جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
در [[روایات]] نیز [[جهاد]]، زکاتِ [[شجاعت]] شناسانده شده است<ref>عیون الحکم، ص۲۷۵؛ مستدرک الوسائل، ج۷، ص۴۶.</ref>. [[ابن عباس]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را میآورد که دوستشان میدارد و دوستش میدارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد میکنند و از سرزنش سرزنشگری نمیهراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی میدارد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref> [[مؤمنان]] [[مجاهد]] را در برابر [[کافران]] به شیری مانند کرده که بر شکار خود چنگ انداخته است<ref>نک: مجمع البیان، ج۳، ص۳۲۱؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص ۲۲۰.</ref>. آنان در عین حال که در برابر [[مؤمنان]] نرمخو و مهرباناند در برابر [[کافران]] بسیار سرسخت و سرافراز و بااقتدارند و در [[راه خدا]] میجنگند و از هیچ سرزنشی در این راه نمیهراسند. برخی {{متن قرآن|أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ}} را به [[تسلط]] بر [[کافران]] به واسطه شدت ضربات معنا کرده و [[علی]] {{ع}} را مصداق بارز آن به شمار آوردهاند و در عین حال که دیگر [[مؤمنان]] را بینصیب از [[شجاعت]] ندانستهاند، هیچیک از آنان را در این [[خصلت]] همتای وی نمیدانند <ref>نک: التبیان، ج۳، ص۵۵۶ - ۵۵۷.</ref>. | در [[روایات]] نیز [[جهاد]]، زکاتِ [[شجاعت]] شناسانده شده است<ref>عیون الحکم، ص۲۷۵؛ مستدرک الوسائل، ج۷، ص۴۶.</ref>. [[ابن عباس]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را میآورد که دوستشان میدارد و دوستش میدارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد میکنند و از سرزنش سرزنشگری نمیهراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی میدارد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref> [[مؤمنان]] [[مجاهد]] را در برابر [[کافران]] به شیری مانند کرده که بر شکار خود چنگ انداخته است<ref>نک: مجمع البیان، ج۳، ص۳۲۱؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص ۲۲۰.</ref>. آنان در عین حال که در برابر [[مؤمنان]] نرمخو و مهرباناند در برابر [[کافران]] بسیار سرسخت و سرافراز و بااقتدارند و در [[راه خدا]] میجنگند و از هیچ سرزنشی در این راه نمیهراسند. برخی {{متن قرآن|أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ}} را به [[تسلط]] بر [[کافران]] به واسطه شدت ضربات معنا کرده و [[علی]] {{ع}} را مصداق بارز آن به شمار آوردهاند و در عین حال که دیگر [[مؤمنان]] را بینصیب از [[شجاعت]] ندانستهاند، هیچیک از آنان را در این [[خصلت]] همتای وی نمیدانند <ref>نک: التبیان، ج۳، ص۵۵۶ - ۵۵۷.</ref>. | ||
در آیه {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref>«نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref> برای [[متقیان]] ویژگیهایی مانند [[صبر]] در [[جنگ]] با [[دشمن]] بیان شدهاند. برخی، [[صبر]] در [[جنگ]] را به [[شجاعت]]<ref>تفسیر ابن عربی، ج۱، ص۶۷؛ انوار درخشان، ج۲، ص۹۶؛ نیز نک: مواهب الرحمان، ج۱، ص۲۱۷ - ۲۱۸.</ref> معنا کرده و با [[استشهاد]] به روایاتی از [[امیرمؤمنان]] {{ع}}، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را مصداق کامل آن دانستهاند<ref>نک: الامثال، ص۲۴۴ - ۳۳۸؛ اسد الغابه، ج۱، ص۳۵؛ اطیب البیان، ج۲، ص۳۱۲.