اربعین در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۴۱: خط ۴۱:
[[اربعین]] کلمه کانونی یک میدان از مفاهیم ذی‌ربط در [[قرآن]] است که از طریق اتصال شبکه‌ای، معنی ویژه‌ای فراتر از معنی مفرد آن به دست می‌آید. براساس کاربردهای [[قرآنی]] و [[روایی]]، اربعین به عنوان کلمه کانونی دارای [[ارتباط]] طولی با [[خدا]] و [[زمان]] مشخص دارد و از جهت عرضی نیز، دارای ارتباط با فرد از یکسوی و [[سیر]] تکاملی در مدت معین دارد. دیگر اضلاع آن عبارتند از [[تکامل]]، [[عبادت]]، [[تقرب به خدا]] و [[اخلاص]]. اربعین فرصتی است برای [[ارتباط با خدا]] همانند اربعین [[حضرت موسی]] و نیز، [[انسان]] با اربعین به درجات کمال می‌رسد و برای او تقرب به خدا حاصل می‌شود و [[سرگردانی]] چهل ساله [[بنی‌اسرائیل]] نیز برای این بوده که آنان در این مدت به کمال برسند و بتوانند وارد [[سرزمین مقدس]] شوند و در [[چهل سالگی]] نیز مراحلی از کمال [[فکری]] و [[عقلی]] برای [[انسان]] حاصل می‌شود. بنابراین اربعین، بیانگر یک زمان مشخص است که در آن زمان فرد با اخلاص و [[تعلیم]] و عبادت می‌تواند به تکامل و [[قرب]] [[حق]] نایل شود.
[[اربعین]] کلمه کانونی یک میدان از مفاهیم ذی‌ربط در [[قرآن]] است که از طریق اتصال شبکه‌ای، معنی ویژه‌ای فراتر از معنی مفرد آن به دست می‌آید. براساس کاربردهای [[قرآنی]] و [[روایی]]، اربعین به عنوان کلمه کانونی دارای [[ارتباط]] طولی با [[خدا]] و [[زمان]] مشخص دارد و از جهت عرضی نیز، دارای ارتباط با فرد از یکسوی و [[سیر]] تکاملی در مدت معین دارد. دیگر اضلاع آن عبارتند از [[تکامل]]، [[عبادت]]، [[تقرب به خدا]] و [[اخلاص]]. اربعین فرصتی است برای [[ارتباط با خدا]] همانند اربعین [[حضرت موسی]] و نیز، [[انسان]] با اربعین به درجات کمال می‌رسد و برای او تقرب به خدا حاصل می‌شود و [[سرگردانی]] چهل ساله [[بنی‌اسرائیل]] نیز برای این بوده که آنان در این مدت به کمال برسند و بتوانند وارد [[سرزمین مقدس]] شوند و در [[چهل سالگی]] نیز مراحلی از کمال [[فکری]] و [[عقلی]] برای [[انسان]] حاصل می‌شود. بنابراین اربعین، بیانگر یک زمان مشخص است که در آن زمان فرد با اخلاص و [[تعلیم]] و عبادت می‌تواند به تکامل و [[قرب]] [[حق]] نایل شود.


