بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
*قرآن متعهد به بیان حقایق لازم برای رستگاری انسانهاست، ازاینرو پیشرفت در علوم طبیعی، آموزههای اسلام را دستخوش تحول نمیکند و بهعلاوه ارزشهای اخلاقی دین در همه گونههای زندگی بشری باید موردتوجه و عمل قرار گیرد. راهحل اسلامی برای تغییر در مناسبات حقوقی، همان شیوه اجتهاد است<ref>[[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]] و [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص ۵۸-۶۰.</ref>. | *قرآن متعهد به بیان حقایق لازم برای رستگاری انسانهاست، ازاینرو پیشرفت در علوم طبیعی، آموزههای اسلام را دستخوش تحول نمیکند و بهعلاوه ارزشهای اخلاقی دین در همه گونههای زندگی بشری باید موردتوجه و عمل قرار گیرد. راهحل اسلامی برای تغییر در مناسبات حقوقی، همان شیوه اجتهاد است<ref>[[علی رضا امینی|امینی، علی رضا]] و [[محسن جوادی|جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص ۵۸-۶۰.</ref>. | ||
*در مباحث پیشین ثابت کردیم که تکثر [[پیامبران]]، امر لازم و ضروری بود اما چرا خط [[نبوت]] در نقطهای به نام "محمدیه" ایستا ماند؟ ادله تکرار [[بعثت|بعثت پیامبران]]، با مرور زمان و تکامل شرایع همراه با بلوغ فکری مخاطبان، اعتبار خود را از دست دادند و به جای این ادله، ادله دیگری تحقق یافت که مقتضی خاتمیت [[نبوت]] بود<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص:۲۰۲.</ref> | *در مباحث پیشین ثابت کردیم که تکثر [[پیامبران]]، امر لازم و ضروری بود اما چرا خط [[نبوت]] در نقطهای به نام "محمدیه" ایستا ماند؟ ادله تکرار [[بعثت|بعثت پیامبران]]، با مرور زمان و تکامل شرایع همراه با بلوغ فکری مخاطبان، اعتبار خود را از دست دادند و به جای این ادله، ادله دیگری تحقق یافت که مقتضی خاتمیت [[نبوت]] بود<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص:۲۰۲.</ref> | ||
==دلیل اول: کمال دین== | |||
*فلسفه و راز خاتمیت اسلام در کمال این [[شریعت]] است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۱۱۵.</ref> | *فلسفه و راز خاتمیت اسلام در کمال این [[شریعت]] است<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۱۱۵.</ref> | ||
*زیرا خاتمیت و کمال دو امر متلازماند<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص۲۸۲.</ref> | *زیرا خاتمیت و کمال دو امر متلازماند<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص۲۸۲.</ref> | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
*اسلام در تعالیم خود هرگز دنبال هدفهای جزئی نرفته، تا وابسته به زمان، مکان فرهنگ و قوم ویژهای باشد، بلکه کلی، عام و همیشگیاند<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۱۱۶ - ۱۲۱.</ref> | *اسلام در تعالیم خود هرگز دنبال هدفهای جزئی نرفته، تا وابسته به زمان، مکان فرهنگ و قوم ویژهای باشد، بلکه کلی، عام و همیشگیاند<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۱۱۶ - ۱۲۱.</ref> | ||
==دلیل دوم: مصونیت منبع== | |||
*آیین مقدس اسلام در [[کتاب آسمانی]] قرآن تدوین و تجلی پیدا کرده است. ادله متعدد ثابت میکند همه آیات قرآن موجود، از آفت تحریف مصون مانده است. علاوه بر دلیل نقلی، اعجاز و تحدی قرآن نیز دلیل بر الهی بودن قرآن است. | *آیین مقدس اسلام در [[کتاب آسمانی]] قرآن تدوین و تجلی پیدا کرده است. ادله متعدد ثابت میکند همه آیات قرآن موجود، از آفت تحریف مصون مانده است. علاوه بر دلیل نقلی، اعجاز و تحدی قرآن نیز دلیل بر الهی بودن قرآن است. | ||
اما ادیان پیشین، منبع آسمانی و همچنین سخنان پیامبرانشان، ناپدید یا تحریف شدند. | اما ادیان پیشین، منبع آسمانی و همچنین سخنان پیامبرانشان، ناپدید یا تحریف شدند. | ||
==دلیل سوم: کمال و بلوغ مخاطبان== | |||
*اکثریت مخاطبان و پیروان [[پیامبران]] پیشین، استقبال خوبی از سفیران آسمانی به عمل نیاوردند، اکثر آنانی که ایمان میآوردند، از نظر کیفی در سطح پایینی قرار داشتند که مثلاً بعد از یک غیبت ۴۰ روزِ گوسالهپرست شدند. | *اکثریت مخاطبان و پیروان [[پیامبران]] پیشین، استقبال خوبی از سفیران آسمانی به عمل نیاوردند، اکثر آنانی که ایمان میآوردند، از نظر کیفی در سطح پایینی قرار داشتند که مثلاً بعد از یک غیبت ۴۰ روزِ گوسالهپرست شدند. | ||
مردمان معاصر [[حضرت ابراهیم]] در به آتش انداختن ابراهیم سکوت کردند و بلکه همراهی هم کردند. [[حضرت عیسی]] را به زعم خود، به صلیب کشیدند. همچنین در نگهداری و حفظ کتابهای آسمانی کوتاهی میکردند و از حدود۳۱۳ [[کتاب آسمانی]]، حتی یک مورد بهصورت اصیل به نسلهای بعدی منقل نشده و این نشانگر عدم استعداد و صلاحیت مردمان آن دورآنها برای دریافت کتاب آخرین و کامل آسمانی است. | مردمان معاصر [[حضرت ابراهیم]] در به آتش انداختن ابراهیم سکوت کردند و بلکه همراهی هم کردند. [[حضرت عیسی]] را به زعم خود، به صلیب کشیدند. همچنین در نگهداری و حفظ کتابهای آسمانی کوتاهی میکردند و از حدود۳۱۳ [[کتاب آسمانی]]، حتی یک مورد بهصورت اصیل به نسلهای بعدی منقل نشده و این نشانگر عدم استعداد و صلاحیت مردمان آن دورآنها برای دریافت کتاب آخرین و کامل آسمانی است. | ||
*اما در عصر اسلام، مردمان به حفظ و نگهداری اشعار نفیس علاقهمند بودند. [[پیامبر اکرم|حضرت محمد]] بعد از ۱۳ سال توانست حکومت اسلامی تشکیل دهد و بر دشمنان خارجی غلبه کند و قرآن موجود توسط چند صحابه و با نظارت شخص [[پیامبر]] تدوین یافت. | *اما در عصر اسلام، مردمان به حفظ و نگهداری اشعار نفیس علاقهمند بودند. [[پیامبر اکرم|حضرت محمد]] بعد از ۱۳ سال توانست حکومت اسلامی تشکیل دهد و بر دشمنان خارجی غلبه کند و قرآن موجود توسط چند صحابه و با نظارت شخص [[پیامبر]] تدوین یافت. | ||
==دلیل چهارم: [[امامت]] و [[ولایت]]== | |||
*کمال و جامعیت اسلام تنها با شمول قرآن بر قواعد کلی به دست نمیآید، بلکه به یک مفسر و متولی اجرا نیازمند است. مقتضای کمال و جاودانگی دین این است که بعد [[پیامبر]] کسی باشد تا آخرین [[کتاب آسمانی]]، به آفت تحریف مبتلا نشود؛ با تعیین جانشین [[امام علی]] این مشکل حل شد و به تعبیر قرآن، دین، کامل و اسلام، مورد رضایت الهی قرار گرفت. [[ولایت]] به معنای عرفانی آن، گوهر و باطن [[نبوت]] است که ارتباط ولی با [[عالم غیب]] و الوهی و خبر دادن از آن، دائمی و غیر منقطع است، به خلاف [[نبوت]] تشریعی که موقت و منقطع است. | *کمال و جامعیت اسلام تنها