جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - 'سلسله' به 'سلسله') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
آزادی یکی از مشترکات اصولی در [[حقوق عمومی اسلام]] بوده و آن آزادی به مفهوم [[اختیار]] فردی در [[تعیین سرنوشت]] جمعی، هرچند در اندیشۀ [[اسلامی]] از عنصر [[مسئولیت]] تفکیک پذیر نیست، اما در هر حال به عنوان اصل [[حاکم]] در همۀ رشتههای حقوق عمومی حایز اهمیت بسیاری است<ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۵۷۴.</ref>. | آزادی یکی از مشترکات اصولی در [[حقوق عمومی اسلام]] بوده و آن آزادی به مفهوم [[اختیار]] فردی در [[تعیین سرنوشت]] جمعی، هرچند در اندیشۀ [[اسلامی]] از عنصر [[مسئولیت]] تفکیک پذیر نیست، اما در هر حال به عنوان اصل [[حاکم]] در همۀ رشتههای حقوق عمومی حایز اهمیت بسیاری است<ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۵۷۴.</ref>. | ||
اصل آزادی، [[قواعد]] [[حقوقی]] متعددی را در چارچوب حقوق اساسی، حقوق [[اداری]] و [[حقوق مالی]] و حتی حقوق بینالملل به وجود میآورد. آزادی بیشترین نقش را در شکلگیری حقوق عمومی و آزادیها دارد که هرچند بخشی از [[حقوق اسلامی]] است، اما در قالب [[حقوق بشر]] دارای [[تشخص]] و [[استقلال]] خواهد بود<ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۹۴-۹۵.</ref>. | اصل آزادی، [[قواعد]] [[حقوقی]] متعددی را در چارچوب حقوق اساسی، حقوق [[اداری]] و [[حقوق مالی]] و حتی حقوق بینالملل به وجود میآورد. آزادی بیشترین نقش را در شکلگیری حقوق عمومی و آزادیها دارد که هرچند بخشی از [[حقوق اسلامی]] است، اما در قالب [[حقوق بشر]] دارای [[تشخص]] و [[استقلال]] خواهد بود<ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۹۴-۹۵.</ref>. | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
از دیدگاه [[اسلام]]، آزادی بر اساس آن عنصر و [[حقیقت]] انسانی است که [[تکامل]] انسانی را ایجاب میکند و آن چیزی جز استعدادهای ویژۀ انسانی نیست. آزادی به دلیل انسان بودن و [[آمادگی]] تکامل یافتن، حق انسان است، و این حق از استعدادهای بیکران انسان ناشی میشود. انسان در [[رشد]] این استعدادها، رها شده و [[آزاد]] است و همین تمایلات که از مقولۀ ادراکها و دریافتها و [[اندیشهها]] و صفات [[برتر]] است، منشأ آزادی متعالی انسان هستند. | از دیدگاه [[اسلام]]، آزادی بر اساس آن عنصر و [[حقیقت]] انسانی است که [[تکامل]] انسانی را ایجاب میکند و آن چیزی جز استعدادهای ویژۀ انسانی نیست. آزادی به دلیل انسان بودن و [[آمادگی]] تکامل یافتن، حق انسان است، و این حق از استعدادهای بیکران انسان ناشی میشود. انسان در [[رشد]] این استعدادها، رها شده و [[آزاد]] است و همین تمایلات که از مقولۀ ادراکها و دریافتها و [[اندیشهها]] و صفات [[برتر]] است، منشأ آزادی متعالی انسان هستند. | ||
این نوع [[آزادی]] چگونه به دست میآید؟ [[انسان]] برای راهیابی به این [[موهبت]] بزرگ، به رزم مداومی در دو [[جبهه]] احتیاج دارد: | این نوع [[آزادی]] چگونه به دست میآید؟ [[انسان]] برای راهیابی به این [[موهبت]] بزرگ، به رزم مداومی در دو [[جبهه]] احتیاج دارد: | ||
#در جبهۀ درون خود در برابر [[اسارتها]] و وابستگیهایی که به [[باطلها]] و شرها یعنی غیر [[خدا]] دارد؛ | # در جبهۀ درون خود در برابر [[اسارتها]] و وابستگیهایی که به [[باطلها]] و شرها یعنی غیر [[خدا]] دارد؛ | ||
#در جبهۀ برون در برابر [[طاغوتها]] و تمامی عواملی که در [[راه خدا]] که [[راه]] آزادی [[مردم]] است، سد بستهاند. | # در جبهۀ برون در برابر [[طاغوتها]] و تمامی عواملی که در [[راه خدا]] که [[راه]] آزادی [[مردم]] است، سد بستهاند. | ||
انسان [[مبارز]] با [[هدایت]] [[وحی]] خدا و توسط [[پیامبران]]، در این دو جبهه تا [[پیروزی]] کامل یعنی رها شدن در [[راه رشد]] و تعالی و [[تکامل]] در مسیر بینهایت تا خدا، تلاش میکند و این همان آزادی مطلوب در [[فرهنگ اسلامی]] است. [[شکست]] انسان در یکی از این دو جبهه به قیمت از دست دادن آزادی تمام خواهد شد و حتی اگر در جبهۀ بیرون بر طاغوتها و عوامل سد کننده راه، [[پیروز]] شود ولی در درون در قید و بند اسارتها و [[تمایلات]] و جذبهها و [[وابستگیها]] به غیر خدا یعنی به [[قدرتطلبی]]، افزون خواهی، [[تمایل]] به [[تجاوز]] و [[استثمار]]، [[خودخواهی]]، [[جان]] پرستی، [[غضب]] و شهوتپرستی و دیگر اسارتهای [[نفسانی]] باشد، او خود عامل به وجود آمدن [[دشمنان]] آزادی در جبهۀ بیرونی یعنی [[جامعه]] خواهد بود. آزادی به این معنا، مفهوم درست [[توحید]] [[خالص]] ابراهیمی است. | انسان [[مبارز]] با [[هدایت]] [[وحی]] خدا و توسط [[پیامبران]]، در این دو جبهه تا [[پیروزی]] کامل یعنی رها شدن در [[راه رشد]] و تعالی و [[تکامل]] در مسیر بینهایت تا خدا، تلاش میکند و این همان آزادی مطلوب در [[فرهنگ اسلامی]] است. [[شکست]] انسان در یکی از این دو جبهه به قیمت از دست دادن آزادی تمام خواهد شد و حتی اگر در جبهۀ بیرون بر طاغوتها و عوامل سد کننده راه، [[پیروز]] شود ولی در درون در قید و بند اسارتها و [[تمایلات]] و جذبهها و [[وابستگیها]] به غیر خدا یعنی به [[قدرتطلبی]]، افزون خواهی، [[تمایل]] به [[تجاوز]] و [[استثمار]]، [[خودخواهی]]، [[جان]] پرستی، [[غضب]] و شهوتپرستی و دیگر اسارتهای [[نفسانی]] باشد، او خود عامل به وجود آمدن [[دشمنان]] آزادی در جبهۀ بیرونی یعنی [[جامعه]] خواهد بود. آزادی به این معنا، مفهوم درست [[توحید]] [[خالص]] ابراهیمی است. | ||