|
|
| خط ۱۲: |
خط ۱۲: |
| *بیشتر احادیثی که درباره شأن نزول آیه ولایت، روایت شده است، نزول آن را مربوط به [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} و دادن انگشتر خود به سائل در حال رکوع دانستهاند. [[طبری]] در دو حدیث یکی از [[عتبة بن حکیم]] و دیگری از مجاهد این شأن نزول را روایت کرده است<ref>تفسیر طبری، ج۶۶، ص ۳۴۴.</ref>. [[سیوطی]] علاوه بر دو حدیث مزبور، پنج حدیث دیگر از [[خطیب خوارزمی]]، [[طبرانی]]، [[ابن مردویه]] به نقل از [[ابن عباس]]، [[عمار یاسر]]، [[سلمة بن کهیل]]، [[علی بن ابو طالب]] و [[ابو رافد]] در مورد نزول آیه ولایت در شأن [[امام علی|علی]]{{ع}} روایت کرده است<ref>الدر المنثور، ج۳، ص ۹۸ـ ۹۹۹.</ref>. [[سعدالدین تفتازانی]] و [[ملا علی قوشچی اشعری]] اتفاق نظر مفسران بر نزول آیه در شأن [[امام علی|علی]]{{ع}} را نقل کردهاند<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۷۰۰، شرح التجرید، ص ۳۶۸ـ ۳۶۹۹.</ref>. مؤلف کتاب غایة المرام بیش از بیست حدیث از کتابهای [[اهل سنت]] درباره نزول آیه ولایت در مورد [[امام علی|علی]]{{ع}} روایت کرده است<ref>غایة المرام، ج۲، ص ۱۲.</ref>. [[علامه امینی]] نیز تعداد زیادی از دانشمندان [[اهل سنت]] را نام میبرد که روایت شأن نزول آیه ولایت را در مورد [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در کتابهای خود نقل کردهاند<ref>الغدیر، ج۲، ص ۵۳۳.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>. | | *بیشتر احادیثی که درباره شأن نزول آیه ولایت، روایت شده است، نزول آن را مربوط به [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} و دادن انگشتر خود به سائل در حال رکوع دانستهاند. [[طبری]] در دو حدیث یکی از [[عتبة بن حکیم]] و دیگری از مجاهد این شأن نزول را روایت کرده است<ref>تفسیر طبری، ج۶۶، ص ۳۴۴.</ref>. [[سیوطی]] علاوه بر دو حدیث مزبور، پنج حدیث دیگر از [[خطیب خوارزمی]]، [[طبرانی]]، [[ابن مردویه]] به نقل از [[ابن عباس]]، [[عمار یاسر]]، [[سلمة بن کهیل]]، [[علی بن ابو طالب]] و [[ابو رافد]] در مورد نزول آیه ولایت در شأن [[امام علی|علی]]{{ع}} روایت کرده است<ref>الدر المنثور، ج۳، ص ۹۸ـ ۹۹۹.</ref>. [[سعدالدین تفتازانی]] و [[ملا علی قوشچی اشعری]] اتفاق نظر مفسران بر نزول آیه در شأن [[امام علی|علی]]{{ع}} را نقل کردهاند<ref>شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۷۰۰، شرح التجرید، ص ۳۶۸ـ ۳۶۹۹.</ref>. مؤلف کتاب غایة المرام بیش از بیست حدیث از کتابهای [[اهل سنت]] درباره نزول آیه ولایت در مورد [[امام علی|علی]]{{ع}} روایت کرده است<ref>غایة المرام، ج۲، ص ۱۲.</ref>. [[علامه امینی]] نیز تعداد زیادی از دانشمندان [[اهل سنت]] را نام میبرد که روایت شأن نزول آیه ولایت را در مورد [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در کتابهای خود نقل کردهاند<ref>الغدیر، ج۲، ص ۵۳۳.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>. |
| *احادیث مربوط به نزول آیه در شأن [[امام علی|علی]]{{ع}} که از [[شیعه]] و [[اهل سنت]] نقل شده در حد تواتر بوده و مفید یقین است، و این احادیث مورد استناد محدثان، مفسران، متکلمان و فقیهان قرار گرفته است؛ تا آنجا که فقها در مسئله فعل کثیر در نماز و این که آیا صدقه مستحبی زکات نامیده میشود یا نه، به آن استناد کردهاند <ref>تفسیر قرطبی، ج۶، ص ۲۰۸؛ المیزان، ج۶، ص ۲۵.</ref>. با توجه به مطالب یاد شده، تردید برخی از افراد همچون [[فخر رازی]]<ref>تفسیر کبیر، ج۱۲، ص ۳۰.</ref>. و [[ابوهاشم جبایی]]<ref>المغنی، الإمامه، ج۱، ص ۱۳۷.</ref>. درباره نزول آیه در شأن [[امام علی|علی]]{{ع}} بیاساس خواهد بود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>. | | *احادیث مربوط به نزول آیه در شأن [[امام علی|علی]]{{ع}} که از [[شیعه]] و [[اهل سنت]] نقل شده در حد تواتر بوده و مفید یقین است، و این احادیث مورد استناد محدثان، مفسران، متکلمان و فقیهان قرار گرفته است؛ تا آنجا که فقها در مسئله فعل کثیر در نماز و این که آیا صدقه مستحبی زکات نامیده میشود یا نه، به آن استناد کردهاند <ref>تفسیر قرطبی، ج۶، ص ۲۰۸؛ المیزان، ج۶، ص ۲۵.</ref>. با توجه به مطالب یاد شده، تردید برخی از افراد همچون [[فخر رازی]]<ref>تفسیر کبیر، ج۱۲، ص ۳۰.</ref>. و [[ابوهاشم جبایی]]<ref>المغنی، الإمامه، ج۱، ص ۱۳۷.</ref>. درباره نزول آیه در شأن [[امام علی|علی]]{{ع}} بیاساس خواهد بود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>. |
|
| |
| ==بررسی اشکالات==
| |
| *'''اشکال اول'''، گفته شده است که آیه ولایت در مقام مدح مؤمنان است، در حالی که دادن زکات در حال نماز و رکوع مایه نکوهش است چون با توجه کامل نمازگزار به عبادت منافات دارد<ref>المغنی، الإمامه، ج۱، ص ۱۳۵.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>.
| |
| *'''در پاسخ میتوان گفت:''' آنچه با حضور قلب در عبادت منافات دارد توجه به امور مادّی و دنیوی است، اما پرداختن زکات به امر خداوند نه تنها امر دنیوی نیست، بلکه خود نوعی عبادت است، و از طرفی، عظمت روحی و احاطه علمی [[امام علی]]{{ع}} چنان بود که میتوانست در یک زمان دو عبادت را انجام دهد، بدون این که لطمهای به حضور قلب ایشان در نماز وارد شود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>.
| |
| *'''اشکال دوم'''، زکات، اسم برای صدقه واجب است نه مستحب، زیرا قرآن می فرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَآتُواْ الزَّكَاةَ}}﴾}}<ref>سوره بقره، آیه:۴۳.</ref>. و امر، ظاهر در وجوب است، و از طرفی بیشتر علما تأخیر پرداخت زکات را معصیت میدانند، بنابراین نمیتوان گفت [[امیرمؤمنان]]{{ع}} انگشتر را به عنوان زکات واجب به فقیر داده است<ref>تفسیر کبیر، ج۱۲، ص ۳۰۰.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>.
| |
| *این اشکال نیز وارد نیست به دلیل این که کلمه زکات در بسیاری از آیات مکی وارد شده است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ}}﴾}}<ref> و آنان که دهنده زکاتند؛ سوره مؤمنون، آیه:۴.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ}}﴾}}<ref> همان کسانی که زکات نمیپردازند و اینانند که منکر جهان واپسیناند؛ سوره فصلت، آیه:۷.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى}}﴾}}<ref> همان کس که داراییش را میبخشد تا خود پاک و پیراسته شود؛ سوره لیل، آیه:۱۸.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى}}﴾}}<ref> و نام پروردگار خویش برد، آنگاه نماز گزارد؛ سوره اعلی، آیه:۱۵.</ref>. در حالی که زکات واجب در مدینه تشریع شده است. از تأمل در آیات قرآن مخصوصاً آیاتی که در آنها از زکات درباره پیامبران گذشته مانند [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت اسحاق]]، [[حضرت یعقوب]]{{عم}}{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}﴾}}<ref> و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند؛ سوره انبیاء، آیه:۷۳.</ref>، [[حضرت اسماعیل]]{{ع}}{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولا نَّبِيًّا وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا}}﴾}}<ref> و در این کتاب، اسماعیل را یاد کن که او درستپیمان و فرستادهای پیامبر بود.و خانواده خود را به نماز و زکات فرمان میداد و نزد پروردگار خویش پسندیده بود؛ سوره مریم، آیه: ۵۴- ۵۵.</ref> و [[حضرت عیسی]]{{ع}} {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا}}﴾}}<ref> و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زندهام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است؛ سوره مریم، آیه:۳۱.</ref> سخن به میان آمده است به دست می آید که واژه زکات در عرف قرآن هرگاه به صورت مطلق یا همراه با نماز به کار رفته باشد بر انفاق مال در راه خدا دلالت می کند، چرا که در شریعت پیشین، زکات به معنای مصطلح در اسلام نبوده است<ref>المیزان، ج۶، ص ۱۵.</ref>. گذشته از این، می توان زکات را به زکات واجب نیز حمل کرد که [[امام علی|علی]]{{ع}} در نظر داشته آن را در اولین فرصت مناسب به فقیر بدهد، و ادعای تأخیر از زمان وجوب، ادعای بدون دلیل است، چه این که بعید شمردن وجوب زکات بر [[امام علی|علی]]{{ع}} و یا دادن انگشتر به عنوان زکات، استبعادهای بیاساس است، البته اینکه [[امام علی|علی]]{{ع}} در زمان [[پیامبر]]{{صل}} ثروت بسیار نداشته، شکی نیست، ولی لازمه آن، نفی داشتن حداقل نصاب زکات نمیباشد<ref>الشافی الامامة، ج۲، ص ۲۳۸.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>.
| |
| *'''اشکال سوم'''، گفته شده است که {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ}}﴾}} بر جمع دلالت میکند، اطلاق آن بر مفرد در کلام فصحای عرب نیامده است، تا چه رسد به کلام الهی که معجزه است <ref>المنار، ج۶، ص ۴۴۲.</ref>. و گاهی گفته شده که چنین اطلاقی مجازی است و اصل در کلام حقیقت است نه مجاز، <ref>تفسیر کبیر، ج۱۲، ص ۲۸.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>.
| |
| *'''در پاسخ باید گفت:''' اصولاً اطلاق واژگان جمع بر فرد معین در کلام عرب و غیر آن به انگیزه تعظیم و مانند آن شایع است؛ همچنان که در قرآن درباره خداوند ضمایر جمع به کار رفته است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثَانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَنُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَذَابَ الْحَرِيقِ}}﴾}}<ref> در حالی که از تکبّر) شانه بالا میاندازد تا (مردم را) از راه خداوند گمراه کند؛ او را در این جهان خواری است و در رستخیز عذاب سوزان را به او میچشانیم؛ سوره حج، آیه:۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ}}﴾}}<ref> هنگامی که مرگ هر یک از آنان فرا رسد میگوید: پروردگارا! مرا باز گردانید؛ سوره مؤمنون، آیه:۹۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ}}﴾}}<ref> کسانی که به (فراخوان) خداوند و پیامبر پس از آسیب دیدن پاسخ گفتند، برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری ورزیدهاند پاداشی سترگ خواهد بود؛ سوره آل عمران، آیه:۱۷۲.</ref> و در اینجا بیتردید، به کار بردن تعبیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ}}﴾}} در مورد [[امام علی|علی]]{{ع}} بیانگر تکریم و تعظیم شخصیت [[امام علی|علی]]{{ع}} است، بدان جهت که وی از نظر کمالات ایمانی در عالی ترین درجه بوده و همین ویژگی سبب شده است که پس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ولایت و رهبری جامعه اسلامی به ایشان سپرده شود. گذشته از این، با توجه به روایات شأن نزول، این اطلاق در آیه ولایت صورت گرفته است، حال اگر چنین کاربردی در زبان عرب در عصر رسالت رایج نبود، صحابهای که حدیث مربوط به شأن نزول آیه را نقل کردهاند، لب به اعتراض میگشودند<ref>المیزان، ج۶، ص ۱۰.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>.
