آیه در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع')
 
خط ۴۰: خط ۴۰:
در مورد [[آیات انفسی]] نیز اقوال متفاوتی ارائه شده است، لکن آنچه در میان آنها مهم می‌‌نماید این است که مراد از آیات انفسی مطالعه در [[انسان]] و چگونگی [[آفرینش]] او از نطفه، سپس علقه و مضغه و مراحل بعدی [[خلقت]] او، ظرایف و دقایقی که در [[آفرینش انسان]] به کار رفته و از همه مهم‌تر دمیده شدن [[روح الهی]] در وجود [[انسان]] و مطالعه در حالات و اوصاف این [[روح]] و نحوه [[ارتباط]] آن با [[بدن]] است، که از مهم‌ترین [[دلایل]] [[الهی]] بر [[توحید]] می‌‌باشد <ref>مجمع البیان، ج۵، ص ۱۹؛ التبیان، ج۹، ص ۱۳۸؛ نمونه، ج۲۰، ص ۳۲۹.</ref>.
در مورد [[آیات انفسی]] نیز اقوال متفاوتی ارائه شده است، لکن آنچه در میان آنها مهم می‌‌نماید این است که مراد از آیات انفسی مطالعه در [[انسان]] و چگونگی [[آفرینش]] او از نطفه، سپس علقه و مضغه و مراحل بعدی [[خلقت]] او، ظرایف و دقایقی که در [[آفرینش انسان]] به کار رفته و از همه مهم‌تر دمیده شدن [[روح الهی]] در وجود [[انسان]] و مطالعه در حالات و اوصاف این [[روح]] و نحوه [[ارتباط]] آن با [[بدن]] است، که از مهم‌ترین [[دلایل]] [[الهی]] بر [[توحید]] می‌‌باشد <ref>مجمع البیان، ج۵، ص ۱۹؛ التبیان، ج۹، ص ۱۳۸؛ نمونه، ج۲۰، ص ۳۲۹.</ref>.


