جز
جایگزینی متن - '-،' به '-'
جز (جایگزینی متن - '\=\=\sپانویس\s\=\=↵\{\{پانویس\}\}\n\n\[\[رده\:(.*)در\sقرآن\]\]' به '== پانویس == {{پانویس}}') |
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-') |
||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
# '''لُب:''' {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی میبخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان دادهاند؛ و جز خردمندان در یاد نمیگیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>. برخی از [[دانشمندان]]، بر آن رفتهاند که "لُب"، مرتبه [[خالص]] و سرۀ [[عقل]] است؛ از اینرو بر خِردی که با [[اعمال]] [[زشت]] و یا [[اعتقادات]] [[باطل]] آمیخته شده باشد، اطلاق نمیگردد. شاید [[خداوند متعال]] [[روح]] را از آنروی لُب خوانده است که همانگونه که لُب، بخش [[خالص]] هر شیء و [[حقیقت]] آن است، [[روح]] نیز نسبت به [[انسان]] همینگونه است؛ چه [[حقیقت]] انسانْ [[روح]] اوست و انسانیّت [[انسان]] نیز به همو. | # '''لُب:''' {{متن قرآن|وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«به هر که خواهد فرزانگی میبخشد و هر که را فرزانگی دهند به راستی خیری فراوان دادهاند؛ و جز خردمندان در یاد نمیگیرند» سوره بقره، آیه ۲۶۹.</ref>. برخی از [[دانشمندان]]، بر آن رفتهاند که "لُب"، مرتبه [[خالص]] و سرۀ [[عقل]] است؛ از اینرو بر خِردی که با [[اعمال]] [[زشت]] و یا [[اعتقادات]] [[باطل]] آمیخته شده باشد، اطلاق نمیگردد. شاید [[خداوند متعال]] [[روح]] را از آنروی لُب خوانده است که همانگونه که لُب، بخش [[خالص]] هر شیء و [[حقیقت]] آن است، [[روح]] نیز نسبت به [[انسان]] همینگونه است؛ چه [[حقیقت]] انسانْ [[روح]] اوست و انسانیّت [[انسان]] نیز به همو. | ||
# '''[[قلب]] :''' {{متن قرآن|يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«روزی که در آن دارایی و فرزندان سودی نمیرسانند * جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۸-۸۹.</ref>؛ نیز میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ}}<ref>«بیگمان در این، یادکردی است برای آنکه دلی دارد یا (به سخن) گوش میسپارد» سوره ق، آیه ۳۷.</ref> و نیز: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ}}<ref>«بدینگونه خداوند بر دل هر خویشبین گردنکشی مهر مینهد» سوره غافر، آیه ۳۵.</ref>. از آیاتی که دلالت بر رتبت والای [[قلب]] و اهمیّت آن دارد، این [[آیه شریفه]] است: {{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ}}<ref>«و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>؛ چراکه مراد از آن، آنست که [[خداوند]] خود [[قلوب]] [[مردمان]] را به دست دارد، و آن را همانگونه که خود میخواهد، دیگرگون میسازد. [[قلب]] را نیز به همین [[دلیل]] "[[قلب]]" خواندهاند، که تقلّبات و صورتهای گونه گونِ فراوانی میپذیرد. برخی بر آن رفتهاند که [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ}}<ref>«خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>؛ را اشارتی است به [[بندگان]] خاصّ [[حضرت حق]]، که آنان را ارادهای جز [[اراده]] او و خواستی جز از خواست او نیست؛ همانگونه که [[حضرت حق]] خود فرموده است: {{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند است، مخواهید که خداوند دانایی فرزانه است» سوره انسان، آیه ۳۰.</ref>. همین معنی، در [[حدیث شریف]] [[نبوی]] نیز آمده است: "[[قلب]] فرد [[مؤمن]]، در میان دو انگشت [[حضرت]] قرار دارد؛ او آن [[قلب]] را هرگونه که بخواهد دگرگون میفرماید"<ref>{{متن حدیث| قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَيْنَ إِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ الرَّحْمَنِ يُقَلِّبُهُ كَيْفَ یَشَاءَ}}؛ مرآة العقول، ج ۱۰، ص ۳۹۳ و ۳۹۴.</ref>؛ برخی دیگر از [[عالمان]] نیز، بر آن رفتهاند که منظور از این [[آیه شریفه]]، آنست که قوام و [[پایداری]] [[قلب]] [[انسان]]، به [[خداوند متعال]] است؛ از اینرو او از [[قلب]] [[انسان]] به او نزدیکتر است!. کوتاه سخن آنکه [[قلب]] را از آنرو "[[قلب]]" نامیدهاند، که هر لحظه در دیگرگونی و انقلابی تازه است؛ حال اگر در تصرّف [[شیطان]] باشد بواسطة خواطر [[شیطانی]] دگرگونی مییابد، و اگر در دست [[خداوند]] به جلّ وعلا! - باشد، بواسطة الهامها و عنایتهای خاصّ او تبدّل حال مییابد. بارخدایا! [[قلوب]] ما را در دستان پر مهر خویشگیر، و نیکیها را به ما [[الهام]] فرما، و با [[عنایات]] خاصّهات بر ما [[کرم]] نما!. | # '''[[قلب]] :''' {{متن قرآن|يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«روزی که در آن دارایی و فرزندان سودی نمیرسانند * جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۸-۸۹.