</ref>. برخی نیز [[علی]] {{ع}} را مصداق [[صابر]] در [[آیه]] دانسته و شجاعتهای وی در [[غزوه احد]]، [[خیبر]] و... را [[شاهد]] بر این ادعا ذکر کردهاند <ref>اطیب البیان، ج۲، ص۳۱۲؛ آلاء الرحمن، ج۱، ص۱۵۱.</ref>. برخی نیز [[آیه]] را در [[شأن]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}}نازل دانستهاند<ref>نک: تاویل الآیات الظاهره، ص۹۱.</ref>. به هر حال، [[شجاعت]] صفتی تشکیکی است و همه [[مؤمنان]] به نسبت ایمانشان از آن برخوردارند و [[قرآن]] همه کسانی را که به [[جنگ با دشمنان]] میپردازند [[محبوب]] [[خدا]] دانسته و در | در آیه {{متن قرآن|لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref>«نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref> برای [[متقیان]] ویژگیهایی مانند [[صبر]] در [[جنگ]] با [[دشمن]] بیان شدهاند. برخی، [[صبر]] در [[جنگ]] را به [[شجاعت]]<ref>تفسیر ابن عربی، ج۱، ص۶۷؛ انوار درخشان، ج۲، ص۹۶؛ نیز نک: مواهب الرحمان، ج۱، ص۲۱۷ - ۲۱۸.</ref> معنا کرده و با [[استشهاد]] به روایاتی از [[امیرمؤمنان]] {{ع}}، [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را مصداق کامل آن دانستهاند<ref>نک: الامثال، ص۲۴۴ - ۳۳۸؛ اسد الغابه، ج۱، ص۳۵؛ اطیب البیان، ج۲، ص۳۱۲.</ref>. برخی نیز [[علی]] {{ع}} را مصداق [[صابر]] در [[آیه]] دانسته و شجاعتهای وی در [[غزوه احد]]، [[خیبر]] و... را [[شاهد]] بر این ادعا ذکر کردهاند <ref>اطیب البیان، ج۲، ص۳۱۲؛ آلاء الرحمن، ج۱، ص۱۵۱.</ref>. برخی نیز [[آیه]] را در [[شأن]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}}نازل دانستهاند<ref>نک: تاویل الآیات الظاهره، ص۹۱.</ref>. به هر حال، [[شجاعت]] صفتی تشکیکی است و همه [[مؤمنان]] به نسبت ایمانشان از آن برخوردارند و [[قرآن]] همه کسانی را که به [[جنگ با دشمنان]] میپردازند [[محبوب]] [[خدا]] دانسته و در وصف شجاعتشان آنان را به دیواری پیوسته و محکم و نفوذ ناپذیر [[تشبیه]] کرده است: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ}}<ref>«بیگمان خداوند کسانی را دوست میدارد که در راه او صف زده کارزار میکنند چنان که گویی بنیادی به هم پیوسته (و استوار) اند» سوره صف، آیه ۴.</ref> آنان انسانهایی [[خدا]] محور: {{متن قرآن|رِبِّيُّونَ}}اند<ref>نک: اعراب القرآن و بیانه، ج۲، ص۶۶؛ انوار العرفان، ج ۲، ص۱۳۱.</ref> که گِرد [[پیامبران الهی]] جمع شده و با آنان به [[جنگ]] با [[دشمن]] میپردازند و از آسیبهایی که در این راه به آنان میرسد [[ضعف]] و [[سستی]] به خود راه نمیدهند. {{متن قرآن|وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و بسا پیامبرانی که همراه آنان تودههای انبوه به نبرد (با دشمنان خداوند) پرداختند و در راه خداوند هر چه به ایشان رسید نه سست و نه ناتوان شدند و نه تن به زبونی سپردند؛ و خداوند شکیبایان را دوست میدارد» سوره آل عمران، آیه ۱۴۶.</ref>. | ||
در نگاه [[قرآن]]، [[جهاد]] برای [[دفاع]] از [[جان]] و [[مال]] و [[ناموس]]، [[پسندیده]] است، از اینرو بیشتر یهودیانی را که در ماجرای [[طالوت]] و [[جالوت]] به رغم [[اعلان]] [[آمادگی]] برای [[دفاع]] از دیارشان [[سستی]] کرده و از [[جنگ]] سرباز زدند، نکوهیده و این عمل آنان را [[ظلم]] خوانده و در مقابل، از گروهی اندک که [[مقاومت]] کردند [[تجلیل]] کرده است: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶.</ref> چنانکه از [[آیات]] بعدی <ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}؛ و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت «1» گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref>. برمیآید، بیشتر [[بنیاسرائیل]] از [[شجاعت]] کافی برای [[جنگ]] با [[دشمن]] برخوردار نبوده و از همین رو از رویارویی با [[جالوت]] و سپاهش میترسیدند <ref>نک: آلاء الرحمن، ج ۱، ص ۲۲۴؛ تفسیر الجلالین، ص ۴۴؛ ارشاد الاذهان، ص ۴۶.</ref>. [[مفسران]]، مراد از {{متن قرآن|الظَّالِمِينَ}} در [[آیه]] را متخلفان از [[جنگ]] دانسته و در سبب [[ظالم]] دانستن آنان گفتهاند: آنان با [[ترس]] از [[جنگ]]<ref>نک: الاصفی، ج۱، ص۱۱۶؛ البحر المدید، ج۱، ص۲۷۳؛ الوجیز، ص۵۵.</ref>، از سویی به خویش [[ستم]] کردند و خود را در معرض [[عقوبت الهی]] قرار دادند و از سوی دیگر به همکیشان خود [[ستم]] کردند، زیرا موجب [[ضعف]] [[رزمندگان]] در [[راه خدا]] شدند و از سوی سوم به [[دین خدا]] [[ستم]] کردند، چون در پرآوازه کردن کلمه [[اللّه]] [[سستی]] کرده و سبب [[ضعف]] آن شدند<ref>اطیب البیان، ج۲، ص۵۰۲ - ۵۰۳.</ref>. برخی، آیه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ}}<ref>«آیا در (کار) کسانی ننگریستهای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بیگمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمیگزارند» سوره بقره، آیه ۲۴۳.</ref> را در همین راستا معنا کرده و بر این باورند که [[ترس]] ([[جبن]])، [[یهودیان]] را واداشت تا [[وطن]] خویش را به [[دشمن]] واگذارند، در حالی که با نیروی [[انسانی]] موجودشان به طور معمول باید بر [[دشمن]] [[پیروز]] میشدند <ref>نک: تفسیر مراغی، ج۲، ص۲۰۷ - ۲۰۸؛ المنیر، ج۲، ص۴۱۱ - ۴۱۲.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | در نگاه [[قرآن]]، [[جهاد]] برای [[دفاع]] از [[جان]] و [[مال]] و [[ناموس]]، [[پسندیده]] است، از اینرو بیشتر یهودیانی را که در ماجرای [[طالوت]] و [[جالوت]] به رغم [[اعلان]] [[آمادگی]] برای [[دفاع]] از دیارشان [[سستی]] کرده و از [[جنگ]] سرباز زدند، نکوهیده و این عمل آنان را [[ظلم]] خوانده و در مقابل، از گروهی اندک که [[مقاومت]] کردند [[تجلیل]] کرده است: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا به (سرگذشت) بزرگان بنی اسرائیل پس از موسی ننگریستهای که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی بر ما بگمار تا در راه خداوند کارزار کنیم. گفت: آیا گمان نمیکنید که اگر جنگ بر شما مقرّر شود، کارزار نکنید؟ گفتند: چرا در راه خداوند جنگ نکنیم در حالی که ما از سرزمینمان رانده و از فرزندانمان ماندهایم؛ اما چون بر آنان جنگ مقرر شد جز تنی چند رو گرداندند و خداوند به (احوال) ستمکاران داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۶.</ref> چنانکه از [[آیات]] بعدی <ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}؛ و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت «1» گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref>. برمیآید، بیشتر [[بنیاسرائیل]] از [[شجاعت]] کافی برای [[جنگ]] با [[دشمن]] برخوردار نبوده و از همین رو از رویارویی با [[جالوت]] و سپاهش میترسیدند <ref>نک: آلاء الرحمن، ج ۱، ص ۲۲۴؛ تفسیر الجلالین، ص ۴۴؛ ارشاد الاذهان، ص ۴۶.</ref>. [[مفسران]]، مراد از {{متن قرآن|الظَّالِمِينَ}} در [[آیه]] را متخلفان از [[جنگ]] دانسته و در سبب [[ظالم]] دانستن آنان گفتهاند: آنان با [[ترس]] از [[جنگ]]<ref>نک: الاصفی، ج۱، ص۱۱۶؛ البحر المدید، ج۱، ص۲۷۳؛ الوجیز، ص۵۵.