جز
جایگزینی متن - '-،' به '-'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-') |
||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
=== حکمت [[حقیقی]] === | === حکمت [[حقیقی]] === | ||
حکمت حقیقی، [[نورانیت]] و بصیرتی است که در نتیجه به کار بستن حکمت عملی در [[زندگی]] برای [[انسان]]، حاصل میگردد. در واقع، حکمت علمی، مقدّمه حکمت عملی، و حکمت عملی، سرآغاز حکمتِ حقیقی است و تا انسان، بدین پایه از حکمت نرسیده، حکیمِ حقیقی نیست، هر چند بزرگترین استاد حکمت باشد. حکمت حقیقی، در واقع، همان جوهر دانش، نورِ دانش و دانشِ [[نور]] است و از اینرو، [[خواص]] [[علم حقیقی]] و آثارش بر آن مترتّب میگردد که از مهمترین آنها، [[بیم]] از خداوند متعال است، چنان که در قرآن کریم آمده: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ}}<ref>«از بندگان خداوند تنها دانشمندان از او میهراسند» سوره فاطر، آیه ۲۸.</ref>. حکمت حقیقی، جاذبهای [[عقلانی]] و ضدّ کششهای [[نفسانی]] است که هر اندازه در [[جان]] [[قوّت]] یابد، به همان اندازه، [[تمایلات نفسانی]] در انسان، [[ضعیف]] میشود، تا آنجا که کاملاً از بین میرود. در آن حال، [[عقل]] به طور کامل، زنده میگردد و زمام [[انسان]] را به دست میگیرد و از آن پس، زمینهای برای انجام دادن کارهای [[ناشایست]] در وجود او باقی نمیمانَد. در نتیجه، [[حکمت]]، با [[عصمت]]، همراه میگردد و در نهایت، همه ویژگیهای [[حکیم]] و عالِم [[حقیقی]] برای [[آدمی]] حاصل میگردد و در بالاترین [[مراتب علم]] و حکمت، به والاترین درجات [[خودشناسی]]، [[خداشناسی]]، [[امامت]] و [[رهبری]] دست مییابد. بر این پایه، [[انبیای الهی]] و اوصیای آنان -که به قلّه حکمت [[علمی]] و عملی و حقیقی دست یافتهاند- | حکمت حقیقی، [[نورانیت]] و بصیرتی است که در نتیجه به کار بستن حکمت عملی در [[زندگی]] برای [[انسان]]، حاصل میگردد. در واقع، حکمت علمی، مقدّمه حکمت عملی، و حکمت عملی، سرآغاز حکمتِ حقیقی است و تا انسان، بدین پایه از حکمت نرسیده، حکیمِ حقیقی نیست، هر چند بزرگترین استاد حکمت باشد. حکمت حقیقی، در واقع، همان جوهر دانش، نورِ دانش و دانشِ [[نور]] است و از اینرو، [[خواص]] [[علم حقیقی]] و آثارش بر آن مترتّب میگردد که از مهمترین آنها، [[بیم]] از خداوند متعال است، چنان که در قرآن کریم آمده: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ}}<ref>«از بندگان خداوند تنها دانشمندان از او میهراسند» سوره فاطر، آیه ۲۸.</ref>. حکمت حقیقی، جاذبهای [[عقلانی]] و ضدّ کششهای [[نفسانی]] است که هر اندازه در [[جان]] [[قوّت]] یابد، به همان اندازه، [[تمایلات نفسانی]] در انسان، [[ضعیف]] میشود، تا آنجا که کاملاً از بین میرود. در آن حال، [[عقل]] به طور کامل، زنده میگردد و زمام [[انسان]] را به دست میگیرد و از آن پس، زمینهای برای انجام دادن کارهای [[ناشایست]] در وجود او باقی نمیمانَد. در نتیجه، [[حکمت]]، با [[عصمت]]، همراه میگردد و در نهایت، همه ویژگیهای [[حکیم]] و عالِم [[حقیقی]] برای [[آدمی]] حاصل میگردد و در بالاترین [[مراتب علم]] و حکمت، به والاترین درجات [[خودشناسی]]، [[خداشناسی]]، [[امامت]] و [[رهبری]] دست مییابد. بر این پایه، [[انبیای الهی]] و اوصیای آنان -که به قلّه حکمت [[علمی]] و عملی و حقیقی دست یافتهاند- از جانب [[خداوند متعال]]، [[مأمور]] [[آموختن علم]] و حکمت به [[جامعه بشر]] شدهاند.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۱۵.</ref> | ||
== [[وارثان علم]] و [[حکمت انبیا]] {{عم}} == | == [[وارثان علم]] و [[حکمت انبیا]] {{عم}} == | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
== سختترین دوران برای [[اهل بیت]] {{عم}} == | == سختترین دوران برای [[اهل بیت]] {{عم}} == | ||
دوران [[حکومت معاویه]] و فرزندش [[یزید]]، سختترین دوران برای [[خاندان رسالت]] بود. [[امامت]] [[سیّد الشهدا]]، [[امام حسین]] {{ع}}، حدود ده سال (از صفر سال ۵۱ تا [[محرّم]] [[سال ۶۱ هجری]]) طول کشید و بیش از نُه سالِ آن در [[زمان]] حکومت معاویه بود. [[معاویه]]، برای از بین بردن زمینههای [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] [[محبوبیت]] خاندان رسالت - که به طور طبیعی در [[جامعه اسلامی]] در حال گسترش بود - | دوران [[حکومت معاویه]] و فرزندش [[یزید]]، سختترین دوران برای [[خاندان رسالت]] بود. [[امامت]] [[سیّد الشهدا]]، [[امام حسین]] {{ع}}، حدود ده سال (از صفر سال ۵۱ تا [[محرّم]] [[سال ۶۱ هجری]]) طول کشید و بیش از نُه سالِ آن در [[زمان]] حکومت معاویه بود. [[معاویه]]، برای از بین بردن زمینههای [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] [[محبوبیت]] خاندان رسالت - که به طور طبیعی در [[جامعه اسلامی]] در حال گسترش بود - نهایتِ تضییقات را در زمینه [[ارتباط]] [[مردم]] با دو یادگار [[پیامبر خدا]] {{صل}} ([[امام حسن]] {{ع}} و امام حسین {{ع}}) به [[اجرا]] گذاشت. از سوی دیگر، [[سیاست]] ممنوعیت عمومیِ [[کتابت]] و [[تدوین حدیث]] و به دنبال آن، راه یابی [[اسرائیلیات]] و داستانهای عجیب و [[غریب]] توسّط قصّه گویان و اَحبارِ تازه [[مسلمان]] به صحنه [[فرهنگی]] جامعه اسلامی، زمینه مهجور ماندن [[علمای راستین]] و در رأس آنان، [[اهل بیت پیامبر]] [[خدا]] را به شدّت افزایش داد. [[بدیهی]] است در چنین فضای سیاسیای، کمتر کسی حاضر میشود برای شنیدن [[حدیث]] و یا نقل آن از امام حسین {{ع}} و یا [[برادر]] بزرگوارش، [[زندگی]] خود را به خطر بیندازد. البته این، به معنای بسته بودن راه بهرهگیری از دریای [[علم]] و حکمتِ [[امام]] {{ع}} نیست. بیتردید، [[نزدیکان]] و [[یاران خاصّ]] ایشان و بهویژه امامِ پس از او (فرزندش امام [[زین العابدین]] {{ع}})، [[احادیث]] فراوانی از او شنیده بودند که بخشی از آنها هم اکنون به ما رسیده است. به [[یاری خدا]] در این بخش از کتاب با بهرهگیری از [[منابع شیعه]] و [[اهل]] [[سنّت]]، شماری از سخنان حکیمانه آن بزرگوار در زمینههای [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی ارائه میگردد.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۱۶.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||