با شمول قرآن بر قواعد کلی به دست نمیآید، بلکه به یک مفسر و متولی اجرا نیازمند است. مقتضای کمال و جاودانگی دین این است که بعد [[پیامبر]] کسی باشد تا آخرین [[کتاب آسمانی]]، به آفت تحریف مبتلا نشود؛ با تعیین جانشین [[امام علی]] این مشکل حل شد و به تعبیر قرآن، دین، کامل و اسلام، مورد رضایت الهی قرار گرفت. [[ولایت]] به معنای عرفانی آن، گوهر و باطن [[نبوت]] است که ارتباط ولی با [[عالم غیب]] و الوهی و خبر دادن از آن، دائمی و غیر منقطع است، به خلاف [[نبوت]] تشریعی که موقت و منقطع است. | ||
وجود [[امام علی|حضرت امیر]] و دیگر [[امامان]]، ارسال [[پیامبر]] تبلیغی را بیاثر کرده نکته دیگر اینکه، مسئله [[امامت]] تبیینکننده خاتمیت ارسال [[پیامبران]] است، اما اینکه آیا [[شریعت]] کامل، نازل شده یا نه؟ دلیل [[امامت]]، ناظر بدان نیست<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۰۵-۲۱۰.</ref> | وجود [[امام علی|حضرت امیر]] و دیگر [[امامان]]، ارسال [[پیامبر]] تبلیغی را بیاثر کرده نکته دیگر اینکه، مسئله [[امامت]] تبیینکننده خاتمیت ارسال [[پیامبران]] است، اما اینکه آیا [[شریعت]] کامل، نازل شده یا نه؟ دلیل [[امامت]]، ناظر بدان نیست<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۰۵-۲۱۰.</ref> | ||
==دلیل پنجم: اجتهاد و ارائه معیارهای تفسیر دین== | |||
*اصل [[امامت]]، انسان را از [[نبوت]] تبلیغی مستغنی میکند اما وجود [[امام]] به مکان و زمان خاص محدود است. برای اینکه در صورت عدم دسترسی به [[امام]]، مخاطبان [[وحی]]، به مشکلات مبتلا نشوند، اسلام راهکارهایی ارائه کرده: | *اصل [[امامت]]، انسان را از [[نبوت]] تبلیغی مستغنی میکند اما وجود [[امام]] به مکان و زمان خاص محدود است. برای اینکه در صورت عدم دسترسی به [[امام]]، مخاطبان [[وحی]]، به مشکلات مبتلا نشوند، اسلام راهکارهایی ارائه کرده: | ||
#سادگی و قابل مهم بودن آموزههای دینی. | #سادگی و قابل مهم بودن آموزههای دینی. | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
*[[امام رضا]] در جواب شخصی که در منطقه خود به حضرت دسترسی ندارد، او را به یک خبره دین یعنی [[یونس بن عبدالرحمن]] ارجاع داد. | *[[امام رضا]] در جواب شخصی که در منطقه خود به حضرت دسترسی ندارد، او را به یک خبره دین یعنی [[یونس بن عبدالرحمن]] ارجاع داد. | ||
*حاصل آنکه، در عصر غیبت، وجود فقها مقداری از خلأ [[امام]] را جبران میکند تا به خاتمیت اخلال وارد نگردد. | *حاصل آنکه، در عصر غیبت، وجود فقها مقداری از خلأ [[امام]] را جبران میکند تا به خاتمیت اخلال وارد نگردد. | ||
==دلیل ششم: اهتمام به عقل و نیازهای انسانی== | |||
*ادیان آسمانی به دلیل سرچشمه گرفتن از منبع قدسی، مطابق فطرت انسان خواهد بود که با عقل و نیازهای انسانی کمال ملایمت و وفاق را داشته باشد. | *ادیان آسمانی به دلیل سرچشمه گرفتن از منبع قدسی، مطابق فطرت انسان خواهد بود که با عقل و نیازهای انسانی کمال ملایمت و وفاق را داشته باشد. | ||
*در مورد اسلام، این نکته در قاعده "ملازمه حکم عقل و شرع" ظاهر شده است. | *در مورد اسلام، این نکته در قاعده "ملازمه حکم عقل و شرع" ظاهر شده است. | ||
*با این نگاه، اسلام، نه آیین خردستیز بلکه خردگرا به شمار میآید. مراد از عقل در اینجا معنای عام آن است که شامل هر نوع تفکر و معرفت کاملکننده انسان در عرصه دنیا و آخرت باشد. | *با این نگاه، اسلام، نه آیین خردستیز بلکه خردگرا به شمار میآید. مراد از عقل در اینجا معنای عام آن است که شامل هر نوع تفکر و معرفت کاملکننده انسان در عرصه دنیا و آخرت باشد. | ||
*البته در صورت تعارض منافع دنیوی با اخروی، خود عقل نیز بر ترجیح منافع جاودان حکم میکند<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۱۰-۲۱۳.</ref> | *البته در صورت تعارض منافع دنیوی با اخروی، خود عقل نیز بر ترجیح منافع جاودان حکم میکند<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۱۰-۲۱۳.</ref> | ||
==دلیل هفتم: نص محور بودن [[وحی]] اسلامی== | |||
*در ابتدا به اقسام [[وحی]] اشاره میشود: | *در ابتدا به اقسام [[وحی]] اشاره میشود: | ||
#'''[[وحی]] الهامی:''' القای یک معنا در قلب [[پیامبر]] است که عبارت از خود [[پیامبر]] باشد. | #'''[[وحی]] الهامی:''' القای یک معنا در قلب [[پیامبر]] است که عبارت از خود [[پیامبر]] باشد. | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
#جاودانگی قرآن و عدم انحصار آن به زمانه و قشر خاص، لذا هر نسل و مخاطبی، خود را در مواجه با [[وحی]] و کلام آسمانی میبیند. | #جاودانگی قرآن و عدم انحصار آن به زمانه و قشر خاص، لذا هر نسل و مخاطبی، خود را در مواجه با [[وحی]] و کلام آسمانی میبیند. | ||
*با توجه به این ویژگی به تجدید [[نبوت]] و آوردن متن وحیانی دیگر نیازی نیست. کلام الهی بودن قرآن و حفظ اصالت آن در دورههای بعد و تکامل عقلی مخاطبانش به [[وحی]] اسلامی اختصاص دارد. لذا هیچ داعی و توجیهی برای خاتمیت در شرایع پیش از اسلام وجود نداشت<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۱۴-۲۱۷.</ref> | *با توجه به این ویژگی به تجدید [[نبوت]] و آوردن متن وحیانی دیگر نیازی نیست. کلام الهی بودن قرآن و حفظ اصالت آن در دورههای بعد و تکامل عقلی مخاطبانش به [[وحی]] اسلامی اختصاص دارد. لذا هیچ داعی و توجیهی برای خاتمیت در شرایع پیش از اسلام وجود نداشت<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۱۴-۲۱۷.</ref> | ||
==دلیل هشتم: قرآن، تجلی الهی== | |||
*با تجلی در قرآن و امکان مشاهده آن برای شایسته و کامل، به ارسال [[پیامبر]] دیگری نیاز نیست:{{عربی|اندازه=150%|" فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِي كِتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَأَوْهُ "}}<ref>کافی، ج۸، ص:۳۸۷.</ref> | *با تجلی در قرآن و امکان مشاهده آن برای شایسته و کامل، به ارسال [[پیامبر]] دیگری نیاز نیست:{{عربی|اندازه=150%|" فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِي كِتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَأَوْهُ "}}<ref>کافی، ج۸، ص:۳۸۷.</ref> | ||
==دلیل نهم: جلوگیری از ظهور متنبیان و تحریف دین== | |||
*عدم گسترش پیامهای [[پیامبران]] پیشین و تحریف سخنانشان پس از مدت کوتاهی از رحلتشان، و عدم بلوغ عقلی مخاطبان برای حفظ [[وحی]]، مقتضی تجدید [[نبوت]] بوده است. | *عدم گسترش پیامهای [[پیامبران]] پیشین و تحریف سخنانشان پس از مدت کوتاهی از رحلتشان، و عدم بلوغ عقلی مخاطبان برای حفظ [[وحی]]، مقتضی تجدید [[نبوت]] بوده است. | ||
