جز
جایگزینی متن - 'ع' به '{{ع}}'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'ع' به '{{ع}}') |
||
| خط ۱۴۸: | خط ۱۴۸: | ||
راههای رسیدن به خدا | راههای رسیدن به خدا | ||
هر کس به زبانی وصف خدا میگوید. هر کس -حتی کسانی که خدا را قبول ندارند- با حالت و احساسی خاص با خدا ارتباط برقرار میکنند. در روایتی از امام صادق | هر کس به زبانی وصف خدا میگوید. هر کس -حتی کسانی که خدا را قبول ندارند- با حالت و احساسی خاص با خدا ارتباط برقرار میکنند. در روایتی از امام صادق {{ع}} آمده است: | ||
«إِنَّ آهِ اِسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»@توحید صدوق، ص ۲۱۹@ | «إِنَّ آهِ اِسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»@توحید صدوق، ص ۲۱۹@ | ||
«آه» اسمی از اسامی خداست و حتی کسی که آه میکشد، ناخودآگاه خدا را صدا میزند. همه خدا را میخوانند. بعضی از راه درست خدا را میخوانند و بعضی هم میخواهند از بیراهه به خدا برسند. | «آه» اسمی از اسامی خداست و حتی کسی که آه میکشد، ناخودآگاه خدا را صدا میزند. همه خدا را میخوانند. بعضی از راه درست خدا را میخوانند و بعضی هم میخواهند از بیراهه به خدا برسند. | ||
| خط ۱۶۰: | خط ۱۶۰: | ||
اولاً دلیلی ندارد که حتماً سبيل ما، سبیل درست باشد. ثانیاً اگر به فرض، سبیل ما درست باشد، میتواند در کنار این سبیل، سبیلهای درست دیگر هم وجود داشته باشد، اما آنچه باید حفظ شود، صراط واحد است. | اولاً دلیلی ندارد که حتماً سبيل ما، سبیل درست باشد. ثانیاً اگر به فرض، سبیل ما درست باشد، میتواند در کنار این سبیل، سبیلهای درست دیگر هم وجود داشته باشد، اما آنچه باید حفظ شود، صراط واحد است. | ||
عالم گلستانی است که هر گلی باید شکل و بوی خود را داشته باشد و بر شاخسار خودش بروید. نباید گلها را چید و به یک شاخسار چسباند تا همه گلها شبیه هم شوند! پیشرفت، شکوفایی و رستگاری گل به این است که بر روی شاخسار خودش بروید و در عالم خودش شکوفا شود. انتظار غلطی است که باغبان بخواهد گل یاس و گل رز، مثل هم باشند. | عالم گلستانی است که هر گلی باید شکل و بوی خود را داشته باشد و بر شاخسار خودش بروید. نباید گلها را چید و به یک شاخسار چسباند تا همه گلها شبیه هم شوند! پیشرفت، شکوفایی و رستگاری گل به این است که بر روی شاخسار خودش بروید و در عالم خودش شکوفا شود. انتظار غلطی است که باغبان بخواهد گل یاس و گل رز، مثل هم باشند. | ||
اصحاب سيدالشهدا | اصحاب سيدالشهدا {{ع}} بهترینهای عالم و همه زیر پرچم حضرت بودند، اما در شب عاشورا که زمانی بسیار حساس بود و همه قصد داشتند روز بعد به جنگ بروند و کشته شوند، هرکدام از صحابه، به کاری مشغول بودند. یک عده قرآن تلاوت میکردند، عدهای به دعا و مناجات و استغفار مشغول بودند، عدهای هم شمشیر تیز میکردند. تعدادی هم به تفریح و شوخی با هم مشغول بودند. گروهی هم به طهارت و نظافت خود میپرداختند. هرکس به کاری مشغول بود، هیچکس هم نگفت چون شما در خط من نیستید، پس جهنمی هستید. یک چیز برای همه آنها مشترک است و آن اینکه همه زیر خیمه امام حسین {{ع}} و در صراط بودند. | ||
صراط ولایت | صراط ولایت | ||
راه اصلی، راه ولایت علی بن ابیطالب | راه اصلی، راه ولایت علی بن ابیطالب {{ع}} است. روایات در ذیل آیه | ||