</ref>، از سویی به خویش [[ستم]] کردند و خود را در معرض [[عقوبت الهی]] قرار دادند و از سوی دیگر به همکیشان خود [[ستم]] کردند، زیرا موجب [[ضعف]] [[رزمندگان]] در [[راه خدا]] شدند و از سوی سوم به [[دین خدا]] [[ستم]] کردند، چون در پرآوازه کردن کلمه [[اللّه]] [[سستی]] کرده و سبب [[ضعف]] آن شدند<ref>اطیب البیان، ج۲، ص۵۰۲ - ۵۰۳.</ref>. برخی، آیه {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ}}<ref>«آیا در (کار) کسانی ننگریستهای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بیگمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمیگزارند» سوره بقره، آیه ۲۴۳.</ref> را در همین راستا معنا کرده و بر این باورند که [[ترس]] ([[جبن]])، [[یهودیان]] را واداشت تا [[وطن]] خویش را به [[دشمن]] واگذارند، در حالی که با نیروی [[انسانی]] موجودشان به طور معمول باید بر [[دشمن]] [[پیروز]] میشدند <ref>نک: تفسیر مراغی، ج۲، ص۲۰۷ - ۲۰۸؛ المنیر، ج۲، ص۴۱۱ - ۴۱۲.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
=== [[شجاعت]] در [[تبلیغ دین]] === | === [[شجاعت]] در [[تبلیغ دین]] === | ||
[[خدای سبحان]] نترسیدن در [[تبلیغ دین]] را ستوده: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا}}<ref>«همان کسانی که پیامهای خداوند را میرسانند و از او میترسند و از هیچ کس جز خدا نمیترسند و حسابرسی را خداوند بسنده است» سوره احزاب، آیه ۳۹.</ref> و [[ترس]] از [[مردم]] را [[نهی]] کرده و به [[ترس]] از خویش [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ }}<ref>«از مردم نهراسید و از من بهراسید» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>. در آیهای دیگر، [[ترس]] از خویش را سزاوارتر از [[ترس]] از [[مردم]] دانسته است: {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه میداشتی و از مردم میترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجامیافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> بر اساس این [[آیه]] و [[آیه]] پس از آن: {{متن قرآن|سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ }}<ref>«بنا به سنّت خداوند در میان کسانی که پیش از این برگذشتهاند» سوره احزاب، آیه ۳۸.</ref> میتوان گفت [[شجاعت]] در [[تبلیغ دین]]، | [[خدای سبحان]] نترسیدن در [[تبلیغ دین]] را ستوده: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا}}<ref>«همان کسانی که پیامهای خداوند را میرسانند و از او میترسند و از هیچ کس جز خدا نمیترسند و حسابرسی را خداوند بسنده است» سوره احزاب، آیه ۳۹.</ref> و [[ترس]] از [[مردم]] را [[نهی]] کرده و به [[ترس]] از خویش [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ }}<ref>«از مردم نهراسید و از من بهراسید» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref>. در آیهای دیگر، [[ترس]] از خویش را سزاوارتر از [[ترس]] از [[مردم]] دانسته است: {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه میداشتی و از مردم میترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجامیافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> بر اساس این [[آیه]] و [[آیه]] پس از آن: {{متن قرآن|سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ }}<ref>«بنا به سنّت خداوند در میان کسانی که پیش از این برگذشتهاند» سوره احزاب، آیه ۳۸.