| |
| *'''اشکال چهارم'''، ولایت در مورد خداوند و [[رسول]]{{صل}} به معنای اقامه حدود و اجرای احکام الهی نیست، فلذا این معنا در {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ}}﴾}} نیز درست نخواهد بود. پس باید ولایت را بر نصرت و محبت حمل کرد که در هر سه مورد درست است<ref>المغنی، الإمامه، ج۱۱، ص ۱۳۶.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>.
| |
| *'''پاسخ:''' در این اشکال، میان حقیقت ولایت و چگونگی اعمال آن خلط شده است، حقیقت ولایت که عبارت از رهبری امور دینی و دنیوی مسلمانان است، در مورد خداوند، [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]] هر سه، استعمال شده است، هر چند کیفیت اعمال آن در خداوند و غیر خداوند متفاوت است، بدین معنا که اجرای احکام و حدود به صورت مباشری و محسوس به خداوند نسبت داده نمی شود، هر چند اجرای این کار توسط [[پیامبر]] و [[امام]] تکویناً و تشریعاً مستند به مشیت الهی است.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>.
| |
| *'''اشکال پنجم'''، لازمه دیدگاه شیعه درباره ولایت در آیه مزبور این است که [[امامت]] به [[امام علی|علی]]{{ع}} اختصاص داشته باشد، این مطلب با اعتقاد آنان در مورد دیگر [[امامان]][[شیعه]] منافات دارد<ref>التحفة الإثنا عشریه، ص ۱۹۸.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>.
| |
| *'''در پاسخ باید گفت:''' براهین عقلی و نقلی بر وجوب [[امامت]] در هر عصر و زمانی دلالت میکند. بر این اساس، طبق نصوص قرآنی و روایی، [[امامت]] پس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[امامان]] دوازدهگانه شیعه اختصاص دارد همچنان که قرآن از آنان به عنوان صادقین یاد کرده و مسلمانان را به پیروی از آنان فرا خوانده است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ}}﴾}}<ref> ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!؛ سوره توبه، آیه: ۱۱۹.</ref>. چنان که [[امام صادق]]{{ع}} در تفسیر آیه مورد بحث ولایت رابه احق و اولی بودن در تدبیر امور تفسیر کرده و فرموده است: مقصود از {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ}}﴾}} [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[امامان]] از ذریه او تا روز قیامت است<ref>اصول کافی، ج۱، ص ۲۲۸</ref>. افزون بر این، در صحاح [[اهل سنت]] نیز از آنان به عنوان خلفای دوازدهگانه یاد شده است<ref>صحیح البخاری، ج۹، ص ۸۸، صحیح مسلم، ج۶، ص ۳۳.</ref>. حال وجه جمع بین این نصوص و حصر [[امامت]] در علی (علیه السلام به این است که تا وقتی آن حضرت در حال حیات می باشد، امامت مخصوص اوست و پس از وی به فرزندان او، یکی پس از دیگری، اختصاص دارد، بنابراین تعارضی در میان نخواهد بود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص:۱۳.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==منابع== | | ==منابع== |