««...وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ»»@سوره حج، آیه ۵۴@ | ««...وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ»»@سوره حج، آیه ۵۴@ | ||
میفرماید خداوند افرادی را که مقدمات ایمان را به دست آوردهاند، به ولایت علی بن ابیطالب | میفرماید خداوند افرادی را که مقدمات ایمان را به دست آوردهاند، به ولایت علی بن ابیطالب {{ع}} هدایت میفرماید. ولایت سایر ائمه [[عم]] در واقع انعکاس و ادامه موج همان ولایت حضرت امیر {{ع}} است. | ||
وادی مشترک | وادی مشترک | ||
هر گلی بو و رنگ و شکل مخصوصی دارد و در وادی خود رشد میکند، اما همه کارها در یک چیز مشترک هستند و آن این است که همه به سمت نور حرکت میکنند. هرکدام از ائمه [[عم]] هم ظاهراً در یک وادی فعالیت میکردند. بیشترین فعالیت اجتماعی امام سجاد | هر گلی بو و رنگ و شکل مخصوصی دارد و در وادی خود رشد میکند، اما همه کارها در یک چیز مشترک هستند و آن این است که همه به سمت نور حرکت میکنند. هرکدام از ائمه [[عم]] هم ظاهراً در یک وادی فعالیت میکردند. بیشترین فعالیت اجتماعی امام سجاد {{ع}} بعد از قضیه کربلا، یادآوری واقعه عاشورا بود. فعالیت امام باقر {{ع}} و امام صادق {{ع}} هم در حوزه فقه، تدریس و تعلیم بود. همه ائمه [[عم]] گلهایی بودند که با توجه به فضا و شرایط آن زمان، عطری خاص ارائه میدادند، اما همه ائمه [[عم]] یک خصیصه داشتند و آن حرکت به سوی نور بود. همه میخواستند مردم را هدایت کنند. همه معصومین [[عم]] دست مردم را برای هدایت میگرفتند. | ||
اتصال به صراط | اتصال به صراط | ||
امام صادق | امام صادق {{ع}} فرمودند: | ||
«نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ»@معانی الأخبار، ص ۳۵@ | «نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ»@معانی الأخبار، ص ۳۵@ | ||
اما حرکت ظاهری ائمه [[عم]] سبل متفاوتی دارد. آیه | اما حرکت ظاهری ائمه [[عم]] سبل متفاوتی دارد. آیه | ||
««وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا...»»@سوره عنکبوت، آیه ۶۹@ | ««وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا...»»@سوره عنکبوت، آیه ۶۹@ | ||
اشاره به همین نکته دارد. امام باقر | اشاره به همین نکته دارد. امام باقر {{ع}} ذیل این آیه فرمودند: | ||
«نَحْنُ السُّبُلُ»@مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۲۸۳@ | «نَحْنُ السُّبُلُ»@مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۲۸۳@ | ||
| خط ۲۰۲: | خط ۲۰۲: | ||
روایت است که | روایت است که | ||
«نزلت في الذين ارتدّوا بعد رسول اللّه [[صل]] و غصبوا اهل بيته حقّهم و صدّوا عن أميرالمؤمنين و عن ولاية الأئمّة [[عم]]»@تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۰@ | «نزلت في الذين ارتدّوا بعد رسول اللّه [[صل]] و غصبوا اهل بيته حقّهم و صدّوا عن أميرالمؤمنين و عن ولاية الأئمّة [[عم]]»@تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۰@ | ||
علی بن ابیطالب | علی بن ابیطالب {{ع}} و ولایت او سبيل الله است؛ یعنی مؤمن را به خدا میرساند، نوع راهش هم مهم نیست. | ||
بشر امروزی میتواند | بشر امروزی میتواند | ||
| خط ۲۰۸: | خط ۲۰۸: | ||
راهنما و راه، یکی است | راهنما و راه، یکی است | ||
این بحث کمی معرفتی و درونی است. تجربه شده که مجلس امام حسین | این بحث کمی معرفتی و درونی است. تجربه شده که مجلس امام حسین {{ع}} این توان و برکت را داشته که در انسانها تغيير سطح ایجاد کند. ائمه [[عم]] سبيل الله و صراط این سبيلند و تمام مردم رونده رهرو هستند. هر روندهای یک مسیر حرکت میخواهد. در واقع مسیر حرکت همان سبيل است. راهنمای این راه، امیرالمؤمنين {{ع}} است و در این مقام، امیرالمؤمنین {{ع}} خودشان راه هم هستند. باید امیرالمؤمنين {{ع}} را پیمود. | ||
امام باقر | امام باقر {{ع}} شبیه این جریان را درباره پیغمبر [[صل]] فرمودند: | ||
«فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ [[صل]] بَابُ اَللَّهِ اَلَّذِي لاَ يُؤْتَى إِلاَّ مِنْهُ وَ سَبِيلُهُ اَلَّذِي مَنْ سَلَكَهُ وَصَلَ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»@اصول کافی، ج ۱، ص ۱۸۹@ | «فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ [[صل]] بَابُ اَللَّهِ اَلَّذِي لاَ يُؤْتَى إِلاَّ مِنْهُ وَ سَبِيلُهُ اَلَّذِي مَنْ سَلَكَهُ وَصَلَ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»@اصول کافی، ج ۱، ص ۱۸۹@ | ||
ایشان، دری است که به سمت خدا باز میشود و سبیل خدایی است که هر کس باید این سبيل را بپیماید. | ایشان، دری است که به سمت خدا باز میشود و سبیل خدایی است که هر کس باید این سبيل را بپیماید. | ||
یعنی پیامبر [[صل]] در این مقام پیمودنی است. باید پیغمبر [[صل]] و ائمه [[عم]] را پیمود. | یعنی پیامبر [[صل]] در این مقام پیمودنی است. باید پیغمبر [[صل]] و ائمه [[عم]] را پیمود. | ||
پس باید در این عالم و فضای جدید حرکت کرد. باید در اتمسفری حرکت کرد که کل آن، فضای ولایت علی بن ابیطالب | پس باید در این عالم و فضای جدید حرکت کرد. باید در اتمسفری حرکت کرد که کل آن، فضای ولایت علی بن ابیطالب {{ع}} است. بروز و ظهور این راه، این نور و این خصلت در نقطههایی بیشتر است. این همان نقاط خاصی است که به آن امام كاظم {{ع}}، امام هادی {{ع}} و امام زمان عجل الله فرجه میگویند. کل این مسیر نورانی، آن مسیری است که باید پیمود. اگر مؤمن این مسیر را بپیماید، به نتیجه میرسد. | ||
کسانی که روی پله سوم هستند، از کسانی که روی پله اول هستند، نور بیشتری را دریافت کردهاند؛ بنابراین امیرالمؤمنین | کسانی که روی پله سوم هستند، از کسانی که روی پله اول هستند، نور بیشتری را دریافت کردهاند؛ بنابراین امیرالمؤمنین {{ع}} برای انسانهای مختلف، یک امیرالمؤمنین نیست. هر پله، پلهای است که هر فرد چیزی از علی {{ع}} را میبیند. | ||
چیزی را که در سبيل و صراط باید پیمود، خود على | چیزی را که در سبيل و صراط باید پیمود، خود على {{ع}} است. قبلتر هم بیان شد که آیه ۱۸ سوره سبا میفرماید: | ||
«وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ» | «وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ» | ||
امام صادق | امام صادق {{ع}} فرمودند: این قریهها، دوازده امام معصوم {{ع}} هستند که به مردم و مؤمنین توصیه شده که در امنیت کامل، در وجود ایشان سیر کنید. روستاهای ظاهری هم اندیشمندان و دانشمندان و معرفت یافتگان علوم اهلبیت [[عم]] هستند که دست مردم را میگیرند و در دست اهلبیت [[عم]] میگذارند و مردم را با امامان [[عم]] آشنا میکنند. مردم عادی تا این قریههای ظاهری را نبینند و نشناسند، به شناخت واقعی امام نمیرسند. | ||
