اربعین در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۳: خط ۱۳:
#آیه‌ {{متن قرآن|وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که با موسی چهل شب وعده نهادیم سپس در نبودن او گوساله را (به پرستش) گرفتید در حالی که ستمکار بودید» سوره بقره، آیه ۵۱.</ref> نیز از [[میقات]] ۴۰ شبه [[موسی]] خبر می‌دهد. که در آیه‌ {{متن قرآن|وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و ما با موسی سی شب وعده نهادیم و با ده شب دیگر آن را کامل کردیم و میقات پروردگارش در چهل شب کمال یافت و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref> به این صورت تفصیل داده شده است. [[مفسران]] برآنند که آن ۴۰ شب در ۳۰ شب ذی‌القعده و دهه اوّل ذی‌الحجه بوده است، م <ref>تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۴۷ و ۲۴۱، جامع البیان، مج‌۱، ج‌۱، ص۴۰۰، مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۷۲۸.</ref> چنان‌که روایاتی از [[امام‌ صادق]]{{ع}} نیز بر این تعیین دلالت دارد،<ref> الکافی، ج۴، ص۷۸۹، تفسیر عیاشی، ج۲، ص‌۱۵۸.</ref> امّا [[آلوسی]] بدون استناد به دلیلی، این احتمال را که میقات در ۳۰ [[روز]] ذی الحجه و دهه اوّل [[محرم]] بوده نیز نقل کرده است.<ref>روح المعانی، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۴۰۷.</ref> میقات ۴۰ روز و ۴۰ شبه موسی در تورات آمده است<ref>کتاب مقدس، عدد ۱۴: ۳۴.</ref>.<ref>[[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]]، [[اربعین - دشتی (مقاله)|مقاله «اربعین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲، ص۴۵۰-۴۵۱</ref>
#آیه‌ {{متن قرآن|وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که با موسی چهل شب وعده نهادیم سپس در نبودن او گوساله را (به پرستش) گرفتید در حالی که ستمکار بودید» سوره بقره، آیه ۵۱.</ref> نیز از [[میقات]] ۴۰ شبه [[موسی]] خبر می‌دهد. که در آیه‌ {{متن قرآن|وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و ما با موسی سی شب وعده نهادیم و با ده شب دیگر آن را کامل کردیم و میقات پروردگارش در چهل شب کمال یافت و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref> به این صورت تفصیل داده شده است. [[مفسران]] برآنند که آن ۴۰ شب در ۳۰ شب ذی‌القعده و دهه اوّل ذی‌الحجه بوده است، م <ref>تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۴۷ و ۲۴۱، جامع البیان، مج‌۱، ج‌۱، ص۴۰۰، مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۷۲۸.</ref> چنان‌که روایاتی از [[امام‌ صادق]]{{ع}} نیز بر این تعیین دلالت دارد،<ref> الکافی، ج۴، ص۷۸۹، تفسیر عیاشی، ج۲، ص‌۱۵۸.</ref> امّا [[آلوسی]] بدون استناد به دلیلی، این احتمال را که میقات در ۳۰ [[روز]] ذی الحجه و دهه اوّل [[محرم]] بوده نیز نقل کرده است.<ref>روح المعانی، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۴۰۷.</ref> میقات ۴۰ روز و ۴۰ شبه موسی در تورات آمده است<ref>کتاب مقدس، عدد ۱۴: ۳۴.</ref>.<ref>[[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]]، [[اربعین - دشتی (مقاله)|مقاله «اربعین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲، ص۴۵۰-۴۵۱</ref>


==[[راز]] عدد چهل ==
==راز عدد چهل ==
مفسران در ذیل هر یک از [[آیات]] پیشین درصدد برآمده‌اند رازی متناسب با موضوع را برای عدد ۴۰ بیان کنند. در آیه‌ {{متن قرآن|وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«و به آدمی سپرده‌ایم که به پدر و مادرش نیکی کند؛ مادرش او را به دشواری آبستن بوده و به دشواری زاده است- و بارداری و از شیر گرفتنش سی ماه است- تا چون به رشد کامل رسد و چهل ساله شود بگوید: پروردگارا در دلم افکن تا نعمتت را که به من و پدر و مادرم بخشیده‌ای سپاس بگزارم و کردار شایسته‌ای که تو را خشنود کند به جای آرم و برای من، در دودمانم شایستگی نه که من به سوی تو بازگشته‌ام و من از فرمانبردارانم» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref> از کمال [[رشد]] [[انسان]] و ۴۰‌ سالگی وی یاد‌شده است. بیش‌تر مفسران، کمال رشد را در ۳۳ سالگی می‌دانند،<ref>جامع‌البیان، مج‌۱۳ ج‌۲۶، ص‌۲۲، التفسیر الکبیر، ج‌۱۴، ص‌۱۷.</ref> ولی برخی آن را در همان ۴۰ سالگی دانسته‌اند.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۱۳۰، تفسیر قرطبی، ج‌۲۶، ص‌۱۲۹.</ref> بنا به روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} [[انسان]] در ۳۳ سالگی به [[رشد]] کامل [[جسمانی]] خود می‌رسد و این رشد تا ۴۰ سالگی ثابت است و از آن پس، [[بدن]] رو به [[کاستی]] می‌رود.<ref>الخصال، ج‌۲، ص‌۵۴۵.</ref> در هر صورت برخی، سرّ تأکید [[آیه]] بر ۴۰‌ سالگی را این دانسته‌اند که از یک سو معمولاً [[عقل انسان]] در این سن کامل می‌شود <ref>مجمع‌البیان، ج۹، ص۱۳۰، المیزان، ج۱۸، ص۲۰۱.</ref> و در همین [[زمان]] [[حجت خداوند]] بر او تمام شده، [[جهالت]] [[جوانی]] از وی فاصله گرفته، [[حق]] [[واجب]] [[خداوند]] را در [[نیکی به پدر و مادر]] می‌شناسد <ref>جامع البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۲۲.</ref> و از سوی دیگر در ۴۰‌ سالگی [[صفات اخلاقی]] در وی [[قوی]] شده، از آن پس به آسانی از او جدا نمی‌شود.<ref>روح المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۶، ص‌۲۹.</ref> در این باره وجوه دیگری نیز گفته شده که چندان اعتبار ندارد و بیش‌تر استحسانی است، مثلا [[فخر رازی]] می‌گوید: از یک سو نعمت‌های [[پدر]] و [[مادر]] از بدو [[تولد]] [[کودک]] تا ۴۰ سالگی او ادامه دارد و از دیگر‌سو، فرزند نیز تا ۴۰ سالگی به‌دلیل کامل نشدن عقلش نیازمند [[مراقبت]] [[والدین]] است و [[انسان]] جز با [[دعای خیر]] نمی‌تواند به والدینش [[پاداش]] دهد، <ref>التفسیر الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۲۰.</ref>هم‌چنین می‌گوید: توجه انسان به [[بندگی]] خداوند و [[عبادت]] و [[اطاعت]] او، در ۴۰ سالگی است، از همین رو همه [[پیامبران]] پس از ۴۰ سالگی به [[پیامبری]] رسیدند،<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۲۰.</ref> در‌حالی‌ که این جز در مورد [[پیامبراسلام]]{{صل}} مسلّم نیست.<ref> روح المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۶، ص‌۲۹.</ref> در هر صورت، آن‌چه قابل [[انکار]] نیست، اهمیت این مرحله از [[عمر انسان]] است، چنان‌که در [[روایات]] متعددی از [[پیامبر]]{{صل}} و [[معصومان]] آمده است هنگامی که [[بنده]] به ۴۰ سالگی می‌رسد، خداوند به دو [[فرشته]] مراقب او می‌گوید: از این پس بر او سخت بگیرید و همه کارهای کوچک و بزرگ و زیاد و کم او را ثبت کنید.<ref> الخصال، ج‌۲، ص‌۵۴۵، الامالی، ص‌۳۶، التفسیر‌الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۲۰.</ref> در [[حدیث]] آمده است: کسانی‌که به ۴۰‌ سالگی می‌رسند و [[توبه]] نمی‌کنند، [[شیطان]] دستی به‌صورت آنها کشیده، می‌گوید: پدرم فدای رویی که [[رستگار]] نمی‌شود <ref>روح المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۶، ص‌۲۹.</ref>
