بدون خلاصۀ ویرایش
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = صحیفه سجادیه | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
این [[نیایش]] | این [[نیایش]] [[امام سجاد]] {{ع}} است در دور ساختن [[مکر]] [[دشمنان]] و بازگرداندن قهر ایشان. زمانی که [[زندگی]] [[آدم]] و [[حوا]] در این کره خاکی شروع شد [[خداوند]] به آنها فرمود: مواظب باشید [[دشمن]] دارید و آن دشمن [[شیطان]] بود. شیطان در [[قرآن]] چهارده بار دشمن [[انسان]] معرفی شده است. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] زیادی به موضوع [[دشمنشناسی]] پرداخته است. در آغاز ۹ [[سوره]] قرآن یعنی سورههای [[توبه]]، [[احزاب]]، [[محمد]]، ممتحنه، منافقون، معارج، [[بینه]]، کافرون، و مسد به مسئله دشمنشناسی توجه شده است. | ||
زمانی که [[زندگی]] [[آدم]] و [[حوا]] در این کره خاکی شروع شد [[خداوند]] به آنها فرمود: مواظب باشید [[دشمن]] دارید و آن دشمن [[شیطان]] بود. شیطان در [[قرآن]] چهارده بار دشمن [[انسان]] معرفی شده است. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] زیادی به موضوع [[دشمنشناسی]] پرداخته است. در آغاز ۹ [[سوره]] قرآن یعنی سورههای [[توبه]]، [[احزاب]]، [[محمد]]، ممتحنه، منافقون، معارج، [[بینه]]، کافرون، و مسد به مسئله دشمنشناسی توجه شده است. | |||
قصههای [[پیامبران]] پر است از [[مبارزات انبیا]] با دشمنانشان، همراه با [[تبیین]] انواع [[توطئهها]]، نیرنگها، مکرها و خصومتها که اعم است از [[جنگ]]، [[محاصره اقتصادی]]، [[تهدیدهای]] [[اجتماعی]]، [[تهاجم فرهنگی]]، تلاش برای [[تضعیف]] [[ایمانها]] و گمراهکردن [[مؤمنان]]. | قصههای [[پیامبران]] پر است از [[مبارزات انبیا]] با دشمنانشان، همراه با [[تبیین]] انواع [[توطئهها]]، نیرنگها، مکرها و خصومتها که اعم است از [[جنگ]]، [[محاصره اقتصادی]]، [[تهدیدهای]] [[اجتماعی]]، [[تهاجم فرهنگی]]، تلاش برای [[تضعیف]] [[ایمانها]] و گمراهکردن [[مؤمنان]]. | ||
| خط ۸: | خط ۱۴: | ||
بار خدایا، رهتوشه من برای رسیدن به تو، [[اعتقاد]] من به یکتایی توست و دستاویز من اینکه هیچچیز در خدایی با تو [[شریک]] نساختهام و کسی را جز تو به خدایی نگرفتهام؛ و اینک خود در تو گریختهام، زیرا [[خطاکاران]] را جز تو فرارگاهی نیست و برای پناهندهای که بهره خویش تباه کرده است جز تو پناهگاهی نیست». | بار خدایا، رهتوشه من برای رسیدن به تو، [[اعتقاد]] من به یکتایی توست و دستاویز من اینکه هیچچیز در خدایی با تو [[شریک]] نساختهام و کسی را جز تو به خدایی نگرفتهام؛ و اینک خود در تو گریختهام، زیرا [[خطاکاران]] را جز تو فرارگاهی نیست و برای پناهندهای که بهره خویش تباه کرده است جز تو پناهگاهی نیست». | ||
امام {{ع}} آنگاه به عمق دشمنیهای خصومتگران پرداخته و قدرشناس [[امدادهای الهی]] است: «ای [[خداوند]] من، چه بسا [[دشمن]] [[ستمگر]] که با مکاید خویش مرا بیازرد و دامهای خود بر سر | امام {{ع}} آنگاه به عمق دشمنیهای خصومتگران پرداخته و قدرشناس [[امدادهای الهی]] است: «ای [[خداوند]] من، چه بسا [[دشمن]] [[ستمگر]] که با مکاید خویش مرا بیازرد و دامهای خود بر سر راه من تعبیه کرد و مرا زیر نظر خود گرفت و چونان درندهای که در کمین شکار گریخته خود بنشیند در کمین من نشست تا مگر فرصت حملهاش به دست افتد، و در همانحال که با [[گشادهرویی]] [[چاپلوسی]] میکرد با نگاه [[خشم]] آلودش در من مینگریست. ای خداوندی که متبارک و متعالی هستی، چون [[خبث]] باطنش و [[قبح]] نهانش را دیدی، او را در همان گودال که برای در دامافکندن من کنده بود به سر درانداختی و در عمق گودالش سرنگون ساختی و او پس از آنهمه [[سرکشی]]، [[ذلیل]] و سرکوفته گردید و در همان دامی گرفتار آمد که مرا گرفتار آن میخواست. اگر نه [[رحمت]] تو بود، نزدیک بود که هر چه او را بر سر آمد مرا بر سر آید. | ||
ای خداوندی که متبارک و متعالی هستی، چون [[خبث]] باطنش و [[قبح]] نهانش را دیدی، او را در همان گودال که برای در دامافکندن من کنده بود به سر درانداختی و در عمق گودالش سرنگون ساختی و او پس از آنهمه [[سرکشی]]، [[ذلیل]] و سرکوفته گردید و در همان دامی گرفتار آمد که مرا گرفتار آن میخواست. اگر نه [[رحمت]] تو بود، نزدیک بود که هر چه او را بر سر آمد مرا بر سر آید. | |||
