فلته: تفاوت میان نسخهها
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
این تعبیر را بارها [[عمر]] برفراز [[منبر]] دربارۀ [[خلافت ابوبکر]] و [[بیعت]] [[مردم]] با او در [[سقیفه]] به کار برد: {{عربی|کانت بیعة أبی بکر فلتة وقی اللّه شرّها}}<ref>بحار الأنوار، ج ۹۰ ص ۱۲۴، کفایة الخصام، ج ۳ ص ۳۷۲، مصادر نهج البلاغه و اسانیده، ج ۲ ص ۳۰۲، نقل دیگر: کانت بیعة الناس لأبی بکر فلتة من فلتات الجاهلیّه، وقی اللّه المسلمین شرّها، فمن عاد الیه فاقتلوه (مواقف الشیعه، احمدی میانجی، ج ۳ ص ۹۹)</ref> [[بیعت مردم]] با ابی بکر، کار شتابزده و حساب نشدهای بود که [[خداوند]] [[مردم]] را از [[شرّ]] آن [[حفظ]] کرد. در برخی نقلها هم به جای [[بیعت]]، [[امامت]] و [[زمامداری]] [[ابوبکر]] آمده است.<ref>بحار الأنوار، ج ۱۰ ص ۳۴۸</ref> آنچه در [[سقیفه]] و به صورت غوغاسالاری و بدون حضور چهرههای برجستۀ [[اصحاب]] و [[اهل بیت]] [[پیامبر]] به نام "[[بیعت]] [[اهل حلّ و عقد]]" صورت گرفت و [[ابوبکر]] به [[خلافت]] رسید، کاری شتابزده و دور از [[تدبّر]] بود که [[خلیفۀ دوم]] هم از این [[لغزش]] یاد میکرد. [[ابن ابی الحدید]]، پس از [[نقل]] این سخن و پیامدهای [[پذیرش]] آن، در بحثی مفصّل کوشیده تا پاسخی به آن بدهد و اشکالاتش را برطرف سازد. در پایان هم میافزاید: بدان که [[شیعه]]، این سخن [[عمر]] را که [[بیعت]] با [[ابوبکر]]، به صورت فلته و بیحساب و [[تدبّر]] بود، قبول ندارد و ابیاتی از [[شاعران]] [[عرب]] میآورد که آنان، حادثۀ [[سقیفه]] را چیزی از پیش [[تعیین]] شده و با [[برنامهریزی]] قبلی دانستهاند، (...) امری بود که میان خودشان ابرام و طرحریزی شده بود و اگر گروهی گفتهاند که [[بیعت با ابوبکر]] "فلته" بود، سخنی [[نادرست]] است. و [[حق]] همین است و [[اصحاب]] [[سقیفه]] با توطئهای حسابشده، بنا داشتند [[خلافت]] را از [[اهل بیت]] منع کنند و خود گفته بودند که [[نبوت]] و [[خلافت]] نباید در [[بنی هاشم]] جمع شود!<ref>نظریة عدالة الصحابه، ص ۹۳</ref> هرچند اگر [[بیعت]] و [[خلافت ابوبکر]]، به همانصورت هم که [[عمر]] ادعا کرده باشد، باز هم شیوهای غلط و حادثهای شوم است که در مقابل [[نصّ]] [[خدا]] و [[رسول]] انجام گرفته و [[شرّ]] آن دامن [[امّت]] محمّدی را تا [[قیامت]] گرفته است. اگر فعل و انفعالاتی که در [[سقیفه]] انجام میگیرد درست است، چرا [[عمر]] آن را فلته خواند؟ و چرا [[ابوبکر]] کار را به [[وصیت]] بدون [[پرسش]] از [[اجماع]] برگزار نمود؟ و چرا [[عمر]] بدون [[مشورت]] با [[اجماع]] [[انتخابات]] را به شورای شش نفری محوّل داشت، با طرح نقشهای که [[علی]] در آن کشته شود؟ و من نویسنده، به همین مناسبت همیشه این [[شورا]] را شورای شمشیری میگویم. و آیا روش [[انتخاب]] [[ابابکر]] درست است، یا [[عمر]]، یا [[عثمان]]؟<ref>شهید پاکنژاد در «مظلومی گمشده در سقیفه»، ص ۲۷</ref> مرحوم [[سید عبدالحسین شرف الدین عاملی]] پس از [[نقل]] ماجرای فلته و سخن [[ابوبکر]] که گفت: [[خدا]] [[مسلمانان]] را از [[شرّ]] آن نگه داشت و [[حفظ]] کرد، میگوید: این حفظکردن به دست [[امام علی|علی]] {{ع}} بود، با صبری که بر آن آزارها کرد و پلک چشمانش را بر آن خارها بست و از [[حق]] خود برای [[حیات]] [[اسلام]] [[گذشت]].<ref>النصّ و الاجتهاد، ص ۹۲. دربارۀ بیبرنامه نبودن بیعت با ابوبکر از جمله ر. ک: «سیاهترین هفتۀ تاریخ» علی محدّث، ص ۳۷۰. عبد الفتاح عبد المقصود هم غصب خلافت و سقیفه را امری از پیش طرّاحی شده میداند (ر. ک: «خاستگاه خلافت»، ترجمه سیّد حسن افتخارزاده، ص ۲۸۱)</ref> اگر آن [[صبر]] بر [[مظلومیّت]] و [[درایت]] و [[مصلحتاندیشی]] نبود، اگر [[مردم]] سر به [[شورش]] میزدند و اگر تیغها بر سر این مسأله از نیام کشیده میشد و [[جنگی]] داخلی پدید میآمد، شرّی بدتر و بزرگتر از [[خلافت]] بدون [[اجماع]] و [[مشورت]] و [[رأی]] عمومی [[مردم]] پیش میآمد، و آن هدم [[اسلام]] و نابود شدن زحمات [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} بود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۷۲.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | [[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | ||
نسخهٔ ۹ اکتبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۸:۲۲
موضوع مرتبط ندارد - مدخل مرتبط ندارد - پرسش مرتبط ندارد
فلته انجام کاری یا وقوع حادثهای بدون برنامه و آیندهنگری و تدبّر کافی "فلته" است.[۱][۲].
مقدمه
این تعبیر را بارها عمر برفراز منبر دربارۀ خلافت ابوبکر و بیعت مردم با او در سقیفه به کار برد: کانت بیعة أبی بکر فلتة وقی اللّه شرّها[۳] بیعت مردم با ابی بکر، کار شتابزده و حساب نشدهای بود که خداوند مردم را از شرّ آن حفظ کرد. در برخی نقلها هم به جای بیعت، امامت و زمامداری ابوبکر آمده است.[۴] آنچه در سقیفه و به صورت غوغاسالاری و بدون حضور چهرههای برجستۀ اصحاب و اهل بیت پیامبر به نام "بیعت اهل حلّ و عقد" صورت گرفت و ابوبکر به خلافت رسید، کاری شتابزده و دور از تدبّر بود که خلیفۀ دوم هم از این لغزش یاد میکرد. ابن ابی الحدید، پس از نقل این سخن و پیامدهای پذیرش آن، در بحثی مفصّل کوشیده تا پاسخی به آن بدهد و اشکالاتش را برطرف سازد. در پایان هم میافزاید: بدان که شیعه، این سخن عمر را که بیعت با ابوبکر، به صورت فلته و بیحساب و تدبّر بود، قبول ندارد و ابیاتی از شاعران عرب میآورد که آنان، حادثۀ سقیفه را چیزی از پیش تعیین شده و با برنامهریزی قبلی دانستهاند، (...) امری بود که میان خودشان ابرام و طرحریزی شده بود و اگر گروهی گفتهاند که بیعت با ابوبکر "فلته" بود، سخنی نادرست است. و حق همین است و اصحاب سقیفه با توطئهای حسابشده، بنا داشتند خلافت را از اهل بیت منع کنند و خود گفته بودند که نبوت و خلافت نباید در بنی هاشم جمع شود![۵] هرچند اگر بیعت و خلافت ابوبکر، به همانصورت هم که عمر ادعا کرده باشد، باز هم شیوهای غلط و حادثهای شوم است که در مقابل نصّ خدا و رسول انجام گرفته و شرّ آن دامن امّت محمّدی را تا قیامت گرفته است. اگر فعل و انفعالاتی که در سقیفه انجام میگیرد درست است، چرا عمر آن را فلته خواند؟ و چرا ابوبکر کار را به وصیت بدون پرسش از اجماع برگزار نمود؟ و چرا عمر بدون مشورت با اجماع انتخابات را به شورای شش نفری محوّل داشت، با طرح نقشهای که علی در آن کشته شود؟ و من نویسنده، به همین مناسبت همیشه این شورا را شورای شمشیری میگویم. و آیا روش انتخاب ابابکر درست است، یا عمر، یا عثمان؟[۶] مرحوم سید عبدالحسین شرف الدین عاملی پس از نقل ماجرای فلته و سخن ابوبکر که گفت: خدا مسلمانان را از شرّ آن نگه داشت و حفظ کرد، میگوید: این حفظکردن به دست علی (ع) بود، با صبری که بر آن آزارها کرد و پلک چشمانش را بر آن خارها بست و از حق خود برای حیات اسلام گذشت.[۷] اگر آن صبر بر مظلومیّت و درایت و مصلحتاندیشی نبود، اگر مردم سر به شورش میزدند و اگر تیغها بر سر این مسأله از نیام کشیده میشد و جنگی داخلی پدید میآمد، شرّی بدتر و بزرگتر از خلافت بدون اجماع و مشورت و رأی عمومی مردم پیش میآمد، و آن هدم اسلام و نابود شدن زحمات حضرت رسول (ص) بود[۸].
منابع
پانویس
- ↑ مجمع البحرین
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۷۲.
- ↑ بحار الأنوار، ج ۹۰ ص ۱۲۴، کفایة الخصام، ج ۳ ص ۳۷۲، مصادر نهج البلاغه و اسانیده، ج ۲ ص ۳۰۲، نقل دیگر: کانت بیعة الناس لأبی بکر فلتة من فلتات الجاهلیّه، وقی اللّه المسلمین شرّها، فمن عاد الیه فاقتلوه (مواقف الشیعه، احمدی میانجی، ج ۳ ص ۹۹)
- ↑ بحار الأنوار، ج ۱۰ ص ۳۴۸
- ↑ نظریة عدالة الصحابه، ص ۹۳
- ↑ شهید پاکنژاد در «مظلومی گمشده در سقیفه»، ص ۲۷
- ↑ النصّ و الاجتهاد، ص ۹۲. دربارۀ بیبرنامه نبودن بیعت با ابوبکر از جمله ر. ک: «سیاهترین هفتۀ تاریخ» علی محدّث، ص ۳۷۰. عبد الفتاح عبد المقصود هم غصب خلافت و سقیفه را امری از پیش طرّاحی شده میداند (ر. ک: «خاستگاه خلافت»، ترجمه سیّد حسن افتخارزاده، ص ۲۸۱)
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۷۲.