</ref>؛ نیز میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ}}<ref>«بیگمان در این، یادکردی است برای آنکه دلی دارد یا (به سخن) گوش میسپارد» سوره ق، آیه ۳۷.</ref> و نیز: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ}}<ref>«بدینگونه خداوند بر دل هر خویشبین گردنکشی مهر مینهد» سوره غافر، آیه ۳۵.</ref>. از آیاتی که دلالت بر رتبت والای [[قلب]] و اهمیّت آن دارد، این [[آیه شریفه]] است: {{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ}}<ref>«و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>؛ چراکه مراد از آن، آنست که [[خداوند]] خود [[قلوب]] [[مردمان]] را به دست دارد، و آن را همانگونه که خود میخواهد، دیگرگون میسازد. [[قلب]] را نیز به همین [[دلیل]] "[[قلب]]" خواندهاند، که تقلّبات و صورتهای گونه گونِ فراوانی میپذیرد. برخی بر آن رفتهاند که [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ}}<ref>«خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>؛ را اشارتی است به [[بندگان]] خاصّ [[حضرت حق]]، که آنان را ارادهای جز [[اراده]] او و خواستی جز از خواست او نیست؛ همانگونه که [[حضرت حق]] خود فرموده است: {{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند است، مخواهید که خداوند دانایی فرزانه است» سوره انسان، آیه ۳۰.</ref>. همین معنی، در [[حدیث شریف]] [[نبوی]] نیز آمده است: "[[قلب]] فرد [[مؤمن]]، در میان دو انگشت [[حضرت]] قرار دارد؛ او آن [[قلب]] را هرگونه که بخواهد دگرگون میفرماید"<ref>{{متن حدیث| قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَيْنَ إِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ الرَّحْمَنِ يُقَلِّبُهُ كَيْفَ یَشَاءَ}}؛ مرآة العقول، ج ۱۰، ص ۳۹۳ و ۳۹۴.</ref>؛ برخی دیگر از [[عالمان]] نیز، بر آن رفتهاند که منظور از این [[آیه شریفه]]، آنست که قوام و [[پایداری]] [[قلب]] [[انسان]]، به [[خداوند متعال]] است؛ از اینرو او از [[قلب]] [[انسان]] به او نزدیکتر است!. کوتاه سخن آنکه [[قلب]] را از آنرو "[[قلب]]" نامیدهاند، که هر لحظه در دیگرگونی و انقلابی تازه است؛ حال اگر در تصرّف [[شیطان]] باشد بواسطة خواطر [[شیطانی]] دگرگونی مییابد، و اگر در دست [[خداوند]] به جلّ وعلا! - باشد، بواسطة الهامها و عنایتهای خاصّ او تبدّل حال مییابد. بارخدایا! [[قلوب]] ما را در دستان پر مهر خویشگیر، و نیکیها را به ما [[الهام]] فرما، و با [[عنایات]] خاصّهات بر ما [[کرم]] نما!. | ||
# '''[[نفس]] مطمئنّه :''' در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«ای روان آرمیده! به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!؛ سوره فجر، آیه ۲۷-۲۸.</ref>. [[روح]] از آنرو "[[نفس]] مطمئنّه" خوانده شده، که انسانی که به مرحله [[یقین]] رسیده، از روحی مطمئن و غیر مضطرب برخوردار است؛ چرا که- همانگونه که پیش از این اشاره کردیم - | # '''[[نفس]] مطمئنّه :''' در [[قرآن کریم]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«ای روان آرمیده! به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!؛ سوره فجر، آیه ۲۷-۲۸.</ref>. [[روح]] از آنرو "[[نفس]] مطمئنّه" خوانده شده، که انسانی که به مرحله [[یقین]] رسیده، از روحی مطمئن و غیر مضطرب برخوردار است؛ چرا که- همانگونه که پیش از این اشاره کردیم - [[یقین]] [[ثبات]] [[فکر]] و [[اندیشه]] است و از اینرو وَهم را در آن هیچ تصرّفی نیست؛ بر این اساس میتوان گفت که مراد از [[نفس]] مطمئنّه، قلبی است که به مرحله [[یقین]] رسیده و اضطرابها و خواطر وهمی را به [[حریم]] آن راهی نمانده است. چنین نفسی تنها به دست [[خداوند متعال]] است و [[شرور]] شیطانهای جنّی و انسی به آن ضرری نخواهد رساند. | ||
# '''صدر :''' [[خداوند متعال]] فرموده است: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بیفروغ است)؟ بنابراین وای بر سختدلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref>. نیز در همین کتاب حیاتبخش میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي}}<ref>«(موسی) گفت: پروردگارا! سینهام را گشایش بخش * و کارم را برای من آسان کن * و گرهی از زبانم بگشای * تا سخنم را دریابند» سوره طه، آیه ۲۵-۲۸.</ref>. شاید [[روح]] را به آن جهت "صدر" نامیدهاند، که صدر: سینه. محلّ [[قلب]] است؛ از اینرو به گونه مجاز، [[روح]] واقع در [[قلب]] را به اعتبار محلّ آن صدر خواندهاند. [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ}}<ref>«بنابراین وای بر سختدلان در یاد خداوند!» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref> که بعد از عبارت [[مبارک]]: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref> وارد شده است، میتواند قرینهای بر درستی این سخن باشد. هرچند این سخن چندان برخوردار از صحّت نمینماید. چه چشم و [[عقل]] و [[خیال]] و... در شمار آلات و وسائلی است که [[روح]]، امور خود را بوسیله آنها [[تدبیر]] مینماید؛ هم ازینروست که در لغت [[عرب]]، از شرح صدر و سعه صدر سخن گفته میشود، امّا هیچگاه عبارت شرح [[قلب]] یا سعه [[عقل]] به کار برده نمیشود؛ از اینرو نمیتوان [[روح]] را هممعنای صدر و [[قلب]] دانست. | # '''صدر :''' [[خداوند متعال]] فرموده است: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است و او از پروردگار خویش با خود فروغی دارد (چون سنگدلان بیفروغ است)؟ بنابراین وای بر سختدلان در یاد خداوند! آنان در گمراهی آشکارند» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref>. نیز در همین کتاب حیاتبخش میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي}}<ref>«(موسی) گفت: پروردگارا! سینهام را گشایش بخش * و کارم را برای من آسان کن * و گرهی از زبانم بگشای * تا سخنم را دریابند» سوره طه، آیه ۲۵-۲۸.</ref>. شاید [[روح]] را به آن جهت "صدر" نامیدهاند، که صدر: سینه. محلّ [[قلب]] است؛ از اینرو به گونه مجاز، [[روح]] واقع در [[قلب]] را به اعتبار محلّ آن صدر خواندهاند. [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ}}<ref>«بنابراین وای بر سختدلان در یاد خداوند!» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref> که بعد از عبارت [[مبارک]]: {{متن قرآن|أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ}}<ref>«آیا کسی که خداوند دلش را برای اسلام گشاده داشته است» سوره زمر، آیه ۲۲.</ref> وارد شده است، میتواند قرینهای بر درستی این سخن باشد. هرچند این سخن چندان برخوردار از صحّت نمینماید. چه چشم و [[عقل]] و [[خیال]] و... در شمار آلات و وسائلی است که [[روح]]، امور خود را بوسیله آنها [[تدبیر]] مینماید؛ هم ازینروست که در لغت [[عرب]]، از شرح صدر و سعه صدر سخن گفته میشود، امّا هیچگاه عبارت شرح [[قلب]] یا سعه [[عقل]] به کار برده نمیشود؛ از اینرو نمیتوان [[روح]] را هممعنای صدر و [[قلب]] دانست. | ||
# '''[[نفس]] :''' در ذکر [[حکیم]] وارد شده است: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}}<ref>«و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بیبانگ بلند در گفتار، سپیدهدمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.</ref>. و نیز آمده است: {{متن قرآن|رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ}}<ref>«پروردگارتان به آنچه در درون شماست داناتر است» سوره اسراء، آیه ۲۵.</ref>. در وجه نامگذاریِ [[روح]] به "[[نفس]]"، میتوان گفت که از آنجا که از سوئی [[نفس]]، واقعیّت و [[حقیقت]] هر چیز است، و از سوئی دیگر، [[حقیقت انسان]] همان [[روح]] اوست که بدون او انسانیّت [[انسان]] متحقّق نمیشود، میتوان [[روح]] او را [[نفس]] او خواند؛ از همین روست که حکیمان بر آن رفتهاند که: "[[حقیقت]] هر شیء، به صورت آن و نه به مادّة او تحقّق مییابد؛ انسانیّت [[انسان]] نیز تنها به واسطه [[روح]] اوست که پدید میآید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص۳۵۳ ـ ۳۶۰.</ref>. | # '''[[نفس]] :''' در ذکر [[حکیم]] وارد شده است: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ}}<ref>«و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بیبانگ بلند در گفتار، سپیدهدمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.</ref>. و نیز آمده است: {{متن قرآن|رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ}}<ref>«پروردگارتان به آنچه در درون شماست داناتر است» سوره اسراء، آیه ۲۵.</ref>. در وجه نامگذاریِ [[روح]] به "[[نفس]]"، میتوان گفت که از آنجا که از سوئی [[نفس]]، واقعیّت و [[حقیقت]] هر چیز است، و از سوئی دیگر، [[حقیقت انسان]] همان [[روح]] اوست که بدون او انسانیّت [[انسان]] متحقّق نمیشود، میتوان [[روح]] او را [[نفس]] او خواند؛ از همین روست که حکیمان بر آن رفتهاند که: "[[حقیقت]] هر شیء، به صورت آن و نه به مادّة او تحقّق مییابد؛ انسانیّت [[انسان]] نیز تنها به واسطه [[روح]] اوست که پدید میآید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص۳۵۳ ـ ۳۶۰.</ref>. | ||