در روایت آمده است که خدا علمای شیعه را رحمت کند که دست يتيمان آل پیامبر [[عم]] را که در دوره غیبت، سرگشتهاند، در دست ائمه [[عم]] میگذارند. | در روایت آمده است که خدا علمای شیعه را رحمت کند که دست يتيمان آل پیامبر [[عم]] را که در دوره غیبت، سرگشتهاند، در دست ائمه [[عم]] میگذارند. | ||
| خط ۲۲۴: | خط ۲۲۴: | ||
«وَلاَيَتُنَا وَلاَيَةُ اَللَّهِ اَلَّتِي لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً قَطُّ إِلاَّ بِهَا»@اصول کافی، ج ۱، ص ۴۳۷@ | «وَلاَيَتُنَا وَلاَيَةُ اَللَّهِ اَلَّتِي لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً قَطُّ إِلاَّ بِهَا»@اصول کافی، ج ۱، ص ۴۳۷@ | ||
ولایت ما همان ولایت خداست که هیچ پیامبری را برانگیخته نکرد، مگر در مقام این ولایت. | ولایت ما همان ولایت خداست که هیچ پیامبری را برانگیخته نکرد، مگر در مقام این ولایت. | ||
همانطور که قبلاً گفته شد، نور و ولایت امیرالمؤمنین | همانطور که قبلاً گفته شد، نور و ولایت امیرالمؤمنین {{ع}} همیشه بوده است. در فضای محدودی، تعداد کمی از اهل راز میفهمیدند و خود انبیا چیزهایی میدانستند و یاد گرفته بودند، خصوصاً انبیای اولوالعزم ارتباط بهتری داشتند؛ مانند قناتی که از شیب کوه پایین میآید تا در جایی به سطح زمین میرسد. به این نقطه مظهر قنات میگویند. ولایت امیرالمؤمنین {{ع}} مانند قناتی است که از ابتدای تاریخ بوده است. گاهی چاهی میزنند تا به قنات دسترسی داشته باشند. البته هر کس هم این قنات را نمیبیند و آن کسانی که -مثل انبيا [[عم]]- از چاه پایین میروند چیزهایی به دست میآورند. | ||
مظهر قنات در زمان ظهور پیامبر خاتم صلى الله عليه و آله بود و همه از قنات بهرهبرداری کردهاند. حال به چشم دیگری نگاه کنیم: یک مسجد را در نظر بگیرید؛ یک صحن بیرون شبستان وجود دارد که بدون عبور از آن و بدون مقدمه، نمیتوان وارد شبستان شد. صحن مسجد را به حوض آب مزین میکردند. آب و صحن، ارتباطی بین زمین و آسمان است. اینها معنای ظاهری و باطنی دارد. دیدن آب، عبادت است، اما معنای باطنی آب چیست؟ مظهر قنات در زمان وجود مقدس پیغمبر [[صل]] بود، وگرنه این قنات همیشه بوده است. | مظهر قنات در زمان ظهور پیامبر خاتم صلى الله عليه و آله بود و همه از قنات بهرهبرداری کردهاند. حال به چشم دیگری نگاه کنیم: یک مسجد را در نظر بگیرید؛ یک صحن بیرون شبستان وجود دارد که بدون عبور از آن و بدون مقدمه، نمیتوان وارد شبستان شد. صحن مسجد را به حوض آب مزین میکردند. آب و صحن، ارتباطی بین زمین و آسمان است. اینها معنای ظاهری و باطنی دارد. دیدن آب، عبادت است، اما معنای باطنی آب چیست؟ مظهر قنات در زمان وجود مقدس پیغمبر [[صل]] بود، وگرنه این قنات همیشه بوده است. | ||
| خط ۲۳۴: | خط ۲۳۴: | ||
تو مردم را به صراط مستقیم هدایت میکنی. | تو مردم را به صراط مستقیم هدایت میکنی. | ||
روایت میفرماید: | روایت میفرماید: | ||
«إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ قَالَ إِلَى وَلاَيَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ | «إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ قَالَ إِلَى وَلاَيَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ {{ع}}»@بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۲۵@ | ||