به گفته [[قمی]]<ref>تفسیر القمی، ج۱، ص۱۶۵.</ref> سرگردانی چهل ساله [[قوم موسی]] چنین بود که وقتی صبح به [[زمین]] [[موعود]] میرسیدند [[خداوند]] [[زمین]] را طوری میچرخاند که ناخودآگاه به مکان اول باز میگشتند<ref>زمخشری، کشاف، ج۱، ص۶۲۳.</ref>. [[معتقد]] است در [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«(خداوند) فرمود: که (آمدن به) این سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ روی زمین سرگردان می‌شوند، پس بر گروه نافرمانان دریغ مخور» سوره مائده، آیه ۲۶.</ref> دو احتمال است: یکی اینکه: رفتن به [[سرزمین]] [[موعود]] مشروط است به [[جهاد]]. دوم اینکه: پس از چهل سال اجازه یافتند به سرزمین موعود وارد شوند. به [[عقیده]] [[علامه طباطبایی]]<ref>۵، ۲۸۸.</ref> مقصود [[آیه]] این است که [[قوم موسی]] به خاطر [[نافرمانی خدا]] و پیامبرش چهل سال سرگردان شدند. به گفته ابن‌عاشور<ref>۵ / ۸۰.</ref> [[حق تعالی]] خواسته [[موسی]] را [[اجابت]] کرده است. در مورد وعده‌گذاری [[خدا]] با [[حضرت موسی]] بر شب تکیه شده است: {{متن قرآن|وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که با موسی چهل شب وعده نهادیم» سوره بقره، آیه ۵۱.</ref> زیرا در [[مناجات با خدا]]، [[شب]] نقش اساسی دارد؛ لذا در اینجا تعبیر به چهل شب شده است. [[فیض کاشانی]] [[آیه شریفه]] را بر معنای ظاهری آن حمل کرده<ref>۲، ۲۵.</ref>. [[ابن‌عربی]] بر خلاف مشهور در مورد [[سرگردانی]] چهل ساله قوم موسی گفته است: منظور آیه شریفه این است که [[انسان]]، به مدت چهل سال، به خاطر [[برتری]] نفس [[سرکش]] در بیابان [[طبیعت]] سرگردان است و [[قلب]] اجازه ورود نخواهد داشت اما پس از چهل سال به [[بلوغ]] [[حقیقی]] می‌رسد. به همین جهت قوم موسی هر [[روز]] شش فرسخ می‌رفتند، اما شب همان جای اول بودند چون راه [[نجات]] خود را در ماده و [[جسم]] جستجو میکردند<ref>تفسیر ابن‌عربی، ج۱، ص۱۷۴.</ref>.
به گفته [[قمی]]<ref>تفسیر القمی، ج۱، ص۱۶۵.</ref> سرگردانی چهل ساله [[قوم موسی]] چنین بود که وقتی صبح به [[زمین]] [[موعود]] میرسیدند [[خداوند]] [[زمین]] را طوری میچرخاند که ناخودآگاه به مکان اول باز میگشتند<ref>زمخشری، کشاف، ج۱، ص۶۲۳.</ref>. [[معتقد]] است در [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}}<ref>«(خداوند) فرمود: که (آمدن به) این سرزمین چهل سال بر آنان حرام است؛ روی زمین سرگردان می‌شوند، پس بر گروه نافرمانان دریغ مخور» سوره مائده، آیه ۲۶.</ref> دو احتمال است: یکی اینکه: رفتن به [[سرزمین]] [[موعود]] مشروط است به [[جهاد]]. دوم اینکه: پس از چهل سال اجازه یافتند به سرزمین موعود وارد شوند. به [[عقیده]] [[علامه طباطبایی]]<ref>۵، ۲۸۸.</ref> مقصود [[آیه]] این است که [[قوم موسی]] به خاطر [[نافرمانی خدا]] و پیامبرش چهل سال سرگردان شدند. به گفته ابن‌عاشور<ref>۵ / ۸۰.</ref> [[حق تعالی]] خواسته [[موسی]] را [[اجابت]] کرده است. در مورد وعده‌گذاری [[خدا]] با [[حضرت موسی]] بر شب تکیه شده است: {{متن قرآن|وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که با موسی چهل شب وعده نهادیم» سوره بقره، آیه ۵۱.</ref> زیرا در [[مناجات با خدا]]، [[شب]] نقش اساسی دارد؛ لذا در اینجا تعبیر به چهل شب شده است. [[فیض کاشانی]] [[آیه شریفه]] را بر معنای ظاهری آن حمل کرده<ref>۲، ۲۵.</ref>. [[ابن‌عربی]] بر خلاف مشهور در مورد [[سرگردانی]] چهل ساله قوم موسی گفته است: منظور آیه شریفه این است که [[انسان]]، به مدت چهل سال، به خاطر [[برتری]] نفس [[سرکش]] در بیابان [[طبیعت]] سرگردان است و [[قلب]] اجازه ورود نخواهد داشت اما پس از چهل سال به [[بلوغ]] [[حقیقی]] می‌رسد. به همین جهت قوم موسی هر [[روز]] شش فرسخ می‌رفتند، اما شب همان جای اول بودند چون راه [[نجات]] خود را در ماده و [[جسم]] جستجو می‌کردند<ref>تفسیر ابن‌عربی، ج۱، ص۱۷۴.</ref>.


