←مصونیت وحی
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
=== عصمت پیامبران در دریافت وحی=== | === عصمت پیامبران در دریافت وحی=== | ||
* عصمت پیامبران | * عصمت پیامبران{{عم}} در وحی وقتی تحقّق مییابد که آنان به خداوند متعال و فرشتگان وحی معرفت کامل داشته باشند و بدانند آنچه به ایشان میرسد از سوی خدای تعالی است. به علاوه باید هر گونه القایی را از شیاطین جنّ و انس به خوبی بشناسند. این مطلب به روشنی در روایات اهل بیت : بیان شده است. امام صادق{{ع}} میفرماید: خداوند متعال وقتی میخواهد کسی را به رسالت انتخاب کند؛ اوّل بر او سکینه و وقار نازل میکند تا به واسطه آن وحی الهی و جبرئیل مثل روز روشن برایش عیان گردد : إِنَّ اللَّهَ إِذَا اتَّخَذَ عَبْداً رَسُولًا أَنْزَلَ عَلَیْهِ السَّکِینَةَ وَ الْوَقَارَ فَکَانَ الّذی یَأْتِیهِ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِثْلُ الَّذِی یَرَاهُ بِعَیْنِهِ. (همانا خداوند وقتی بندهای را رسول خویش کند به او سکینه و وقار نازل میکند پس آنچه از ناحیه خدا برایش میآید برای او مثل امری میشود که به چشم خود آن را مشاهده میکند). | ||
* در روایت دیگر میفرماید: آنگاه که رسولی برای رسالت انتخاب میشود پردهها و حجابها از او برداشته میشود : کُشِفَ عَنْهَا الْغِطَاء. (از او پرده برداشته میشود). | * در روایت دیگر میفرماید: آنگاه که رسولی برای رسالت انتخاب میشود پردهها و حجابها از او برداشته میشود : کُشِفَ عَنْهَا الْغِطَاء. (از او پرده برداشته میشود). | ||
* در دعایی میخوانیم : وَ أَسْأَلـُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی کَتَبْتَهُ عَلَی قَلْبِ مُحَمَّدٍ{{صل}} فَعَرَفَ مَا أَوْحَیْتَهُ إِلَیْهِ مِنْ وَحْیِکَ. (و تو را به آن اسمت میخوانم که آن را بر قلب محمّد{{صل}} نوشتی پس شناخت وحیی را که به او کردی). | * در دعایی میخوانیم : وَ أَسْأَلـُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی کَتَبْتَهُ عَلَی قَلْبِ مُحَمَّدٍ{{صل}} فَعَرَفَ مَا أَوْحَیْتَهُ إِلَیْهِ مِنْ وَحْیِکَ. (و تو را به آن اسمت میخوانم که آن را بر قلب محمّد{{صل}} نوشتی پس شناخت وحیی را که به او کردی). | ||
* در حدیثی دیگر میفرماید: پیامبر{{صل}} به توفیق الهی جبرئیل را تشخیص میدهد : مَا عَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} أَنَّ جَبْرَئِیلَ | * در حدیثی دیگر میفرماید: پیامبر{{صل}} به توفیق الهی جبرئیل را تشخیص میدهد : مَا عَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} أَنَّ جَبْرَئِیلَ{{ع}} مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا بِالتَّوْفِیقِ. (رسول خدا{{صل}} آمدن جبرئیل از سوی خدا را ندانست مگر به توفیق). | ||
* در حدیثی دیگر راوی سؤال میکند: وقتی پیامبر صدای فرشته را میشنود و خود او را نمیبیند از کجا تشخیص میدهد که این وحی الهی است؟ حضرت در جواب میفرماید: خداوند خود به او بیان میکند که آنچه به او میرسد، حقّ است. یُبَیِّنُهُ اللَّهُ حَتَّی یَعْلَمَ أَنَّ ذَلِکَ حَق. (خداوند به او روشن میکرد تا بداند که آن حقّ است). | * در حدیثی دیگر راوی سؤال میکند: وقتی پیامبر صدای فرشته را میشنود و خود او را نمیبیند از کجا تشخیص میدهد که این وحی الهی است؟ حضرت در جواب میفرماید: خداوند خود به او بیان میکند که آنچه به او میرسد، حقّ است. یُبَیِّنُهُ اللَّهُ حَتَّی یَعْلَمَ أَنَّ ذَلِکَ حَق. (خداوند به او روشن میکرد تا بداند که آن حقّ است). | ||