</ref> میتوان گفت [[شجاعت]] در [[تبلیغ دین]]، وصف همه [[پیامبران]] بوده و آنان در [[تبلیغ دین]] از هیچکس جز [[خدا]] نمیهراسیدند <ref>نک: التبیان، ج۸، ص۳۴۵ - ۳۴۶؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۶۶؛ مخزن العرفان، ج۱۰، ص۲۳۴.</ref>. [[تبلیغ]] فرستادگان [[عیسی]] {{ع}} به [[انطاکیه]] و [[ابلاغ رسالت]] خود در برابر [[مخالفان]] پرشمار {{متن قرآن|قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«گفتند: پروردگارمان میداند که ما نزد شما فرستاده شدهایم؛ و چیزی جز پیامرسانی روشن، بر عهده ما نیست گفتند: ما به شما فال بد میزنیم، اگر دست نکشید، سنگسارتان خواهیم کرد و از ما به شما عذابی دردناک خواهد رسید» سوره یس، آیه ۱۶-۱۸.</ref> و [[پشتیبانی]] منتهی به [[شهادت]] [[حبیب نجار]] ([[مؤمن]] [[آل یاسین]])<ref>روض الجنان، ج۱۶، ص۱۴۵؛ التفسیر الکبیر، ج۲۷، ص ۵۰۹؛ نور الثقلین، ج۴، ص۳۸۴.</ref> از فرستادگان [[عیسی]] و [[اعلان]] ایمانش به آنان {{متن قرآن|وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلاَ يُنقِذُونِ إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ}} <ref>و از دورترین جای شهر مردی شتابان آمد؛ گفت: ای قوم من، از این فرستادگان پیروی کنید. از کسانی که پاداشی از شما نمیخواهند و خود رهیافتهاند پیروی کنید. و چرا باید کسی را نپرستم که مرا آفریده است و به سوی او بازگردانده میشوید؟ آیا به جای او خدایانی را برگزینم که اگر (خداوند) بخشنده گزندی برای من بخواهد میانجیگری آنان مرا سودی نخواهد داشت و نمیتوانند رهاییم بخشند؟ من در آن صورت بیگمان در گمراهی آشکاری خواهم بود. من به پروردگار شما به راستی ایمان آوردهام پس (سخن) مرا بشنوید. گفته شد: به بهشت درآی! (و او) گفت: کاش قوم من (این را) میدانستند؛ سوره [[یس]]، آیه: ۲۰ - ۲۶.</ref> را نیز میتوان از دیگر موارد [[شجاعت]] در [[تبلیغ دین]] دانست<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>. | ||
=== [[شجاعت]] در عمل به [[دین]] === | === [[شجاعت]] در عمل به [[دین]] === | ||
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
بر اساس [[آیات]] {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳-۱۷۴.</ref> این شجاعان با [[توکل بر خدا]] به [[جنگ]] با [[دشمن]] پرداختند و در حالی از این [[غزوه]] بازگشتند که نه تنها هیچ گزندی از [[دشمن]] به آنان نرسیده بود، از تجارتی که در منطقه [[بدر]] کردند نیز سود فراوانی بردند<ref>تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۲۱۴؛ التفسیر الوسیط، ج۱، ص۲۶۲ - ۲۶۳.</ref>. | بر اساس [[آیات]] {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳-۱۷۴.</ref> این شجاعان با [[توکل بر خدا]] به [[جنگ]] با [[دشمن]] پرداختند و در حالی از این [[غزوه]] بازگشتند که نه تنها هیچ گزندی از [[دشمن]] به آنان نرسیده بود، از تجارتی که در منطقه [[بدر]] کردند نیز سود فراوانی بردند<ref>تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۲۱۴؛ التفسیر الوسیط، ج۱، ص۲۶۲ - ۲۶۳.</ref>. | ||
[[قرآن]] نیز نمونههایی از [[شجاعت]] [[مؤمنان]] را بازگو کرده است؛ از جمله در [[جنگ احزاب]]، [[مؤمنان]] با [[مشاهده]] [[لشکر]] [[دشمن]] که ترکیبی از گروههای مختلف بود، نه تنها از آنان نهراسیدند، بلکه [[ایمان]] آنان افزوده شد و در برابر [[حق]] [[تسلیم]] شدند. {{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref> برخی، جمله {{متن قرآن|صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ}} در [[آیه]] بعد:{{متن قرآن|مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا}}<ref>«از مؤمنان، کسانی هستند که به پیمانی که با خداوند بستند وفا کردند؛ برخی از آنان پیمان خویش را به جای آوردند و برخی چشم به راه دارند و به هیچ روی (پیمان خود را) دگرگون نکردند» سوره احزاب، آیه ۲۳.</ref> را به [[شهامت]] [[جنگی]] آنان [[تفسیر]] کرده و بر این باورند که مؤمنانِ | [[قرآن]] نیز نمونههایی از [[شجاعت]] [[مؤمنان]] را بازگو کرده است؛ از جمله در [[جنگ احزاب]]، [[مؤمنان]] با [[مشاهده]] [[لشکر]] [[دشمن]] که ترکیبی از گروههای مختلف بود، نه تنها از آنان نهراسیدند، بلکه [[ایمان]] آنان افزوده شد و در برابر [[حق]] [[تسلیم]] شدند. {{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref> برخی، جمله {{متن قرآن|صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ}} در [[آیه]] بعد:{{متن قرآن|مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا}}<ref>«از مؤمنان، کسانی هستند که به پیمانی که با خداوند بستند وفا کردند؛ برخی از آنان پیمان خویش را به جای آوردند و برخی چشم به راه دارند و به هیچ روی (پیمان خود را) دگرگون نکردند» سوره احزاب، آیه ۲۳.</ref> را به [[شهامت]] [[جنگی]] آنان [[تفسیر]] کرده و بر این باورند که مؤمنانِ وصف شده در این [[آیه]] وقتی در [[جنگی]] با [[پیامبر]] شرکت میکردند بر عهدی که با [[پیامبر]] بسته بودند "نگریختن از میدان [[جنگ]]"<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۵۴۹.</ref>، پایدار میماندند و میجنگیدند تا کشته میشدند<ref>جوامع الجامع، ج۳، ص۵۷.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | ||
=== [[خوف از خدا]] === | === [[خوف از خدا]] === | ||
| خط ۹۸: | خط ۹۸: | ||
مهمترین [[مانع]] [[شجاعت]]، [[ترس]] است. [[ترس]] دارای گونههای مختلفی، مانند [[ترس]] از [[دشمن]]، [[ترس]] از [[مقاومت]] [[مردم]] در برابر سخن [[حق]] و [[ترس]] از ملامت آنان است<ref>نک: الکشاف، ج۳، ص۳۰۲؛ بدائع الکلام، ص۱۲۷.</ref>. [[ترس]] بر [[مال]]، [[جان]] و [[ناموس]] از مهمترین عواملی است که [[جسارت]] را از [[انسان]] میگیرد و [[مانع]] کارهای شجاعانه میشود. بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!» سوره بقره، آیه ۱۵۵.</ref> [[خداوند]] [[بندگان]] خود را با اندکی از [[ترس]]، [[گرسنگی]] ([[قحطی]])، نابودی بخشی از [[دارایی]] آنها، گرفتن جانشان و از بین رفتن بخشی از محصولاتشان با آفت، سرما، [[خشکسالی]] و... آزموده و به [[پیامبر]] {{صل}} [[فرمان]] میدهد به کسانی که در برابر این [[بلایا]] [[صبر]] پیشه میکنند [[بشارت]] به [[ثواب]] و [[پاداش الهی]] بدهد. | مهمترین [[مانع]] [[شجاعت]]، [[ترس]] است. [[ترس]] دارای گونههای مختلفی، مانند [[ترس]] از [[دشمن]]، [[ترس]] از [[مقاومت]] [[مردم]] در برابر سخن [[حق]] و [[ترس]] از ملامت آنان است<ref>نک: الکشاف، ج۳، ص۳۰۲؛ بدائع الکلام، ص۱۲۷.</ref>. [[ترس]] بر [[مال]]، [[جان]] و [[ناموس]] از مهمترین عواملی است که [[جسارت]] را از [[انسان]] میگیرد و [[مانع]] کارهای شجاعانه میشود. بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!» سوره بقره، آیه ۱۵۵.</ref> [[خداوند]] [[بندگان]] خود را با اندکی از [[ترس]]، [[گرسنگی]] ([[قحطی]])، نابودی بخشی از [[دارایی]] آنها، گرفتن جانشان و از بین رفتن بخشی از محصولاتشان با آفت، سرما، [[خشکسالی]] و... آزموده و به [[پیامبر]] {{صل}} [[فرمان]] میدهد به کسانی که در برابر این [[بلایا]] [[صبر]] پیشه میکنند [[بشارت]] به [[ثواب]] و [[پاداش الهی]] بدهد. | ||
[[شیطان]] نیز که مهمترین [[دشمن]] [[انسان]] است، از دیگر موانع [[شجاعت]] به شمار میآید که با تزیین [[دنیا]] در چشم [[انسانها]]<ref>احکام القرآن، ج۲، ص۲۸۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۲، ص ۸.</ref> {{متن قرآن|زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ}}<ref>«دوستداری خواستنیها از زنان و فرزندان و داراییهای فراوان انباشته از زر و سیم و اسبهای نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیکتر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره آل عمران، آیه ۱۴.</ref> تمام تلاش خود را برای [[ترساندن]] [[دوستان]] خود به کار میبرد تا در برابر [[دشمن]] [[مقاومت]] نکنند.<ref>نک: حقائق التاویل، ص ۲۷۰ - ۲۷۱.</ref> {{متن قرآن|إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«جز این نیست که آن شیطان است که دوستانش را میترساند؛ از آنان نترسید و اگر مؤمنید از من بترسید» سوره آل عمران، آیه ۱۷۵.</ref> برخی تقدیر [[آیه]] را {{متن قرآن|يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ}}<ref>«دوستانش را میترساند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۵.</ref> دانستهاند که در این صورت [[شیطان]]، سُست ایمانان [[مسلمان]] را از [[دشمنان اسلام]] که در [[حقیقت]] [[دوستان]] شیطاناند میترساند<ref>تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس، ص۶۱؛ منهج الصادقین، ج۲، ص۳۸۵.</ref> و آنان با این [[ترس]] از [[جنگ]] با [[دشمن]] در رکاب [[پیامبر]] {{صل}} سر باز میزنند. به گفته برخی، این [[آیه]] روز بعد از [[جنگ احد]] و هنگامی که [[پیامبر]] {{صل}}برای اعزام نیرو به حمراء الاسد آماده میشد فرود آمد و [[مسلمانان]] را از [[ترس]] در برابر [[دشمن]] [[پرهیز]] داد.<ref>نک: حقائق التاویل، ص۲۷۰ - ۲۷۱.</ref> [[دنیاطلبی]] نیز [[مانع]] [[شجاعت]] است. در داستان [[طالوت]] [[دوستداران]] [[دنیا]] از [[اطاعت]] [[فرمان]] وی سرباز زدند. {{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> برخی، [[نگرانی]] و [[هراس]] از [[آینده]] را مربوط به کسانی میدانند که اصلاً به [[خدا]] [[ایمان]] نیاوردهاند یا [[مؤمن]] هستند، ولی به [[مقام ولایت]] و [[تقوا]] و [[استقامت]] و [[ثبات]] در راه [[حق]] نرسیدهاند؛ اما [[اولیای الهی]] که طعم [[قرب]] و [[محبت]] و [[ولایت]] [[حق]] را چشیدهاند نه از دنیای خود هراسی به [[دل]] راه میدهند، نه از [[آخرت]] و [[قرآن کریم]] آنان را با جمله {{متن قرآن|أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آگاه باشید که دوستان خداوند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره یونس، آیه ۶۲.</ref> | [[شیطان]] نیز که مهمترین [[دشمن]] [[انسان]] است، از دیگر موانع [[شجاعت]] به شمار میآید که با تزیین [[دنیا]] در چشم [[انسانها]]<ref>احکام القرآن، ج۲، ص۲۸۶؛ تفسیر بیضاوی، ج۲، ص ۸.</ref> {{متن قرآن|زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ}}<ref>«دوستداری خواستنیها از زنان و فرزندان و داراییهای فراوان انباشته از زر و سیم و اسبهای نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیکتر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره آل عمران، آیه ۱۴.</ref> تمام تلاش خود را برای [[ترساندن]] [[دوستان]] خود به کار میبرد تا در برابر [[دشمن]] [[مقاومت]] نکنند.<ref>نک: حقائق التاویل، ص ۲۷۰ - ۲۷۱.</ref> {{متن قرآن|إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«جز این نیست که آن شیطان است که دوستانش را میترساند؛ از آنان نترسید و اگر مؤمنید از من بترسید» سوره آل عمران، آیه ۱۷۵.</ref> برخی تقدیر [[آیه]] را {{متن قرآن|يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ}}<ref>«دوستانش را میترساند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۵.</ref> دانستهاند که در این صورت [[شیطان]]، سُست ایمانان [[مسلمان]] را از [[دشمنان اسلام]] که در [[حقیقت]] [[دوستان]] شیطاناند میترساند<ref>تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس، ص۶۱؛ منهج الصادقین، ج۲، ص۳۸۵.</ref> و آنان با این [[ترس]] از [[جنگ]] با [[دشمن]] در رکاب [[پیامبر]] {{صل}} سر باز میزنند. به گفته برخی، این [[آیه]] روز بعد از [[جنگ احد]] و هنگامی که [[پیامبر]] {{صل}}برای اعزام نیرو به حمراء الاسد آماده میشد فرود آمد و [[مسلمانان]] را از [[ترس]] در برابر [[دشمن]] [[پرهیز]] داد.<ref>نک: حقائق التاویل، ص۲۷۰ - ۲۷۱.</ref> [[دنیاطلبی]] نیز [[مانع]] [[شجاعت]] است. در داستان [[طالوت]] [[دوستداران]] [[دنیا]] از [[اطاعت]] [[فرمان]] وی سرباز زدند. {{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> برخی، [[نگرانی]] و [[هراس]] از [[آینده]] را مربوط به کسانی میدانند که اصلاً به [[خدا]] [[ایمان]] نیاوردهاند یا [[مؤمن]] هستند، ولی به [[مقام ولایت]] و [[تقوا]] و [[استقامت]] و [[ثبات]] در راه [[حق]] نرسیدهاند؛ اما [[اولیای الهی]] که طعم [[قرب]] و [[محبت]] و [[ولایت]] [[حق]] را چشیدهاند نه از دنیای خود هراسی به [[دل]] راه میدهند، نه از [[آخرت]] و [[قرآن کریم]] آنان را با جمله {{متن قرآن|أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آگاه باشید که دوستان خداوند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میشوند» سوره یونس، آیه ۶۲.</ref> وصف کرده و در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref> به [[نهراسیدن]] آنان اشاره کرده است<ref>تسنیم، ج۳، ص۴۹۹.</ref>. [[راحتطلبی]] نیز [[انسان]] را از کارهای شجاعانه باز میدارد، چنانکه [[یاران]] [[موسی]] {{ع}} به رغم آنکه [[موسی]] آنان را به ورود به [[شهر]] [[موعود]] [[فرمان]] داده بود، به سبب [[راحتطلبی]]، [[موسی]] را مخاطب قرار داده و گفتند در این [[شهر]] جبارانی هستند و تا آنها در آنجا هستند ما وارد آن نخواهیم شد و تو و خدایت بروید بجنگید و ما اینجا نشستهایم {{متن قرآن|يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ قَالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ}} <ref>ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید. گفتند: ای موسی! در آنجا گروهی گردنکش جای دارند و تا آنان از آن بیرون نیایند ما درون آن نخواهیم رفت اما اگر از آنجا بیرون آیند ما درون میرویم. دو مرد از کسانی که (از خداوند) میترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید. گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچگاه بدان وارد نمیشویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همینجا خواهیم نشست؛ سوره مائده، آیه: ۲۱ - ۲۴</ref><ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[شجاعت ۲ (مقاله)|مقاله «شجاعت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||