مفسران در ذیل هر یک از [[آیات]] پیشین درصدد برآمده‌اند رازی متناسب با موضوع را برای عدد ۴۰ بیان کنند. در آیه‌ {{متن قرآن|وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«و به آدمی سپرده‌ایم که به پدر و مادرش نیکی کند؛ مادرش او را به دشواری آبستن بوده و به دشواری زاده است- و بارداری و از شیر گرفتنش سی ماه است- تا چون به رشد کامل رسد و چهل ساله شود بگوید: پروردگارا در دلم افکن تا نعمتت را که به من و پدر و مادرم بخشیده‌ای سپاس بگزارم و کردار شایسته‌ای که تو را خشنود کند به جای آرم و برای من، در دودمانم شایستگی نه که من به سوی تو بازگشته‌ام و من از فرمانبردارانم» سوره احقاف، آیه ۱۵.</ref> از کمال [[رشد]] [[انسان]] و ۴۰‌ سالگی وی یاد‌شده است. بیش‌تر مفسران، کمال رشد را در ۳۳ سالگی می‌دانند،<ref>جامع‌البیان، مج‌۱۳ ج‌۲۶، ص‌۲۲، التفسیر الکبیر، ج‌۱۴، ص‌۱۷.</ref> ولی برخی آن را در همان ۴۰ سالگی دانسته‌اند.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۱۳۰، تفسیر قرطبی، ج‌۲۶، ص‌۱۲۹.</ref> بنا به روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} [[انسان]] در ۳۳ سالگی به [[رشد]] کامل [[جسمانی]] خود می‌رسد و این رشد تا ۴۰ سالگی ثابت است و از آن پس، [[بدن]] رو به [[کاستی]] می‌رود.<ref>الخصال، ج‌۲، ص‌۵۴۵.</ref> در هر صورت برخی، سرّ تأکید [[آیه]] بر ۴۰‌ سالگی را این دانسته‌اند که از یک سو معمولاً [[عقل انسان]] در این سن کامل می‌شود <ref>مجمع‌البیان، ج۹، ص۱۳۰، المیزان، ج۱۸، ص۲۰۱.</ref> و در همین [[زمان]] [[حجت خداوند]] بر او تمام شده، [[جهالت]] [[جوانی]] از وی فاصله گرفته، [[حق]] [[واجب]] [[خداوند]] را در [[نیکی به پدر و مادر]] می‌شناسد <ref>جامع البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۶، ص‌۲۲.</ref> و از سوی دیگر در ۴۰‌ سالگی [[صفات اخلاقی]] در وی [[قوی]] شده، از آن پس به آسانی از او جدا نمی‌شود.<ref>روح المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۶، ص‌۲۹.</ref> در این باره وجوه دیگری نیز گفته شده که چندان اعتبار ندارد و بیش‌تر استحسانی است، مثلا [[فخر رازی]] می‌گوید: از یک سو نعمت‌های [[پدر]] و [[مادر]] از بدو [[تولد]] [[کودک]] تا ۴۰ سالگی او ادامه دارد و از دیگر‌سو، فرزند نیز تا ۴۰ سالگی به‌دلیل کامل نشدن عقلش نیازمند [[مراقبت]] [[والدین]] است و [[انسان]] جز با [[دعای خیر]] نمی‌تواند به والدینش [[پاداش]] دهد، <ref>التفسیر الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۲۰.</ref>هم‌چنین می‌گوید: توجه انسان به [[بندگی]] خداوند و [[عبادت]] و [[اطاعت]] او، در ۴۰ سالگی است، از همین رو همه [[پیامبران]] پس از ۴۰ سالگی به [[پیامبری]] رسیدند،<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۲۰.</ref> در‌حالی‌ که این جز در مورد [[پیامبراسلام]]{{صل}} مسلّم نیست.<ref> روح المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۶، ص‌۲۹.</ref> در هر صورت، آن‌چه قابل [[انکار]] نیست، اهمیت این مرحله از [[عمر انسان]] است، چنان‌که در [[روایات]] متعددی از [[پیامبر]]{{صل}} و [[معصومان]] آمده است هنگامی که [[بنده]] به ۴۰ سالگی می‌رسد، خداوند به دو [[فرشته]] مراقب او می‌گوید: از این پس بر او سخت بگیرید و همه کارهای کوچک و بزرگ و زیاد و کم او را ثبت کنید.<ref> الخصال، ج‌۲، ص‌۵۴۵، الامالی، ص‌۳۶، التفسیر‌الکبیر، ج‌۲۸، ص‌۲۰.</ref> در [[حدیث]] آمده است: کسانی‌که به ۴۰‌ سالگی می‌رسند و [[توبه]] نمی‌کنند، [[شیطان]] دستی به‌صورت آنها کشیده، می‌گوید: پدرم فدای رویی که [[رستگار]] نمی‌شود <ref>روح المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۶، ص‌۲۹.</ref>


۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش