امامت امام مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۲: خط ۲:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = امامت امام مهدی
| موضوع مرتبط = امامت امام مهدی
| عنوان مدخل  = [[امامت امام مهدی]]{{ع}}
| عنوان مدخل  = [[امامت امام مهدی]] {{ع}}
| مداخل مرتبط = [[امامت امام مهدی در کلام اسلامی]] - [[امامت امام مهدی در معارف و سیره رضوی]]
| مداخل مرتبط = [[امامت امام مهدی در کلام اسلامی]] - [[امامت امام مهدی در معارف و سیره رضوی]]
| پرسش مرتبط  = امام مهدی (پرسش)
| پرسش مرتبط  = امام مهدی (پرسش)
}}
}}
==معناشناسی==
== معناشناسی ==
[[امامت]] به معنای [[پیشوایی]]، پیشروی و [[رهبری]] است. [[امام]] نیز به معنای [[پیشوا]]، پیشرو، مقتدا<ref> جوهری، صحاح اللغة، ج ۵، ص ۱۸۶۴؛ ابن فارس، مقاییس اللغة، ج ۱، ص ۲۳؛ فراهیدی، العین، ج ۱، ص ۱۰۶.</ref>، [[قیم]]، [[مصلح]]، [[الگو]]، راه اصلی و [[راهنما]] است. کسی یا چیزی که از آن [[پیروی]] شود، [[انسان]] باشد یا کتاب یا چیزی دیگر، به [[حق]] باشد یا بر [[باطل]]، [[امام]] است<ref>راغب اصفهانی، المفردات، ص ۲۴.</ref>.
[[امامت]] به معنای [[پیشوایی]]، پیشروی و [[رهبری]] است. [[امام]] نیز به معنای [[پیشوا]]، پیشرو، مقتدا<ref> جوهری، صحاح اللغة، ج ۵، ص ۱۸۶۴؛ ابن فارس، مقاییس اللغة، ج ۱، ص ۲۳؛ فراهیدی، العین، ج ۱، ص ۱۰۶.</ref>، [[قیم]]، [[مصلح]]، [[الگو]]، راه اصلی و [[راهنما]] است. کسی یا چیزی که از آن [[پیروی]] شود، [[انسان]] باشد یا کتاب یا چیزی دیگر، به [[حق]] باشد یا بر [[باطل]]، [[امام]] است<ref>راغب اصفهانی، المفردات، ص ۲۴.</ref>.


ریشه این واژه "ام‏م" و به معنای قصد یا قصد با توجه خاص است. این معنا در همه مشتقات آن محفوظ است. [[امام]] نیز کسی است که همواره مقصود و [[هدف]] حرکت و تلاش دیگران قرار گیرد؛ گرچه با [[اختلاف]] موارد و قصدکنندگان و جهات و اعتبارات، گوناگون می‌‏شود؛ مانند [[امام]] ‏جمعه و [[جماعت]]، [[امام]] [[هدایت]] و [[امام]] [[ضلالت]]. بر این اساس، دیگر معانی این واژه و مشتقات آن، از لوازم معنای ریشه است. واژه [[امام]] بر [[زن]] و مرد اطلاق می‌‏شود و جمع آن "ائمّه" و "ایمّه" است.  
ریشه این واژه "ام‏م" و به معنای قصد یا قصد با توجه خاص است. این معنا در همه مشتقات آن محفوظ است. [[امام]] نیز کسی است که همواره مقصود و [[هدف]] حرکت و تلاش دیگران قرار گیرد؛ گرچه با [[اختلاف]] موارد و قصدکنندگان و جهات و اعتبارات، گوناگون می‌‏شود؛ مانند [[امام]] ‏جمعه و [[جماعت]]، [[امام]] [[هدایت]] و [[امام]] [[ضلالت]]. بر این اساس، دیگر معانی این واژه و مشتقات آن، از لوازم معنای ریشه است. واژه [[امام]] بر [[زن]] و مرد اطلاق می‌‏شود و جمع آن "ائمّه" و "ایمّه" است.  


در اصطلاح [[کلامی]] معانی متعددی از این واژه ارائه شده که شایع‌‏ترین معنای آن، [[ریاست]] عمومی در امور [[دین]] و [[دنیا]] است و برخی [[جانشینی]] [[پیامبر]]{{صل}} در حفظ [[دین]] و [[سیاست]] [[دنیا]] را در تعریف اصطلاحی آن آورده‌‏اند. برخی کامل‏ترین تعریف را [[ریاست]] [[بالاصاله]] عمومی در امر [[دین]] و [[دنیا]] در دار تکلیف می‏‌دانند که عموم [[مردم]] را به حفظ [[مصالح]] [[دین]] و دنیایشان [[ترغیب]] و از آنچه به حال آنان زیانبار است منع کنند.
در اصطلاح [[کلامی]] معانی متعددی از این واژه ارائه شده که شایع‌‏ترین معنای آن، [[ریاست]] عمومی در امور [[دین]] و [[دنیا]] است و برخی [[جانشینی]] [[پیامبر]] {{صل}} در حفظ [[دین]] و [[سیاست]] [[دنیا]] را در تعریف اصطلاحی آن آورده‌‏اند. برخی کامل‏ترین تعریف را [[ریاست]] [[بالاصاله]] عمومی در امر [[دین]] و [[دنیا]] در دار تکلیف می‏‌دانند که عموم [[مردم]] را به حفظ [[مصالح]] [[دین]] و دنیایشان [[ترغیب]] و از آنچه به حال آنان زیانبار است منع کنند.


[[شیخ طبرسی]] با ژرف‌‏نگری در عبارات لغت‏دانان کوشیده است دایره معنای [[امام]] را گسترده‏‌تر تعریف کند. وی به [[جایگاه امام]] و [[پیروی]] [[مردم]] از [[امام]] توجه کرده و در این‌‏باره نوشته است: از لفظ [[امام]] دو چیز را می‌‏توان استفاده کرد:
[[شیخ طبرسی]] با ژرف‌‏نگری در عبارات لغت‏دانان کوشیده است دایره معنای [[امام]] را گسترده‏‌تر تعریف کند. وی به [[جایگاه امام]] و [[پیروی]] [[مردم]] از [[امام]] توجه کرده و در این‌‏باره نوشته است: از لفظ [[امام]] دو چیز را می‌‏توان استفاده کرد:
خط ۲۱: خط ۲۱:
از این عبارت مرحوم [[شیخ طبرسی]] و برداشت وی از لفظ [[امام]] به دست می‌‏آید که نوع ماموریت و [[جایگاه امام]] به [[دلیل]] آنکه [[مردم]] لازم است از افعالش و گفتارش [[پیروی]] کنند، با نوع [[مأموریت]] [[نبی]] و [[رسول]] متفاوت است؛ زیرا لازمه [[اقتدا]] به [[امام]]، [[اطاعت]] از فرامین او در به [[اجرا]] درآوردن دستورالعمل‌‏های اجرایی است. با این تعریف، [[امام]] به کسی گفته می‌‏شود که [[رهبری]] جامعه‏‌ای کوچک یا بزرگ را برعهده دارد و به اداره امور [[زندگی]] آن‏ها می‌‏پردازد و [[مردم]] از اقدامات و [[دستور]] العمل‌‏های وی [[پیروی]] می‌‏کنند.
از این عبارت مرحوم [[شیخ طبرسی]] و برداشت وی از لفظ [[امام]] به دست می‌‏آید که نوع ماموریت و [[جایگاه امام]] به [[دلیل]] آنکه [[مردم]] لازم است از افعالش و گفتارش [[پیروی]] کنند، با نوع [[مأموریت]] [[نبی]] و [[رسول]] متفاوت است؛ زیرا لازمه [[اقتدا]] به [[امام]]، [[اطاعت]] از فرامین او در به [[اجرا]] درآوردن دستورالعمل‌‏های اجرایی است. با این تعریف، [[امام]] به کسی گفته می‌‏شود که [[رهبری]] جامعه‏‌ای کوچک یا بزرگ را برعهده دارد و به اداره امور [[زندگی]] آن‏ها می‌‏پردازد و [[مردم]] از اقدامات و [[دستور]] العمل‌‏های وی [[پیروی]] می‌‏کنند.


امروزه در حوزه [[علم کلام]]، [[امام]] و [[امامت]]، دارای بار معنایی خاصی است که تفسیرهای گوناگونی از آن ارائه شده است. [[متکلمان اسلامی]] ـ [[شیعه]] و [[اهل سنت]] ـ [[امام]] و به دنبال آن، [[خلیفه]] را درباره کسی به کار می‌‏برند که از [[ناحیه]] [[پیامبر گرامی]]{{صل}} [[نیابت]] و [[ریاست]] یافته است؛ تا [[امور دینی]] و [[دنیوی]] [[مردم]] را بر عهده گیرد و [[دین]] و دنیای آنان را سامان داده، آباد سازد؛ از این‌‏رو بر [[مردم]] است تا از [[دستورات]] وی [[پیروی]] کنند.
امروزه در حوزه [[علم کلام]]، [[امام]] و [[امامت]]، دارای بار معنایی خاصی است که تفسیرهای گوناگونی از آن ارائه شده است. [[متکلمان اسلامی]] ـ [[شیعه]] و [[اهل سنت]] ـ [[امام]] و به دنبال آن، [[خلیفه]] را درباره کسی به کار می‌‏برند که از [[ناحیه]] [[پیامبر گرامی]] {{صل}} [[نیابت]] و [[ریاست]] یافته است؛ تا [[امور دینی]] و [[دنیوی]] [[مردم]] را بر عهده گیرد و [[دین]] و دنیای آنان را سامان داده، آباد سازد؛ از این‌‏رو بر [[مردم]] است تا از [[دستورات]] وی [[پیروی]] کنند.


[[قاضی ایجی]] از [[متکلمان]] نامور [[اهل سنت]] در المواقف، [[امامت]] را عبارت از "[[ریاست]] عمومی در امور [[دین]] و دنیای [[مردم]]" دانسته است<ref>المواقف، ص ۳۴۵.</ref> و همو نوشته است: "[[امامت]]، [[جانشینی]] [[رسول]]{{صل}} در برپایی امور [[دین]] است؛ به گونه‌‏ای که بر همه [[امت اسلامی]] [[پیروی]] از او [[واجب]] می‏‌باشد"<ref>المواقف، ص ۳۴۵.</ref>.  
[[قاضی ایجی]] از [[متکلمان]] نامور [[اهل سنت]] در المواقف، [[امامت]] را عبارت از "[[ریاست]] عمومی در امور [[دین]] و دنیای [[مردم]]" دانسته است<ref>المواقف، ص ۳۴۵.</ref> و همو نوشته است: "[[امامت]]، [[جانشینی]] [[رسول]] {{صل}} در برپایی امور [[دین]] است؛ به گونه‌‏ای که بر همه [[امت اسلامی]] [[پیروی]] از او [[واجب]] می‏‌باشد"<ref>المواقف، ص ۳۴۵.</ref>.  


[[ابن خلدون]] دیگر چهره [[معروف]] [[دانشمندان]] [[اهل سنت]]، [[امامت]] را این‏گونه [[تفسیر]] کرده است: "[[امامت]]، [[جانشینی]] از [[صاحب]] [[شریعت]] در حفظ [[دین]] و سیاست‏گذاری و اداره امور [[دنیایی]] [[مردم]] است"<ref>ابن خلدون، مقدمه، ص ۱۹۱.</ref>.
[[ابن خلدون]] دیگر چهره [[معروف]] [[دانشمندان]] [[اهل سنت]]، [[امامت]] را این‏گونه [[تفسیر]] کرده است: "[[امامت]]، [[جانشینی]] از [[صاحب]] [[شریعت]] در حفظ [[دین]] و سیاست‏گذاری و اداره امور [[دنیایی]] [[مردم]] است"<ref>ابن خلدون، مقدمه، ص ۱۹۱.</ref>.


[[سعد الدین تفتازانی]] در شرح المقاصد نوشته است: "[[امامت]]، [[ریاست]] عمومی در امور [[دین]] و دنیای [[مردم]] به [[هدف]] [[خلافت]] از [[ناحیه]] [[پیامبر]]{{صل}} است<ref>شرح المقاصد، ج ۳، ص ۴۶۹.</ref>.  
[[سعد الدین تفتازانی]] در شرح المقاصد نوشته است: "[[امامت]]، [[ریاست]] عمومی در امور [[دین]] و دنیای [[مردم]] به [[هدف]] [[خلافت]] از [[ناحیه]] [[پیامبر]] {{صل}} است<ref>شرح المقاصد، ج ۳، ص ۴۶۹.</ref>.  


[[سید شریف جرجانی]] در شرح المواقف نوشته است: [[امامت]]، [[جانشینی]] [[پیامبر|رسول گرامی]] در برپایی [[دین]] و [[حفظ اسلام]] است؛ به گونه‏‌ای که بر همه [[امت اسلامی]] [[پیروی]] از [[امام]] [[واجب]] است. و [[خلیفه]]، [[امام]] نامیده می‌‏شود<ref>شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۷۶.</ref>.  
[[سید شریف جرجانی]] در شرح المواقف نوشته است: [[امامت]]، [[جانشینی]] [[پیامبر|رسول گرامی]] در برپایی [[دین]] و [[حفظ اسلام]] است؛ به گونه‏‌ای که بر همه [[امت اسلامی]] [[پیروی]] از [[امام]] [[واجب]] است. و [[خلیفه]]، [[امام]] نامیده می‌‏شود<ref>شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۷۶.</ref>.  
خط ۳۳: خط ۳۳:
بنابراین، [[امامت]]، به معنای [[ریاست]] عمومی فردی خاص بر امور [[دین]] و دنیای [[مردم]] در [[دنیا]] [[بالاصاله]] یا به [[جانشینی]] از [[پیامبر]] است؛ زیرا [[امامت]]، دارای شأن‏هایی همچون [[رهبری سیاسی]] و [[زعامت]] [[اجتماعی]] و [[مرجعیت دینی]] و تبیین و [[تفسیر]] [[وحی]] و [[ولایت]] [[باطنی]] و [[معنوی]] است که از این جهت، [[امام]] [[حجت خدا]] در زمان، ولی اللّه، [[انسان کامل]] حامل [[معنویت]] کلی [[انسانیت]] و [[قطب]] است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲؛ [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۶۹.</ref>.
بنابراین، [[امامت]]، به معنای [[ریاست]] عمومی فردی خاص بر امور [[دین]] و دنیای [[مردم]] در [[دنیا]] [[بالاصاله]] یا به [[جانشینی]] از [[پیامبر]] است؛ زیرا [[امامت]]، دارای شأن‏هایی همچون [[رهبری سیاسی]] و [[زعامت]] [[اجتماعی]] و [[مرجعیت دینی]] و تبیین و [[تفسیر]] [[وحی]] و [[ولایت]] [[باطنی]] و [[معنوی]] است که از این جهت، [[امام]] [[حجت خدا]] در زمان، ولی اللّه، [[انسان کامل]] حامل [[معنویت]] کلی [[انسانیت]] و [[قطب]] است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲؛ [[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۶۹.</ref>.


==راه‌های اثبات امامت==
== راه‌های اثبات امامت ==
چون [[امامت]] دارای [[جایگاه]] والایی است، [[شیعه]] آن را همانند [[نبوت]] به [[نصّ]] و [[امر الهی]] و از اصول [[دین]] "[[مذهب]]" می‌‏داند؛ در حالی که در دیدگاه [[اهل سنت]]، از [[فروع]] [[دین]] شمرده شده و از این جهت، از [[افعال]] [[مکلفان]] به شمار می‏آید<ref>جمعی از نویسندگان، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۲۲۰.</ref>.  
چون [[امامت]] دارای [[جایگاه]] والایی است، [[شیعه]] آن را همانند [[نبوت]] به [[نصّ]] و [[امر الهی]] و از اصول [[دین]] "[[مذهب]]" می‌‏داند؛ در حالی که در دیدگاه [[اهل سنت]]، از [[فروع]] [[دین]] شمرده شده و از این جهت، از [[افعال]] [[مکلفان]] به شمار می‏آید<ref>جمعی از نویسندگان، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص ۲۲۰.</ref>.  


خط ۴۶: خط ۴۶:
[[امامت]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} به دو راه نصّ‌ و [[معجزه]] ثابت شده است:
[[امامت]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} به دو راه نصّ‌ و [[معجزه]] ثابت شده است:


===نص===
=== نص ===
[[روایات]] فراوانی در دست است که [[امامت]] در ادامه [[پیامبری]] [[اسلام]] در [[دوازده نفر]] معین شد که آخرین آنها [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} است. نه فقط [[پیروان]] [[مکتب]] [[اهل بیت]]{{عم}} که برخی از دانشوران [[اهل سنت]]، در روایاتی چند به این [[حقیقت]] بزرگ اشاره کرده‌‏اند<ref>ر.ک: لطف اللّه صافی گلپایگانی، [[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، الفصل الاوّل فیما یدّل علی انّ الائمة اثنا عشر.</ref>.
[[روایات]] فراوانی در دست است که [[امامت]] در ادامه [[پیامبری]] [[اسلام]] در [[دوازده نفر]] معین شد که آخرین آنها [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} است. نه فقط [[پیروان]] [[مکتب]] [[اهل بیت]] {{عم}} که برخی از دانشوران [[اهل سنت]]، در روایاتی چند به این [[حقیقت]] بزرگ اشاره کرده‌‏اند<ref>ر. ک: لطف اللّه صافی گلپایگانی، [[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، الفصل الاوّل فیما یدّل علی انّ الائمة اثنا عشر.</ref>.


سال‏ها پیش از آنکه نهم [[ربیع الاول]] سال ۲۶۰ ق فرا رسد، [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} و به ویژه واپسین فرستاده [[خداوند]] سبحانه و تعالی، [[پیامبر خاتم]]{{صل}} [[امامت]] آخرین [[حجّت الهی]]، [[حضرت مهدی]]{{ع}} را نوید داده بودند. [[رسول اکرم]]{{صل}} فرمود: "[[پیشوایان]] پس از من، دوازده نفرند؛ نخستین ایشان، [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}}، و آخرین آنها [[امام مهدی|قائم]] است. آنها [[جانشینان]] و اوصیای و اولیای من و حجت‏های [[خداوند]] سبحانه و تعالی پس از من، بر [[امت]] من هستند. اقرارکننده به آنها [[مؤمن]] و انکارکننده ایشان، [[کافر]] است<ref>{{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ بَعْدِي‏ اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ‏ عَلِيُ‏ بْنُ‏ أَبِي‏ طَالِبٍ‏ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ هُمْ خُلَفَائِي وَ أَوْصِيَائِي وَ أَوْلِيَائِي وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى أُمَّتِي بَعْدِي الْمُقِرُّ بِهِمْ مُؤْمِنٌ وَ الْمُنْكِرُ لَهُمْ كَافِرٌ}}؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۷۹</ref>.
سال‏ها پیش از آنکه نهم [[ربیع الاول]] سال ۲۶۰ ق فرا رسد، [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} و به ویژه واپسین فرستاده [[خداوند]] سبحانه و تعالی، [[پیامبر خاتم]] {{صل}} [[امامت]] آخرین [[حجّت الهی]]، [[حضرت مهدی]] {{ع}} را نوید داده بودند. [[رسول اکرم]] {{صل}} فرمود: "[[پیشوایان]] پس از من، دوازده نفرند؛ نخستین ایشان، [[امام علی|علی بن ابی طالب]] {{ع}}، و آخرین آنها [[امام مهدی|قائم]] است. آنها [[جانشینان]] و اوصیای و اولیای من و حجت‏های [[خداوند]] سبحانه و تعالی پس از من، بر [[امت]] من هستند. اقرارکننده به آنها [[مؤمن]] و انکارکننده ایشان، [[کافر]] است<ref>{{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ بَعْدِي‏ اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ‏ عَلِيُ‏ بْنُ‏ أَبِي‏ طَالِبٍ‏ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ هُمْ خُلَفَائِي وَ أَوْصِيَائِي وَ أَوْلِيَائِي وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى أُمَّتِي بَعْدِي الْمُقِرُّ بِهِمْ مُؤْمِنٌ وَ الْمُنْكِرُ لَهُمْ كَافِرٌ}}؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۷۹</ref>.