صراط مستقیم، ولایت امیرالمؤمنین | صراط مستقیم، ولایت امیرالمؤمنین {{ع}} است. البته همه عالم میدانند که امیرالمؤمنین {{ع}} هرچه دارد از وجود مقدس پیامبر [[صل]] است. پیغمبر [[صل]] هم هرچه دارد، از خدا دارد. همه میدانند که مقام پیامبر [[صل]] و امیرالمؤمنین {{ع}} قابل مقایسه نیست. هرگز با عقل بشری، نمیشود دو بینهایت را با هم مقایسه کرد. وقتی امیرالمؤمنین {{ع}} خودشان را در کنار پیامبر [[صل]] توصیف میکنند، میفرمایند: | ||
«...لَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اِتِّبَاعَ اَلْفَصِيلِ أَثَرَ أُمِّهِ...»@نهج البلاغه، خطبه ۱۹۱@ | «...لَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اِتِّبَاعَ اَلْفَصِيلِ أَثَرَ أُمِّهِ...»@نهج البلاغه، خطبه ۱۹۱@ | ||
| خط ۲۴۱: | خط ۲۴۱: | ||
در باب «کلمه» قبلاً صحبت شده است. کلمه آن چیزی است که معنای ذهنی گوینده را به مخاطب منتقل میکند. تا کلمهای به کار برده نشود، مخاطب متوجه اراده گوینده نمیشود. کلمه، راه انتقال از ذهن و اراده گوینده به ذهن شنونده است. به ائمه [[عم]] «کلمات تامّات» میگویند. | در باب «کلمه» قبلاً صحبت شده است. کلمه آن چیزی است که معنای ذهنی گوینده را به مخاطب منتقل میکند. تا کلمهای به کار برده نشود، مخاطب متوجه اراده گوینده نمیشود. کلمه، راه انتقال از ذهن و اراده گوینده به ذهن شنونده است. به ائمه [[عم]] «کلمات تامّات» میگویند. | ||
««وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ...»»@سوره بقره، آیه ۱۲۴@ | ««وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ...»»@سوره بقره، آیه ۱۲۴@ | ||
یعنی مسیری که خدا میخواهد در آن به کسی عنایت کند و چیزی بدهد، مسیر على بن ابیطالب | یعنی مسیری که خدا میخواهد در آن به کسی عنایت کند و چیزی بدهد، مسیر على بن ابیطالب {{ع}} است. مؤمن، اگر از این بزرگراه بیاید، به خدا میرسد. | ||
««إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا»»@سوره نازعات، آیه ۴۴@ | ««إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا»»@سوره نازعات، آیه ۴۴@ | ||
رابطه مؤمن با امیرالمؤمنين | رابطه مؤمن با امیرالمؤمنين {{ع}}، رابطه بیگانهای نیست. همه محاط در نور على {{ع}} هستیم و این بهترین و امنترین فضا برای مؤمن است. در جاده على {{ع}}، در هر قدم و هر منزل، نکته جدیدی وجود دارد. | ||
خدا به نسبت دریافت هر کس و در مراتب مختلف، شکلی از تجلی امیرالمؤمنین | خدا به نسبت دریافت هر کس و در مراتب مختلف، شکلی از تجلی امیرالمؤمنین {{ع}} را به او نشان میدهد. همه سیر اولیای خدا هم این بوده که به علی {{ع}} بالاتر و به على اعلى برسند. همه سیر این بوده است که به جایی برسند که: | ||
««وَلَقَدْ رَآهُ بِالأُفُقِ الْمُبِينِ»»@سوره تکویر، آیه ۲۳@ | ««وَلَقَدْ رَآهُ بِالأُفُقِ الْمُبِينِ»»@سوره تکویر، آیه ۲۳@ | ||
على | على {{ع}} را در افق اعلی ببینند. علی {{ع}} در افق اعلی، بیحجابترین و بیواسطهترین آیات الهی را منتقل میکند. خدا برای ارائه آیات خود، پیامبر [[صل]] را به معراج و به آسمان هفتم میبرد. | ||
««لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى»»@سوره نجم، آیه ۱۸@ | ««لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى»»@سوره نجم، آیه ۱۸@ | ||