بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{علم معصوم}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:cen...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
#امّا مرتبه سوم و أعلا مرتبه وحی نزد صدر المتألهین، آن صورتی است که پیامبر، همه حجابهای ظلمانی و نورانی را پشت سر گذاشته و خداوند متعال در مقام {{عربی|اندازه=155%|"قا بقوسین أو أدنی"}} بر او تجلی کرده است و او کلام الاهی را بدون هیچ واسطه وحجابی از ذات اقدس او دریافت میکند: {{عربی|اندازه=155%|"و ربّما وصل النبی{{صل}} إلی مقام أعلی من أن یتوسّط بینه و بین المبدأ الأول والمفیض علی الکل، واسطه فسمع کلام اللّه بلاواسطه کما قال تعالی «ثمّ دنیفتدلّی فکان قاب قوسین أو أدنی*فأوحی إلی عبده ما أوحی."}}<ref>محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم صفحه ۳۰۱.</ref> او سپس متذکر میشود که قبل از این سه مرتبه، مراتب پایینتری نیز وجوددارد؛ مانند وحی به واسطه رؤیای صادق که علاوه بر انبیا برای اولیا و محمدثین نیز قابل تحقق است. | #امّا مرتبه سوم و أعلا مرتبه وحی نزد صدر المتألهین، آن صورتی است که پیامبر، همه حجابهای ظلمانی و نورانی را پشت سر گذاشته و خداوند متعال در مقام {{عربی|اندازه=155%|"قا بقوسین أو أدنی"}} بر او تجلی کرده است و او کلام الاهی را بدون هیچ واسطه وحجابی از ذات اقدس او دریافت میکند: {{عربی|اندازه=155%|"و ربّما وصل النبی{{صل}} إلی مقام أعلی من أن یتوسّط بینه و بین المبدأ الأول والمفیض علی الکل، واسطه فسمع کلام اللّه بلاواسطه کما قال تعالی «ثمّ دنیفتدلّی فکان قاب قوسین أو أدنی*فأوحی إلی عبده ما أوحی."}}<ref>محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم صفحه ۳۰۱.</ref> او سپس متذکر میشود که قبل از این سه مرتبه، مراتب پایینتری نیز وجوددارد؛ مانند وحی به واسطه رؤیای صادق که علاوه بر انبیا برای اولیا و محمدثین نیز قابل تحقق است. | ||
==تبیین فلسفی مراتب وحی== | |||
*ابتدا به شرح مختصری از تبین فلاسفه از ماهیت مراتب وحی و بعد به نقد وبررسی آن میپردازیم. گذشت که فلاسفه مسلمان از فارابی تا ملاصدرا بیشترین همت خود را صرف تبیین ماهوی یک صورت از وحی یعنی وحی به واسطه فرشته نمودهاند. تبیین ایشان از کیفیت نزول وحی بر اصول و مبانی تقریبا مشترکی قراردارد که به آنها اشاره میکنیم: | |||
#در ورای عالم طبیعت، عالم مجردات یعنی عالم عقول و نفوس سماوی وجود دارد.<ref>ابن سینا، الشـفاء(الالهیات) صفحه ۴۳۹.</ref> آخرین عقل از عالم عقول عقل فعال نام دارد که نزدیکترین عقل به عالم ماده و نفس انسانی است و وظیفه تدبیر و صورتبخشی به موجودات عالم ماده را بر عهده دارد. نفوس انسانی برای فعلیت یافتن استعدادهای خود در ادراک حقایق از او کسب فیض میکنند.<ref>ابن سینا، النجاة ص ۱۹۲؛ صدر الدین شیرازی،الأسفار الأربـعه ص ۲۶۲-۲۸۱</ref> | |||
#این جواهر عقلانی و نفوس سماوی به همه موجودات جزئی مادون خود علم دارند. عقول به صورت کلی، و نفوس به صورت جزئی به آنها علم دارند. این عقول و نفوس نسبت به حوادث عالم ماده، نقش علیّت ایفا میکنند و صور همه موجودات مادون، در عقول به وجود بسیط جمعی و در نفوس به صورت تفصیلی وجود دارند.<ref>طوسی، شرح الاشـارات و التنبیهات، ص ۳۹۹</ref> | |||
#نفس انسانی ذاتا مجرد، و مستعد و مشتاق اتصال به مبادی عالی و دریافت صور از آنها میباشد. در مواقع بسیاری، موانعی مانند اشتغال به حواس و تفکر در واردات، نفس را از اتصال به منابع معرفت بازمیدارد. اگر اسبابی مانند رؤیا، نفس انسانی را از اشتغال به خارج رهایی بخشد یا اگر نفس، چنان قوی باشد که اشتغال به یک جانب، او را از جانب دیگر غافل نسازد، امکان اتصال به عقول و نفوس نیزبرای او فراهم میگردد و در نتیجه او حقایقی از آن عالم -به خصوص آنچه با اغراض او مناسب است- را دریافت میکند. <ref>طوسی، شرح الاشـارات و التنبیهات، ص ۴۰۱-۴۰۷؛ صدر الدین شیرازی، المبدا و المعاد، ص ۵۹۵</ref> | |||
#انعکاس صور از عقل فعال در نفس، مانند انعکاس یک صورت از آینهای به آینه دیگر در برابر آن باشد. {{عربی|اندازه=155%|"فإذا اتصلت(أی النفس)بتلک الجواهر قبلت ما فیها، أعنی نقش ما فی تلکالجواهر من صورة الأشیاء. . . کانطباع الصورة فی مرآة أخری یقابلها"}}. <ref>صدر الدین شیرازی، المبدا و المعاد، ص ۵۹۶</ref> | |||
*چون امور غیبی در جواهر عقلانی به وصف کلیت وجود دارند. به همین صورت کلی نیز در آینه عقل منعکس میشوند. اگر این صور معقول به همین وصف معقولیت، در خزانه حافظه باقی بمانند، چنین انعکاسی وحی صریح خواهد بود و نیازی به تأویل ندارد؛ اما اگر این صور از آینه عقل در آینه متخیله منعکس شوند، طبیعی است که قوه متخیله این صور معقول را به صور خیالی مناسب، محاکات (شبیهسازی) خواهد کرد و آنها را مثلا به صورت اشکال، حروف و اصوات مسموع تصویر مینماید. سپس آنها را در لوح حس مشترک منعکس مینماید تا مشاهده یااستماع گردند. البته وحی، نیازمند به تأویل خواهد بود و به قول ملاصدرا: {{عربی|اندازه=155%|"إن ضعفت المتخیلة بقی فی الحفظ ما انکشف له من الغیب بعینه، فکان وحیاصریحا. و إن قویت المتخیلة و اشتغلت بطبیعة المحاکاة، فیکون هذا الوحی مفتقراإلی التأویل، کما تفتقر الرؤیا إلی التعبیر"}}<ref>صدر الدین شیرازی، المبدا و المعاد، ص ۶۰۳</ref> | |||
اکنون با توجه به اصول پیشگفته میگوییم: به عقیده فلاسفه، پیامبران انسانهایی والا و دارای سه خصلت ویژه هستند که مجموع این خصلتها ایشان را از انسانهای دیگر متمایز میسازد: کمال قوه عاقله، جودت و قوت قوه تخیل و شدت قوه متصرفه. <ref>ابن سینا، المبدأ و المعاد، تـحقیق عـبد ا..نـورانی ص ۱۱۶؛ صدر الدین شیرازی، الشواهد الربوبیه،تـحقیق سـید جلال الدین آشتیانی ص ۳۴۱</ref> پیامبر به واسطه خصلت نخست، یعنی برخورداری از عالیترین مرتبه قوه حدس، بدون نیاز به تعلیم و تعلم بشری، علوم و معارف را از عقل فعال که در لسان شرع از آن به [[لوح محفوظ]] تعبیر میشود در کوتاهترین زمان ممکن دریافت میکند. سپس قوه متخیله پیامبر از چنان قدرتی بهرهمند است که در آن صور کلی دریافتی از عقل فعال را به صور خیالی مناسب محاکات کند و آنها را به صورت الفاظی موزون و در نهایت فصاحت و بلاغت و از زبان شخصی نیکو منظر به تمثیل درآورد و در لوح حس مشترک پیامبر منعکس سازد تا مورد مشاهده و استماع قرار گیرند. چنانکه ملاحظه میشود، قوه متخیله علاوه بر آنکه در تنزل و تمثل حقایق وحیانی از مرتبه عقل به مرتبه حس نقش دارد، در تمثل فرشته وحی به صورت جسمانی نیز نقش اساسی ایفا میکند؛ زیرا پیامبر، حقیقت وجود جبرئیل را با قوه عاقله نفس درک میکند و سپس قوه متخیله او، وی را به زیباترین صورت برای پیامبر متمثل میسازد.<ref>صدر الدین شیرازی، الأسفار الأربـعه، ص ۲۴-۲۷</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||