ای خدای من، بسا [[حسود]] مردی که بر [[نعمت]] من [[رشک]] برد و [[غصه]] راه گلویش بگرفت و خشم چون استخوانی حلقومش بیازرد و با نیش [[زبان]] خود مرا [[آزار]] داد و به هر [[عیب]] که در خود داشت مرا [[تهمت]] برنهاد و آبروی مرا آماج تیرهای [[بهتان]] خود ساخت و صفاتی را که خود بدان موصوف بود بر من بست و به [[کید]] و [[نیرنگ]] خویش مرا [[خشمگین]] ساخت و با حربه [[مکر]] خود بر من [[حمله]] کرد. پس ای [[پروردگار]] من، تو را ندا دادم و به درگاه تو [[استغاثه]] کردم. | ای خدای من، بسا [[حسود]] مردی که بر [[نعمت]] من [[رشک]] برد و [[غصه]] راه گلویش بگرفت و خشم چون استخوانی حلقومش بیازرد و با نیش [[زبان]] خود مرا [[آزار]] داد و به هر [[عیب]] که در خود داشت مرا [[تهمت]] برنهاد و آبروی مرا آماج تیرهای [[بهتان]] خود ساخت و صفاتی را که خود بدان موصوف بود بر من بست و به [[کید]] و [[نیرنگ]] خویش مرا [[خشمگین]] ساخت و با حربه [[مکر]] خود بر من [[حمله]] کرد. پس ای [[پروردگار]] من، تو را ندا دادم و به درگاه تو [[استغاثه]] کردم. | ||
امیدم چنان بود که دعای مرا به زودی [[اجابت]] کنی و [[نیک]] میدانستم که آنکس که در سایه [[امن]] تو [[پناه]] جوید هرگز [[ستم]] نبیند و آنکه به [[پناهگاه]] [[نصرت]] تو در آید از کس نهراسد. پس تو مرا به [[قدرت]] خویش از آسیب او نگه داش». | امیدم چنان بود که دعای مرا به زودی [[اجابت]] کنی و [[نیک]] میدانستم که آنکس که در سایه [[امن]] تو [[پناه]] جوید هرگز [[ستم]] نبیند و آنکه به [[پناهگاه]] [[نصرت]] تو در آید از کس نهراسد. پس تو مرا به [[قدرت]] خویش از آسیب او نگه داش». | ||
و در پایان [[امام]] باز به درگاه خداوند [[توکل]] و به [[مقام]] [[محمد]] {{صل}} و [[علی]] {{ع}} [[توسل]] میجوید و به همه مبارزان [[موحد]] [[راه]] و رسم [[مقابله با دشمن]] را میآموزد: | و در پایان [[امام]] باز به درگاه خداوند [[توکل]] و به [[مقام]] [[محمد]] {{صل}} و [[علی]] {{ع}} [[توسل]] میجوید و به همه مبارزان [[موحد]] [[راه]] و رسم [[مقابله با دشمن]] را میآموزد: «ای [[خداوند]] من، به تو [[تقرب]] میجویم به [[مقام]] رفیع [[محمد]] و [[طریقت]] درخشان [[علی]]؛ و به وسیله آن دو، به تو روی میآورم که مرا از [[شر]] آنچه از آن به تو [[پناه]] آوردهام پناه دهی، که بر آوردن این نیاز با وجود توانگریات تو را به تنگنا نیفکند و با وجود قدرتت به [[رنج]] نیندازد؛ که تو بر هر کاری [[توانایی]]. | ||
«ای [[خداوند]] من، به تو [[تقرب]] میجویم به [[مقام]] رفیع [[محمد]] و [[طریقت]] درخشان [[علی]]؛ و به وسیله آن دو، به تو روی میآورم که مرا از [[شر]] آنچه از آن به تو [[پناه]] آوردهام پناه دهی، که بر آوردن این نیاز با وجود توانگریات تو را به تنگنا نیفکند و با وجود قدرتت به [[رنج]] نیندازد؛ که تو بر هر کاری [[توانایی]]. | |||
ای خداوند من به من ارزانی دار [[رحمت]] و دوام [[توفیق]] خود را تا آن را چون نردبامی گیرم و به مقام خشنودیات [[عروج]] کنم و از [[عذاب]] تو [[ایمنی]] گزینم. {{متن حدیث|يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ}}» | ای خداوند من به من ارزانی دار [[رحمت]] و دوام [[توفیق]] خود را تا آن را چون نردبامی گیرم و به مقام خشنودیات [[عروج]] کنم و از [[عذاب]] تو [[ایمنی]] گزینم. {{متن حدیث|يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ}}»<ref>صحیفه سجادیه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، انتشارات سروش، تهران، ۱۳۷۵؛ قرآن حکیم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.</ref>.<ref>[[سید جواد بهشتی|بهشتی، سید جواد]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «نیایش چهل و نهم»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۵۱۱.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۵: | خط ۳۲: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده: | [[رده:صحیفه سجادیه]] | ||