر عظمت و کبریایی [[خدای متعال]] تذلّل قلبی و تواضع بدنی توأم با خوف ناشی از [[خشیت]] دارند و بر نمازشان محافظت می‌کنند، از جمله کسانی هستند که [[رستگار]] شده‌اند، و اینان [[وارثان]] [[بهشت]] و جاویدان در آن هستند: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ * أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ * الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«بی‌گمان مؤمنان رستگارند * همانان که در نماز خویش فروتنند * و آنان که از یاوه رویگردانند * و آنان که دهنده زکاتند * و آنان که پاکدامنند * جز با همسران خویش یا کنیزهاشان که اینان نکوهیده نیستند * پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند * و آنان که سپرده‌های نزد خویش و پیمان خود را پاس می‌دارند * و آنان که بر نمازهای خویش نگهداشت دارند * آنانند که میراث برند * همانان که بهشت را به میراث می‌برند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱-۱۰.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۴.</ref>
[[مؤمنین]]، آنان که در نمازشان در برابر عظمت و کبریایی [[خدای متعال]] تذلّل قلبی و تواضع بدنی توأم با خوف ناشی از [[خشیت]] دارند و بر نمازشان محافظت می‌کنند، از جمله کسانی هستند که [[رستگار]] شده‌اند، و اینان [[وارثان]] [[بهشت]] و جاویدان در آن هستند: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ * أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ * الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«بی‌گمان مؤمنان رستگارند * همانان که در نماز خویش فروتنند * و آنان که از یاوه رویگردانند * و آنان که دهنده زکاتند * و آنان که پاکدامنند * جز با همسران خویش یا کنیزهاشان که اینان نکوهیده نیستند * پس کسانی که بیش از این بخواهند تجاوزکارند * و آنان که سپرده‌های نزد خویش و پیمان خود را پاس می‌دارند * و آنان که بر نمازهای خویش نگهداشت دارند * آنانند که میراث برند * همانان که بهشت را به میراث می‌برند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱-۱۰.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۴.</ref>


====معنا و مفهوم ششم خشوع====
==== معنا و مفهوم ششم خشوع ====
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، [[ذلّت]] و [[خواری]] [[باطنی]] و ظاهری است که در به زیر افتادن [[چشم‌ها]] ظاهر می‌گردد: {{متن قرآن|خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ}}. در حالی‌که چشم‌های آنان به نشانه ذلّت و خواری به زیر افتاده، از قبرها خارج می‌گردند و هم چون ملخ‌ها، به هر سو پراکنده می‌شوند. آنان که در [[دنیا]]، [[دعوت]] به [[سجاده]] (و [[اقامه نماز]]) می‌شدند و در حالی که تندرست و سالم بودند، دعوت را [[اجابت]] نمی‌کردند و [[نماز]] را اقامه نمی‌نمودند، در [[قیامت]]، سراسر وجودشان را خواری و ذلّت [[حسرت]] و [[ندامت]] فراگرفته، چشمان [[ذلیل]] و خفّت‌بار خود را به پایین می‌اندازند، به آنها گفته می‌شود:(این است آن روزی که در [[زمان]] [[تکلیف]]) به شما [[وعده]] داده می‌شد (و شما آن را [[انکار]] می‌کردید): {{متن قرآن|خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ}}<ref>«در حالی که دیدگانشان (از شرم و ترس) بر زمین دوخته است (گرد) خواری (چهره) آنان را می‌پوشاند و (پیش‌تر هم) در حالی که تندرست بودند به سجده کردن فرا خوانده می‌شدند (و سجده نمی‌کردند)» سوره قلم، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ}}<ref>«در حالی که دیدگانشان (از شرم و ترس) بر زمین دوخته، (گردی از) خواری (سراپای) آنان را پوشانده است. این روزی است که به آنان وعده می‌دادند» سوره معارج، آیه ۴۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۵.</ref>