* در روایت دیگر پاسخ آن سؤال این گونه بیان شده است : یُوَفَّقُ لِذَلِکَ حَتَّی یَعْرِفَه. (او را بر آن موفّق میکرد تا بشناسد). | * در روایت دیگر پاسخ آن سؤال این گونه بیان شده است : یُوَفَّقُ لِذَلِکَ حَتَّی یَعْرِفَه. (او را بر آن موفّق میکرد تا بشناسد). | ||
* پس روشن میشود کسانی که میگویند پیامبر{{صل}} در آغاز وحی دچار شکّ و تردید شد و جبرئیل را نشناخت و خوف و ترس بر او عارض شد و جریان را با حضرت خدیجه علیها السلام در میان گذاشت؛ و او نزد پسر عموی خویش ورقة بن نوفل رفت و از او در این باره سؤال کرد و ورقه او را به نبوّت پیامبر مژده داد؛ سخنانی بی پایه و یاوه است. هر چند منابع شیعی نیز از این گونه نقلها خالی نیست. | * پس روشن میشود کسانی که میگویند پیامبر{{صل}} در آغاز وحی دچار شکّ و تردید شد و جبرئیل را نشناخت و خوف و ترس بر او عارض شد و جریان را با حضرت خدیجه علیها السلام در میان گذاشت؛ و او نزد پسر عموی خویش ورقة بن نوفل رفت و از او در این باره سؤال کرد و ورقه او را به نبوّت پیامبر مژده داد؛ سخنانی بی پایه و یاوه است. هر چند منابع شیعی نیز از این گونه نقلها خالی نیست. | ||
* چگونه میشود پیامبراسلام جبرئیلراتشخیص ندهد ودر وجود او تردید کند در صورتی که امیرمؤمنان | * چگونه میشود پیامبراسلام جبرئیلراتشخیص ندهد ودر وجود او تردید کند در صورتی که امیرمؤمنان{{ع}} حضرتش را به این گونه معرفی میکند که «مدتی از سال را در کوه حرا مجاور میشد، تنها من او را میدیدم و کسی دیگر او را نمیدید… من نور وحی را مشاهده میکردم و بوی خوش نبوّت را احساس مینمودم. در آغاز وحی ناله شیطان را به گوش خود شنیدم و از حضرتش در این باره سؤال کردم و ایشان فرمود: این ناله شیطان بود که از پرستش خویش ناامید شده است». أَرَی نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّةِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیْطَانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْهِ{{صل}} فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ؟ فَقَالَ: هَذَا الشَّیْطَانُ قَدْ أَیِسَ مِنْ عِبَادَتِه. (نور وحی و رسالت را میدیدم و بوی نبوت را استشمام میکردم و به تحقیق ناله شیطان را به هنگام نزول وحی بر پیامبر{{صل}} شنیدم و عرض کردم ای رسول خدا این ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است که از عبادتش ناامید شده است). | ||
* امام هادی | * امام هادی{{ع}} نیز ترس و هراس پیامبر{{صل}} را در آغاز وحی از تکذیب قریش دانسته، میفرماید: وَ کَانَ مِنْ أَوَّلِ أَمْرِه…أَبْغَضَ الْأَشْیَاءِ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ وَ أَفْعَالُ الَْمجَانِینِ وَ أَقْوَالُهُمْ فَأَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَشْرَحَ صَدْرَهُ وَ یُشَجِّعَ قَلْبَهُ فَأَنْطَقَ اللَّهُ الْجِبَالَ وَ الصُّخُورَ وَ الْمَدَرَ وَ کُلَّمَا وَصَلَ إِلَی شَیْءٍ مِنْهَا نَادَاهُ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَلِیَّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّه. (و از ابتدای امر… مبغوضترین چیزها نزد او شیطان و کردار و گفتار دیوانگان بود. پس خدای عزوجل خواست که سینهاش را گشاده گرداند و قلبش را محکم سازد پس کوهها و صخرهها و سنگ ریزهها و همه چیز را با او هم سخن گردانید؛ به گونهای که از کنار چیزی نمیگذشت جز اینکه به خاطر نبوتش او را سلام میکرد). | ||
== عصمت پیامبران در حفظ وحی== | == عصمت پیامبران در حفظ وحی== | ||