*اما ندای اسلام در عصر خود [[پیامبر اکرم]] در اطراف و اکناف جهان پیچیده و [[وحی]] اسلامی عین کلام الهی در عصر خود [[پیامبر]] تثبیت شده بود و مردمان با بلوغ عقلی خود آن را حفظ کردند تا از تحریف مصون باشد. | *اما ندای اسلام در عصر خود [[پیامبر اکرم]] در اطراف و اکناف جهان پیچیده و [[وحی]] اسلامی عین کلام الهی در عصر خود [[پیامبر]] تثبیت شده بود و مردمان با بلوغ عقلی خود آن را حفظ کردند تا از تحریف مصون باشد. | ||
*اسلام با اعلام خاتمیت [[بعثت|بعثت پیامبران]]، مجالی برای ظهور [[پیامبران]] بعدی باقی نگذاشت و إلا قرآن کریم را منسوخ اعلام میکردند یا به توجیه ناصواب آن میپرداختند و روایات محمدی را مورد تعرض قرار میدادند. | *اسلام با اعلام خاتمیت [[بعثت|بعثت پیامبران]]، مجالی برای ظهور [[پیامبران]] بعدی باقی نگذاشت و إلا قرآن کریم را منسوخ اعلام میکردند یا به توجیه ناصواب آن میپرداختند و روایات محمدی را مورد تعرض قرار میدادند. | ||
*ولی خداوند حکیم بستر چنین آفتی را فراهم نمیآورد، از طرفی تعداد [[پیامبران]] و بهتبع آن آموزههای دینی هر چه بیشتر شود، آموزههای بدعت و منحرف دینی نیز رو به فزونی خواهد نهاد لذا سیر [[نبوت]] میبایست در نکته خاص ایستا میماند. | *ولی خداوند حکیم بستر چنین آفتی را فراهم نمیآورد، از طرفی تعداد [[پیامبران]] و بهتبع آن آموزههای دینی هر چه بیشتر شود، آموزههای بدعت و منحرف دینی نیز رو به فزونی خواهد نهاد لذا سیر [[نبوت]] میبایست در نکته خاص ایستا میماند. | ||
==دلیل دهم: وحدت شرایع و جهانیسازی== | |||
*تعدد و اختلاف شرایع در عصر [[پیامبران]] پیشین، معلول اختلاف استعدادها و تفاسیر مخاطبان و تحریف آموزههای دینی بود. با ظهور آیین و [[پیامبر]] برتر و تکامل عقلی مخاطبان، انگیزهای برای تکثر شرایع وجود نداشت لذا باید تشتت آرای دینی به نقطه مشترکی منتهی میشد و مسیر تاریخ [[نبوت]] بهسوی «جهانیشدن» میرفت؛ جهانی که در آن اختلافات دینی و مذهبی از بین رفته؛ این ایده و پیشگویی مورد تأکید قرآن و روایات قرار گرفته است. | *تعدد و اختلاف شرایع در عصر [[پیامبران]] پیشین، معلول اختلاف استعدادها و تفاسیر مخاطبان و تحریف آموزههای دینی بود. با ظهور آیین و [[پیامبر]] برتر و تکامل عقلی مخاطبان، انگیزهای برای تکثر شرایع وجود نداشت لذا باید تشتت آرای دینی به نقطه مشترکی منتهی میشد و مسیر تاریخ [[نبوت]] بهسوی «جهانیشدن» میرفت؛ جهانی که در آن اختلافات دینی و مذهبی از بین رفته؛ این ایده و پیشگویی مورد تأکید قرآن و روایات قرار گرفته است. | ||
استمرار [[بعثت|بعثت پیامبران]] و ظهور مکاتب و شرایع مختلف، موجب تشتت آرای دینی و بسترسازی برای تحریف و بدعت میشود، که با غرض مذکور منافات دارد<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۱۸-۲۲۲.</ref>. | استمرار [[بعثت|بعثت پیامبران]] و ظهور مکاتب و شرایع مختلف، موجب تشتت آرای دینی و بسترسازی برای تحریف و بدعت میشود، که با غرض مذکور منافات دارد<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۱۸-۲۲۲.</ref>. | ||