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، [[ذلّت]] و [[خواری]] [[باطنی]] و ظاهری است که در به زیر افتادن [[چشم‌ها]] ظاهر می‌گردد: {{متن قرآن|خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ}}. در حالی‌که چشم‌های آنان به نشانه ذلّت و خواری به زیر افتاده، از قبرها خارج می‌گردند و هم چون ملخ‌ها، به هر سو پراکنده می‌شوند. آنان که در [[دنیا]]، [[دعوت]] به [[سجاده]] (و [[اقامه نماز]]) می‌شدند و در حالی که تندرست و سالم بودند، دعوت را [[اجابت]] نمی‌کردند و [[نماز]] را اقامه نمی‌نمودند، در [[قیامت]]، سراسر وجودشان را خواری و ذلّت [[حسرت]] و [[ندامت]] فراگرفته، چشمان [[ذلیل]] و خفّت‌بار خود را به پایین می‌اندازند، به آنها گفته می‌شود:(این است آن روزی که در [[زمان]] [[تکلیف]]) به شما [[وعده]] داده می‌شد (و شما آن را [[انکار]] می‌کردید): {{متن قرآن|خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ}}<ref>«در حالی که دیدگانشان (از شرم و ترس) بر زمین دوخته است (گرد) خواری (چهره) آنان را می‌پوشاند و (پیش‌تر هم) در حالی که تندرست بودند به سجده کردن فرا خوانده می‌شدند (و سجده نمی‌کردند)» سوره قلم، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ}}<ref>«در حالی که دیدگانشان (از شرم و ترس) بر زمین دوخته، (گردی از) خواری (سراپای) آنان را پوشانده است. این روزی است که به آنان وعده می‌دادند» سوره معارج، آیه ۴۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۵.</ref>


====معنا و مفهوم هفتم خشوع====
==== معنا و مفهوم هفتم خشوع ====
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، نرم‌شدن و رقّت‌آوردن [[قلب]] و [[تواضع]] [[بدن]] است در برابر ذکر و [[یاد خدا]] و در برابر آنچه از جانب [[حق]] نازل گردیده: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}}: آیا وقت آن نرسیده، آن کسانی که [[ایمان]] آورده‌اند، در برابر ذکر و یاد [[خدای متعال]] و در برابر آنچه از جانب حق نازل گردیده، دل‌هایشان نرم گردد و رقّت آورند و [[تواضع]] نمایند، و مانند کسانی که پیش از این [[کتاب آسمانی]] به آنان داده شده، نباشند که با طولانی‌شدن [[زمان]]، دل‌های آنان سخت گردید و بسیاری از آنان فاسقند و حال آن که:
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، نرم‌شدن و رقّت‌آوردن [[قلب]] و [[تواضع]] [[بدن]] است در برابر ذکر و [[یاد خدا]] و در برابر آنچه از جانب [[حق]] نازل گردیده: {{متن قرآن|أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}}: آیا وقت آن نرسیده، آن کسانی که [[ایمان]] آورده‌اند، در برابر ذکر و یاد [[خدای متعال]] و در برابر آنچه از جانب حق نازل گردیده، دل‌هایشان نرم گردد و رقّت آورند و [[تواضع]] نمایند، و مانند کسانی که پیش از این [[کتاب آسمانی]] به آنان داده شده، نباشند که با طولانی‌شدن [[زمان]]، دل‌های آنان سخت گردید و بسیاری از آنان فاسقند و حال آن که:
# [[زمین]] [[خاشع]]، در حالی که [[خاضع]] است، [[نزول]] [[باران]] بر او، حرکت، [[جنبش]] و [[حیات]] را در او دمیده و او را زنده می‌گرداند. {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که زمین را پژمرده می‌بینی و چون بر آن آب فرو باریم می‌جنبد و می‌بالد، به راستی آن کس که آن را زنده کرد زندگی‌بخش مردگان است که او بر هر کاری تواناست» سوره فصلت، آیه ۳۹.</ref>.
# [[زمین]] [[خاشع]]، در حالی که [[خاضع]] است، [[نزول]] [[باران]] بر او، حرکت، [[جنبش]] و [[حیات]] را در او دمیده و او را زنده می‌گرداند. {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که زمین را پژمرده می‌بینی و چون بر آن آب فرو باریم می‌جنبد و می‌بالد، به راستی آن کس که آن را زنده کرد زندگی‌بخش مردگان است که او بر هر کاری تواناست» سوره فصلت، آیه ۳۹.</ref>.
#و اگر [[قرآن]] بر کوهی نازل می‌شد، مسلّماً ملاحظه می‌کردی که آن از [[خشیت]] [[خدای تعالی]] در حال [[خضوع]]، شکاف می‌خورد: {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده می‌دیدی و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۶.</ref>
# و اگر [[قرآن]] بر کوهی نازل می‌شد، مسلّماً ملاحظه می‌کردی که آن از [[خشیت]] [[خدای تعالی]] در حال [[خضوع]]، شکاف می‌خورد: {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده می‌دیدی و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۶.</ref>
====معنا و مفهوم هشتم خشوع====
==== معنا و مفهوم هشتم خشوع ====
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلّل و [[خواری]] چهره و به پایین‌افتادن آن است که [[طاقت]] [[امتناع]] و [[سرپیچی]] از [[فرمان الهی]] در آن نیست: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}. یعنی آن [[روز]] (که [[قیامت]] است)، چهره‌ها آن‌چنان [[ذلیل]] و [[خوار]] و به پایین فرو افتاده است که توان [[سرپیچی]] از [[فرمان الهی]] را ندارند.
یکی از معانی و مفاهیم خشوع، تذلّل و [[خواری]] چهره و به پایین‌افتادن آن است که [[طاقت]] [[امتناع]] و [[سرپیچی]] از [[فرمان الهی]] در آن نیست: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَةٌ}}. یعنی آن [[روز]] (که [[قیامت]] است)، چهره‌ها آن‌چنان [[ذلیل]] و [[خوار]] و به پایین فرو افتاده است که توان [[سرپیچی]] از [[فرمان الهی]] را ندارند.
چهره‌ها در آن روز که قیامت است:
چهره‌ها در آن روز که قیامت است:
#چهره‌هایی سفید و [[نورانی]] است، و آنان (که [[مؤمنین]] [[اهل]] [[دعوت به خیر]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]] هستند) در [[رحمت]] [[خدای تعالی]] [[جاودانه]] خواهند بود، و چهره‌هایی سیاه و تاریک است، و آنان کافرانی (اهل [[نفاق]] و [[تفرقه‌افکنی]]) هستند که بعد از ایمانشان [[کفر]] ورزیدند. آنان در آن روز، [[عذاب]] را در برابر کفرورزی‌شان باید بچشند: {{متن قرآن|يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ * وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«روزی که چهره‌هایی سپید و چهره‌هایی سیاه می‌گردد؛ امّا (به) آنان که سیه‌رویند (می‌گویند:) آیا پس از ایمان آوردنتان کفر ورزیدید؟ اینک برای کفری که ورزیده بودید عذاب را بچشید * و امّا آنان که سپیدرویند در (بهشت) بخشایش خداوند به سر می‌برند، آنان در آن جاودانند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶-۱۰۷.</ref>.
# چهره‌هایی سفید و [[نورانی]] است، و آنان (که [[مؤمنین]] [[اهل]] [[دعوت به خیر]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]] هستند) در [[رحمت]] [[خدای تعالی]] [[جاودانه]] خواهند بود، و چهره‌هایی سیاه و تاریک است، و آنان کافرانی (اهل [[نفاق]] و [[تفرقه‌افکنی]]) هستند که بعد از ایمانشان [[کفر]] ورزیدند. آنان در آن روز، [[عذاب]] را در برابر کفرورزی‌شان باید بچشند: {{متن قرآن|يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ * وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«روزی که چهره‌هایی سپید و چهره‌هایی سیاه می‌گردد؛ امّا (به) آنان که سیه‌رویند (می‌گویند:) آیا پس از ایمان آوردنتان کفر ورزیدید؟ اینک برای کفری که ورزیده بودید عذاب را بچشید * و امّا آنان که سپیدرویند در (بهشت) بخشایش خداوند به سر می‌برند، آنان در آن جاودانند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۶-۱۰۷.</ref>.
#و در آن روز که قیامت است، چهره‌ها در برابر [[عظمت]] و کبریایی [[حیّ]] قیوم، ذلیل و [[خاضع]] است، و کسی که [[ظلم]] و ستمی را حمل نموده، از [[پاداش الهی]] [[ناامید]] می‌باشد: {{متن قرآن|وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا}}<ref>«چهره‌ها در برابر (خداوند) زنده بسیار پایدار فروتن می‌شود و هر کس (بار) ستمی بر دوش دارد نومید می‌گردد» سوره طه، آیه ۱۱۱.</ref>..
# و در آن روز که قیامت است، چهره‌ها در برابر [[عظمت]] و کبریایی [[حیّ]] قیوم، ذلیل و [[خاضع]] است، و کسی که [[ظلم]] و ستمی را حمل نموده، از [[پاداش الهی]] [[ناامید]] می‌باشد: {{متن قرآن|وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا}}<ref>«چهره‌ها در برابر (خداوند) زنده بسیار پایدار فروتن می‌شود و هر کس (بار) ستمی بر دوش دارد نومید می‌گردد» سوره طه، آیه ۱۱۱.</ref>..
#آن روز (که قیامت است)، چهره‌هایی شاداب و خوشحال است که تنها به (رحمت) پروردگارشان نظاره دارند، و چهره‌هایی [[عبوس]] و محزون است. آنان [[گمان]] نزدیک به [[یقین]] دارند که عذاب کمرشکنی در مورد آنان انجام‌شدنی است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ * تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ}}<ref>«چهره‌هایی در آن روز شاداب است،* (که) به (پاداش و نعمت) پروردگارش می‌نگرد * و چهره‌هایی در آن روز، گرفته است * می‌داند کاری کمرشکن با او خواهند کرد» سوره قیامه، آیه ۲۲-۲۵.</ref>.
# آن روز (که قیامت است)، چهره‌هایی شاداب و خوشحال است که تنها به (رحمت) پروردگارشان نظاره دارند، و چهره‌هایی [[عبوس]] و محزون است. آنان [[گمان]] نزدیک به [[یقین]] دارند که عذاب کمرشکنی در مورد آنان انجام‌شدنی است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ * تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ}}<ref>«چهره‌هایی در آن روز شاداب است، * (که) به (پاداش و نعمت) پروردگارش می‌نگرد * و چهره‌هایی در آن روز، گرفته است * می‌داند کاری کمرشکن با او خواهند کرد» سوره قیامه، آیه ۲۲-۲۵.</ref>.
#آن [[روز]] (که [[قیامت]] است)، چهره‌هایی گشاده، خندان و مسرور است. و در آن روز چهره‌هایی که صاحبان [[عقاید]] و [[اعمال]] [[فاسد]] بوده‌اند، بر آنها گرد و غبار نشستند. و [[دود]] و [[تاریکی]] آنها را پوشانیده است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ * تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ * أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ}}<ref>«چهره‌هایی در آن روز تابان است، * خندان و شادان است * و چهره‌هایی (دیگر) که در آن روز، بر آنها غباری (نشسته) است * تیرگی آن را فرو می‌پوشاند * آنان همان کافران بدکارند» سوره عبس، آیه ۳۸-۴۲.</ref>.
# آن [[روز]] (که [[قیامت]] است)، چهره‌هایی گشاده، خندان و مسرور است. و در آن روز چهره‌هایی که صاحبان [[عقاید]] و [[اعمال]] [[فاسد]] بوده‌اند، بر آنها گرد و غبار نشستند. و [[دود]] و [[تاریکی]] آنها را پوشانیده است: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ * ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ * وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ * تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ * أُولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ}}<ref>«چهره‌هایی در آن روز تابان است، * خندان و شادان است * و چهره‌هایی (دیگر) که در آن روز، بر آنها غباری (نشسته) است * تیرگی آن را فرو می‌پوشاند * آنان همان کافران بدکارند» سوره عبس، آیه ۳۸-۴۲.</ref>.
#و آن روز (که قیامت است)، چهره‌هایی از فرط [[نعمت]]، شاداب و [[نورانی]] است، و صاحبان آن چهره‌ها از تلاشی که داشته‌اند، راضی‌اند، و آنان در بهشت‌های عالی‌ای که هیچ سخن لغوی را در آن نمی‌شنوی، جای دارند. در آن بهشت‌ها، چشمه‌سارها جاری است. تخت‌های بلندی در آن قرار دارد، و در آنها قدح‌هایی نهاده‌اند، و متکاهایی را مرتب نموده و فرش‌هایی را گسترانیده‌اند: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاعِمَةٌ * لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً * فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ * فِيهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ * وَأَكْوَابٌ مَوْضُوعَةٌ * وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ}}<ref>«رخساره‌هایی (هم) در آن روز شادابند، * از تلاش (های) خود خرسند (ند) * در بهشتی فرازین * در آن سخنی یاوه نمی‌شنوند * در آن چشمه‌هایی روان است * تخت‌هایی بر فراز نهاده، در آن است * و جام‌هایی در دسترس * و ناز بالش‌هایی ردیف شده * و زیراندازهای فاخری گسترده» سوره غاشیه، آیه ۸-۱۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۷.</ref>
# و آن روز (که قیامت است)، چهره‌هایی از فرط [[نعمت]]، شاداب و [[نورانی]] است، و صاحبان آن چهره‌ها از تلاشی که داشته‌اند، راضی‌اند، و آنان در بهشت‌های عالی‌ای که هیچ سخن لغوی را در آن نمی‌شنوی، جای دارند. در آن بهشت‌ها، چشمه‌سارها جاری است. تخت‌های بلندی در آن قرار دارد، و در آنها قدح‌هایی نهاده‌اند، و متکاهایی را مرتب نموده و فرش‌هایی را گسترانیده‌اند: {{متن قرآن|وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاعِمَةٌ * لِسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ * فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ * لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً * فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ * فِيهَا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ * وَأَكْوَابٌ مَوْضُوعَةٌ * وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ}}<ref>«رخساره‌هایی (هم) در آن روز شادابند، * از تلاش (های) خود خرسند (ند) * در بهشتی فرازین * در آن سخنی یاوه نمی‌شنوند * در آن چشمه‌هایی روان است * تخت‌هایی بر فراز نهاده، در آن است * و جام‌هایی در دسترس * و ناز بالش‌هایی ردیف شده * و زیراندازهای فاخری گسترده» سوره غاشیه، آیه ۸-۱۶.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۹۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش