جز
جایگزینی متن - 'رویم' به 'رویم'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'رویم' به 'رویم') |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
اما بسیار میشود برای انجام کاری [[فکر]] میکنیم و [[مشورت]] هم میکنیم، اما باز [[حیرت]] و [[سرگردانی]] ما را [[آزار]] میدهد. نمیدانیم این کار نتیجه خواهد داد یا نه. اینجاست که از [[دعا]] کمک میگیریم و از خدایی که از پایان امور باخبر است طلب خبر میکنیم. بدین معنا، [[پیامبر]] [[عزیز]] ما و [[اهلبیت]] پاکش همیشه استخاره، یعنی از [[خدا]] طلب خیر میکردند. اما معنای دیگر استخاره که آن هم در [[سیره پیامبر]] {{صل}} و اهلبیت {{عم}} آمده این است که وقتی در انجام کاری تردید داریم با [[قرآن]] یا [[تسبیح]] استخاره کنیم و براساس رهنمودی که از [[آیه قرآن]] میگیریم یا از دانههای تسبیح که میشماریم، [[تصمیم]] میگیریم آن کار را انجام بدهیم یا نه؛ [[علامه مجلسی]] در جلد ۸۸ [[کتاب]] [[بحارالانوار]]، ص۲۲۲، بیش از ۶۰ صفحه [[احادیث]] و [[آداب]] استخارهکردن را آورده است. | اما بسیار میشود برای انجام کاری [[فکر]] میکنیم و [[مشورت]] هم میکنیم، اما باز [[حیرت]] و [[سرگردانی]] ما را [[آزار]] میدهد. نمیدانیم این کار نتیجه خواهد داد یا نه. اینجاست که از [[دعا]] کمک میگیریم و از خدایی که از پایان امور باخبر است طلب خبر میکنیم. بدین معنا، [[پیامبر]] [[عزیز]] ما و [[اهلبیت]] پاکش همیشه استخاره، یعنی از [[خدا]] طلب خیر میکردند. اما معنای دیگر استخاره که آن هم در [[سیره پیامبر]] {{صل}} و اهلبیت {{عم}} آمده این است که وقتی در انجام کاری تردید داریم با [[قرآن]] یا [[تسبیح]] استخاره کنیم و براساس رهنمودی که از [[آیه قرآن]] میگیریم یا از دانههای تسبیح که میشماریم، [[تصمیم]] میگیریم آن کار را انجام بدهیم یا نه؛ [[علامه مجلسی]] در جلد ۸۸ [[کتاب]] [[بحارالانوار]]، ص۲۲۲، بیش از ۶۰ صفحه [[احادیث]] و [[آداب]] استخارهکردن را آورده است. | ||
[[امام زینالعابدین]] {{ع}} استخاره خود را اینگونه آغاز میکرد: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِيِّ أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اقْضِ لِي بِالْخِيَرَةِ...}}؛ «بارخدایا، از تو [[راه]] خیری را میطلبم که تو به آن آگاهی. پس [[درود]] بفرست بر [[محمد و خاندان او]] و هرچه خیر است برای من مقدر فرمای و به ما [[الهام]] کن [[شناخت]] راهی را که باید [[اختیار]] کنیم. و آن را وسیلهای ساز که به آنچه برای ما مقرر کردهای [[راضی]] باشیم و در برابر [[حکم]] تو [[تسلیم]] شویم. پس غبار تردید از [[دل]] ما بزدای و ما را به [[یقینی]] چون [[یقین]] [[مخلصان]] [[یاری]] فرمای. بارخدایا، برای ما مخواه که در شناخت آنچه برای ما گزیدهای عاجز آییم، آنگاه تقدیر تو را حقیر شماریم و آنچه را [[خشنودی]] تو در آن است [[مکروه]] داریم و به راهی | [[امام زینالعابدین]] {{ع}} استخاره خود را اینگونه آغاز میکرد: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِيِّ أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اقْضِ لِي بِالْخِيَرَةِ...}}؛ «بارخدایا، از تو [[راه]] خیری را میطلبم که تو به آن آگاهی. پس [[درود]] بفرست بر [[محمد و خاندان او]] و هرچه خیر است برای من مقدر فرمای و به ما [[الهام]] کن [[شناخت]] راهی را که باید [[اختیار]] کنیم. و آن را وسیلهای ساز که به آنچه برای ما مقرر کردهای [[راضی]] باشیم و در برابر [[حکم]] تو [[تسلیم]] شویم. پس غبار تردید از [[دل]] ما بزدای و ما را به [[یقینی]] چون [[یقین]] [[مخلصان]] [[یاری]] فرمای. بارخدایا، برای ما مخواه که در شناخت آنچه برای ما گزیدهای عاجز آییم، آنگاه تقدیر تو را حقیر شماریم و آنچه را [[خشنودی]] تو در آن است [[مکروه]] داریم و به راهی رویم که ما را از سرانجامِ [[نیک]] دور دارد و به غیر [[عافیت]] نزدیک گرداند». | ||
از این دعای [[حضرت]] معلوم میشود که [[خدا]] عالم به همه امور و خیر و [[صلاح]] [[بنده]] است و ما پس از [[طلب]] خیر باید به آنچه قضای او بوده و مورد [[رضایت]] اوست [[خرسند]] باشیم. [[امام سجاد]] {{ع}} دعای [[استخاره]] را اینگونه به پایان میبرد: «خداوندا، [[ناخشنودی]] ما را از قضای خود به خشنودی بدل فرمای و هر [[حکم]] تو را که دشوار میشماریم بر ما آسان گردان. در [[دل]] ما انداز که [[مطیع]] [[اراده]] و منقاد تو باشیم، تا در گزاردن هر کار که [[فرمان]] دادهای در آن شتاب ورزیم درنگ نکنیم و در هر کار که خواستهای درنگ کنیم شتاب نورزیم و آنچه را که تو [[دوست]] میداری ناخوش نینگاریم و آنچه را تو ناخوش میداری [[اختیار]] نکنیم». | از این دعای [[حضرت]] معلوم میشود که [[خدا]] عالم به همه امور و خیر و [[صلاح]] [[بنده]] است و ما پس از [[طلب]] خیر باید به آنچه قضای او بوده و مورد [[رضایت]] اوست [[خرسند]] باشیم. [[امام سجاد]] {{ع}} دعای [[استخاره]] را اینگونه به پایان میبرد: «خداوندا، [[ناخشنودی]] ما را از قضای خود به خشنودی بدل فرمای و هر [[حکم]] تو را که دشوار میشماریم بر ما آسان گردان. در [[دل]] ما انداز که [[مطیع]] [[اراده]] و منقاد تو باشیم، تا در گزاردن هر کار که [[فرمان]] دادهای در آن شتاب ورزیم درنگ نکنیم و در هر کار که خواستهای درنگ کنیم شتاب نورزیم و آنچه را که تو [[دوست]] میداری ناخوش نینگاریم و آنچه را تو ناخوش میداری [[اختیار]] نکنیم». | ||