وحی بیانی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۸۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۸ اوت ۲۰۱۸
خط ۱۹: خط ۱۹:


==اثبات وحی بیانی==
==اثبات وحی بیانی==
ما در اینجا نمی‌خواهیم [[عصمت]] و [[سنت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} در گفتار و احادیث وی را اثبات کنیم و به عبارت دیگر، بحث در حجیت قول و سنت پیامبر نیست؛ زیرا این لازمه ایمان است و در جای خود بحث می‌شود. مهم این است که آیا می‌‎توان سخنان پیامبر {{صل}} را علاوه بر حجیت آنها، وحی شمرد یا خیر؟ اگر وحی بودن آنها ثابت شود، تقسیم وحی به قرآنی و بیانی صحیح خواهد بود. ادله‌ای که این مدعا را اثبات می‌کنند دوگونه‌اند؛ نقلی و عقلی:
در اینجا بحث در [[حجیت]] [[قول]] و [[سنت پیامبر]] نیست؛ زیرا این لازمه [[ایمان]] است و در جای خود بحث می‌شود. مهم این است که آیا می‌‎توان سخنان پیامبر {{صل}} را علاوه بر حجیت آنها، وحی شمرد یا خیر؟ اگر وحی بودن آنها ثابت شود، تقسیم وحی به قرآنی و بیانی صحیح خواهد بود. ادله‌ای که این مدعا را اثبات می‌کنند دوگونه‌اند؛ نقلی و عقلی:
#'''ادله نقلی''': به مدد برخی از آیات و روایات می‌توان وحی بیانی را اثبات نمود؛ مثل {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}﴾}}<ref>سوره نحل، آیه ۴۴</ref> و آیه دیگر که شبیه همین آیه است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ}}﴾}}<ref>نحل،آیه ۶۴</ref> و نیز : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى}}﴾}}<ref>نجم، آیه ۳و۴</ref> ضمیر هو در این آیه شریفه به قرآن برنمی‌گردد؛ بلکه به منطوق و گفته‌های پیامبر {{صل}} رجوع می‌کند. این آیات به خوبی دلالت می‌کنند که گفته‌های پیامبر وحی است و آن حضرت در بیان وحی، متأثر از امور نفسانی نبوده و سخنان او از طرف خداوند بوده است. در برخی از روایات نیز آمده است که {{عربی|اندازه=155%|قد أوتیت الکتاب و مثلَه معه}}<ref>قرطبی، محمد بن احمد، الجامع الاحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۷ ص ۳۷</ref> و منظور آن است که قرآن و همانند آن به ایشان عطا شده است . بنابراین نه تنها لازم است به تمام کلمات پیامبر{{صل}} تمسک نمود؛ بلکه باید کلمات آن حضرت را وحی الهی دانست که به ایشان القا شده است.<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه ج۱۲ ص ۲۶۱</ref>
#'''ادله نقلی''': به مدد برخی از آیات و روایات می‌توان وحی بیانی را اثبات نمود؛ مثل {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}﴾}}<ref>سوره نحل، آیه ۴۴</ref> و آیه دیگر که شبیه همین آیه است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ}}﴾}}<ref>نحل،آیه ۶۴</ref> و نیز : {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى}}﴾}}<ref>نجم، آیه ۳و۴</ref> ضمیر هو در این آیه شریفه به قرآن برنمی‌گردد؛ بلکه به منطوق و گفته‌های پیامبر {{صل}} رجوع می‌کند. این آیات به خوبی دلالت می‌کنند که گفته‌های پیامبر وحی است و آن حضرت در بیان وحی، متأثر از امور نفسانی نبوده و سخنان او از طرف خداوند بوده است. در برخی از روایات نیز آمده است که {{عربی|اندازه=155%|قد أوتیت الکتاب و مثلَه معه}}<ref>قرطبی، محمد بن احمد، الجامع الاحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۷ ص ۳۷</ref> و منظور آن است که قرآن و همانند آن به ایشان عطا شده است . بنابراین نه تنها لازم است به تمام کلمات پیامبر{{صل}} تمسک نمود؛ بلکه باید کلمات آن حضرت را وحی الهی دانست که به ایشان القا شده است.<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه ج۱۲ ص ۲۶۱</ref>
#'''ادله عقلی''': برهان لطف اثبات می‌کند که فراهم آوردن هر آنچه در قبول، میل و نزدیک شدن مردم به اطاعت و دور شدن آنان از معصیت دخیل باشد، بر خداوند متعال لازم است؛ مگر آنکه چیزي عقلاً محال باشد. بنابراین اگر [[عصمت]] پیامبر و نیز وحی بودن کلمات آن حضرت محال عقلی نبوده، از نظر عقلی ممکن باشد، لازم است خداوند آن را انجام دهد <ref>طالقانی، نظر علی،کاشف الاسرار، به کوشش مهدي طیب، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رساپ جلد۱ ص ۱۱۱؛ [[محمد هادی معرفت|معرفت، محمدهادی]] خلاصه التمهید، ج۱ صفحه ۳۲</ref> اینکه در برخی از روایات آمده است آن حضرت گاهی سخنی می‌گوید که ازطرف خود او بوده و چه بسا اشتباه می‌کرده است و گاهی می‌گوید: شما مسایل دنیوي را بهتر از من می‌دانید!<ref>هیثمی، نورالدین علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، دارالکتاب العربی جلد ۱ ص ۱۷۹</ref> به هیچ وجه پذیرفتنی نیست؛ زیرا گذشته از آنکه این روایات با سند ضعیف و افراد کذابی چون مجالدبن سعید نقل شده و در هیچ منبع شیعی نیامده‌اند، ازجهت متن نیز قابل نقد هستند؛ زیرا هر شخصی که در محیط عربستان متولد و بزرگ شده باشد، می‌داند روایاتی که می‌گوید: درخت خرما تلقیح نمی‌خواهد، قابل پذیرش نیست؛ علاوه بر آنکه استدلال عقلی برخلاف آن است.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]] صفحه ۵۰ تا ۶۰.</ref>
#'''ادله عقلی''': برهان لطف اثبات می‌کند که فراهم آوردن هر آنچه در قبول، میل و نزدیک شدن مردم به اطاعت و دور شدن آنان از معصیت دخیل باشد، بر خداوند متعال لازم است؛ مگر آنکه چیزي عقلاً محال باشد. بنابراین اگر [[عصمت]] پیامبر و نیز وحی بودن کلمات آن حضرت محال عقلی نبوده، از نظر عقلی ممکن باشد، لازم است خداوند آن را انجام دهد <ref>طالقانی، نظر علی،کاشف الاسرار، به کوشش مهدي طیب، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رساپ جلد۱ ص ۱۱۱؛ [[محمد هادی معرفت|معرفت، محمدهادی]] خلاصه التمهید، ج۱ صفحه ۳۲</ref> اینکه در برخی از روایات آمده است آن حضرت گاهی سخنی می‌گوید که ازطرف خود او بوده و چه بسا اشتباه می‌کرده است و گاهی می‌گوید: شما مسایل دنیوي را بهتر از من می‌دانید!<ref>هیثمی، نورالدین علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، دارالکتاب العربی جلد ۱ ص ۱۷۹</ref> به هیچ وجه پذیرفتنی نیست؛ زیرا گذشته از آنکه این روایات با سند ضعیف و افراد کذابی چون مجالدبن سعید نقل شده و در هیچ منبع شیعی نیامده‌اند، ازجهت متن نیز قابل نقد هستند؛ زیرا هر شخصی که در محیط عربستان متولد و بزرگ شده باشد، می‌داند روایاتی که می‌گوید: درخت خرما تلقیح نمی‌خواهد، قابل پذیرش نیست؛ علاوه بر آنکه استدلال عقلی برخلاف آن است.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]] صفحه ۵۰ تا ۶۰.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش