جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ}}<ref>«بیگمان کسانی که نزد پروردگار تو هستند از بندگی او سرکشی نمیورزند و او را پاک میخوانند و برای او سجده میکنند» سوره اعراف، آیه ۲۰۶.</ref>. | {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ}}<ref>«بیگمان کسانی که نزد پروردگار تو هستند از بندگی او سرکشی نمیورزند و او را پاک میخوانند و برای او سجده میکنند» سوره اعراف، آیه ۲۰۶.</ref>. | ||
بر این اساس، لغت «[[عبد]]» | بر این اساس، لغت «[[عبد]]» وصف برای [[انسانی]] قرار میگیرد که مملوک غیر است و از خود چیزی ندارد و همه امور او در اختیارمولای او است<ref>لسان العرب (ط. دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع - دار صادر، ۱۴۱۴ ه. ق)، ج۳، ص۲۷۰.</ref>. | ||
در اصطلاح [[دینی]]، واژه «عبد» ملازم با [[فقر]] و [[ناداری]] و [[ذلت]] در درگاه مولا است؛ چنان که به راه کوبیده شده در اثر کثرت رفت و آمد و در نتیجه هموار، «طریق مُعبَّد» میگویند<ref>مجمع البیان (ط. ناصر خسرو، ۱۳۷۲ ه. ش)، ج۱، ص۶۱.</ref>؛ لذا عبد کسی است که خود و متعلقاتش از آن مولای او است و خود نادار و [[فقیر]] و [[ذلیل]] در [[خانه]] مولا است. | در اصطلاح [[دینی]]، واژه «عبد» ملازم با [[فقر]] و [[ناداری]] و [[ذلت]] در درگاه مولا است؛ چنان که به راه کوبیده شده در اثر کثرت رفت و آمد و در نتیجه هموار، «طریق مُعبَّد» میگویند<ref>مجمع البیان (ط. ناصر خسرو، ۱۳۷۲ ه. ش)، ج۱، ص۶۱.</ref>؛ لذا عبد کسی است که خود و متعلقاتش از آن مولای او است و خود نادار و [[فقیر]] و [[ذلیل]] در [[خانه]] مولا است. | ||