[[آیه]] دیگری که [[انسان‌ها]] را به مطالعه و [[عبرت‌گیری]] از [[آیات آفاقی]] و انفسی [[دعوت]] می‌‌کند، آیه {{متن قرآن|وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ}}<ref>«و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است» سوره ذاریات، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و (نیز) در خودتان، آیا نمی‌نگرید؟» سوره ذاریات، آیه ۲۱.</ref> است؛ در [[زمین]] نشانه‌هایی برای [[اهل یقین]] وجود دارد و در وجود خود شما نیز آیاتی است، آیا نمی‌بینید؟ [[علامه طباطبایی]] در ذیل آیه فوق می‌‌نویسد: [[آیات]] و نشانه‌هایی که در [[نفوس]] [[بشر]] قرار دارد چند قسم است: برخی از آیات موجود در [[خلقت انسان]] مربوط به ترکیب بندی اعضای بدن، و قسمت‌های مختلف اجزای آن اعضا و اجزای اجزاست تا به عناصر بسیط آن برسد، و نیز آیاتی در [[افعال]] و آثار آن اعضا هست که در همه آن اجزا با همه کثرتش [[اتحاد]] دارد، و در عین اتحادش احوال مختلفی در بدن پدید می‌‌آورد. آیاتی دیگر درباره تعلق روح به بدن است که یکی از آن آیات پدید آمدن حواس پنج گانه [[بینایی]]، [[شنوایی]]، چشایی، لامسه و بویایی بوده و نخستین رابطه‌ای است که انسان را به محیط خارج [[آگاه]] می‌‌سازد. در هر یک از این حواس پنج گانه، نظامی [[حیرت]] انگیز و گسترده قرار داده که ذاتاً هیچ ربطی به [[نظام]] دیگری ندارد؛ مثلاً چشم هیچ خبری از گوش و طرز عمل او ندارد، و گوش هیچ اطلاعی از نظام موجود در چشم و طرز عمل او ندارد، و همچنین سایر حواس، با این که همه حواس پنج گانه تحت یک [[تدبیر]] اداره می‌‌شوند و آن، [[مدیریت]] نفس است، و [[خدای متعال]] در ورای نفس، محیط به آن و عملکرد آن است. از [[آیات]] دیگر در نفس، وجود قوای [[نفسانی]] است که در [[بدن]] پخش شده است، مانند قوّه غضبیه و شهویه و فروعات آنها، اینها نیز هر یک با دیگری طبق نظامی که دارد، جداست در عین این که هر دو قوا تحت یک [[تدبیر]] اداره می‌‌شود. این [[نظام]] و تدبیر برای هر یک از قوا، از همان روزی که وجود یافته، بدون کوچک‌ترین فاصله‌ای موجود بوده است، و چنین نبوده که در آغاز وجودش فاقد نظام بوده و بعداً با خودش [[فکر]] کرده باشد که چگونه خود و قوایش را اداره کند.
[[آیه]] دیگری که [[انسان‌ها]] را به مطالعه و [[عبرت‌گیری]] از [[آیات آفاقی]] و انفسی [[دعوت]] می‌‌کند، آیه {{متن قرآن|وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ}}<ref>«و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است» سوره ذاریات، آیه ۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}<ref>«و (نیز) در خودتان، آیا نمی‌نگرید؟» سوره ذاریات، آیه ۲۱.</ref> است؛ در [[زمین]] نشانه‌هایی برای [[اهل یقین]] وجود دارد و در وجود خود شما نیز آیاتی است، آیا نمی‌بینید؟ [[علامه طباطبایی]] در ذیل آیه فوق می‌‌نویسد: [[آیات]] و نشانه‌هایی که در [[نفوس]] [[بشر]] قرار دارد چند قسم است: برخی از آیات موجود در [[خلقت انسان]] مربوط به ترکیب بندی اعضای بدن، و قسمت‌های مختلف اجزای آن اعضا و اجزای اجزاست تا به عناصر بسیط آن برسد، و نیز آیاتی در [[افعال]] و آثار آن اعضا هست که در همه آن اجزا با همه کثرتش [[اتحاد]] دارد، و در عین اتحادش احوال مختلفی در بدن پدید می‌‌آورد. آیاتی دیگر درباره تعلق روح به بدن است که یکی از آن آیات پدید آمدن حواس پنج گانه [[بینایی]]، [[شنوایی]]، چشایی، لامسه و بویایی بوده و نخستین رابطه‌ای است که انسان را به محیط خارج [[آگاه]] می‌‌سازد. در هر یک از این حواس پنج گانه، نظامی [[حیرت]] انگیز و گسترده قرار داده که ذاتاً هیچ ربطی به [[نظام]] دیگری ندارد؛ مثلاً چشم هیچ خبری از گوش و طرز عمل او ندارد، و گوش هیچ اطلاعی از نظام موجود در چشم و طرز عمل او ندارد، و همچنین سایر حواس، با این که همه حواس پنج گانه تحت یک [[تدبیر]] اداره می‌‌شوند و آن، [[مدیریت]] نفس است، و [[خدای متعال]] در ورای نفس، محیط به آن و عملکرد آن است. از [[آیات]] دیگر در نفس، وجود قوای [[نفسانی]] است که در [[بدن]] پخش شده است، مانند قوّه غضبیه و شهویه و فروع آنها، اینها نیز هر یک با دیگری طبق نظامی که دارد، جداست در عین این که هر دو قوا تحت یک [[تدبیر]] اداره می‌‌شود. این [[نظام]] و تدبیر برای هر یک از قوا، از همان روزی که وجود یافته، بدون کوچک‌ترین فاصله‌ای موجود بوده است، و چنین نبوده که در آغاز وجودش فاقد نظام بوده و بعداً با خودش [[فکر]] کرده باشد که چگونه خود و قوایش را اداره کند.


بدین ترتیب [[یقین]] حاصل می‌‌شود که نظام تدبیر هر یک از این قوا، همانند خود آن قوا، از صنع صانع او بوده و نظام عام او و تدبیرش اقتضا می‌‌کرده، که چنین نظامی به این قوا بدهد <ref>المیزان، ج۱۸، ص ۴۰۵.</ref>.
بدین ترتیب [[یقین]] حاصل می‌‌شود که نظام تدبیر هر یک از این قوا، همانند خود آن قوا، از صنع صانع او بوده و نظام عام او و تدبیرش اقتضا می‌‌کرده، که چنین نظامی به این قوا بدهد <ref>المیزان، ج۱۸، ص ۴۰۵.</ref>.
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش