آزادی در حقوق: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۳۰: خط ۳۰:
در [[اسلام]] [[مبارزه]] در راه آزادی با [[جهاد]] قهرآمیز و [[جنگ با دشمنان]] آزادی و ریشه‌کن کردن کسانی که انسان‌ها را به بند می‌کشند، تمام نمی‌شود. [[مسلمان]] به موازات این جهاد باید دست به جهاد بزرگ‌تری بزند که خود را از درون رها کند و زنجیر اسارت را از [[دل]] و [[فکر]] خویش بگلسد و خود را از عبودیت‌ها و [[وابستگی‌ها]] و دلدادگی‌ها آزاد کند.
در [[اسلام]] [[مبارزه]] در راه آزادی با [[جهاد]] قهرآمیز و [[جنگ با دشمنان]] آزادی و ریشه‌کن کردن کسانی که انسان‌ها را به بند می‌کشند، تمام نمی‌شود. [[مسلمان]] به موازات این جهاد باید دست به جهاد بزرگ‌تری بزند که خود را از درون رها کند و زنجیر اسارت را از [[دل]] و [[فکر]] خویش بگلسد و خود را از عبودیت‌ها و [[وابستگی‌ها]] و دلدادگی‌ها آزاد کند.


امیرالمؤمنین علی{{ع}} در یکی از خطبه‌های خود فرمود: {{متن حدیث|فَإِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً{{صل}} لِيُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ عِبَادِهِ إِلَى عِبَادَتِهِ وَ مِنْ عُهُودِ عِبَادِهِ إِلَى عُهُودِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ عِبَادِهِ إِلَى طَاعَتِهِ وَ مِنْ وَلَايَةِ عِبَادِهِ إِلَى وَلَايَتِهِ}}<ref>وافی، ج۳، ص۱۴؛ نهج البلاغه / ۱۵۴.</ref>.
امیرالمؤمنین علی {{ع}} در یکی از خطبه‌های خود فرمود: {{متن حدیث|فَإِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مُحَمَّداً {{صل}} لِيُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ عِبَادِهِ إِلَى عِبَادَتِهِ وَ مِنْ عُهُودِ عِبَادِهِ إِلَى عُهُودِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ عِبَادِهِ إِلَى طَاعَتِهِ وَ مِنْ وَلَايَةِ عِبَادِهِ إِلَى وَلَايَتِهِ}}<ref>وافی، ج۳، ص۱۴؛ نهج البلاغه / ۱۵۴.</ref>.
[[هدف انبیا]] [[رهایی]] [[انسان‌ها]] از [[ولایت]] غیر [[خدا]] بود ({{عربی|لَا تَتَّخِذُوا أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ}}) و مبارزه‌شان با طاغوت‌های [[زمان]] خود در این جمله خلاصه می‌شد: {{متن قرآن|أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref>«و (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت می‌نهی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای؟» سوره شعراء، آیه ۲۲.</ref>.
[[هدف انبیا]] [[رهایی]] [[انسان‌ها]] از [[ولایت]] غیر [[خدا]] بود ({{عربی|لَا تَتَّخِذُوا أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ}}) و مبارزه‌شان با طاغوت‌های [[زمان]] خود در این جمله خلاصه می‌شد: {{متن قرآن|أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref>«و (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت می‌نهی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای؟» سوره شعراء، آیه ۲۲.</ref>.
و [[اسلام]] بر این سخن تأکید دارد که: {{متن حدیث|لَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً}}<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۳۱.</ref> و نیز تصریح می‌کند که: {{متن حدیث|النَّاسُ كُلُّهُمْ أَحْرَارٌ}}<ref>وسائل‌الشیعه، ج۳، ص۲۴۳.</ref>.
و [[اسلام]] بر این سخن تأکید دارد که: {{متن حدیث|لَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً}}<ref>نهج‌البلاغه، نامه ۳۱.</ref> و نیز تصریح می‌کند که: {{متن حدیث|النَّاسُ كُلُّهُمْ أَحْرَارٌ}}<ref>وسائل‌الشیعه، ج۳، ص۲۴۳.</ref>.
خط ۳۷: خط ۳۷:
در مفهوم اسلامی آزادی، عنصر [[عقلانی]] به‌طور کامل دخیل است و انسان هرگز نسبت به [[اعمال]] و [[افکار]] غیرعقلانی [[آزاد]] نیست.
در مفهوم اسلامی آزادی، عنصر [[عقلانی]] به‌طور کامل دخیل است و انسان هرگز نسبت به [[اعمال]] و [[افکار]] غیرعقلانی [[آزاد]] نیست.
اسلام در عین اینکه با بیان اصل {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>، [[احترام]] به [[فکر]] و [[آزادی عقیده]] را بیان می‌کند، ولی هرگز عقایدی را که از [[راه]] [[تقلید کورکورانه]] و از راه‌های غیرعقلانی بر انسان‌ها [[تحمیل]] شده، [[تأیید]] نمی‌کند و برای آن احترامی قائل نمی‌شود.
اسلام در عین اینکه با بیان اصل {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>، [[احترام]] به [[فکر]] و [[آزادی عقیده]] را بیان می‌کند، ولی هرگز عقایدی را که از [[راه]] [[تقلید کورکورانه]] و از راه‌های غیرعقلانی بر انسان‌ها [[تحمیل]] شده، [[تأیید]] نمی‌کند و برای آن احترامی قائل نمی‌شود.
[[ابراهیم]]{{ع}} [[بت‌ها]] را می‌شکند و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بت‌ها را به [[بدی]] یاد می‌کند و سرانجام [[دستور]] سرنگونی آنها را صادر می‌کند و هرگز [[خرافات]] متکی به اوهام و [[تقلید]] و تحمیل را نمی‌پسندد؛ زیرا این نوع آزادی و احترام به چنین عقایدی در [[حقیقت]] اغراء به [[جهل]] و نگه داشتن انسان‌های در بند، در اسارتشان است.
[[ابراهیم]] {{ع}} [[بت‌ها]] را می‌شکند و [[پیامبر اسلام]] {{صل}} بت‌ها را به [[بدی]] یاد می‌کند و سرانجام [[دستور]] سرنگونی آنها را صادر می‌کند و هرگز [[خرافات]] متکی به اوهام و [[تقلید]] و تحمیل را نمی‌پسندد؛ زیرا این نوع آزادی و احترام به چنین عقایدی در [[حقیقت]] اغراء به [[جهل]] و نگه داشتن انسان‌های در بند، در اسارتشان است.
[[دستورات]] [[قرآن]] در زمینۀ [[تفکر]]، [[تعقل]] و [[تدبر]] در کل دلالت بر آزادی فکر و [[عقیده]] دارد، زیرا این دو لازم و ملزوم یکدیگرند، چنانکه هر دو مستلزم [[آزادی]] [[فکر]] و [[عقیده]] نیز هستند. ولی انتقال فکر و عقیده به دیگران تا چه حد می‌تواند [[آزاد]] باشد؟ حتی تا آنجا که [[قدرت]] [[تفکر]] را از دیگری سلب و فکر و عقیده‌ای را بر او [[تحمیل]] و یا او را [[گمراه]] کند؟ در شرایط نابرابر و عدم [[توازن]] [[فکری]]، وقتی القای عقیده به صورت غیر [[علمی]] و به دور از [[اختیار]] و به گونه‌ای انجام می‌شود که امکان [[اراده]] و آزادی را از دیگری سلب می‌کند، آیا [[آزادی بیان]]، مطبوعات، [[احزاب]] و [[ادیان]] می‌تواند قابل‌قبول باشد؟
[[دستورات]] [[قرآن]] در زمینۀ [[تفکر]]، [[تعقل]] و [[تدبر]] در کل دلالت بر آزادی فکر و [[عقیده]] دارد، زیرا این دو لازم و ملزوم یکدیگرند، چنانکه هر دو مستلزم [[آزادی]] [[فکر]] و [[عقیده]] نیز هستند. ولی انتقال فکر و عقیده به دیگران تا چه حد می‌تواند [[آزاد]] باشد؟ حتی تا آنجا که [[قدرت]] [[تفکر]] را از دیگری سلب و فکر و عقیده‌ای را بر او [[تحمیل]] و یا او را [[گمراه]] کند؟ در شرایط نابرابر و عدم [[توازن]] [[فکری]]، وقتی القای عقیده به صورت غیر [[علمی]] و به دور از [[اختیار]] و به گونه‌ای انجام می‌شود که امکان [[اراده]] و آزادی را از دیگری سلب می‌کند، آیا [[آزادی بیان]]، مطبوعات، [[احزاب]] و [[ادیان]] می‌تواند قابل‌قبول باشد؟
در [[نظام اسلامی]] [[تفتیش]] [[عقاید]] [[ممنوع]] است و هیچ کسی را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و [[مؤاخذه]] قرار داد<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ۲۳.</ref>. و نیز تأکید می‌کند: نشریات و مطبوعات در بیان مطلب آزادند، مگر آنکه مخل به [[مبانی اسلام]] و یا [[حقوق عمومی]] باشند.
در [[نظام اسلامی]] [[تفتیش]] [[عقاید]] [[ممنوع]] است و هیچ کسی را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و [[مؤاخذه]] قرار داد<ref>قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ۲۳.</ref>. و نیز تأکید می‌کند: نشریات و مطبوعات در بیان مطلب آزادند، مگر آنکه مخل به [[مبانی اسلام]] و یا [[حقوق عمومی]] باشند.
خط ۴۵: خط ۴۵:
قانون احزاب موارد استثنای این اصل را طی چند ماده بیان و ممنوعیت‌ها را مشخص کرده است.
قانون احزاب موارد استثنای این اصل را طی چند ماده بیان و ممنوعیت‌ها را مشخص کرده است.
تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها بدون حمل [[سلاح]] به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است و هر کس [[حق]] دارد شغلی را که بدان مایل است و [[مخالف]] [[اسلام]] و مصالح عمومی و [[حقوق]] دیگران نیست، برگزیند.
تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها بدون حمل [[سلاح]] به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است و هر کس [[حق]] دارد شغلی را که بدان مایل است و [[مخالف]] [[اسلام]] و مصالح عمومی و [[حقوق]] دیگران نیست، برگزیند.
[[دولت]] موظف است با رعایت نیاز [[جامعه]] به [[مشاغل]] گوناگون برای همۀ افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز [[مشاغل]] ایجاد کند؛ زیرا بدون چنین زمینه‌های [[آزادی]]، [[شغل]] معنای صحیحی نخواهد داشت و در اشتغال، تنها ملاک، [[امانت]] و [[کاردانی]] خواهد بود. چنانکه امیرالمؤمنین علی{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|لا تقبلن في استعمال عمالك و أمرائك شفاعة إلا شفاعة الكفاية و الأمانة}}<ref>نهج‌البلاغه / ۵۳.</ref>.
[[دولت]] موظف است با رعایت نیاز [[جامعه]] به [[مشاغل]] گوناگون برای همۀ افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز [[مشاغل]] ایجاد کند؛ زیرا بدون چنین زمینه‌های [[آزادی]]، [[شغل]] معنای صحیحی نخواهد داشت و در اشتغال، تنها ملاک، [[امانت]] و [[کاردانی]] خواهد بود. چنانکه امیرالمؤمنین علی {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|لا تقبلن في استعمال عمالك و أمرائك شفاعة إلا شفاعة الكفاية و الأمانة}}<ref>نهج‌البلاغه / ۵۳.</ref>.


هیچ‌کس را نمی‌توان از محل اقامت خود [[تبعید]] کرد یا از اقامت در محل مورد علاقه‌اش [[ممنوع]] یا به اقامت در محلی مجبور کرد مگر در مواردی که [[قانون]] مقرر می‌کند.
هیچ‌کس را نمی‌توان از محل اقامت خود [[تبعید]] کرد یا از اقامت در محل مورد علاقه‌اش [[ممنوع]] یا به اقامت در محلی مجبور کرد مگر در مواردی که [[قانون]] مقرر می‌کند.
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|البلاد بلاد اللَّه و العباد عيال اللَّه فحيثما أصبحت خيرا فأقم}}<ref>نهج الفصاحة / ۲۲۳.</ref>.
[[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود: {{متن حدیث|البلاد بلاد اللَّه و العباد عيال اللَّه فحيثما أصبحت خيرا فأقم}}<ref>نهج الفصاحة / ۲۲۳.</ref>.
[[علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|خَيْرُ الْبِلَادِ مَا حَمَلَكَ}}<ref>نهج‌البلاغه / ۴۴۲.</ref>؛ [[بهترین]] [[وطن]] آنجاست که تو را پذیرا باشد<ref>درآمدی بر فقه سیاسی، ص۴۷۰-۴۷۴.</ref>
[[علی]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|خَيْرُ الْبِلَادِ مَا حَمَلَكَ}}<ref>نهج‌البلاغه / ۴۴۲.</ref>؛ [[بهترین]] [[وطن]] آنجاست که تو را پذیرا باشد<ref>درآمدی بر فقه سیاسی، ص۴۷۰-۴۷۴.</ref>
آزادی در مفهوم [[اسلامی]] آن از [[تمایلات]] و خواسته‌های مادی [[انسانی]] ریشه نمی‌گیرد تا با آزادی [[امیال]] دیگران محدود شود. آزادی [[موهبت]] خاص انسانی است و باید متناسب با خصایص و ویژگی‌های [[انسان]] باشد و از همان ویژگی‌ها نشأت بگیرد.
آزادی در مفهوم [[اسلامی]] آن از [[تمایلات]] و خواسته‌های مادی [[انسانی]] ریشه نمی‌گیرد تا با آزادی [[امیال]] دیگران محدود شود. آزادی [[موهبت]] خاص انسانی است و باید متناسب با خصایص و ویژگی‌های [[انسان]] باشد و از همان ویژگی‌ها نشأت بگیرد.
انسان دارای [[قدرت]] [[تفکر]] منطقی است و تمایلات عالی او از قبیل [[تمایل]] به [[حقیقت‌جویی]]، تمایل به خیر، تمایل به [[جمال]] و [[زیبایی]]، تمایل به [[پرستش]] [[حق]] و امثال آن از مختصات و ملاک‌های [[انسانیت]] است.
انسان دارای [[قدرت]] [[تفکر]] منطقی است و تمایلات عالی او از قبیل [[تمایل]] به [[حقیقت‌جویی]]، تمایل به خیر، تمایل به [[جمال]] و [[زیبایی]]، تمایل به [[پرستش]] [[حق]] و امثال آن از مختصات و ملاک‌های [[انسانیت]] است.
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش