جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ') |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
*شواهد قرآن، روایی و تاریخی حکایت از آن دارد که [[پیامبر خاتم|رسول خاتم]]{{صل}} که صاحب "جوامع الکلم" است، جامع همه اقسام و صور [[وحی]] نیز بوده و تمامی جلوههای گوناگون [[وحی]] و تکلیم الهی را تجربه کرده است؛ از وحی به صورت دیدن در عالم خواب گرفته تا [[الهام]] قلبی در عالم بیداری و شنیدن وحی به صورت "صلصلة الجرسو دوی النحل" در عالم فرشتگان، از شنیدن وحی از جبرئیل متمثلیافته تا دیدن او در "سدرة المنتهی" در کسوت فرشتگان. از نزول حقیقت قرآن به صورت دفعی در "لیلة القدر" تا نزول تدریجی آن در بیست و سه سال و از همه اینها بالاتر از شنیدن کلام الهی بدون حجاب و واسطه در مقام "قاب قوسین أو أدنی" گرفته تا تجلی خداوند بر او در حال جذبه و مدهوشی که خود، آن را چنین توصیف کرده است: {{عربی|اندازه=155%|إنّ لی مع اللّه وقت لایسعنی ملک مقرّب و لا نبّی مرسل}}<ref>مجلسی، بحار الانوار ج ۱۸ صفحه ۳۶۰.</ref> امّا متأسفانه در میان این همه مقامات، فقط یک صورت از وحی مورد توجه و تحلیل اکثر مفسران، متکلمان و حکیمان قرار گرفته است و آن صورت وحی به واسطه [[جبرئیل]] متمثل یافته با اصوات و الفاظ مسموع بوده است؛ و آن صورت وحی به واسطه جبرئیل متمثلیافته با اصوات و الفاظ مسموع بوده است؛ زیرا چنین میپنداشتهاند که قرآن مجید، عالیترین جلوه وحی خداوندی و معجزه جاویدان آیین محمدی{{صل}} فقط به این صورت بر ایشان نازل شده است. اکنون گزارش مختصری از تلاش دانشمندان اسلامی در خصوص تبیین مراتب و درجات وحی را مرور میکنیم: | *شواهد قرآن، روایی و تاریخی حکایت از آن دارد که [[پیامبر خاتم|رسول خاتم]]{{صل}} که صاحب "جوامع الکلم" است، جامع همه اقسام و صور [[وحی]] نیز بوده و تمامی جلوههای گوناگون [[وحی]] و تکلیم الهی را تجربه کرده است؛ از وحی به صورت دیدن در عالم خواب گرفته تا [[الهام]] قلبی در عالم بیداری و شنیدن وحی به صورت "صلصلة الجرسو دوی النحل" در عالم فرشتگان، از شنیدن وحی از جبرئیل متمثلیافته تا دیدن او در "سدرة المنتهی" در کسوت فرشتگان. از نزول حقیقت قرآن به صورت دفعی در "لیلة القدر" تا نزول تدریجی آن در بیست و سه سال و از همه اینها بالاتر از شنیدن کلام الهی بدون حجاب و واسطه در مقام "قاب قوسین أو أدنی" گرفته تا تجلی خداوند بر او در حال جذبه و مدهوشی که خود، آن را چنین توصیف کرده است: {{عربی|اندازه=155%|إنّ لی مع اللّه وقت لایسعنی ملک مقرّب و لا نبّی مرسل}}<ref>مجلسی، بحار الانوار ج ۱۸ صفحه ۳۶۰.</ref> امّا متأسفانه در میان این همه مقامات، فقط یک صورت از وحی مورد توجه و تحلیل اکثر مفسران، متکلمان و حکیمان قرار گرفته است و آن صورت وحی به واسطه [[جبرئیل]] متمثل یافته با اصوات و الفاظ مسموع بوده است؛ و آن صورت وحی به واسطه جبرئیل متمثلیافته با اصوات و الفاظ مسموع بوده است؛ زیرا چنین میپنداشتهاند که قرآن مجید، عالیترین جلوه وحی خداوندی و معجزه جاویدان آیین محمدی{{صل}} فقط به این صورت بر ایشان نازل شده است. اکنون گزارش مختصری از تلاش دانشمندان اسلامی در خصوص تبیین مراتب و درجات وحی را مرور میکنیم: | ||
*در آثار متکلمان اسلامی، مطلب قابل توجهی در تبیین ماهوی وحی و تفکیک مراتب آن دیده نمیشود؛ اما نگاه ایشان در مباحثی مانند "کلام الاهی"، "[[نبوت]]" و "نزول قرآن" معطوف به همین صورت از وحی میباشد. فلاسفه مسلمان اگرچه سعی درخور ستایشی در دفاع عقلانی از وحی در برابر منکران نبوت نموده و در تبیین خردپسند آن کوشیدهاند؛ | *در آثار متکلمان اسلامی، مطلب قابل توجهی در تبیین ماهوی وحی و تفکیک مراتب آن دیده نمیشود؛ اما نگاه ایشان در مباحثی مانند "کلام الاهی"، "[[نبوت]]" و "نزول قرآن" معطوف به همین صورت از وحی میباشد. فلاسفه مسلمان اگرچه سعی درخور ستایشی در دفاع عقلانی از وحی در برابر منکران نبوت نموده و در تبیین خردپسند آن کوشیدهاند؛ لکن تلاش بزرگان ایشان مانند ابونصرفارابی در آراء اهل المدینة الفاضلة<ref>ابـو نـصر فارابی آراء اهـل المدینة الفاضلة صفحه ۷۸ تا ۸۱.</ref>؛ و فصوص الحکم<ref>ابـو نـصر فارابی فصوص الحکم،تحقیق محمد حسن آل یـاسین صفحه ۸۷ تا ۸۹.</ref>؛ ابن سینا در المبدأ و المعاد<ref>محمد باقر میرداماد، القبسات صفحه ۱۱۵ تا ۱۲۰.</ref> و الاشارات و التنبیهات<ref>حسین بن عبد الله ابن سینا، الاشـارات و التـنبیهات فصلهای ۱۰ -۲۰.</ref> و دیگر آثار خود، غزالی در معارج القدس؛ سهروردی در حکمة الاشراق<ref>سهروردی، مـجموعه مصنفات صفحه ۲۴۰ - ۲۴۵.</ref> و تلویحات<ref>سهروردی، مـجموعه مصنفات صفحه ۹۹ - ۱۰۵.</ref> و خواجه نصیر طوسی در شرح اشارات<ref>نصیر الدین طوسی، شرح الاشـارات و التنبیهات صفحه ۳۹۹ - ۴۱۰.</ref> و میرداماد در قبسات<ref>میرداماد، القبسات صفحه ۴۰۱ - ۴۰۲.</ref> مصروف تبیین ماهوی وحی به واسطه اتصال به "عقل فعال" و چگونگی تمثل فرشته وحی در متخیله پیامبر گردیده و مراتب دیگر وحی مغفول مانده است. در میان ایشان، صدر المتألهین در آثاری مانند: المبدأ و المعاد<ref>محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، المبدا و المعاد صفحه ۵۹۵ - ۶۲۴.</ref>، الشواهد الربوبیه<ref>محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، الشواهد الربوبیه صفحه ۳۴۰ - ۳۵۲.</ref> و شرح اصول کافی <ref>بیتا: کتاب الحجّه، باب الفرق بین النبی و الرسول والمحدّث، ذیل حدیث یکم.</ref> از فارابی و ابن سینا تبعیت کرده و فقط به تکمیل نظریه ایشان پرداخته است؛ اما در اسفار<ref>محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، الأسفار الأربـعه صفحه ۲۶.</ref> و مفاتیح الغیب<ref>محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، مـفاتیح الغیب،تصحیح محمد خواجوی صفحه ۳۵.</ref><ref>[[علی رضا نجفزاده|نجفزاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]] صفحه ۸۸ تا ۹۹.</ref> | ||
*اندکی از آن فراتر رفته و به بعضی از مراتب دیگر وحی توجه کرده است. ایشان در اسفار ذیل عنوان {{عربی|اندازه=155%|انارة قلبیّة و إشارة نوریّة}} به بیان اجمالی این مطلب پرداخته است که پیامبر علاوه بر مشاهده صورت تمثلیافته جبرئیل، وجود حقیقی او را نیز در مقام {{عربی|اندازه=155%|"قا بقوسین أو أدنی"}} مشاهده کرده است و از آن معدن وحی، کلام الهی را با مکالمه حقیقی دریافت نموده است؛ امّا در اینجا از این حد فراتر نرفته است و به تبیین همه مراتب وحی و تمایز آنها از یکدیگر نمیپردازد. تا اینکه بالأخره درتفسیر سوره بقره که شاید آن را بعد از آثار پیشگفته نوشته، تا حدودی به این مطلب پرداخته است. ایشان در تفسیر قرآن کریم خود<ref>محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم صفحه ۲۹۵-۳۰۱.</ref> | *اندکی از آن فراتر رفته و به بعضی از مراتب دیگر وحی توجه کرده است. ایشان در اسفار ذیل عنوان {{عربی|اندازه=155%|انارة قلبیّة و إشارة نوریّة}} به بیان اجمالی این مطلب پرداخته است که پیامبر علاوه بر مشاهده صورت تمثلیافته جبرئیل، وجود حقیقی او را نیز در مقام {{عربی|اندازه=155%|"قا بقوسین أو أدنی"}} مشاهده کرده است و از آن معدن وحی، کلام الهی را با مکالمه حقیقی دریافت نموده است؛ امّا در اینجا از این حد فراتر نرفته است و به تبیین همه مراتب وحی و تمایز آنها از یکدیگر نمیپردازد. تا اینکه بالأخره درتفسیر سوره بقره که شاید آن را بعد از آثار پیشگفته نوشته، تا حدودی به این مطلب پرداخته است. ایشان در تفسیر قرآن کریم خود<ref>محمد ابراهیم صدر الدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم صفحه ۲۹۵-۳۰۱.</ref> | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
*رویکرد فلاسفه در تبیین ماهوی وحی، مورد اعتراض بعضی از اهل کلام، تفسیر و حدیث قرار گرفته است. آنها معتقدند: | *رویکرد فلاسفه در تبیین ماهوی وحی، مورد اعتراض بعضی از اهل کلام، تفسیر و حدیث قرار گرفته است. آنها معتقدند: | ||
#تبیین فلاسفه، متفرع بر اصول و مقدماتی از قبیل افلاک تسعه، عقول عشره ونفوس فلکی مبتنی بر هیأت بطلمیوسی است که امروزه بطلان آن آشکار گردیده است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه ص ۴۳۹</ref> و وقتی آن اساس، ویران و بیاعتبارگردید، هرچه آنها رشتهاند نیز دوباره پنبه میشود و از این راه، نه عقلی ثابت میشود و نه نفسی و نه نبوّتی. | #تبیین فلاسفه، متفرع بر اصول و مقدماتی از قبیل افلاک تسعه، عقول عشره ونفوس فلکی مبتنی بر هیأت بطلمیوسی است که امروزه بطلان آن آشکار گردیده است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه ص ۴۳۹</ref> و وقتی آن اساس، ویران و بیاعتبارگردید، هرچه آنها رشتهاند نیز دوباره پنبه میشود و از این راه، نه عقلی ثابت میشود و نه نفسی و نه نبوّتی. | ||
#فلاسفه با سه خصلت، پیامبران را از دیگر مردمان ممتاز داشتهاند: قوه حدس نیرومند تا بدون اکتساب و تعلیم، علوم را از عقل فعال دریافت کند؛ قوه متخیله قوی تا حقایق دریافتی از عقل فعال را به صورت اشباح مثالی تمثلیافته در لوح حس مشترک منعکس نماید تا مشاهده شوند و بالاخره قوه متصرفه قوی تا درهیولای عالم تصرف کند و معجزات را به ظهور برساند؛ | #فلاسفه با سه خصلت، پیامبران را از دیگر مردمان ممتاز داشتهاند: قوه حدس نیرومند تا بدون اکتساب و تعلیم، علوم را از عقل فعال دریافت کند؛ قوه متخیله قوی تا حقایق دریافتی از عقل فعال را به صورت اشباح مثالی تمثلیافته در لوح حس مشترک منعکس نماید تا مشاهده شوند و بالاخره قوه متصرفه قوی تا درهیولای عالم تصرف کند و معجزات را به ظهور برساند؛ لکن این صفات، مختص به پیامبران نیست و در میان عامه مردم و حتی در میان کفار، مشرکان و اهل کتابهم ممکن است افرادی یافت شوند که از قوه حدس و نبوغی قوی برخوردار و از این جهت از دیگران ممتاز باشند.<ref>ابن تیمیه، بیتا، کتاب النبوات، بیجا، مـکتبة الاسـلامیة ص ۱۶۹</ref> علاوه بر اینکه اگر اطلاع برهمه امور غیبی، شرط [[نبوت]] است، پیامبران از همه آنها آگاه نیستند و اطلاع از بعضی آنها هم اختصاص به پیامبران ندارد<ref>عبد الرحمن بن احمد، بیتا، المواقف فی علم الکلام، بـیروت، عـالم الکـتب ص ۳۳۷</ref> | ||
#به عقیده ایشان، علم برای همه انسانها از طریق ارتباط با عقل فعال و افاضه آن تحقق پیدا میکند؛ پس لازمه این تفسیر آن است که معرفت وحیانی از سنخ معارف عقلانی و اکتسابی باشد و پیامبران همردیف با فلاسفه و نوابغ شمرده شوند.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه ص ۴۹۲</ref> | #به عقیده ایشان، علم برای همه انسانها از طریق ارتباط با عقل فعال و افاضه آن تحقق پیدا میکند؛ پس لازمه این تفسیر آن است که معرفت وحیانی از سنخ معارف عقلانی و اکتسابی باشد و پیامبران همردیف با فلاسفه و نوابغ شمرده شوند.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه ص ۴۹۲</ref> | ||
#به اعتقاد ایشان، عقل فعال که آن را منطبق بر جبرئیل میدانند مجرد تام است و بنابراین نه قابل رؤیت است و نه کلامی دارد که شنیده شود؛ زیرا اینها از خواص اجسام هستند؛ پس جبرئیل، محصول تصرفات قوای عقل و تخیل پیامبراست. در نظر ایشان آنچه او ابتدئا دریافت میکند، معانی و حقایق معقول است و وجود محسوس فرشته و الفاظ مسموع او چیزی جز تمثیل آنها در قوه متخیله نیست و بازگشت این تفسیر به تخیل، چیزی است که در حقیقت وجود ندارد. مانند مجانین، مصروعین و ممرورین که در حالت جنون، صرع و تب و بیماری شدید، نفس آنها را اشتغال به حواس، رهایی یافته اموری را مشاهده میکنند که واقعیت خارجی ندارند.<ref>عبد الرحمن بن احمد، بیتا، المواقف فی علم الکلام، بـیروت، عـالم الکـتب ص ۳۳۸</ref><ref>[[علی رضا نجفزاده|نجفزاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]] صفحه ۸۸ تا ۹۹.</ref> | #به اعتقاد ایشان، عقل فعال که آن را منطبق بر جبرئیل میدانند مجرد تام است و بنابراین نه قابل رؤیت است و نه کلامی دارد که شنیده شود؛ زیرا اینها از خواص اجسام هستند؛ پس جبرئیل، محصول تصرفات قوای عقل و تخیل پیامبراست. در نظر ایشان آنچه او ابتدئا دریافت میکند، معانی و حقایق معقول است و وجود محسوس فرشته و الفاظ مسموع او چیزی جز تمثیل آنها در قوه متخیله نیست و بازگشت این تفسیر به تخیل، چیزی است که در حقیقت وجود ندارد. مانند مجانین، مصروعین و ممرورین که در حالت جنون، صرع و تب و بیماری شدید، نفس آنها را اشتغال به حواس، رهایی یافته اموری را مشاهده میکنند که واقعیت خارجی ندارند.<ref>عبد الرحمن بن احمد، بیتا، المواقف فی علم الکلام، بـیروت، عـالم الکـتب ص ۳۳۸</ref><ref>[[علی رضا نجفزاده|نجفزاده، علی رضا]]، [[صور و مراتب وحی محمدی (مقاله)|صور و مراتب وحی محمدی]] صفحه ۸۸ تا ۹۹.</ref> | ||