[[عبادت]] و [[مراقبت]] اربعینی یا چهل شبانه‌روز، مورد توجه [[اهل]] [[سلوک]] بوده و در [[روایات]] نیز به آن اشاره شده است. از جمله این [[روایت]]: {{متن حدیث|مَنْ أَخْلَصَ الْعِبَادَةَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ}}، «هر آنکه چهل روز به خاطر [[رضای الهی]] [[خلوت]] گزیند، چشمه‌های [[حکمت]] بر قلب و زبانش جاری می‌شود. هر کس چهل روز خود را [[خالص]] برای [[خدا]] گرداند چشمه‌های [[حکمت]] از [[قلب]] او بر زبانش جاری خواهد شد <ref>بحارالانوار، ج۵۳، ص۳۲۶.</ref>. از [[امام باقر]]{{ع}} نیز [[روایت]] شده:{{متن حدیث|مَا أَخْلَصَ الْعَبْدُ الْإِيمَانَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِينَ يَوْماً أَوْ قَالَ مَا أَجْمَلَ عَبْدٌ ذِكْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِينَ يَوْماً إِلَّا زَهَّدَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الدُّنْيَا وَ بَصَّرَهُ دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا فَأَثْبَتَ الْحِكْمَةَ فِي قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ}}، «هیچ بنده‌ای [[ایمان]] خود به خدا را در چهل [[روز]] [[خالص]] نگرداند، مگر آنکه [[پروردگار]]، او را نسبت به [[دنیا]] کم توجه کرده و دردها و درمان‌های دنیا را نشانش خواهد داد. سپس، [[حکمت]] در قلب او [[استوار]] شده و زبان خود را نیز به حکمت خواهد گشود» <ref>الکافی، ج۲، ص۱۶.</ref>.
[[عبادت]] و [[مراقبت]] اربعینی یا چهل شبانه‌روز، مورد توجه [[اهل]] [[سلوک]] بوده و در [[روایات]] نیز به آن اشاره شده است. از جمله این [[روایت]]: {{متن حدیث|مَنْ أَخْلَصَ الْعِبَادَةَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً ظَهَرَتْ يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ}}، «هر آنکه چهل روز به خاطر [[رضای الهی]] [[خلوت]] گزیند، چشمه‌های [[حکمت]] بر قلب و زبانش جاری می‌شود. هر کس چهل روز خود را [[خالص]] برای [[خدا]] گرداند چشمه‌های [[حکمت]] از [[قلب]] او بر زبانش جاری خواهد شد <ref>بحارالانوار، ج۵۳، ص۳۲۶.</ref>. از [[امام باقر]]{{ع}} نیز [[روایت]] شده:{{متن حدیث|مَا أَخْلَصَ الْعَبْدُ الْإِيمَانَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِينَ يَوْماً أَوْ قَالَ مَا أَجْمَلَ عَبْدٌ ذِكْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِينَ يَوْماً إِلَّا زَهَّدَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي الدُّنْيَا وَ بَصَّرَهُ دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا فَأَثْبَتَ الْحِكْمَةَ فِي قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ}}، «هیچ بنده‌ای [[ایمان]] خود به خدا را در چهل [[روز]] [[خالص]] نگرداند، مگر آنکه [[پروردگار]]، او را نسبت به [[دنیا]] کم توجه کرده و دردها و درمان‌های دنیا را نشانش خواهد داد. سپس، [[حکمت]] در قلب او [[استوار]] شده و زبان خود را نیز به حکمت خواهد گشود» <ref>الکافی، ج۲، ص۱۶.</ref>.
۱۱۵٬۳۰۱

ویرایش