[[پیشوایان معصوم]]{{عم}} نیز به [[پیروی]] از [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} همواره به سلسله [[امامان]] [[دوازده‌گانه]] اشاره کرده‌‏اند؛ به روشنی از دوازدهمین ایشان یاد نموده، [[شیعیان]] را از افتادن در دام [[انحراف]] و مدعیان، بر حذر داشته‌‏اند. آن‏گاه که از [[امام علی|حضرت علی]]{{ع}} درباره معنای [[روایت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} که فرموده بود: "همانا من دو چیز گران‌بها را در میان شما می‏گذارم [[کتاب خداوند]] و عترتم را"<ref>{{متن حدیث|إِنِّي‏ مُخَلِّفٌ‏ فِيكُمُ‏ الثَّقَلَيْنِ‏ كِتَابَ‏ اللَّهِ‏ وَ عِتْرَتِي‏}}</ref> پرسیده شد: "[[عترت]]" چه کسانی هستند؟ فرمود: من و [[امام حسن|حسن]]{{ع}} و [[امام حسین|حسین]]{{ع}} و [[پیشوایان]] نه‌‏گانه از [[فرزندان]] [[امام حسین|حسین]]{{ع}}. نهمین آن‏ها [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} آن‏ها است. هرگز از [[کتاب خدا]] جدا نمی‌‏شوند و [[کتاب خدا]] نیز از آن‏ها جدا نمی‌‏شود. تا آن که کنار [[حوض]] [[پیامبر]]{{صل}}، بر او بازگردند<ref> {{متن حدیث|أَنَا وَ الْحَسَنُ‏ وَ الْحُسَيْنُ‏ وَ الْأَئِمَّةُ التِّسْعَةُ مِنْ‏ وُلْدِ الْحُسَيْنِ‏ تَاسِعُهُمْ مَهْدِيُّهُمْ وَ قَائِمُهُمْ لَا يُفَارِقُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَ لَا يُفَارِقُهُمْ حَتَّى يَرِدُوا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} حَوْضَهُ‏}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۲۴۰.</ref>.
[[پیشوایان معصوم]] {{عم}} نیز به [[پیروی]] از [[رسول گرامی اسلام]] {{صل}} همواره به سلسله [[امامان]] [[دوازده‌گانه]] اشاره کرده‌‏اند؛ به روشنی از دوازدهمین ایشان یاد نموده، [[شیعیان]] را از افتادن در دام [[انحراف]] و مدعیان، بر حذر داشته‌‏اند. آن‏گاه که از [[امام علی|حضرت علی]] {{ع}} درباره معنای [[روایت]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} که فرموده بود: "همانا من دو چیز گران‌بها را در میان شما می‏گذارم [[کتاب خداوند]] و عترتم را"<ref>{{متن حدیث|إِنِّي‏ مُخَلِّفٌ‏ فِيكُمُ‏ الثَّقَلَيْنِ‏ كِتَابَ‏ اللَّهِ‏ وَ عِتْرَتِي‏}}</ref> پرسیده شد: "[[عترت]]" چه کسانی هستند؟ فرمود: من و [[امام حسن|حسن]] {{ع}} و [[امام حسین|حسین]] {{ع}} و [[پیشوایان]] نه‌‏گانه از [[فرزندان]] [[امام حسین|حسین]] {{ع}}. نهمین آن‏ها [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} آن‏ها است. هرگز از [[کتاب خدا]] جدا نمی‌‏شوند و [[کتاب خدا]] نیز از آن‏ها جدا نمی‌‏شود. تا آن که کنار [[حوض]] [[پیامبر]] {{صل}}، بر او بازگردند<ref> {{متن حدیث|أَنَا وَ الْحَسَنُ‏ وَ الْحُسَيْنُ‏ وَ الْأَئِمَّةُ التِّسْعَةُ مِنْ‏ وُلْدِ الْحُسَيْنِ‏ تَاسِعُهُمْ مَهْدِيُّهُمْ وَ قَائِمُهُمْ لَا يُفَارِقُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَ لَا يُفَارِقُهُمْ حَتَّى يَرِدُوا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} حَوْضَهُ‏}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۲۴۰.</ref>.


علاوه بر روایت‏‌های یاد شده که از مهم‏ترین دلیل‌‏ها بر [[امامت]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} است، دیگر [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} نیز سخنان [[ارزشمندی]] در این‏‌باره فرموده‏‌اند، که برخی بدین قرار است:  
علاوه بر روایت‏‌های یاد شده که از مهم‏ترین دلیل‌‏ها بر [[امامت]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} است، دیگر [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} نیز سخنان [[ارزشمندی]] در این‏‌باره فرموده‏‌اند، که برخی بدین قرار است:  
# [[امام حسن]]{{ع}}، [[حضرت مهدی]]{{ع}} را نهمین [[فرزند]] [[برادر]] خود [[امام حسین|حسین]] و پسر [[سرور]] کنیزان دانسته است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۱۵.</ref>.
# [[امام حسن]] {{ع}}، [[حضرت مهدی]] {{ع}} را نهمین [[فرزند]] [[برادر]] خود [[امام حسین|حسین]] و پسر [[سرور]] کنیزان دانسته است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۱۵.</ref>.
# [[امام حسین]]{{ع}} در اشاره به [[امامت]] نهمین پیشوای [[هدایت‌گر]] از [[نسل]] خود، از وی با "[[قائم]] به [[حق]]" یاد کرده است<ref>{{متن حدیث|فِي التَّاسِعِ مِنْ وُلْدِي سُنَّةٌ مِنْ يُوسُفَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع وَ هُوَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۱۷.</ref>.  
# [[امام حسین]] {{ع}} در اشاره به [[امامت]] نهمین پیشوای [[هدایت‌گر]] از [[نسل]] خود، از وی با "[[قائم]] به [[حق]]" یاد کرده است<ref>{{متن حدیث|فِي التَّاسِعِ مِنْ وُلْدِي سُنَّةٌ مِنْ يُوسُفَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع وَ هُوَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۱۷.</ref>.  
# [[امام سجاد]]{{ع}} نیز به [[امامت]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} اشاره کرده، آن حضرت را دوازدهمین [[جانشینان]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[پیشوایان]] پس از او دانسته است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۱۹.</ref>.
# [[امام سجاد]] {{ع}} نیز به [[امامت]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} اشاره کرده، آن حضرت را دوازدهمین [[جانشینان]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[پیشوایان]] پس از او دانسته است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۱، ص ۳۱۹.</ref>.
# [[امام باقر]]{{ع}} [[حضرت مهدی]]{{ع}} را نهمین پیشوای پس از [[حسین بن علی]]{{ع}} و [[قائم]] آن‏ها خوانده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۳۳، ح ۱۵.</ref>.  
# [[امام باقر]] {{ع}} [[حضرت مهدی]] {{ع}} را نهمین پیشوای پس از [[حسین بن علی]] {{ع}} و [[قائم]] آن‏ها خوانده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۳۳، ح ۱۵.</ref>.  
#ششمین پیشوای [[شیعیان]]، به روشنی [[حضرت مهدی]]{{ع}} را دوازدهمین از [[پیشوایان]] [[هدایت]] پس از [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} ذکر کرده است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۴۲.</ref>.  
# ششمین پیشوای [[شیعیان]]، به روشنی [[حضرت مهدی]] {{ع}} را دوازدهمین از [[پیشوایان]] [[هدایت]] پس از [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} ذکر کرده است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۴۲.</ref>.  
#هفتمین [[امام]] [[معصوم]] نیز آن حضرت را پنجمین از [[فرزندان]] خود دانسته است. [[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین (کتاب)|کمال الدین]] به سندی صحیح به [[نقل]] از [[یونس بن عبد الرحمن]] آورده است که گفت: به محضر [[امام کاظم|امام موسی بن جعفر]] {{عم}} مشرف شدم و عرضه داشتم: یابن [[پیامبر خاتم|رسول الله]] آیا تو [[قائم]] بالحقّ‌ هستی‌؟ فرمودند: من هم [[قائم بالحق]] هستم و لکن آن قائمی که [[زمین]] را از [[دشمنان]] خدای عز و جل [[پاک]] می‌کند و آن را پر از [[عدالت]] می‌نماید، همچنان‌که از [[جور]] و [[ستم]] پر شده باشد، پنجمین [[فرزند من]] است که غیبتی طولانی دارد، زیرا که بر [[جان]] خود می‌ترسد. در این مدت عدّه‌ای از [[حق]] برگشته و عده‌ای دیگر ثابت‌قدم می‌مانند. سپس فرمود: خوشا به حال [[شیعیان]] ما که در [[غیبت]] [[قائم]] ما به رشته [[ولایت]] ما چسبیده و به [[دوستی]] ما ثابت مانده و از [[دشمنان]] ما بیزار باشند. آنان از ما و ما از آن‌هاییم<ref>{{متن حدیث|عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَنْتَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ فَقَالَ أَنَا الْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ لَكِنَّ الْقَائِمَ الَّذِي يُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَمْلَؤُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِي لَهُ غَيْبَةٌ يَطُولُ أَمَدُهَا خَوْفاً عَلَى نَفْسِهِ يَرْتَدُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَثْبُتُ فِيهَا آخَرُونَ ثُمَّ قَالَ ع طُوبَى لِشِيعَتِنَا الْمُتَمَسِّكِينَ بِحَبْلِنَا فِي غَيْبَةِ قَائِمِنَا الثَّابِتِينَ عَلَى مُوَالاتِنَا وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُم}}؛‏ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۳۶۱.</ref>.  
# هفتمین [[امام]] [[معصوم]] نیز آن حضرت را پنجمین از [[فرزندان]] خود دانسته است. [[شیخ صدوق]] در کتاب [[کمال الدین (کتاب)|کمال الدین]] به سندی صحیح به [[نقل]] از [[یونس بن عبد الرحمن]] آورده است که گفت: به محضر [[امام کاظم|امام موسی بن جعفر]] {{عم}} مشرف شدم و عرضه داشتم: یابن [[پیامبر خاتم|رسول الله]] آیا تو [[قائم]] بالحقّ‌ هستی‌؟ فرمودند: من هم [[قائم بالحق]] هستم و لکن آن قائمی که [[زمین]] را از [[دشمنان]] خدای عز و جل [[پاک]] می‌کند و آن را پر از [[عدالت]] می‌نماید، همچنان‌که از [[جور]] و [[ستم]] پر شده باشد، پنجمین [[فرزند من]] است که غیبتی طولانی دارد، زیرا که بر [[جان]] خود می‌ترسد. در این مدت عدّه‌ای از [[حق]] برگشته و عده‌ای دیگر ثابت‌قدم می‌مانند. سپس فرمود: خوشا به حال [[شیعیان]] ما که در [[غیبت]] [[قائم]] ما به رشته [[ولایت]] ما چسبیده و به [[دوستی]] ما ثابت مانده و از [[دشمنان]] ما بیزار باشند. آنان از ما و ما از آن‌هاییم<ref>{{متن حدیث|عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَنْتَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ فَقَالَ أَنَا الْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ لَكِنَّ الْقَائِمَ الَّذِي يُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَمْلَؤُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِي لَهُ غَيْبَةٌ يَطُولُ أَمَدُهَا خَوْفاً عَلَى نَفْسِهِ يَرْتَدُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَثْبُتُ فِيهَا آخَرُونَ ثُمَّ قَالَ ع طُوبَى لِشِيعَتِنَا الْمُتَمَسِّكِينَ بِحَبْلِنَا فِي غَيْبَةِ قَائِمِنَا الثَّابِتِينَ عَلَى مُوَالاتِنَا وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُم}}؛ ‏ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۳۶۱.</ref>.  
# [[امام رضا]]{{ع}} پس از اشاره به [[دوران غیبت]] و سختی‏‌های آن، سبب آن سختی‏ها را پنهان بودن پیشوای ایشان ذکر کرده است<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج ۱، ص ۲۷۳.</ref>.  
# [[امام رضا]] {{ع}} پس از اشاره به [[دوران غیبت]] و سختی‏‌های آن، سبب آن سختی‏ها را پنهان بودن پیشوای ایشان ذکر کرده است<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج ۱، ص ۲۷۳.</ref>.  
# [[امام جواد]]{{ع}} نیز درباره آن حضرت، وی را سومین از [[فرزندان]] خود دانسته است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۷۷.</ref>.
# [[امام جواد]] {{ع}} نیز درباره آن حضرت، وی را سومین از [[فرزندان]] خود دانسته است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۷۷.</ref>.
# [[امام هادی]]{{ع}}، جدّ بزرگوار آن حضرت نیز به [[پیشوایی]] آن حضرت پس از [[فرزند]] خود [[امام عسکری]]{{ع}} تأکید کرده است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۸۳.</ref>.  
# [[امام هادی]] {{ع}}، جدّ بزرگوار آن حضرت نیز به [[پیشوایی]] آن حضرت پس از [[فرزند]] خود [[امام عسکری]] {{ع}} تأکید کرده است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۸۳.</ref>.  
#و سرانجام این تلاش پیوسته، به دست یازدهمین پیشوای [[معصوم]]{{ع}} به اوج خود رسید که در آن، آخرین [[ذخیره الهی]] به [[نیکوترین]] صورت ممکن، معرفی شده است؛ آن‏جا که از آن حضرت درباره درستی یا چگونگی این خبر که به [[نقل]] از [[پدران]] بزرگوارش رسیده است، پرسیدند که: "[[زمین]]، هیچ‏گاه از [[حجت خدا]] بر خلقش خالی نیست. هرکس بمیرد و [[امام]] زمانش را نشناسد، به [[مرگ جاهلیت]] مرده است<ref>{{متن حدیث|أَنَ‏ الْأَرْضَ‏ لَا تَخْلُو مِنْ‏ حُجَّةِ اللَّهِ‏ عَلَى‏ خَلْقِهِ‏ إِلَى‏ يَوْمِ‏ الْقِيَامَةِ وَ أَنَ‏ مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة‏‏}}، [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>. آن حضرت فرمود: این‏ مطلب [[حق]] است؛ آن‏گونه که روز، [[حق]] است<ref>{{متن حدیث|أَنَ‏ هَذَا حَقٌ‏ كَمَا أَنَ‏ النَّهَارَ حَقٌ‏‏‏}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>. سپس از آن حضرت سؤال شد: ای پسر [[پیامبر]]! [[حجت]] و [[امام]] پس از شما کیست؟ فرمود: فرزندم [[محمّد]]. او [[امام]] و [[حجّت]] پس از من است. هرکس بمیرد و او را نشناسد، به [[مرگ جاهلیت]] مرده است"<ref>{{متن حدیث|ابْنِي‏ مُحَمَّدٌ وَ هُوَ الْإِمَامُ‏ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِي‏ مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ يَعْرِفْهُ‏ مَاتَ‏ مِيتَةً جَاهِلِيَّة‏‏‏}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>.
# و سرانجام این تلاش پیوسته، به دست یازدهمین پیشوای [[معصوم]] {{ع}} به اوج خود رسید که در آن، آخرین [[ذخیره الهی]] به [[نیکوترین]] صورت ممکن، معرفی شده است؛ آن‏جا که از آن حضرت درباره درستی یا چگونگی این خبر که به [[نقل]] از [[پدران]] بزرگوارش رسیده است، پرسیدند که: "[[زمین]]، هیچ‏گاه از [[حجت خدا]] بر خلقش خالی نیست. هرکس بمیرد و [[امام]] زمانش را نشناسد، به [[مرگ جاهلیت]] مرده است<ref>{{متن حدیث|أَنَ‏ الْأَرْضَ‏ لَا تَخْلُو مِنْ‏ حُجَّةِ اللَّهِ‏ عَلَى‏ خَلْقِهِ‏ إِلَى‏ يَوْمِ‏ الْقِيَامَةِ وَ أَنَ‏ مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة‏‏}}، [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>. آن حضرت فرمود: این‏ مطلب [[حق]] است؛ آن‏گونه که روز، [[حق]] است<ref>{{متن حدیث|أَنَ‏ هَذَا حَقٌ‏ كَمَا أَنَ‏ النَّهَارَ حَقٌ‏‏‏}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>. سپس از آن حضرت سؤال شد: ای پسر [[پیامبر]]! [[حجت]] و [[امام]] پس از شما کیست؟ فرمود: فرزندم [[محمّد]]. او [[امام]] و [[حجّت]] پس از من است. هرکس بمیرد و او را نشناسد، به [[مرگ جاهلیت]] مرده است"<ref>{{متن حدیث|ابْنِي‏ مُحَمَّدٌ وَ هُوَ الْإِمَامُ‏ وَ الْحُجَّةُ بَعْدِي‏ مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ يَعْرِفْهُ‏ مَاتَ‏ مِيتَةً جَاهِلِيَّة‏‏‏}}؛ [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۰۹، ح ۹.</ref>.


===[[معجزه]]===
=== [[معجزه]] ===
[[معجزات امام مهدی|معجزات]] و [[کرامات امام مهدی|کرامات حضرت]]، دلیلی بر [[اثبات امامت]] اوست. از [[علی بن محمد سمری]] [[نقل]] شده که به محضر [[مقدس]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} [[نامه]] نوشت و درخواست [[کفن]] کرد. جواب آمد که در سال هشتاد یا هشتاد و یکم به آن [[نیازمند]] خواهی شد. پس در همان وقتی که آن حضرت برایش تعیین کرده بود [[وفات]] یافت و یک ماه پیش از فوتش [[کفن]] برایش فرستاده شد<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۵۰۱. </ref>.  
[[معجزات امام مهدی|معجزات]] و [[کرامات امام مهدی|کرامات حضرت]]، دلیلی بر [[اثبات امامت]] اوست. از [[علی بن محمد سمری]] [[نقل]] شده که به محضر [[مقدس]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} [[نامه]] نوشت و درخواست [[کفن]] کرد. جواب آمد که در سال هشتاد یا هشتاد و یکم به آن [[نیازمند]] خواهی شد. پس در همان وقتی که آن حضرت برایش تعیین کرده بود [[وفات]] یافت و یک ماه پیش از فوتش [[کفن]] برایش فرستاده شد<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۵۰۱. </ref>.  


