عزاداری در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف')
خط ۱۰۰: خط ۱۰۰:


=== مرحله ششم: عزاداری در سده‌های دهم و یازدهم (دوران [[حاکمیت]] صفویان) ===
=== مرحله ششم: عزاداری در سده‌های دهم و یازدهم (دوران [[حاکمیت]] صفویان) ===
با تاج‌گذاری شاه [[اسماعیل]] صفوی به سال ۹۰۷ ق، در تبریز، تشیّع در ایران، رسمیت یافت و ترویج شعائر شیعی، از جمله اهداف مهمّ آن حکومت شد. در این دوره، برپایی [[سوگواری]]، چهره علنی پیدا می‌کند و چونان قرن‌های چهارم و پنجم ([[روزگار]] [[آل بویه]] و [[فاطمیان]])، شیعیان، این [[مراسم]] را در نهایتِ شُکوه، [[اجرا]] می‌کنند. چگونگی این مراسم در روزگار صفوی، در منابع بسیاری آمده است، از جمله در سفرنامه‌های اروپائیان و ایرانگردان که با نگرشی ریزبینانه و دقیق، [[وصف]] شده است. شاهان صفوی، شخصاً به [[مراسم عزاداری]] [[محرّم]]، علاقه و [[گرایش]] ویژه‌ای داشتند، بِدان سان که حتّی در اردوهای نظامی، از آن، تن نمی‌زدند. محرّم [[سال]] ۱۰۱۳، شاه عبّاس، قلعه ایروان را محاصره کرد و در [[شب عاشورا]]، در اردوگاه نظامی، مراسم عزاداری برپا نمود. چنان [[شیون]] و فریادی از اردوگاه فراز آمد که ساکنان قلعه پنداشتند [[فرمان]] [[حمله]] شبانه، صادر شده و با گسیل پیکی، خود را [[تسلیم]] کردند. همچنین او به سال ۱۰۱۱ ق، در هنگامه [[جنگ]] با [[سپاهیان]] اُزبک، [[روز عاشورا]] در کنار «آب خطب» توقّف کرد و [[عزاداری امام حسین]] {{ع}} را برپا نمود. در دربار صفویان، ایّام محرّم و روزهای [[عاشورا]]، [[روضة الشهدا]] خوانده می‌شد. افزون بر این، شاهان این [[سلسله]] در [[مراسم]] عمومی روز عاشورا، در میدان [[شهر]]، حضور می‌یافتند و گروه‌هایی [[عزادار]] از پیش دید آنها می‌گذشتند. آنان، [[لباس]] [[عزا]] به تن می‌کردند و املاکی برای برپایی مراسم عزاداری، [[وقف]] می‌نمودند.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۷.</ref>
با تاج‌گذاری شاه [[اسماعیل]] صفوی به سال ۹۰۷ ق، در تبریز، تشیّع در ایران، رسمیت یافت و ترویج شعائر شیعی، از جمله اهداف مهمّ آن حکومت شد. در این دوره، برپایی [[سوگواری]]، چهره علنی پیدا می‌کند و چونان قرن‌های چهارم و پنجم ([[روزگار]] [[آل بویه]] و [[فاطمیان]])، شیعیان، این [[مراسم]] را در نهایتِ شُکوه، [[اجرا]] می‌کنند. چگونگی این مراسم در روزگار صفوی، در منابع بسیاری آمده است، از جمله در سفرنامه‌های اروپائیان و ایرانگردان که با نگرشی ریزبینانه و دقیق، وصف شده است. شاهان صفوی، شخصاً به [[مراسم عزاداری]] [[محرّم]]، علاقه و [[گرایش]] ویژه‌ای داشتند، بِدان سان که حتّی در اردوهای نظامی، از آن، تن نمی‌زدند. محرّم [[سال]] ۱۰۱۳، شاه عبّاس، قلعه ایروان را محاصره کرد و در [[شب عاشورا]]، در اردوگاه نظامی، مراسم عزاداری برپا نمود. چنان [[شیون]] و فریادی از اردوگاه فراز آمد که ساکنان قلعه پنداشتند [[فرمان]] [[حمله]] شبانه، صادر شده و با گسیل پیکی، خود را [[تسلیم]] کردند. همچنین او به سال ۱۰۱۱ ق، در هنگامه [[جنگ]] با [[سپاهیان]] اُزبک، [[روز عاشورا]] در کنار «آب خطب» توقّف کرد و [[عزاداری امام حسین]] {{ع}} را برپا نمود. در دربار صفویان، ایّام محرّم و روزهای [[عاشورا]]، [[روضة الشهدا]] خوانده می‌شد. افزون بر این، شاهان این [[سلسله]] در [[مراسم]] عمومی روز عاشورا، در میدان [[شهر]]، حضور می‌یافتند و گروه‌هایی [[عزادار]] از پیش دید آنها می‌گذشتند. آنان، [[لباس]] [[عزا]] به تن می‌کردند و املاکی برای برپایی مراسم عزاداری، [[وقف]] می‌نمودند.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۸۲۷.</ref>


=== مرحله هفتم: [[عزاداری]] پس از صفویان ===
=== مرحله هفتم: [[عزاداری]] پس از صفویان ===
خط ۱۸۱: خط ۱۸۱:


=== [[غنا]] ===
=== [[غنا]] ===
یکی از مسائل مربوط به عزاداری که حداقل از دوره [[صفویه]] به بعد مورد توجه فقها بوده است، غنا در [[نوحه‌خوانی]] و روضه‌خوانی است. حرمت غنا مورد [[اجماع]] جمیع فقها است؛ اما این که این حرمت چه در [[نوحه]] بالحق و چه نوحه بالباطل یک‌سان جاری باشد، مورد [[اختلاف]] است. به عنوان مثال [[میر صدرالدین محمد دشتکی]] (ز۹۷۳ق) پس از اشاره به اینکه «[[امامیه]] و [[شیعه]]، [[غنا]] و آلات آن را به طور مطلق [[حرام]] کرده‌اند» می‌نویسد: «اما من می‌گویم [[خواندن قرآن]] و [[احادیث]] و اشعاری که مشتمل بر [[حکمت]] و [[موعظه]] و [[نصایح]] و [[تحمید]] و [[تمجید]] [[خداوند]] و [[وصف]] [[رسول]] و [[مناقب اهل بیت]] {{عم}} است، اگر راست باشد و به خاطر [[خدا]] و کسب [[ثواب]] و [[نصیحت]] [[مؤمنان]] با صدای [[نیکو]] خوانده شود و از [[زن]] [[اجنبی]] یا پسربچه که شایبه [[فسق]] و [[شهوت]] در آن است صادر نشود، به نظر من اشکالی ندارد، بلکه [[مستحب]] است؛ چراکه به این صورت، تأثیر بیشتری در [[دل‌ها]] می‌گذارد». همچنین [[مقدس]] اردبیلی۔ [[مجتهد]] دوره صفوی - غنا در [[مرثیه‌خوانی]] [[اهل‌بیت]] را فاقد اشکال می‌دانسته است. اما فتوای او توسط برخی فقهای بعدی مورد اشکال واقع شد. از جمله [[مرتضی انصاری]] - مجتهد دوره قاجار در کتاب [[صراط]] النجاة تصریح می‌کند: «غنا خواندن حرام است و اجرت بر آن حرام است؛ اما در [[قرآن]] و [[روضه]]، [[معصیت]] و عقابش مضاعف است». [[انصاری]] همچنین این نظر را به تفصیل در کتاب المکاسب خود آورده و به فتوای [[مقدس اردبیلی]] اشکال کرده است.<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۷۴.</ref>.
یکی از مسائل مربوط به عزاداری که حداقل از دوره [[صفویه]] به بعد مورد توجه فقها بوده است، غنا در [[نوحه‌خوانی]] و روضه‌خوانی است. حرمت غنا مورد [[اجماع]] جمیع فقها است؛ اما این که این حرمت چه در [[نوحه]] بالحق و چه نوحه بالباطل یک‌سان جاری باشد، مورد [[اختلاف]] است. به عنوان مثال [[میر صدرالدین محمد دشتکی]] (ز۹۷۳ق) پس از اشاره به اینکه «[[امامیه]] و [[شیعه]]، [[غنا]] و آلات آن را به طور مطلق [[حرام]] کرده‌اند» می‌نویسد: «اما من می‌گویم [[خواندن قرآن]] و [[احادیث]] و اشعاری که مشتمل بر [[حکمت]] و [[موعظه]] و [[نصایح]] و [[تحمید]] و [[تمجید]] [[خداوند]] و وصف [[رسول]] و [[مناقب اهل بیت]] {{عم}} است، اگر راست باشد و به خاطر [[خدا]] و کسب [[ثواب]] و [[نصیحت]] [[مؤمنان]] با صدای [[نیکو]] خوانده شود و از [[زن]] [[اجنبی]] یا پسربچه که شایبه [[فسق]] و [[شهوت]] در آن است صادر نشود، به نظر من اشکالی ندارد، بلکه [[مستحب]] است؛ چراکه به این صورت، تأثیر بیشتری در [[دل‌ها]] می‌گذارد». همچنین [[مقدس]] اردبیلی۔ [[مجتهد]] دوره صفوی - غنا در [[مرثیه‌خوانی]] [[اهل‌بیت]] را فاقد اشکال می‌دانسته است. اما فتوای او توسط برخی فقهای بعدی مورد اشکال واقع شد. از جمله [[مرتضی انصاری]] - مجتهد دوره قاجار در کتاب [[صراط]] النجاة تصریح می‌کند: «غنا خواندن حرام است و اجرت بر آن حرام است؛ اما در [[قرآن]] و [[روضه]]، [[معصیت]] و عقابش مضاعف است». [[انصاری]] همچنین این نظر را به تفصیل در کتاب المکاسب خود آورده و به فتوای [[مقدس اردبیلی]] اشکال کرده است.<ref>[[مهدی مسائلی|مسائلی، مهدی]]، [[فرهنگ سوگ شیعی (کتاب)|مقاله «فقه عزاداری»، فرهنگ سوگ شیعی]] ص ۳۷۴.</ref>.


=== [[شمایل]] ===
=== [[شمایل]] ===
۲۲۷٬۶۸۳

ویرایش