از جمله [[معجزات]] آشکار حضرت، [[حاجت]] گرفتن [[مردم]] از آن حضرت است که هر از گاهی زبان به زبان می‌چرخد و [[مشتاقان]] را امیدوارتر و مشتاق‌تر می‌کند. شفا یافتن بیماران لاعلاج در [[مسجد جمکران]] از آن جمله است. در کتاب‌های [[کمال الدین]] [[شیخ صدوق]]، [[بحارالانوار]] [[علامه مجلسی]] و [[نجم الثاقب]] [[میرزا حسین نوری]] از [[معجزات]] حضرت بسیار آمده است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۶۹.</ref>.
از جمله [[معجزات]] آشکار حضرت، [[حاجت]] گرفتن [[مردم]] از آن حضرت است که هر از گاهی زبان به زبان می‌چرخد و [[مشتاقان]] را امیدوارتر و مشتاق‌تر می‌کند. شفا یافتن بیماران لاعلاج در [[مسجد جمکران]] از آن جمله است. در کتاب‌های [[کمال الدین]] [[شیخ صدوق]]، [[بحارالانوار]] [[علامه مجلسی]] و [[نجم الثاقب]] [[میرزا حسین نوری]] از [[معجزات]] حضرت بسیار آمده است<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۶۹.</ref>.


با [[شهادت]] یازدهمین پیشوای [[شیعیان]] در هشتم [[ربیع الاول]] سال ۲۶۰ ق<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۰۳.</ref>، در حالی که بیش از پنج [[بهار]]<ref> شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۳۹.</ref> از عمر آخرین [[ذخیره الهی]] سپری نشده بود، فصل بهره‏‌مندی مستقیم انسان‏ها از [[امام]] ظاهر به پایان رسید و در پی آن، دورانی بسیار مهّم در [[زندگی]] [[پیروان]] [[اهل بیت]]{{عم}} پیش آمد. این دوران، همزمان با دو رخداد مهم آغاز شد: رسیدن آخرین [[حجّت الهی]] به [[مقام]] [[امامت]] و دیگر؛ قرار گرفتن آن حضرت در پرده [[پنهان‌‏زیستی]].
با [[شهادت]] یازدهمین پیشوای [[شیعیان]] در هشتم [[ربیع الاول]] سال ۲۶۰ ق<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۰۳.</ref>، در حالی که بیش از پنج [[بهار]]<ref> شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۳۹.</ref> از عمر آخرین [[ذخیره الهی]] سپری نشده بود، فصل بهره‏‌مندی مستقیم انسان‏ها از [[امام]] ظاهر به پایان رسید و در پی آن، دورانی بسیار مهّم در [[زندگی]] [[پیروان]] [[اهل بیت]] {{عم}} پیش آمد. این دوران، همزمان با دو رخداد مهم آغاز شد: رسیدن آخرین [[حجّت الهی]] به [[مقام]] [[امامت]] و دیگر؛ قرار گرفتن آن حضرت در پرده [[پنهان‌‏زیستی]].


اگرچه برگزیدگانی از [[شیعه]] برای این مرحله [[آمادگی]] کامل داشتند، می‌‏بایست هردو رخداد "[[امامت]] و [[غیبت]]"، برای عموم [[شیعیان]] به اثبات برسد؛ چرا که [[حضرت مهدی]]{{ع}} نخستین روز [[امامت]] را در حالی آغاز کرد که جز افرادی اندک که پیش از آن، در دوره [[امام عسکری]]{{ع}} آن حضرت را دیده بودند، کسی او را ندیده بود<ref>ر.ک: [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۸۴ و ۴۵۷.</ref>. تا اینکه روز درگذشت [[امام یازدهم]] و نخستین روز [[امامت]] [[حضرت مهدی]]{{ع}}، فرارسید و آن حضرت، ناگزیر میان [[مردم]] آمده، بر پیکر [[پدر]] [[نماز]] گزارد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>.
اگرچه برگزیدگانی از [[شیعه]] برای این مرحله [[آمادگی]] کامل داشتند، می‌‏بایست هردو رخداد "[[امامت]] و [[غیبت]]"، برای عموم [[شیعیان]] به اثبات برسد؛ چرا که [[حضرت مهدی]] {{ع}} نخستین روز [[امامت]] را در حالی آغاز کرد که جز افرادی اندک که پیش از آن، در دوره [[امام عسکری]] {{ع}} آن حضرت را دیده بودند، کسی او را ندیده بود<ref>ر. ک: [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۸۴ و ۴۵۷.</ref>. تا اینکه روز درگذشت [[امام یازدهم]] و نخستین روز [[امامت]] [[حضرت مهدی]] {{ع}}، فرارسید و آن حضرت، ناگزیر میان [[مردم]] آمده، بر پیکر [[پدر]] [[نماز]] گزارد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>.


==امامت در دوران کودکی==
== امامت در دوران کودکی ==
این رخداد، به گونه‏‌هایی چند [[روایت]] شده است. در یک [[روایت]]، [[شیخ صدوق]]، آن را به صورت مفصل از زبان [[ابو الادیان]]، یکی از خدمتکاران خانه و متصدی امور نامه‏‌های [[امام عسکری]]{{ع}} گزارش کرده است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۷۵، باب ۴۳، ح ۲۵؛ همچنین ر. ک: نیلی نجفی، منتخب الانوار المضیئة، ص ۱۵۷؛ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص ۱۱۰۱.</ref>. در این رخداد، آنچه برای [[مردم]]، از همه شگفت‌‏آورتر بود، این‏که با [[کودکی]] پنج ساله روبه‌‏رو بودند که می‏گفت [[جانشین]] [[امام عسکری]]{{ع}} است. البته پیش از آن، با هدایت‌‏های پیوسته [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} [[شیعه]] به این نکته [[باور]] پیدا کرده بود که [[خداوند]] سبحانه و تعالی، از طریق آخرین [[پیامبر]] خود، [[مقام]] [[امامت]] و [[ولایت]] را به سبب قابلیت‌‏های ذاتی به افرادی خاص عطا فرموده و فقط از طرف اوست که برای [[جامعه]] [[امام]] [[نصب]] می‏شود. نیز ای‏که این قابلیت، هیچ ارتباطی به کمی یا زیادی سن ندارد. جالب اینکه این‏گونه [[پیشوایی]]، پیش از آن، هم بین [[امامان]]{{عم}} و هم در زنجیره [[پیامبران]]{{عم}} دارای سابقه بود. یکی از دانشوران معاصر، [[امامت]] در سنین کم را پدیده‏ای واقعی دانسته، چنین [[استدلال]] کرده است: "امامی که در [[کودکی]] به [[پیشوایی]] روحی و [[فکری]] [[مردم]] رسیده، و [[مسلمانان]] ـ حتی در کشاکش آن‏همه موج ویرانگر ـ باز خویشتن خویش را به [[پیروی]] و [[دوستی]] او گماشتند، به طور مسلّم باید از [[دانش]] و [[آگاهی]] و گستردگی دید و [[دانا]] بودن به [[فقه]] و [[تفسیر]] و [[عقاید]]، بهره‌‏ای آشکار و چشمگیر داشته باشد؛ چون در غیر این صورت، نمی‌‏توانست [[مردم]] را به [[پیروی]] از خویش وادارد ...."<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>.
این رخداد، به گونه‏‌هایی چند [[روایت]] شده است. در یک [[روایت]]، [[شیخ صدوق]]، آن را به صورت مفصل از زبان [[ابو الادیان]]، یکی از خدمتکاران خانه و متصدی امور نامه‏‌های [[امام عسکری]] {{ع}} گزارش کرده است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۴۷۵، باب ۴۳، ح ۲۵؛ همچنین ر. ک: نیلی نجفی، منتخب الانوار المضیئة، ص ۱۵۷؛ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص ۱۱۰۱.</ref>. در این رخداد، آنچه برای [[مردم]]، از همه شگفت‌‏آورتر بود، این‏که با [[کودکی]] پنج ساله روبه‌‏رو بودند که می‏گفت [[جانشین]] [[امام عسکری]] {{ع}} است. البته پیش از آن، با هدایت‌‏های پیوسته [[پیامبر]] {{صل}} و [[امامان]] {{عم}} [[شیعه]] به این نکته [[باور]] پیدا کرده بود که [[خداوند]] سبحانه و تعالی، از طریق آخرین [[پیامبر]] خود، [[مقام]] [[امامت]] و [[ولایت]] را به سبب قابلیت‌‏های ذاتی به افرادی خاص عطا فرموده و فقط از طرف اوست که برای [[جامعه]] [[امام]] [[نصب]] می‏شود. نیز ای‏که این قابلیت، هیچ ارتباطی به کمی یا زیادی سن ندارد. جالب اینکه این‏گونه [[پیشوایی]]، پیش از آن، هم بین [[امامان]] {{عم}} و هم در زنجیره [[پیامبران]] {{عم}} دارای سابقه بود. یکی از دانشوران معاصر، [[امامت]] در سنین کم را پدیده‏ای واقعی دانسته، چنین [[استدلال]] کرده است: "امامی که در [[کودکی]] به [[پیشوایی]] روحی و [[فکری]] [[مردم]] رسیده، و [[مسلمانان]] ـ حتی در کشاکش آن‏همه موج ویرانگر ـ باز خویشتن خویش را به [[پیروی]] و [[دوستی]] او گماشتند، به طور مسلّم باید از [[دانش]] و [[آگاهی]] و گستردگی دید و [[دانا]] بودن به [[فقه]] و [[تفسیر]] و [[عقاید]]، بهره‌‏ای آشکار و چشمگیر داشته باشد؛ چون در غیر این صورت، نمی‌‏توانست [[مردم]] را به [[پیروی]] از خویش وادارد ...."<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>.


به فرض محال که [[مردم]] نتوانستند [[حقیقت]] و واقعیت امر را دریابند، دستگاه [[خلافت]] و نیروی [[حاکم]] که آن همه [[دشمنی]] علنی با [[امام]] داشته، چرا برنخاسته و پرده از رخسار [[حقیقت]] نینداخته است؟ اگر [[امام]] خردسال، از [[دانش]] و سطح [[تفکر]] [[عالی]] برخوردار نبود، خلفای معاصر، خیلی خوب می‏‌توانستند جنجال به پا کنند؛ امّا [[سکوت]] آن‏ها و [[سکوت]] [[تاریخ]]، [[گواه]] است که [[امامت]] در سنین کم، پدیده‏ای [[حقیقی]] بوده است، نه ساختگی<ref>سیّد محمد باقر صدر، جست‏وجو و گفت‏وگو پیرامون امام مهدی علیه السّلام، ص ۴۷- ۴۸.</ref>.
به فرض محال که [[مردم]] نتوانستند [[حقیقت]] و واقعیت امر را دریابند، دستگاه [[خلافت]] و نیروی [[حاکم]] که آن همه [[دشمنی]] علنی با [[امام]] داشته، چرا برنخاسته و پرده از رخسار [[حقیقت]] نینداخته است؟ اگر [[امام]] خردسال، از [[دانش]] و سطح [[تفکر]] [[عالی]] برخوردار نبود، خلفای معاصر، خیلی خوب می‏‌توانستند جنجال به پا کنند؛ امّا [[سکوت]] آن‏ها و [[سکوت]] [[تاریخ]]، [[گواه]] است که [[امامت]] در سنین کم، پدیده‏ای [[حقیقی]] بوده است، نه ساختگی<ref>سیّد محمد باقر صدر، جست‏وجو و گفت‏وگو پیرامون امام مهدی علیه السّلام، ص ۴۷- ۴۸.</ref>.


البته پیش از آنکه در مسیر [[هدایت]] [[جامعه]]، نوبت به [[پیشوایی]] [[جانشینان]] آخرین فرستاده [[الهی]] برسد، [[خداوند]] سبحانه و تعالی، پیامبرانی را در [[کودکی]] به [[مقام]] [[نبوت]] مفتخر ساخته بود. از میان [[پیامبران]] [[اولو العزم]]، یگانه [[پیامبری]] که از هنگام ولادت، به [[نبوّت]] خویش به طور آشکار تصریح کرده، [[حضرت عیسی بن مریم]]{{ع}} است. [[خداوند]] سبحانه و تعالی در [[آیات]] [[قرآن]]، در بخشی از داستان [[حضرت مسیح]]{{ع}} از زبان [[پیامبر]] خود در پاسخ منکران چنین می‌‏فرماید: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا }}<ref>نوزاد گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه: ۳۰.</ref>. [[یزید کناسی]] از [[امام باقر]]{{ع}} پرسید: "آیا [[عیسی بن مریم]]{{ع}} هنگامی که در گهواره سخن گفت، [[حجّت]] [[خدا]] بر اهل زمان خود بود؟ حضرت فرمود: او آن زمان [[پیغمبر]] و [[حجت]] غیر مرسل [[خدا]] بود ـ در آن زمان، به [[تبلیغ]] و [[دعوت]] [[مأمور]] نبود ـ. مگر نمی‏شنوی گفته خود او را که می‏گوید: من [[بنده]] خدایم. [[خدا]] به من کتاب داده و [[پیغمبر]] ساخته و هرجا باشم، پر برکتم قرار داده و تا زنده باشم، مرا به [[نماز]] و [[زکات]] سفارش کرده است. عرض کردم: در آن زمان و در همان حالی که در گهواره بود، [[حجّت]] [[خدا]] بود بر [[زکریا]]؟ فرمود:... چون [[عیسی]] هفت ساله شد و خدای سبحانه و تعالی به او [[وحی]] فرستاد، از [[نبوت]] و [[رسالت]] خود سخن گفت و بر [[یحیی]] و همه [[مردم]] [[حجّت]] شد ....<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، باب حالات الأئمة علیهم السّلام فی السّن.</ref>. [[حضرت یحیی]]{{ع}} یکی دیگر از پیامبرانی است که در [[کودکی]] به [[مقام]] [[نبوت]] رسید. [[خداوند]] سبحانه و تعالی در این ‏باره خطاب به وی فرمود: {{متن قرآن|يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا}}<ref> ای یحیی، کتاب (آسمانی) را با توانمندی بگیر! و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم؛ سوره مریم، آیه: ۱۲.</ref>.
البته پیش از آنکه در مسیر [[هدایت]] [[جامعه]]، نوبت به [[پیشوایی]] [[جانشینان]] آخرین فرستاده [[الهی]] برسد، [[خداوند]] سبحانه و تعالی، پیامبرانی را در [[کودکی]] به [[مقام]] [[نبوت]] مفتخر ساخته بود. از میان [[پیامبران]] [[اولو العزم]]، یگانه [[پیامبری]] که از هنگام ولادت، به [[نبوّت]] خویش به طور آشکار تصریح کرده، [[حضرت عیسی بن مریم]] {{ع}} است. [[خداوند]] سبحانه و تعالی در [[آیات]] [[قرآن]]، در بخشی از داستان [[حضرت مسیح]] {{ع}} از زبان [[پیامبر]] خود در پاسخ منکران چنین می‌‏فرماید: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا }}<ref>نوزاد گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه: ۳۰.</ref>. [[یزید کناسی]] از [[امام باقر]] {{ع}} پرسید: "آیا [[عیسی بن مریم]] {{ع}} هنگامی که در گهواره سخن گفت، [[حجّت]] [[خدا]] بر اهل زمان خود بود؟ حضرت فرمود: او آن زمان [[پیغمبر]] و [[حجت]] غیر مرسل [[خدا]] بود ـ در آن زمان، به [[تبلیغ]] و [[دعوت]] [[مأمور]] نبود ـ. مگر نمی‏شنوی گفته خود او را که می‏گوید: من [[بنده]] خدایم. [[خدا]] به من کتاب داده و [[پیغمبر]] ساخته و هرجا باشم، پر برکتم قرار داده و تا زنده باشم، مرا به [[نماز]] و [[زکات]] سفارش کرده است. عرض کردم: در آن زمان و در همان حالی که در گهواره بود، [[حجّت]] [[خدا]] بود بر [[زکریا]]؟ فرمود:... چون [[عیسی]] هفت ساله شد و خدای سبحانه و تعالی به او [[وحی]] فرستاد، از [[نبوت]] و [[رسالت]] خود سخن گفت و بر [[یحیی]] و همه [[مردم]] [[حجّت]] شد ....<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، باب حالات الأئمة علیهم السّلام فی السّن.</ref>. [[حضرت یحیی]] {{ع}} یکی دیگر از پیامبرانی است که در [[کودکی]] به [[مقام]] [[نبوت]] رسید. [[خداوند]] سبحانه و تعالی در این ‏باره خطاب به وی فرمود: {{متن قرآن|يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا}}<ref> ای یحیی، کتاب (آسمانی) را با توانمندی بگیر! و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم؛ سوره مریم، آیه: ۱۲.</ref>.


یکی از [[مفسران]] [[اهل سنت]]، حکمی را که [[خداوند]] سبحانه و تعالی به [[حضرت یحیی]]{{ع}} داد، همان [[نبوت]] دانسته، بر این [[باور]] است که [[خداوند]] سبحانه و تعالی، [[عقل]] او را در سنین [[کودکی]] محکم و کامل کرد و به او [[وحی]] فرستاد<ref>فخر رازی، تفسیر فخر رازی، ج ۱۱، ص ۱۹۲.</ref>.
یکی از [[مفسران]] [[اهل سنت]]، حکمی را که [[خداوند]] سبحانه و تعالی به [[حضرت یحیی]] {{ع}} داد، همان [[نبوت]] دانسته، بر این [[باور]] است که [[خداوند]] سبحانه و تعالی، [[عقل]] او را در سنین [[کودکی]] محکم و کامل کرد و به او [[وحی]] فرستاد<ref>فخر رازی، تفسیر فخر رازی، ج ۱۱، ص ۱۹۲.</ref>.


در یکی از تفسیرهای معاصر، پس از [[آیه]] پیشین چنین آمده است: درست است که دوران شکوفایی‏ [[عقل انسان]] به صورت معمول حد و مرز خاصی دارد؛ ولی می‏دانیم همیشه در انسان‏ها افرادی استثنایی وجود داشته‌‏اند. چه مانعی دارد که [[خداوند]] سبحانه و تعالی این دوران را برای بعضی از بندگانش به خاطر مصالحی فشرده‌‏تر کند و در سال‏های کمتری چکیده نماید؟ همان‏گونه که برای [[سخن گفتن]]، به صورت معمول گذشتن یکی دو سال از [[تولد]] لازم است؛ در حالی که می‏دانیم [[حضرت عیسی]]{{ع}} در همان روزهای نخست زبان به سخن گشود؛ آن هم سخنی پر محتوا که طبق روال عادی در [[شأن]] انسان‏های بزرگسال بود<ref> ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۲۷</ref>. این [[تفسیر]]، در ادامه، این [[آیه]] را [[دلیل]] روشنی بر درست بودن [[امامت]] برخی [[امامان]]{{عم}} در خردسالی دانسته است.  
در یکی از تفسیرهای معاصر، پس از [[آیه]] پیشین چنین آمده است: درست است که دوران شکوفایی‏ [[عقل انسان]] به صورت معمول حد و مرز خاصی دارد؛ ولی می‏دانیم همیشه در انسان‏ها افرادی استثنایی وجود داشته‌‏اند. چه مانعی دارد که [[خداوند]] سبحانه و تعالی این دوران را برای بعضی از بندگانش به خاطر مصالحی فشرده‌‏تر کند و در سال‏های کمتری چکیده نماید؟ همان‏گونه که برای [[سخن گفتن]]، به صورت معمول گذشتن یکی دو سال از [[تولد]] لازم است؛ در حالی که می‏دانیم [[حضرت عیسی]] {{ع}} در همان روزهای نخست زبان به سخن گشود؛ آن هم سخنی پر محتوا که طبق روال عادی در [[شأن]] انسان‏های بزرگسال بود<ref> ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۲۷</ref>. این [[تفسیر]]، در ادامه، این [[آیه]] را [[دلیل]] روشنی بر درست بودن [[امامت]] برخی [[امامان]] {{عم}} در خردسالی دانسته است.  


بنابراین، همان‏گونه که [[خداوند]] سبحانه و تعالی، [[مقام]] [[نبوت]] را به [[کودک]] خردسالی داد، می‌‏تواند [[مقام]] [[امامت]] را نیز با تمام ویژگی‏‌های لازم، به [[کودکی]] عطا فرماید. همان‏گونه که پیش از این نیز یاد شد، روایت‏های فراوان و شواهد [[تاریخی]]، گویای آن است که پیش از [[حضرت مهدی]]{{ع}} دو [[امام]] "[[امام جواد]]{{ع}} و [[امام هادی]]{{ع}}" نیز پیش از سن [[بلوغ]] جسمانی به [[امامت]] رسیدند. این، خود ایجاد [[آمادگی]] برای پذیرش [[امامت]] [[حضرت مهدی]]{{ع}}، در [[کودکی]] بود. در میان [[امامان]] دوازده گانه، نخستین [[پیشوایی]] که در سن [[کودکی]] به [[امامت]] رسید، [[جواد الائمه]]{{ع}} بود.
بنابراین، همان‏گونه که [[خداوند]] سبحانه و تعالی، [[مقام]] [[نبوت]] را به [[کودک]] خردسالی داد، می‌‏تواند [[مقام]] [[امامت]] را نیز با تمام ویژگی‏‌های لازم، به [[کودکی]] عطا فرماید. همان‏گونه که پیش از این نیز یاد شد، روایت‏های فراوان و شواهد [[تاریخی]]، گویای آن است که پیش از [[حضرت مهدی]] {{ع}} دو [[امام]] "[[امام جواد]] {{ع}} و [[امام هادی]] {{ع}}" نیز پیش از سن [[بلوغ]] جسمانی به [[امامت]] رسیدند. این، خود ایجاد [[آمادگی]] برای پذیرش [[امامت]] [[حضرت مهدی]] {{ع}}، در [[کودکی]] بود. در میان [[امامان]] دوازده گانه، نخستین [[پیشوایی]] که در سن [[کودکی]] به [[امامت]] رسید، [[جواد الائمه]] {{ع}} بود.


[[امام محمد تقی]]{{ع}} نهمین پیشوای [[شیعیان]] و یگانه [[فرزند]] [[حضرت رضا]]{{ع}}، در روز دهم [[رجب]] سال ۱۹۵ ق در [[مدینه]] چشم به [[جهان]] گشود. آن حضرت، در هفت سالگی به [[مقام]] [[امامت]] رسید<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۲۷۳.</ref>. از آنجا که این مسأله در دوران [[امامت]] بی‌‏سابقه بود، در ابتدا برخی بدان [[اعتراض]] کردند؛ ولی رفته ‏رفته با هدایت‌‏های [[امام رضا]]{{ع}} و کرامت‏‌هایی از خود آن حضرت، [[دل]] [[شیعیان]] آرام گرفت. [[معمّر بن خلّاد]] گوید: از [[امام رضا]]{{ع}} شنیدم مطلبی درباره امر [[امامت]] بیان کرد و سپس فرمود: "به این موضوع چه احتیاجی دارید؟ این [[ابو جعفر]] است که او را به جای خود نشانده و قائم ‏مقام خود ساخته‌‏ام" و فرمود: "ما خاندانی هستیم که خردسالانمان مو به ‏مو از بزرگسالان‏مان [[ارث]] می‏برند"<ref>{{متن حدیث|مَا حَاجَتُكُمْ‏ إِلَى‏ ذَلِكَ‏ هَذَا أَبُو جَعْفَرٍ قَدْ أَجْلَسْتُهُ‏ مَجْلِسِي‏ وَ صَيَّرْتُهُ‏ مَكَانِي وَ قَالَ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ يَتَوَارَثُ أَصَاغِرُنَا عَنْ أَكَابِرِنَا الْقُذَّةَ بِالْقُذَّةِ‏‏‏}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۲۰، ح ۲.</ref>. این [[روایت]]، بیانگر آن است که [[مقام]] [[امامت]]، به کمی و یا زیادی سن ربطی ندارد.
[[امام محمد تقی]] {{ع}} نهمین پیشوای [[شیعیان]] و یگانه [[فرزند]] [[حضرت رضا]] {{ع}}، در روز دهم [[رجب]] سال ۱۹۵ ق در [[مدینه]] چشم به [[جهان]] گشود. آن حضرت، در هفت سالگی به [[مقام]] [[امامت]] رسید<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۲۷۳.</ref>. از آنجا که این مسأله در دوران [[امامت]] بی‌‏سابقه بود، در ابتدا برخی بدان [[اعتراض]] کردند؛ ولی رفته ‏رفته با هدایت‌‏های [[امام رضا]] {{ع}} و کرامت‏‌هایی از خود آن حضرت، [[دل]] [[شیعیان]] آرام گرفت. [[معمّر بن خلّاد]] گوید: از [[امام رضا]] {{ع}} شنیدم مطلبی درباره امر [[امامت]] بیان کرد و سپس فرمود: "به این موضوع چه احتیاجی دارید؟ این [[ابو جعفر]] است که او را به جای خود نشانده و قائم ‏مقام خود ساخته‌‏ام" و فرمود: "ما خاندانی هستیم که خردسالانمان مو به ‏مو از بزرگسالان‏مان [[ارث]] می‏برند"<ref>{{متن حدیث|مَا حَاجَتُكُمْ‏ إِلَى‏ ذَلِكَ‏ هَذَا أَبُو جَعْفَرٍ قَدْ أَجْلَسْتُهُ‏ مَجْلِسِي‏ وَ صَيَّرْتُهُ‏ مَكَانِي وَ قَالَ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ يَتَوَارَثُ أَصَاغِرُنَا عَنْ أَكَابِرِنَا الْقُذَّةَ بِالْقُذَّةِ‏‏‏}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۲۰، ح ۲.</ref>. این [[روایت]]، بیانگر آن است که [[مقام]] [[امامت]]، به کمی و یا زیادی سن ربطی ندارد.


[[ابو بصیر]] گوید: [[خدمت]] [[امام صادق]]{{ع}} رسیدم، در حالی که [[کودک]] نابالغی عصاکش من بود. حضرت به من فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که [[حجت]] بر شما هم سال این [[کودک]] باشد؟<ref>به نظر می‏رسد مقصود آن حضرت، امام جواد علیه السّلام بوده است. اگرچه می‏تواند اشاره به امامت حضرت مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف نیز باشد</ref>. یا فرمود: "همسال این [[کودک]] بر شما [[ولایت]] داشته باشد"<ref> {{متن حدیث|كَيْفَ‏ أَنْتُمْ‏ إِذَا احْتَجَ‏ عَلَيْكُمْ‏ بِمِثْلِ‏ سِنِّهِ‏ أَوْ قَالَ سَيَلِي عَلَيْكُمْ بِمِثْلِ سِنِّهِ‏‏‏}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، حالات الأئمة علیهم السّلام فی السن، ح ۴.</ref>.
[[ابو بصیر]] گوید: [[خدمت]] [[امام صادق]] {{ع}} رسیدم، در حالی که [[کودک]] نابالغی عصاکش من بود. حضرت به من فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که [[حجت]] بر شما هم سال این [[کودک]] باشد؟<ref>به نظر می‏رسد مقصود آن حضرت، امام جواد علیه السّلام بوده است. اگرچه می‏تواند اشاره به امامت حضرت مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف نیز باشد</ref>. یا فرمود: "همسال این [[کودک]] بر شما [[ولایت]] داشته باشد"<ref> {{متن حدیث|كَيْفَ‏ أَنْتُمْ‏ إِذَا احْتَجَ‏ عَلَيْكُمْ‏ بِمِثْلِ‏ سِنِّهِ‏ أَوْ قَالَ سَيَلِي عَلَيْكُمْ بِمِثْلِ سِنِّهِ‏‏‏}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، حالات الأئمة علیهم السّلام فی السن، ح ۴.</ref>.


[[صفوان بن یحیی]] گوید: به [[امام رضا]]{{ع}} گفتم: پیش از آنکه [[خدا]] [[ابو جعفر]] را به شما ببخشد، درباره جانشینتان از شما می‏‌پرسیدیم و شما می‌‏فرمودید: "[[خدا]] به من پسری [[عنایت]] می‏‌کند" اکنون او را به شما [[عنایت]] کرد و چشم ما را روشن نمود. اگر خدای ناخواسته برای شما پیش [[آمدی]] پدید آید به که بگرویم؟ حضرت با دست به [[ابو جعفر]] که برابرش [[ایستاده]] بود، اشاره فرمود. عرض کردم: قربانت شوم! این پسر، سه ساله است. فرمود: چه مانعی دارد؟ [[حضرت عیسی|عیسی]] سه ساله بود که به [[حجّت]] [[قیام]] کرد<ref>{{متن حدیث|وَ مَا يَضُرُّهُ‏ مِنْ‏ ذلِكَ‏، فَقَدْ قَامَ‏ عِيسى‏ {{ع}}‏ بِالْحُجَّةِ وَ هُوَ ابْنُ‏ ثَلَاثِ‏ سِنِينَ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، باب الاشارة و النّص علی ابی جعفر الثانی</ref>. اگرچه برخی برابر این [[اراده]] از خود واکنش‌‏های نامناسبی نشان دادند، کم نبودند انسان‏های وارسته‏ای که برابر این [[خواست الهی]]، در کمال [[تواضع]] سر [[فروتنی]] و پذیرش فرود آورده، با [[خشنودی]] کامل آن را پذیرفتند. از جمله ایشان، [[علی بن جعفر بن محمد]]، عموی [[امام رضا]]{{ع}} بود که در کهولت سن، برابر [[امام جواد]]{{ع}} در نهایت [[فروتنی]] بر [[پیروی]] از ایشان تأکید می‏کرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی،، ج ۲، ص ۳۲۲، ح ۱۲.</ref>.
[[صفوان بن یحیی]] گوید: به [[امام رضا]] {{ع}} گفتم: پیش از آنکه [[خدا]] [[ابو جعفر]] را به شما ببخشد، درباره جانشینتان از شما می‏‌پرسیدیم و شما می‌‏فرمودید: "[[خدا]] به من پسری [[عنایت]] می‏‌کند" اکنون او را به شما [[عنایت]] کرد و چشم ما را روشن نمود. اگر خدای ناخواسته برای شما پیش [[آمدی]] پدید آید به که بگرویم؟ حضرت با دست به [[ابو جعفر]] که برابرش [[ایستاده]] بود، اشاره فرمود. عرض کردم: قربانت شوم! این پسر، سه ساله است. فرمود: چه مانعی دارد؟ [[حضرت عیسی|عیسی]] سه ساله بود که به [[حجّت]] [[قیام]] کرد<ref>{{متن حدیث|وَ مَا يَضُرُّهُ‏ مِنْ‏ ذلِكَ‏، فَقَدْ قَامَ‏ عِيسى‏ {{ع}}‏ بِالْحُجَّةِ وَ هُوَ ابْنُ‏ ثَلَاثِ‏ سِنِينَ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، باب الاشارة و النّص علی ابی جعفر الثانی</ref>. اگرچه برخی برابر این [[اراده]] از خود واکنش‌‏های نامناسبی نشان دادند، کم نبودند انسان‏های وارسته‏ای که برابر این [[خواست الهی]]، در کمال [[تواضع]] سر [[فروتنی]] و پذیرش فرود آورده، با [[خشنودی]] کامل آن را پذیرفتند. از جمله ایشان، [[علی بن جعفر بن محمد]]، عموی [[امام رضا]] {{ع}} بود که در کهولت سن، برابر [[امام جواد]] {{ع}} در نهایت [[فروتنی]] بر [[پیروی]] از ایشان تأکید می‏کرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی،، ج ۲، ص ۳۲۲، ح ۱۲.</ref>.


از این‏جا بود که [[پیروان]] [[راستین]] [[اهل بیت]]{{عم}} با این [[باور]] که [[مقام]] [[امامت]] امری فراتر از محاسبات ظاهری است در [[امامت]] [[امام هادی]]{{ع}}، با [[اطمینان]] بیشتری آن را پذیرفتند. چرا که ایشان نیز در سنّ هشت سالگی به [[امامت]] رسید<ref>ر.ک: شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۲۹۷.</ref>.  
از این‏جا بود که [[پیروان]] [[راستین]] [[اهل بیت]] {{عم}} با این [[باور]] که [[مقام]] [[امامت]] امری فراتر از محاسبات ظاهری است در [[امامت]] [[امام هادی]] {{ع}}، با [[اطمینان]] بیشتری آن را پذیرفتند. چرا که ایشان نیز در سنّ هشت سالگی به [[امامت]] رسید<ref>ر. ک: شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۲۹۷.</ref>.  


از آنجا که شرایط [[امامت]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} دیگرگون بود، تردیدهایی در ذهن [[شیعه]] پدید آورده، کار [[امام حسن عسکری]]{{ع}} را مشکل ساخت. آن حضرت، نه فقط در سن کمتر از دیگر [[امامان]] به [[امامت]] رسید، بلکه ولادتش نیز به خاطر مصالحی پنهانی بود و تا زمان [[امامت]]، جز اندکی، [[جمال]] دل‏آرای او را ندیده بودند. البته حافظه [[شیعه]]، آموزه‌‏های [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} پیشین را که با اقداماتی مناسب، برای این امر زمینه‏‌سازی کرده بودند<ref>ابن ابی زینب نعمانی، الغیبة، ص ۳۲۲، ح ۱.</ref>، هرگز فراموش نکرده بود.
از آنجا که شرایط [[امامت]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} دیگرگون بود، تردیدهایی در ذهن [[شیعه]] پدید آورده، کار [[امام حسن عسکری]] {{ع}} را مشکل ساخت. آن حضرت، نه فقط در سن کمتر از دیگر [[امامان]] به [[امامت]] رسید، بلکه ولادتش نیز به خاطر مصالحی پنهانی بود و تا زمان [[امامت]]، جز اندکی، [[جمال]] دل‏آرای او را ندیده بودند. البته حافظه [[شیعه]]، آموزه‌‏های [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} پیشین را که با اقداماتی مناسب، برای این امر زمینه‏‌سازی کرده بودند<ref>ابن ابی زینب نعمانی، الغیبة، ص ۳۲۲، ح ۱.</ref>، هرگز فراموش نکرده بود.


شایان ذکر است که افزون بر [[پیامبران]] و [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} که به [[تأیید الهی]] دارای ویژگی‌‏های خاصی هستند، بین انسان‏های معمولی نیز کسانی یافت می‏شوند که دارای نبوغ خاصی هستند که آنها را از دیگران متمایز می‏کند. یکی از پژوهشگران معاصر، پس از بیان [[آیات]] و [[روایات]]، [[کودکان]] نابغه‌‏ای را مؤید رخداد فوق یاد کرده، افرادی چون [[ابو علی سینا]]، [[فاضل هندی]]، [[توماس یونگ]]، را فقط نمونه‏‌ای از این‏گونه انسان‏ها دانسته است<ref>ابراهیم امینی، دادگستر جهان، ص ۱۲۳ و ۱۲۴.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>
شایان ذکر است که افزون بر [[پیامبران]] و [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} که به [[تأیید الهی]] دارای ویژگی‌‏های خاصی هستند، بین انسان‏های معمولی نیز کسانی یافت می‏شوند که دارای نبوغ خاصی هستند که آنها را از دیگران متمایز می‏کند. یکی از پژوهشگران معاصر، پس از بیان [[آیات]] و [[روایات]]، [[کودکان]] نابغه‌‏ای را مؤید رخداد فوق یاد کرده، افرادی چون [[ابو علی سینا]]، [[فاضل هندی]]، [[توماس یونگ]]، را فقط نمونه‏‌ای از این‏گونه انسان‏ها دانسته است<ref>ابراهیم امینی، دادگستر جهان، ص ۱۲۳ و ۱۲۴.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>


برآیند سخن آنکه: [[امامت]] مانند [[نبوت]]، موهبتی [[الهی]] است که [[خدای متعال]] به [[بندگان]] [[برگزیده]] و [[شایسته]] خود بخشیده است و در این [[بخشش]] سن و سال، دخالتی ندارد؛ از این‌‏رو امر [[پیشوایی]] در [[کودکی]]، نه فقط امری بعید نیست که در طول [[تاریخ]] میان [[پیامبران الهی]]{{عم}} سابقه‏‌ای دیرینه دارد و کسانی که برای خرده‌‏گیری بر [[پیروان]] [[مکتب]] [[اهل بیت]]{{عم}} این مطلب را دستاویز خود قرار داده‌‏اند، در بیان [[پیامبری]] برخی [[پیامبران]] و نبوغ برخی بزرگان‏ [[دین]] و [[دانش]] هیچ تردیدی به خود راه نداده‌‏اند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>.
برآیند سخن آنکه: [[امامت]] مانند [[نبوت]]، موهبتی [[الهی]] است که [[خدای متعال]] به [[بندگان]] [[برگزیده]] و [[شایسته]] خود بخشیده است و در این [[بخشش]] سن و سال، دخالتی ندارد؛ از این‌‏رو امر [[پیشوایی]] در [[کودکی]]، نه فقط امری بعید نیست که در طول [[تاریخ]] میان [[پیامبران الهی]] {{عم}} سابقه‏‌ای دیرینه دارد و کسانی که برای خرده‌‏گیری بر [[پیروان]] [[مکتب]] [[اهل بیت]] {{عم}} این مطلب را دستاویز خود قرار داده‌‏اند، در بیان [[پیامبری]] برخی [[پیامبران]] و نبوغ برخی بزرگان‏ [[دین]] و [[دانش]] هیچ تردیدی به خود راه نداده‌‏اند<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>.


==پرسش مستقیم==
== پرسش مستقیم ==
* [[دلایل اثبات امامت امام مهدی چیست؟ (پرسش)]]
* [[دلایل اثبات امامت امام مهدی چیست؟ (پرسش)]]


۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش